
هشدار: خواندن این گزارش ممکن است برای برخی آزاردهنده باشد.
یک شاهد عینی، از تصاویر هولناکی که پنجشنبه شب ۱۸دی۱۴۰۴ با چشمهای خود از «کشتار هدفمند» مردم در محله «تهرانپارس» تهران دیده به «ایران وایر» گفته است.
او که به تازگی از ایران خارج شده، به ایران وایر گفته است که صبح جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ مقابل «بیمارستان تهرانپارس» تلی از جسدهای مردمی را دیده که حتی داخل «کاور» هم قرار داده نشده بودند. این فرد، صحنههایی که در روزهای پنجشنبه و جمعه دیده را «کابوس ابدی» زندگیاش دانست.
شاهد عینی به ایران وایر گفته است که پنجشنبه عصر همراه با سه عضو خانوادهاش در محله تهرانپارس به جمعیت معترض میپیوندد: «تعداد جمعیت قابل توصیف نبود. نمیگویم تخریب نمیکردند، آتش نمیزدند، اما این خبرهایی که در صداوسیما منتشر شد که معترضان مسلح بودند واقعا عذابآور است. من اولین اسلحه را دست نیروهای امنیتی دیدم. تعدادشان دقیقه به دقیقه بیشتر میشد. فکر میکردیم برای ارعاب است و جمعیت آن قدر زیاد است که امکان سرکوب هم ندارند. تا اینکه شلیکها شروع شد. من به چشم خودم دیدم در صفهای جلویی مردم به زمین میافتادند. ما به کوچههای فرعی فرار کردیم.»
او در تشریح کوتاهی از چگونگی کشتار مردم توسط نیروهای امنیتی به ایران وایر گفته است که نیروهایی با پوششهای یک دست سیاه و لباس شخصیها، مردم را در خیابان و کوچههای فرعی تعقیب میکردند تا به آنها شلیک کنند: «همه جیغ میزدند و میدویدند. من دیدم انتهای کوچه زنی ۳۰ تا ۳۵ ساله دستهایش را بالا برد و فریاد زد تسلیمم نزن، نزن. ولی همان لحظه مامور یگان ویژه از فاصله دو متری به صورتش شلیک کرد.»
او گفته دو عضو خانوادهاش از ناحیه دست و پا مجروح شدهاند اما ترجیح دادند به بیمارستان نروند: «ما شانس آوردیم که خانهمان نزدیک بود. تا صبح صدای تیراندازی میآمد. صدای رگبار بود. جمعه صبح خواستیم به بیمارستان تهرانپارس برویم. تمام خیابانها جای خون بود و بوی خون و دود میداد. وقتی جلوی بیمارستان رسیدیم، برگشتیم. از جسدها روی هم جلوی بیمارستان یک تپه درست کرده بودند. خونآب بود که توی جوب میریخت. شما هیچ وقت نمیفهمید ما چه چیزهایی دیدیم.»
او از زندگی در روزهای پس از سرکوب جمهوری اسلامی میگوید: «فقط نفس میکشیدیم. مرغ کیلویی ۴۰۰هزار تومان، البته اگر پیدا شود. تخممرغ شانهای ۵۰۰ هزار تومان. آن را هم وزن میکنند و تحویل میدهند. چیزی به اسم خرید و فروش دلار دیگر نداریم. سطح زندگی هر کسی که فکرش را بکنید در همین دو هفته ۱۰ پله سقوط کرده است. باز هم مهم نیست؛ من هر روز دارم به تصویر آن جنازههای روی هم گذاشته شده روبروی بیمارستان تهرانپارس فکر میکنم. مشخص بود که میخواهند مردم را بترسانند و بگویند بیایید تا باز هم بکشیم.»