چنگیز عباسی: از «ملوک‌الطوایفی» تا «تکنولوژی حکمرانی»: تبیین ماهیت فدرالیسم مدرن

چهارشنبه, 15ام بهمن, 1404
اندازه قلم متن

نویسنده: چنگیز عباسی

یکی از چالش‌های اساسی در تحلیل‌های سیاسی معاصر ایران، تمایل به ساده‌سازی مفاهیم مدرن و انطباق نادقیق آن‌ها با الگوهای سنتی است. بارزترین نمونه این رویکرد، تقلیل مفهوم فدرالیسم به نظام منسوخ ملوک‌الطوایفی است؛ مغالطه‌ای که نه تنها از نظر تاریخی نادقیق است، بلکه از نظر تئوریک نیز دچار «خطای مقوله‌ای» می‌باشد.

​۱. تفاوت ماهوی: انقلاب در محتوا، نه تغییر در نام

​بسیاری از فرم‌های جدید سیاسی، صرفاً نام‌های جدید برای پدیده‌های قدیمی نیستند، بلکه اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها واجد محتواهای کاملاً نوین‌اند. همان‌طور که نمی‌توان هواپیما را صرفاً «اسب بالدار» یا نسخه‌ای جدید از «قالیچه پرنده» دانست، فدرالیسم را نیز نمی‌توان نسخه بازسازی‌شده ملوک‌الطوایفی قلمداد کرد.

​هواپیما اگرچه در هدف (جابجایی) با اسب یا گاری مشترک است، اما در محتوا، قوانین حاکم و زیرساخت، یک گسست کامل از گذشته است. فدرالیسم نیز یک تقسیم‌بندی قبیله‌ای یا ملوک‌الطوایفی نیست، بلکه یک تکنولوژی حکمرانی مدرن است که بر پایه حاکمیت قانون و تفکیک عمودی قدرت بنا شده است؛ محتوایی جدید که فهم آن نیازمند هوش سیاسی و عبور از کلیشه‌های سنتی است.

​۲. تجارب جهانی: ققنوس آلمانی و رفاه سوئیسی

​تجربه کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که فدرالیسم نه عامل تضعیف، بلکه ضامن توسعه متوازن و بازسازی ملی است:

  • آلمان: این کشور که در سال ۱۹۴۵ ویرانه‌ای از خاکستر جنگ بود، با تکیه بر ساختار فدرال (Länder) توانست توازنی پایدار میان قدرت مرکزی و ایالتی ایجاد کند. این ساختار مانع از ظهور مجدد استبداد شد و ایالت‌ها را به موتورهای محرک اقتصاد ملی بدل کرد.
  • سوئیس: الگوی همزیستی و رفاه که در آن کانتون‌ها در چارچوب یک میثاق ملی، در ارائه بهترین خدمات و نرخ‌های مالیاتی با هم رقابت می‌کنند.
  • ایالات متحده: ایالت‌ها در این نظام به عنوان «آزمایشگاه‌های دموکراسی» عمل می‌کنند که نوآوری‌های مدیریتی را از پایین به بالا به کل کشور تسری می‌دهند.

​۳. تغییر جهت بردار قدرت: دموکراسی واقعی در مقابل تمرکزگرایی

​تفاوت بنیادین فدرالیسم با ملوک‌الطوایفی در «منشأ تشکیل قدرت» است. در نظام‌های مرکزگرا، دولت معمولاً از میان «رجال مرکزنشین» تشکیل می‌شود که می‌خواهند اراده مرکز را بر «حاشیه» تحمیل کنند. در چنین حالتی، حاشیه همواره به عنوان یک «موضوعِ حکم‌رانی» یا یک «تهدیدِ امنیتی» نگریسته می‌شود.

​اما در نظام‌های فدرال، دولت مرکزی از نمایندگان برگزیده حاشیه تشکیل می‌شود. این یعنی تحقق دموکراسی واقعی؛ جایی که مردم از طریق نمایندگان منطقه‌ای خود بر خویشتن حکومت می‌کنند، نه اینکه مرکز بر آن‌ها حکم براند. در این الگو، مرکز چیزی جز تبلور اراده جمعی تمامی مناطق کشور نیست.

​۴. پاسخ به مغالطات رایج در ایران

​ادعای اینکه فدرالیسم همان ملوک‌الطوایفی است، ناشی از ترس از فروپاشی در نبودِ «مشت آهنین» است. واقعیت این است که تمرکزگرایی مفرط و تبعیض ناشی از آن، بزرگترین محرک گسست است. فدرالیسم با ایجاد «عدالت توزیعی»، منافع اقتصادی و عاطفی اقوام و مناطق را به «کلِ ملی» گره می‌زند. وقتی شهروندان مدیریت منابع محلی خود را در دست داشته باشند، انگیزه‌ای برای واگرایی نخواهند داشت.

​نتیجه‌گیری

​دفاع از فدرالیسم، دفاع از تضعیف ایران نیست؛ بلکه دفاع از علمی کردنِ حکمرانی در کشوری است که تنوع آن فراتر از توان مدیریت یک مرکزِ واحد و فرسوده است. گذر از «اسب و گاریِ» تمرکزگرایی به «هواپیمای» فدرالیسم، نه یک انتخاب فانتزی، بلکه یک ضرورت برای بقا و رسیدن به توسعه ملی است.

​منابع و مآخذ جهت مطالعه بیشتر:

  1. Hamilton, A., Madison, J., & Jay, J. The Federalist Papers. (بویژه مقالات ۱۰ و ۵۱ در باب ضرورت تقسیم قدرت).
  2. Elazar, Daniel J. Exploring Federalism. University of Alabama Press. (تبیین تفاوت فدرالیسم با سیستم‌های پیشامدرن).
  3. Gunlicks, Arthur B. The Länder and German Federalism. Manchester University Press. (بررسی نقش فدرالیسم در توسعه آلمان).
  4. Weingast, Barry R. The Economic Role of Political Institutions. (تبیین مفهوم فدرالیسم حافظ بازار و توسعه اقتصادی).
  5. بشیریه، حسین. آموزش دانش سیاسی. (مباحث مربوط به نهادسازی و دموکراسی).
  6. نقیب‌زاده، احمد. سیاست و حکومت در اروپا. (تحلیل تطبیقی ساختارهای سیاسی).

 

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.