وقتی آینده حذف می‌شود، گذشته شعار می‌شود

چهارشنبه, 17ام دی, 1404
اندازه قلم متن

 حمید آصفی 

صدای سلطنت، فریاد آینده‌ای است که ساخته نشد

سلطنت به‌مثابه نشانه‌ی فروپاشی تخیل سیاسی

نه به‌خاطر تاج؛ به‌خاطر تهی‌شدن افق

صدای سلطنت از خیابان نمی‌آید؛ از فروپاشی معنا می‌آید

✍️ آن‌چه امروز در شعارها شنیده می‌شود، بازگشت به تاج نیست؛ فرار از بن‌بست است. جامعه‌ای که راه ندارد، عقب می‌رود؛ نه از سر علاقه، از سر اجبار. این عقب‌گرد، انتخاب نیست؛ واکنش عصبیِ یک بدن سیاسیِ خسته است که دیگر به نسخه‌ها پاسخ نمی‌دهد.

✍️ چند دهه تمام، به جامعه گفته شد «صبر کن». صبر کرد. گفته شد «اصلاح می‌شود». اصلاح نشد. گفته شد «بدتر نشود کافی‌ست». بدتر شد. سپس گفتند «بدیل نداریم». و این دقیقاً لحظه‌ای بود که خیابان، بدیل را خودش ساخت؛ نه با عقلانیت کلاسیک، بلکه با غریزه بقا.

✍️ شعار سلطنت‌خواهانه، اعلام عشق به پهلوی نیست؛ اعلام انزجار از جمهوری اسلامی است. این شعار نه پروژه است، نه برنامه، نه حتی باور منسجم. این فریادِ «نه» است، وقتی هیچ «آری»ی در دسترس نیست. جامعه وقتی ابزار ندارد، از نماد استفاده می‌کند. نمادها زبان اضطرارند، نه زبان آینده.

✍️ نسلی که امروز فریاد می‌زند، نه زندان ساواک را دیده، نه جشن‌های ۲۵۰۰ ساله را لمس کرده. این نسل، با تاریخ کار ندارد؛ با مقایسه کار دارد. او دو تصویر می‌بیند: اکنونِ فرسوده و گذشته‌ای که ــ فارغ از واقعیتش ــ «کمتر فروپاشیده» به نظر می‌رسد. انتخاب میان بد و بدتر، ذهن را به سمت «کمتر بد» هل می‌دهد. این نوستالژی نیست؛ این حساب‌وکتابِ ساده‌ی بقاست.

✍️ مشکل اصلی نه سلطنت‌طلبی است، نه جمهوری‌خواهی، نه سکولاریسم، نه هر برچسب دیگر. بحران، بحرانِ «بدیلِ باورپذیر» است. سیاست ایران سال‌هاست از کمبود تخیل رنج می‌برد. همه یا در گذشته گیر کرده‌اند یا در وعده‌های بی‌سررسید. وقتی افق تهی شود، جامعه به عقب نگاه می‌کند، چون جلو چیزی نمی‌بیند.

✍️ اپوزیسیون رسمی، سال‌هاست یا در حال اثبات پاک‌دستی اخلاقی خود است یا سرگرم تسویه‌حساب‌های قبیله‌ای. خیابان اما عجله دارد. خیابان برنامه‌ی پنج‌ساله نمی‌خواهد؛ نشانه می‌خواهد. نشانه‌ای که «پایان این وضعیت» را فریاد بزند. سلطنت، در این معنا، پایانِ جمهوری اسلامی است، نه آغازِ نظم نوین.

✍️ رسانه‌ها و شبکه‌ها هم بیکار ننشسته‌اند. روایت‌های ساده، شخص‌محور و فوری را تقویت کرده‌اند، چون سیاست پیچیده فروش ندارد. خیابان، توضیح نظری نمی‌خواهد؛ شعار می‌خواهد. سیاستِ اینستاگرامی، سیاستِ یک‌کلمه‌ای است. و سلطنت، دقیقاً همان یک کلمه است: کوتاه، تیز، قابل فریاد.

✍️ اما خطر همین‌جاست. وقتی نفی جای اثبات را بگیرد، وقتی «نه» جای «چه می‌خواهیم» را پر کند، جامعه مستعد خطا می‌شود. نه لزوماً خطای تاریخی، بلکه خطای راهبردی. زیرا هر نمادی که فقط بر نفرت سوار شود، اگر به برنامه وصل نشود، می‌تواند فردا خودش به بن‌بست تازه بدل شود.

✍️ صدای سلطنت، زنگ خطر است؛ نه زنگ پیروزی. زنگ خطری برای همه‌ی آن‌هایی که سال‌ها با کلمات شیک و پروژه‌های بی‌ریشه، میدان را خالی کردند. اگر بدیلِ عقلانی، شفاف، قابل لمس و زمان‌دار ساخته نشود، خیابان باز هم به ساده‌ترین نماد پناه می‌برد؛ امروز تاج، فردا هر چیز دیگر.

✍️ مسئله این نیست که مردم چه می‌خواهند؛ مسئله این است که چه چیزی برای خواستن در دسترس آن‌ها گذاشته نشده است.

✍️ تا وقتی افق ساخته نشود، صداها از گذشته می‌آیند. نه چون گذشته زیباست؛ چون آینده غایب است.

#حمیدآصفی

https://t.me/hamidasefichannel2

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها: , ,

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.