
تحولات نظامی اخیر امریکا در خاور میانه ، بویژه خلیج فارس و دریای عمان و اقیانوس هند نشاندهنده مرحلهای حساس در تقابل ایالات متحده امریکا و ایران است؛ مرحلهای که در آن مرز میان «بازدارندگی فعال» و «آمادهسازی برای درگیری» بهشدت کم رنگ شده است.
۱- آرایش نیروها: بازدارندگی یا آمادگی برای عملیات؟
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال (۱)، ایالات متحده امریکاحجم قابلتوجهی از جنگندههای پیشرفته F-35 و F-22 و هواپیماهای پشتیبانی را به خاورمیانه اعزام کرده است؛ سطحی از تمرکز نیرو که از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ بیسابقه توصیف شده است. افزوده شدن ناوگروه «جرالد فورد» و حضور همزمان ناوگروه «آبراهام لینکلن»، ناوشکنهای مجهز به سامانه ایجیس و موشکهای تاماهاوک، بمبافکنهای راهبردی B-52 و B-1B، و استقرار سامانههای تاد و پاتریوت در کشورهای جنوبی خلیج فارس، یک آرایش کامل عملیات مشترک هوایی ـ دریایی را شکل میدهد.
از منظر نظامی، چنین چیدمانی چهار پیام دارد:
- توان حمله پیشدستانه به زیرساختهای هستهای و نظامی ایران
- توان مهار واکنش موشکی ایران علیه پایگاههای آمریکا و متحدانش
- تضمین باز بودن تنگه هرمز در صورت تلاش ایران برای اختلال
- تضعیف قدرت سیاسی و نظامی ایران با احتمال تغییرات بنیادی در سیاست خارجی و داخلی ایران.
این سطح از آمادگی فراتر از یک نمایش نمادین قدرت است؛ بلکه بیانگر «آمادگی عملیاتی» در صورت شکست دیپلماسی است.
۲ – دیپلماسی زیر سایه تهدید
دیدار نمایندگان ایران و آمریکا در ژنو را باید در چارچوب «دیپلماسی تحت فشار» تحلیل کرد. تجربه مذاکرات پیشین نشان داده است که واشنگتن در شرایط افزایش اهرم نظامی، خواستههای حداکثریتری را مطرح میکند.
اهداف اعلامی آمریکا و اسرائیل شامل:
- محدودسازی جدی برنامه هستهای ایران تا حد صفر
- مهار شبکه نیروهای نیابتی منطقهای
- توقف یا محدودسازی برنامه موشکی بالستیک
- کاهش خطر شعار نابودی اسرائیل
برای ایران، پذیرش همزمان این چهار محور به معنای تغییر بنیادین در دکترین بازدارندگی منطقهای خواهد بود؛ امری که از منظر امنیتی برای تهران بسیار پرهزینه تلقی میشود. بنابراین شکاف مذاکراتی نه صرفاً فنی، بلکه راهبردی است.
۳ – گزینههای ایران در چارچوب جنگ نامتقارن
ایران در برابر برتری کلاسیک نظامی آمریکا، بر ابزارهای نامتقارن تکیه دارد:
- زرادخانه موشکی گسترده برای هدفگیری پایگاههای منطقهای
- قابلیت حملات پهپادی و موشکی ترکیبی
- امکان ایجاد اختلال موقت در تنگه هرمز
- استفاده از باقیمانده شبکه نیروهای همپیمان منطقهای
اما باید توجه داشت که بستن کامل و بلندمدت تنگه هرمز با توجه به حضور گسترده نیروی دریایی آمریکا و متحدانش پایدار نخواهد بود. در نتیجه، ابزار ایران بیشتر در حوزه «افزایش هزینه» تعریف میشود نه «پیروزی نظامی کلاسیک».
۴ – تحرکات دریایی ایران و پیام چندلایه آن (۲)
مشارکت ایران در رزمایشهای مشترک با روسیه و چین، سفر فرمانده نیروی دریایی ارتش به هند برای رزمایش میلان و نشست آیونز، و برگزاری رزمایش «کنترل هوشمند تنگه هرمز» توسط سپاه پاسداران، سه پیام مکمل دارند:
- نمایش مشروعیت بینالمللی و عدم انزوا
- تقویت بازدارندگی روانی
- ارسال پیام آمادگی به افکار عمومی داخلی
با این حال، این تحرکات بیشتر جنبه سیاسی ـ نمادین دارند تا تغییر توازن سختافزاری قدرت در منطقه.
۵ – خطر سوءمحاسبه: مهمترین متغیر پنهان
اظهارات مقامهای آمریکایی درباره احتمال «۵۰-۵۰» بودن صلح یا جنگ، نشان میدهد که وضعیت در آستانه تعادل ناپایدار قرار دارد (۳). استقرار گسترده نیروها، پروازهای رزمی، رزمایشها و لحن تند رهبران دو طرف، احتمال خطای محاسباتی یا حادثه ناخواسته را افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، حتی یک درگیری محدود میتواند به چرخه تشدید غیرقابلکنترل تبدیل شود.
۶ – سناریوهای محتمل
سناریوی اول: توافق محدود
- کاهش تنش کوتاه مدت
- حفظ ساختار بازدارندگی متقابل
- جلوگیری از شوک انرژی و بحران اقتصادی جهانی
این سناریو واقعبینانهترین گزینه برای حفظ ثبات نسبی منطقه است.
سناریوی دوم: حمله محدود و هدفمند
- حمله به تأسیسات هستهای یا زیرساختهای نظامی خاص
- پاسخ موشکی محدود ایران
- تنش شدید اما کنترلشده
ریسک این سناریو در قابلیت کنترل چرخه پاسخ متقابل است.
سناریوی سوم: جنگ گسترده
- حملات وسیع هوایی و دریایی
- گسترش درگیری به لبنان، عراق، یمن یا خلیج فارس
- اختلال شدید در بازار انرژی
- بیثباتی سیاسی داخلی در ایران
این سناریو پرهزینهترین گزینه برای همه بازیگران است.
۷ – ارزیابی نهایی
در حال حاضر، آرایش نظامی آمریکا نشاندهنده «آمادگی واقعی برای اقدام» است، اما نه لزوماً تصمیم قطعی برای جنگ. هدف اصلی واشنگتن افزایش اهرم فشار در مذاکرات است. در مقابل، ایران نیز تلاش میکند با نمایش توان موشکی و دریایی، هزینه هرگونه حمله را بالا ببرد.
معادله کنونی بیشتر به «بازی ارادهها» شباهت دارد تا تصمیم فوری برای جنگ. با این حال، هرچه فاصله سیاسی دو طرف بیشتر شود، احتمال گذار از بازدارندگی به درگیری افزایش مییابد.
در جمعبندی راهبردی میتوان گفت:
- هیچیک از طرفین از جنگ گسترده سود نمیبرند.
- بازدارندگی متقابل هنوز فعال است.
- اما فضای سوءمحاسبه به شدت محدود شده است.
واقعبینانهترین مسیر برای جلوگیری از بیثباتی گسترده منطقهای و شوک اقتصاد جهانی، دستیابی به یک توافق محدود اما عملی است؛ توافقی که هرچند همه اهداف حداکثری دو طرف را تأمین نکند، اما مانع از ورود منطقه به یک چرخه جنگ فرسایشی و پرهزینه شود.
ناخدا محمد فار سی
۲۲ فوریه ۲۰۲۶
۱ – https://www.wsj.com/world/middle-east/u-s-gathers-the-most-air-power-in-the-mideast-since-the-2 – 2003-iraq-invasion-98ced89f?mod=middle-east_news_article_pos1
۲ – https://www.irna.ir/news/86080462/
۳ – https://www.radiofarda.com/a/us-iran-nuclear-talks-geneva-war-peace-50-50/33682536.html