
منوچهر تقوی بیات
فرصت طلب، سودجو یا اپورتونیست کسی است که در شرایط ویژه ای برای گرفتن ماهی از آب گل آلود و سوء استفاده از موقعیت های ناگهانی وارد عمل می شود. دست به کارهایی می زند که بی پایه و زودگذر هستند که بیشتر با انگیزههای سود شخصی بدون در نظر گرفتن منافع مردمان یک کشور انجام میشود. فرصت طلب ها یا سودجوها کسانی هستند که در سی یا چهل سال گذشته به عیش و نوش یا کار و کاسبی خود سرگرم بوده اند، امروز که خون هزاران انسان بی گناه به دستور استعمارگران و نوکران داخلی آن ها به خاک ریخته شده است، می کوشند این جانبازی ها و فداکاری ها را به سود خود مصادره کنند. از روزی که فرمان مشروطه صادر شده یعنی بیش از سد و بیست سال است که استعمارگران، شاه ها، آخوندها و سیاست بازان سود جو و ضد مردمی با کودتاها و کشتارهای بیرحمانه از فرمانروایی راستین مردمان کشور ما جلوگیری کرده اند. هنوز مرکب فرمان مشروطیت خشک نشده بود که آخوندهایی مانند شیخ فضل الله نوری با قانون به ستیز برخواستند و محمدعلی شاه با پشتیبانی انگل ها و شازده ها مجلس شورای ملی را به توپ بست و به قلع و قمع آزادی خواهان پرداخت. در درازی این سال ها همیشه گروهی خائن و سود جود برای به قدرت رسیدن و غارت مردم بی گناه از هیچ گونه خیانت و آدمکشی کوتاهی نکرده اند و نمی کنند.
این کسان به هرج ومرج و اغتشاش اجتماعی دامن میزنند و حرکاتشان خاستگاه آرمانی و ملی ندارد. آن ها با گفتارها و رفتارهایی همچون خود نمایی، آرایش و پوشش مردم فریب و برخی نمایش های فریبکارانه و دروغین خود را به زور به مردمان می پذیرانند و سربار، سردار و رهبر می شوند. در برخوردها و خیزش های کشور نقش منفی بازی میکنند. این کارها موجب افسردگی، چند دستگی و ناامیدی مردمان کشور می شود. ناامیدی هایی که در سراسر تاریخ مدرن میهن ما پدید آمده است.
این گونه مردمان، تن به کار تولیدی نمیدهند و چون ثروت و قدرت غیبی و نامرئی دارند به چپاول توده های مردم می پردازند. این ها واژگونه ی آن کسان راستینی هستند که جانفشانی می کنند و با تلاش و فداکاری بار سنگین تولید جامعه و کمک به مردمان را به دوش می کشند و آسایش ورفاه و ثروت جامعه را تولید می کنند در جایی که سود و تلاش های این مردمان راستین و دست رنجشان به جیب همان نامردمان، همان پول دارهایی میرود که تن به کار تولیدی نمیدهند. از نظر سیاسی اینان در شهرهای بزرگ زندگی می کنند. با دسیسه های همین گونه انگل ها هویت اجتماعی جامعه آسیب می بیند، ناهنجاری های اجتماعی، انسجام فرهنگی و خانوادگی از میان می رود و همچنین واگرایی فرهنگی، افزایش فاصله بین فرهنگ راستین و فرهنگ روزانه، بیهویتی، افسردگیهای اجتماعی، بیم از آینده، ناهنجاری های شغلی و تحصیلی رشد کرده و افزایش مییابد و این امر نقطه آغاز خطری برای همگان، فرهنگ و هستی شهروندان و آینده ی کشور به شمار می آید.
این گروه با ویژگی های دیگری هم شناخته میشوند: کسان یا ناکسانی بدون شغل ویژه، بی مایه، مردمانی بدون جایگاه تولیدی ویژه که میزان سرمایه ی فرهنگیشان بستگی دارد به اینکه در چه جایی از جامعه هستند و هرگز هم منکر این نیستند که در تولید اجتماعی شرکت نکرده و یا نمی کنند.
برخی از این گروه ها هواخواه پادشاهی بوده و سلطنت طلب هستند و در کودتاهای سلطنت طلبها شورشی ها را کمک می کنند و تاج بخش هم میشوند. این گروه بیشتر از سرمایه دارها و دزدها پشتیبانی می کنند. این گونه نامردمان همچون آدم های متشخص و ملی خود را متعهد به ملت و آئین مرسوم نشان میدهند، اما در نهایت نقش آن ها حفاظت از منافع حاکمیت است. اگر قیام مردم جدی باشد دوش به دوش حاکمیت بر ضد مردم وارد عمل میشوند. دعوای آنها بر سر چپاول مردم است.
شعبان بیمخ، طیب، حسین رمضان یخی، برادران رشیدیان، سرتیپ باتمانقلیج نمونه هایی از این انگل ها بودند که در دوران پهلوی نقش برجسته ای در برهم زدن نظم و رشد دموکراسی داشتند. این گونه انگل ها تهدیدی جدی برای نخبگان و میهن دوستان بودند و هستند؛ برای نمونه کشتن احمد کسروی و دکتر حسین فاطمی به دست این گونه مزدوران انجام شده است. این ها در کودتای ۲۸ مرداد و سقوط دولت ملی دکتر مصدق نقش اساسی داشتند.
فرصت طلب ها، به رأی و قدرت مردمان باور ندارند، به دنبال سرکردگانی هستند که آن ها را هدایت و منافع آن ها را تأمین کنند. دارایی و ثروت اینان از راه های نابهنجار مانند دزدی، اختلاس، باج گری، غارت دارایی های دیگران یا زد و بندهای با مقامات دولتی به دست می آید. آن ها همیشه از حاکمیت و قدرتمندان حکومتی پشتیبانی می کنند. مردم به این انگل ها، لات یا اوباش هم می گویند. حتا اگر بتوانند جایگاه اجتماعی بالایی مانند وزارت، تجارت، وکالت، دکتری، مهندسی داشته باشند. شگفت انگیز است که در کشورهای واپس نگه داشته شده این انگل ها و ناکسان هستند که روند تاریخی را دیگرگون می سازند و به سوی واپس گرایی می کشانند.
منوچهر تقوی بیات