اندر حكايت “مُطرب” و مُفتى!

Wednesday, 19th November, 2014
اندازه قلم متن

mohammad_javad_akbarain

آورده‌اند كه در جريان تحريم تنباکو توسط ميرزاى شيرازى، منيرالسلطنه از همسران غيردائم ناصرالدين شاه (و به روايتى، ديگر همسران او نيز) از دستور مُفتى تبعيت کرد و زمانى که يکى از ملاقات‌کنندگان او در سراى منيريه، چپق كشيد معترض شد: “ميرزا استعمال توتون را حرام فرموده” و تلاش برخى براى تغيير نظر منيرالسلطنه در اين‌باره مقبول نيفتاد.

حالا فرض كنيد ماجرا برعكس بود و نه تنها مردم بلكه همسر و فرزندان ميرزاى شيرازى در خانه‌ى او هم به اين نظر بى‌اعتنايى مى‌كردند و چپق مى‌كشيدند! ميرزا چه مى‌توانست بكند؟

يا بايد مريدان را حكم مى‌داد كه آرام از خانواده و مردم بربايند يا بايد مى‌گفت تكليف‌اش را انجام داده و وظيفه از او ساقط است چون كسى تره به محاسن مبارك خُرد نمى‌كند!

و باز فرض كنيد ميرزاى شيرازى، حاكم جامعه بود و اين اتفاق مى‌افتاد؛ در آن صورت يا بايد قشون‌كشى مى‌كرد و با جماعتى از جنس “گشت ارشاد” چپق‌سوزان راه مى‌انداخت و يا مى‌پذيرفت رعيت قبولش ندارند و اگر كنار نمى‌كشيد حداقل در اين مورد اجبار نمى‌كرد و دست از سر دين و دنياى مردم برمى‌داشت تا “حاكم جبّار” نباشد.

اين مقدمه را آورده‌ام تا به مراد اصلى اين يادداشت بپردازم:

در تشييع پيكر مرحوم مرتضى پاشايى، دهها هزار نفر از مردم در نقاط مختلف كشور جمع شدند و ترانه‌هاى اين خواننده‌ى پاپ كشورمان را همخوانى كردند و نشان دادند كه با موسيقى، آن هم از نوع غيرسنتى‌اش “زندگى” مى‌كنند.

اين در حالى است كه مُفتىِ قصه‌ى ما اين بار آقاى خامنه‌اى است كه بارها نه تنها موسيقى و ترويج آن را “مغاير اهداف انقلاب اسلامى” خوانده بلكه “خواننده” را “مطرب” ناميده و او را در رديف “آدم‌هاى فاسد” قرار داده!

او در پاسخ به استفتاء شماره‌ى ١١٤٥ از مجموعه‌ى استفتائاتش نوشته: “ترویج موسیقى با اهداف عالیه نظام مقدس اسلامى سازگار نیست” و در پاسخ به پرسشى درباره‌ى آموزش موسيقى هم تأكيد كرده “به طور کلی ترویج موسیقی و آلات آن با هدف‌هاى نظام اسلامی منافات دارد.”

آقاى خامنه‌اى طىّ يك سخنرانىِ انتقادى به سياست‌هاى آموزش عالى در دوران وزارت دكتر مصطفى معين در كابينه‌ى سيد محمد خاتمى هم گفته: “از آقای دکتر معین باید سوال کنیم که این مصوبات (اسلامى كردن دانشگاهها) چندتاش و چگونه در دانشگاه اجرا شد؟ من به ایشان گفتم من اعتراض دارم… یعنی الان در دانشگاههای کشور ترویج موسیقی مى‌شود، نبايد بشود، ترویج موسیقی یک کاری‌ست بر خلاف مذاق اسلام…”

بعد از وقايع سال ٨٨ هم در ٢٢ آذرماه همان سال در جمع روحانيون، درباره كسانى كه آنها را “فتنه‌گر” خوانده گفته است:

“وقتى مى‌بينند هر چه آدم فاسد… رقاص و مطرب فرارى از آنها حمايت مى‌كند بايد متنبّه شوند و خودشان را بكشند كنار و بگويند ما با اينها نيستيم…”.

از اينها گذشته در طول ربع قرن رهبرى او، بسيارى از گروههاى موسيقى به فعاليت‌هاى زيرزمينى روى آوردند يا از كشور خارج شدند و تنها تعداد كمى از آنها توانستند از فيلترهاى “نظام” عبور كنند.

نكته اينجاست كه در تجربه‌ى همنوايى و همراهى مردم با مرحوم مرتضى پاشايى، كار بدانجا رسيد كه رسانه‌هاى اصولگرا بيش از ديگران به ستايش اين خواننده‌ى پاپ پرداختند و دهها بار آثار پاشايى و تصاوير همنوايى مردم با ترانه‌هايش را بازنشر كردند؛ آيا رفتار خبرگزارى‌هاى امنيتى، نظامىِ نظام و صدا و سيماى منصوب و منسوب به او با آثار آن مرحوم، مصداق “ترويج موسيقى” نبود و با “اهداف نظام اسلامى” منافات نداشت؟

وقتى حتى پيروان رهبر جمهورى اسلامى در رسانه‌هاى زير نظر خانه‌ها و نهادهاى تابع او هم سر بزنگاه، نشان مى‌دهند كه نظر او را جدى نمى‌گيرند چه بايد كرد؟

تازه، آن دسته از اهالى موسيقى كه در خارج از كشور از جنبش سبز حمايت كردند مگر جز خوانندگان متين و موجّهِ موسيقى سنتى و پاپ كشور بودند كه مجبور شدند در “موسيقى‌سوزانِ” دهه‌هاى اخير، كشور را ترك كنند و حالا “فاسد و مُطرب فرارى” خوانده شوند؟

برمى‌گردم به فرض‌هاى نخستين اين يادداشت؛ آيا بهتر نيست به جاى اينكه به وزير و وكيل عتاب كند كه “ترويج نبايد

بشود” و به اسم معروف و منكر، دست “ارشاد و گشت ارشاد” و جريان‌هايى از اين دست را در اين “موسيقى‌سوزان” باز بگذارد، دست از سر دين و دنياى مردم بردارد و حداقل در اين زمينه، “حاكم جبّار” نباشد؟

بهتر نيست مردم مجبور نباشند علائق خود را در مرگ جماعتِ به قول ايشان “مُطرب” نشان دهند و بتوانند در حيات و حضور همه‌ى اصحاب و ارباب موسيقى كشور، صداى دلتنگى‌ها و عاشقانه‌هاى خود را “زندگى” كنند؟

از: روز


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.