
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بهتازگی به فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپا اضافه شده، با برگزاری رزمایش دریایی “کنترل هوشمند تنگه هرمز” از روز دوشنبه ۲۷ بهمن، بار دیگر توجه جهانی را به این آبراه حیاتی نفت معطوف کرد.
روابط عمومی سپاههدف رزمایش را “بررسی آمادگی یگانهای عملیاتی برای مقابله با تهدیدات نظامی احتمالی” اعلام کرده است. این مانور همزمان با ادامه مذاکرات هستهای در ژنو و افزایش قابل توجه حضور نظامی ایالات متحده در منطقه انجام شده و نگرانیهای گستردهای را برانگیخته است.
واشنگتن پیشتر با اعزام دو ناوگروه رزمی پیشرفته به منطقه هشدار داده بود که هرگونه سرسختی ایران در مذاکرات هستهای با “پیامدهای احتمالی فاجعهبار” همراه خواهد بود. در مقابل، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، روز سهشنبه ۲۸ بهمن در سخنرانی خود ادعا کرد که ایران قادر است ناوهای آمریکایی را “به قعر دریا بفرستد”.
این رویدادها بار دیگر پرسش همیشگی را به صدر اخبار بازگردانده است: آیا جمهوری اسلامی واقعاً توان مسدود کردن کامل این گلوگاه حیاتی اقتصاد جهان را دارد؟ و واکنش احتمالی جامعه بینالمللی به هر اقدامی در این راستا چه خواهد بود؟
دویچه وله فارسی برای بررسی دقیق این موضوع با دو کارشناس به گفتوگو نشسته است؛ حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه و پژوهشگر بنیاد علم و سیاست در برلین و شاهین مدرس، تحلیلگر مطالعات امنیتی در رم ایتالیا.

رویکرد “کنترل هوشمند” به جای انسداد کامل
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه توضیح میدهد که دیدگاه سنتی بر مینگذاری تنگه هرمز متمرکز است و میتواند “ترانزیت دریایی، بهویژه ترانزیت نفتی، را در منطقه با اختلال جدی روبرو کند”.
با این حال او رزمایش اخیر را نشانهای از رویکردی نوین دانست و گفت: «این رویکرد در واقع به دنبال ایجاد اخلال گزینشی و مستمر (selective sustained disruption) است؛ یعنی ایران به جای مسدودسازی کامل تنگه، با بهرهگیری از ابزارهای موجود، از جمله قایقهای تندرو و موشکهای کوتاهبرد دریایی مستقر در حاشیه خلیج فارس صرفاً کشتیها و نفتکشهایی را که با کشورهای غربی یا ایالات متحده مرتبط هستند، هدف قرار دهد و حرکت آنها را مختل سازد.»
عزیزی این الگو را الهامگرفته از اقدامات حوثیها در یمن توصیف کرد و افزود: «اهمیت این رویکرد از آن روست که در الگوی سنتی بستن کامل تنگه هرمز، ایران خود نیز قادر به صادرات نفت نخواهد بود و این امر نوعی ضربه به خود محسوب میشود. افزون بر این شرکای مهم ایران مانند روسیه و چین نیز متضرر خواهند شد و این امر میتواند واکنش منفی آنها را در پی داشته باشد.»
او هشدار داد که در سناریویی که ایالات متحده در موج اول حملات خود، پایگاههای دریایی و موشکی سپاه را هدف قرار دهد، “قابلیت اجرای این رویکرد به شکل قابل توجهی کاهش خواهد یافت”، هرچند قایقهای تندرو همچنان میتوانند اخلال محدود ایجاد کنند.

تمایز میان اختلال تاکتیکی و انسداد راهبردی
شاهین مدرس، تحلیلگر مطالعات امنیتی بر اهمیت تمایز میان “اختلال تاکتیکی” و “انسداد راهبردی” تاکید و توضیح داد: «سپاه پاسداران ابزارهایی برای ایجاد اختلال کوتاهمدت دارد، مانند مینهای دریایی، قایقهای تندرو مسلح، و شناورهای بدون سرنشین سطحی و زیرسطحی. این قابلیتها مبتنی بر منطق جنگ نامتقارن و پارتیزانیاند؛ یعنی افزایش هزینه و ایجاد ابهام عملیاتی برای طرف مقابل.»
مدرس تأکید کرد که انسداد پایدار نیازمند برتری دریایی و کنترل مستمر است که ایران فاقد آن است. او گفت: “در خلیج فارس و حوزه عملیاتی سنتکام، ایالات متحده و متحدانش از برتری هوایی، اطلاعاتی و دریایی برخوردارند. هرگونه بستن تنگه هرمز عملاً بهمثابه اعلان جنگ با اقتصاد جهانی تلقی میشود و احتمال شکلگیری ائتلافی گسترده برای بازگشایی مسیر را افزایش میدهد.”
او تهدید جمهوری اسلامی را بیشتر “بازدارندگی از طریق مزاحمت” توصیف کرد تا کنترل واقعی، و افزود: «تداوم درگیری هزینهای بسیار فراتر از منافع احتمالی انسداد خواهد داشت».

هر دو کارشناس توافق دارند که این اقدام میتواند “خودکشی اقتصادی” برای ایران باشد، زیرا تهران وابسته به صادرات نفت از این مسیر است و بسته شدن آن درآمدهای ارزی را به شدت کاهش میدهد.
همزمان نباید فراموش کرد کە کشورهای منطقهای مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، بحرین و قطر نیز به شدت متضرر خواهند شد، زیرا بخش عمده صادرات نفت و گاز آنها از این مسیر عبور میکند. چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت ایران، احتمالاً فشار دیپلماتیک وارد خواهد کرد، زیرا بسته شدن تنگه میتواند قیمت نفت را به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه برساند و اقتصاد جهانی را با شوک تورمی مواجه کند. اتحادیه اروپا نیز این اقدام را “فاجعهبار” برای اروپا توصیف کرده و هشدار داده که میتواند به کمبود انرژی و افزایش قیمتها منجر شود.
تهدید به بستن تنگه هرمز سابقهای طولانی در سیاست خارجی ایران دارد. مقامات ایرانی بارها در پاسخ به تحریمها یا تنشهای نظامی، این تهدید را مطرح کردهاند اما هرگز آن را اجرا نکردهاند.




