مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان: از «تنشِ فرسایشی» تا «توافقِ اجتنابی»

یکشنبه, 23ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

 حمید آصفی

آنچه امروز در جریان است، یک دور معمولی از مذاکرات نیست.

با یک «بازچینش راهبردی» مواجه‌ایم.

گزارش‌هایی که از پیشرفت مذاکرات منتشر می‌شود، اگرچه ممکن است در ظاهر اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما در یک نکته کلیدی ریشه دارد: این دور، با همه دورهای قبلی متفاوت است. تفاوت نه در جزئیات، بلکه در ساختار، ترکیب و سطح تصمیم‌گیری است.

اولین نشانه این تفاوت، «جامع‌شدن مذاکرات» است.

برای نخستین‌بار، طرفین صرفاً بر یک پرونده متمرکز نیستند، بلکه تلاش می‌کنند همه حوزه‌های اختلاف را در یک بسته واحد مدیریت کنند. این تغییر، به‌معنای عبور از مدل «توافق‌های مقطعی» به سمت «معماری توافق راهبردی» است؛ مدلی که اگر شکل بگیرد، می‌تواند پایدار  باشد.

دومین عامل، «ارتقای سطح هیئت‌ها» است.

حضور چهره‌هایی در سطح تصمیم‌سازی کلان، به‌ویژه ترکیب هم‌زمان نیروهای دولتی و امنیتی، نشان می‌دهد که مذاکرات از فاز تاکتیکی عبور کرده و وارد فاز «تصمیم‌گیری نهایی» شده است. این فقط یک گفت‌وگو نیست؛ این یک مذاکره با پشتوانه قدرت واقعی درون ساختار است.

به بیان دقیق‌تر، ما با نوعی «اجماع درون‌حاکمیتی مدیریت‌شده» روبه‌رو هستیم.

سومین تفاوت، «مستقیم‌شدن مذاکرات» است.

مدل‌های قبلی مبتنی بر واسطه‌گری چندلایه و پیام‌رسانی غیرمستقیم بود. اما اکنون، طرفین عملاً در یک میدان مشترک گفت‌وگو می‌کنند. این تغییر، صرفاً فنی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده افزایش سطح اعتماد حداقلی برای ورود به فاز تصمیم است. مذاکره مستقیم، هزینه عقب‌نشینی را بالا می‌برد، اما در عوض، سرعت رسیدن به نتیجه را افزایش می‌دهد.

اما مهم‌ترین عامل، «زمینه پساجنگ» است.

این مذاکرات در خلأ شکل نگرفته است. پس از دوره‌ جنگ دوازده روزه و جنگ ۳۹، هر دو طرف به یک جمع‌بندی رسیده‌اند: ادامه مسیر تقابل، پرهزینه و فاقد دستاورد قطعی است.

ایران به این درک رسیده که برخی اهداف، در چارچوب فعلی قابل تحقق نیست.

در مقابل، ایالات متحده نیز دریافته که تغییر ساختار از طریق فشار حداکثری، نه عملی است و نه کم‌هزینه.

این نقطه، همان چیزی است که می‌توان آن را «واقع‌گرایی پس از فرسایش» نامید.

در کنار این، یک متغیر مهم دیگر نیز وجود دارد: «انعطاف‌پذیری جدید در سیاست هسته‌ای ایران».

نشانه‌ها حاکی از آن است که سطح سخت‌گیری‌های پیشین کاهش یافته و امکان ورود به سازوکارهای میانه افزایش پیدا کرده است. این تغییر، اگر با یک بسته اقتصادی و امنیتی همراه شود، می‌تواند مسیر توافق را هموار کند.

در سطح داخلی نیز، یک نکته تعیین‌کننده وجود دارد: «هم‌راستایی بلوک نظامی با روند مذاکرات».

حضور چهره‌های نظامی در ترکیب هیئت مذاکره‌کننده، به این معناست که توافق احتمالی، از پیش با ملاحظات امنیتی تنظیم شده است. به عبارت دیگر، این مذاکرات بدون در نظر گرفتن خطوط قرمز نهادهای قدرت پیش نمی‌رود.

این موضوع، احتمال پذیرش توافق در داخل ساختار را افزایش می‌دهد.

با این حال، یک گره همچنان باقی است: «پرونده موشکی».

این حوزه، به‌عنوان خط قرمز تعریف شده و نشانه‌ای از آمادگی برای ورود به آن در کوتاه‌مدت دیده نمی‌شود. این یعنی توافق احتمالی، اگر شکل بگیرد، یک «توافق مرحله‌ای با تعویق موضوعات حساس» خواهد بود.

با کنار هم قرار دادن این عوامل، می‌توان به یک جمع‌بندی رسید:

احتمال دستیابی به توافق، بیش از گذشته است، اما این توافق، نه یک «توافق ایده‌آل»، بلکه یک «توافق اجتنابی» خواهد بود؛ توافقی برای جلوگیری از بازگشت به جنگ، نه برای حل کامل همه اختلافات.

سناریوی جایگزین نیز روشن است:

عدم توافق، به‌معنای بازگشت به درگیری مجدد است. این درگیری ویرانگر تقریباً قطعی خواهد بود.

در چنین شرایطی، آنچه تعیین‌کننده است، نه فقط اراده طرفین خارجی، بلکه نحوه تعریف «منافع ملی» در داخل ایران است.

اگر این منافع بر پایه «کاهش هزینه‌ها و حفظ ظرفیت‌ها» تعریف شود، مسیر توافق هموارتر خواهد شد.

https://t.me/hamidasefichannel2

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.