
خانه سینما با انتشار بیانیهای رسمی، حمایت قاطع خود را از درخواست مژده شمسایی، هنرمند و همسر بهرام بیضایی، مبنی بر لزوم چاپ و انتشار بدون سانسور تمامی آثار باقیمانده از این نویسنده و کارگردان فقید اعلام کرد. این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که طی دهههای گذشته، بسیاری از نمایشنامهها، پژوهشها و سناریوهای بیضایی با سد مستحکم نظارت و ممیزی روبرو بوده و یا در محاق توقیف ماندهاند. خانه سینما در بیانیه خود تأکید کرده است که آثار بیضایی بخشی جداییناپذیر از داراییهای ملی و هویت فرهنگی ایران است و ممانعت از انتشار آنها، آسیب جبرانناپذیری به غنای ادبی و هنری نسلهای آینده وارد میکند. این نهاد صنفی از مراجع ذیصلاح خواسته است تا با احترام به شأن هنری بیضایی، مسیر انتشار آثار او را هموار کنند.
درخواست مژده شمسایی که اکنون به یک مطالبه جمعی در میان اهالی فرهنگ تبدیل شده، بر این نکته تأکید دارد که میراث بیضایی نباید به سرنوشت آثارِ در حاشیه مانده دچار شود. بیضایی که در سالهای غربت نیز دست از خلق اثر نکشید، گنجینهای از دستنوشتهها و پژوهشهای سترگ درباره اساطیر و تاریخ نمایش در ایران به جا گذاشته است که انتشار آنها میتواند دریچههای نوینی را در مطالعات ایرانشناسی بگشاید. فعالان فرهنگی معتقدند که حمایت خانه سینما از این فراخوان، پیامی روشن به ساختار مدیریت فرهنگی کشور است که «سانسورِ پس از مرگ» هنرمند، نه تنها پذیرفتنی نیست، بلکه با مقاومت جدی بدنه صنفی و هنری کشور روبرو خواهد شد.
اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که به تاریخچه طولانی درگیری بیضایی با نهادهای نظارتی نگریسته شود. بسیاری از آثار کلیدی او همچون «طومار شیخ شرزین» یا «مجلس قربانی پنهان»، دهههاست که با محدودیت در چاپ یا اجرا مواجه بودهاند. حمایت خانه سینما نشاندهنده تغییر لحن نهادهای صنفی در دفاع از حقوق معنوی اعضای برجسته خود است. از نظر کارشناسان، آثار بیضایی به دلیل پیوند عمیق با زبان فارسی و هویت ملی، فراتر از سلیقههای سیاسی روز قرار دارند و حبس کردن این کلمات در کشوی میزها، جفایی تاریخی در حق حافظه جمعی یک ملت است.
واکنشهای مثبت به این بیانیه در فضای مجازی و محافل دانشگاهی، نشاندهنده اشتیاق نسل جوان برای دسترسی به آثار کامل بیضایی است. بسیاری از منتقدان بر این باورند که در غیاب حضور فیزیکی بیضایی، تنها راه ارتباطی جامعه با اندیشه او، همین کلمات و متونی است که در انتظار مجور نشر هستند. آنها هشدار میدهند که اگر این آثار در داخل ایران و به صورت قانونی منتشر نشوند، به زودی از طریق ناشران خارج از کشور یا به صورت غیررسمی در دسترس قرار خواهند گرفت که این خود گویای شکست دوباره سیاستهای حذفی در عصر ارتباطات خواهد بود.
در پایان، حمایت خانه سینما از فراخوان مژده شمسایی را میتوان نقطه عطفی در تلاش برای «اعاده حیثیت فرهنگی» از هنرمندانی دانست که در زمان حیات مورد بیمهری قرار گرفتند. این حرکت صنفی نشان داد که جامعه هنری ایران مصمم است تا از تکهتکهشدن و تحریف آثار بزرگان خود جلوگیری کند. اکنون توپ در زمین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است تا نشان دهد آیا پیامهای تسلیت رسمی مقامات، برآمده از احترامی واقعی به جایگاه بیضایی بوده است یا تنها حرکتی نمایشی برای تلطیف فضای عمومی؛ پاسخی که در گروِ صدور مجوز بیقید و شرط برای میراث مکتوبِ «بهرام بیضایی» نهفته است.
منابع مورد استفاده برای تدوین این گزارش:
این گزارش بر پایه خبر اختصاصی بیبیسی فارسی درباره بیانیه خانه سینما، متن فراخوان مژده شمسایی در شبکههای اجتماعی، گزارش تحلیلی سایت خبری-تحلیلی زیتون درباره وضعیت آثار توقیفی بیضایی و یادداشتهای منتشر شده در خبرنامه داخلی خانه سینما تنظیم شده است.