
گزارشهای میدانی و تحلیلهای اقتصادی از هفتمین روز اعتراضات، نشاندهنده گسستی عمیق در لایههایی است که پیشتر به عنوان پایگاههای سنتی ثبات شناخته میشدند. تأیید خبر کشتهشدن دستکم سه نفر در استان ایلام توسط خبرگزاری فارس، نه تنها نشاندهنده شدت خشونت در مناطق حاشیهای، بلکه گویای ناگزیری رسانههای رسمی در پذیرش ابعاد فاجعه برای جلوگیری از سقوط کامل اعتبار روایتهای دولتی است. این در حالی است که نفوذ سایه اعتراضات به قلب بازار تهران و دیگر شهرهای بزرگ، بُعد جدیدی از «فلجسازی سیستماتیک» را به تصویر میکشد. بازار که همواره دماسنج ثبات سیاسی در ایران بوده، اکنون با بستن کرکرهها و همراهی با فراخوانهای عمومی، پیامی صریح به هسته سخت قدرت مخابره کرده است: ناکارآمدی اقتصادی و تورم لجامگسیخته، دیگر فضایی برای صبوریِ طبقه بازرگان و کاسبان جزء باقی نگذاشته و مطالبات معیشتی به شکلی جداییناپذیر با خواستههای بنیادین سیاسی گره خورده است.
در ایلام، وقوع درگیریهای خونین و جانباختن معترضان، پرده از تاکتیک «محرومسازی و سرکوب» در مناطق مرزی برمیدارد. ایلام به عنوان یکی از محرومترین استانهای ایران، اکنون به کانون خشم معترضانی بدل شده است که چیزی برای از دست دادن ندارند. این تقابل خونین در غرب کشور، همزمان با زمزمههای اعتصاب در بخشهای تولیدی و توزیعی، حاکمیت را در یک منگنه دوجانبه قرار داده است؛ از یک سو فرسایش نیروهای امنیتی در جنگهای شهری و از سوی دیگر، خشک شدن منابع درآمدی و اختلال در چرخه عرضه و تقاضا. تحلیلگران بر این باورند که ورود عنصر «اقتصاد» به معادلات خیابانی، هزینهی سرکوب را به طور تصاعدی افزایش میدهد، چرا که بستن بازار و اعتصاب در صنایع، برخلاف تجمعات خیابانی، با گاز اشکآور و گلوله به سادگی قابل گشودن نیست و میتواند منجر به فروپاشی لایههای پشتیبانِ دولت شود.
شکاف میان وعدههای دولتی و سفرههای خالی، در روز هفتم به نقطهی جوش رسیده است. در حالی که رسانههای دولتی تلاش میکنند تا با تقلیل دادن اعتراضات به «اغتشاشات تحریکشده»، از ریشهیابی بحران بگریزند، واقعیتِ میدان حکایت از یک همبستگی طبقاتی بیسابقه دارد. همراهیِ لایههای سنتی بازار با جوانانِ معترض در خیابان، نشاندهنده فروپاشی قرارداد اجتماعی قدیمی است که در آن امنیت به بهای سکوت فروخته میشد. جانباختگان ایلام اکنون به سوختبارِ محرکِ اعتراضاتی بدل گشتهاند که در آن، هر گلولهی شلیک شده در مرز، پژواکی در بازارهای پایتخت مییابد. این گزارش نشان میدهد که ایران در آستانه تغییر فازی قرار گرفته است که در آن، حاکمیت نه تنها با یک «بحران مشروعیت» سیاسی، بلکه با یک «بحران بقا» در عرصه اداره امور روزمره و اقتصادی روبروست؛ بحرانی که با سرکوب فیزیکی نه تنها حل نمیشود، بلکه ابعاد آن به لایههای بازگشتناپذیر نفوذ میکند.
منابع مورد استفاده برای تدوین این گزارش: این نوشتار بر پایه گزارش تحلیلی یورونیوز فارسی پیرامون ابعاد اقتصادی اعتراضات در روز هفتم، تاییدیه خبرگزاری فارس درباره تلفات ایلام، گزارشهای میدانی بیبیسی فارسی از وضعیت بازار تهران و مستندات آماری سازمان حقوق بشری هرانا درباره هویت جانباختگان در مناطق مرزی تنظیم شده است.