
خبرگزاری هرانا در گزارشی هویت اسمی و تصویری دستکم ۷۰۰۰ جانباخته اعتراضات دیماه را مستند کرده است عکس: Vuk Valcic/ZUMA/IMAGO
این گزارش بر پایه بیش از ۱۴۳ هزار و ۳۳۰ گزارش مردمی گردآوریشده در بازه زمانی ۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ تهیه شده و علاوه بر جانباختگان، دهها هزار مورد جراحت، بازداشت، احضار و اعتراف اجباری را نیز مستند کرده است.
در کنار این سطح از ثبت تلفات، گزارش مذکور که با نام “زمستان سرخ” منتشر شده، برای بیش از ۵۳ هزار و ۷۷۷ بازداشتی، شامل صدها کودک و دانشآموز و دهها دانشجو، پروندههای جداگانه مستندسازی شده تنظیم کرده است؛ پروندههایی که در بسیاری موارد نام، سن، محل بازداشت و وضعیت حقوقی افراد را در خود نگه میدارند، حتی اگر بنا به ملاحظات امنیتی در نسخه عمومی گزارش منتشر نشده باشند.
اعتراضات سراسری ماههای دی و بهمن از یکسو موجی بیسابقه از مستندسازی ایجاد کرد و از سوی دیگر با قطع گسترده اینترنت، سانسور و ارعاب منابع همراه بود.
بهنوشته هرانا، خطر اصلی در چنین شرایطی تنها کمشماری موارد نقض حقوق بشر نیست، بلکه از دست رفتن امکان راستیآزمایی هویتها، زمانها، مکانها و الگوهای سرکوب در زمانی است که هنوز میتوان شواهد را گرد آورد و تثبیت کرد.
“زمستان سرخ” بر روششناسیای تکیه دارد که بر ثبت حداقل موارد قابل راستیآزمایی تمرکز میکند، نه برآوردهای حداکثری. به این معنا که هر عدد تنها زمانی وارد آمار نهایی شده که برای آن شواهد همپوشان و تأییدشده وجود داشته است، حتی اگر نویسندگان گزارش خود اذعان کنند که دامنه واقعی نقضها فراتر از آن چیزی است که در لحظه قابل تأیید بوده است.
این گزارش هم برای افکار عمومی و هم بهعنوان زیرساخت آرشیوی برای تحلیلهای حقوقی و فرآیندهای احتمالی پاسخگویی در آینده طراحی شده است؛ از جمله با ثبت نظاممند نام، عکس، سن و محل وقوع حادثه برای جانباختگان در پیوستها.
گستره جغرافیایی و نقش دانشگاهها
بر اساس دادههای “زمستان سرخ”، در ۵۰ روز نخست اعتراضات، دستکم در ۶۸۲ نقطه مختلف کشور تجمع و حرکت اعتراضی ثبت شده است. این نقاط در ۲۰۳ شهر و همه ۳۱ استان ایران پراکندهاند؛ تصویری که نشان میدهد هم اعتراض و هم واکنش حکومتی، ماهیتی سراسری داشته است و نمیتوان آن را به چند شهر بزرگ یا یک استان خاص فروکاست.
اعتراضات دانشگاهی جایگاه ویژهای در این گزارش دارند. هرانا مینویسد، در این بازه زمانی، دستکم ۵۵ تجمع و حرکت اعتراضی در ۳۶ دانشگاه ثبت شده است. دانشگاهها به یکی از مهمترین فضاهای مدنی در قلب جنبش اعتراضی تبدیل شدهاند و در عین حال در مرکز توجه سازوکارهای سرکوب و کنترل حکومتی قرار گرفتهاند؛ از حضور نیروهای امنیتی و احضارهای گسترده تا بازداشت فعالان دانشجویی.
تلفات: ابعاد و ترکیب قربانیان
در بخش تلفات، گزارش “زمستان سرخ” بر تمایز دقیق میان گروههای مختلف قربانیان تأکید میکند تا تحلیل حقوقی و آماری مخدوش نشود. بر اساس آمار حداقلی تأییدشده در این گزارش: تعداد معترضان کشتهشده ۶ هزار و ۴۸۸ نفر ثبت شده است.
جدا از این رقم، ۲۳۶ کودک جانباخته شناسایی و مستند شدهاند؛ کودکانی که نام، سن، شهر محل زندگی و در بسیاری موارد عکس آنها در پیوستها آمده است.
شمار غیرنظامیان غیرمعترض که در حاشیه اعتراضات یا در موقعیتهای دیگر کشته شدهاند، ۷۶ نفر اعلام شده است.
در مقابل، ۲۰۷ نفر از نیروهای نظامی و حکومتی یا افراد مسلح وابسته به حکومت نیز در ردیف تلفات قرار گرفتهاند.
مجموع این دستهبندیها به عدد ۷۰۰۷ جانباخته میرسد؛ رقمی که هرانا آن را “حداقل قابل راستیآزمایی” مینامد و یادآور میشود که بیش از ۱۱ هزار و ۷۴۴ پرونده دیگر هنوز در حال بررسی است و در آمار نهایی لحاظ نشده است.
گزارش همچنین بهطور جداگانه هشت مورد مرگ غیرنظامیان در نتیجه درگیری میان شهروندان در اماکن عمومی را مستند کرده که مستقیماً به درگیری میان مردم بازمیگردد، نه برخورد نیروهای حکومتی.
نویسندگان گزارش تأکید میکنند که تفکیک روشن میان معترضان، کودکان، غیرنظامیان غیرمعترض و نیروهای حکومتی برای جلوگیری از اختلاط تحلیلی ضروری است و امکان بررسی حقوقی دقیقتر، از جمله در چارچوب حقوق کیفری بینالمللی را فراهم میکند.
جراحات، بازداشتها و اعترافات اجباری
ابعاد خشونت تنها در تلفات خلاصه نمیشود. “زمستان سرخ” با اتکا به دادههای راستیآزماییشده، تصویر گستردهتری از آسیبها ارائه میکند.
به نوشته گزارش هرانا، در این ۵۰ روز دستکم ۲۵ هزار و ۸۴۶ غیرنظامی مجروح شدهاند؛ از جراحات ناشی از شلیک مستقیم و گلولههای ساچمهای تا ضربوجرح و شکستگی در اثر ضربوشتم. در سوی دیگر، شمار مجروحان نیروهای نظامی و امنیتی ۴ هزار و ۸۸۴ نفر ثبت شده است.
در حوزه بازداشتها، “زمستان سرخ” از ۵۳ هزار و ۷۷۷ مورد بازداشت مستند سخن میگوید. این عدد شامل بازداشت معترضان در خیابان، فعالان مدنی، روزنامهنگاران، دانشجویان، معلمان، اعضای اقلیتهای مذهبی و قومی و نیز شهروندانی است که به دلیل فعالیت در شبکههای اجتماعی هدف قرار گرفتهاند.
در میان بازداشتشدگان، ۵۵۵ کودک، نوجوان و دانشآموز شناسایی شدهاند. همچنین ۱۴۷ دانشجو بهطور مشخص در طبقه “دانشجویان بازداشتشده” ثبت شدهاند؛ هرچند نویسندگان گزارش یادآور میشوند که به دلیل نگرانیهای امنیتی، نام و اطلاعات همه این افراد در نسخه عمومی منتشر نشده و بخشی از دادهها تنها در آرشیو امن هرانا نگهداری میشود.
یکی از زنگهای خطر اصلی در گزارش، ثبت ۳۶۹ مورد اعتراف اجباری است؛ اعترافهایی که به گفته هرانا، در بسیاری موارد زیر شکنجه، تهدید، فشار بر خانوادهها یا در شرایط قطع دسترسی به وکیل و تماس با بیرون گرفته شدهاند. این اعترافها بعداً در برنامههای تلویزیونی، رسانههای رسمی یا شبکههای اجتماعی وابسته به نهادهای امنیتی منتشر شدهاند و نقش مرکزی در پروندهسازی، صدور احکام سنگین و توجیه سرکوب ایفا میکنند.
در کنار اینها، ۱۱ هزار و ۵۳ مورد احضاریه نیز مستند شده است؛ احضارهایی که بهعنوان ابزاری موازی برای اعمال فشار حقوقی و امنیتی عمل میکنند و دامنه کنترل حکومت را فراتر از بازداشت رسمی گسترش میدهند. این احضارها شامل تماسهای تلفنی، برگههای رسمی، پیامهای غیررسمی و حضور اجباری در نهادهای امنیتی و قضایی است.
هویتسازی، آرشیو و اهمیت حقوقی
یکی از برجستهترین بخشهای “زمستان سرخ” پیوست جانباختگان است؛ پیوستی که نهتنها نام، سن و شهر محل وقوع را ثبت کرده، بلکه در بسیاری موارد عکس، زمان دقیق مرگ، نوع جراحت، منبع تأییدکننده و شیوه راستیآزمایی را نیز در خود دارد.
هرانا تأکید میکند که تصمیم درباره انتشار یا عدم انتشار نام و تصویر هر فرد، بر اساس رویکردی حفاظتمحور اتخاذ شده است؛ یعنی منفعت عمومی در اطلاعرسانی و ضرورت ثبت تاریخی، در برابر خطر احتمالی برای خانوادهها، شاهدان و منابع سنجیده شده است. در مواردی که انتشار نام میتوانست خطر جدی ایجاد کند، پرونده در آمار کل لحاظ شده اما جزئیات آن تنها در سامانههای امن مستندسازی نگهداری شده است.
در بخش پایانی، گزارش یک ارزیابی حقوقی اولیه ارائه میکند و الگوهای مستندشده را در چارچوب حقوق بینالملل حقوق بشر و در صورت احراز شرایط، حقوق کیفری بینالمللی تحلیل میکند؛ از جمله در پیوند با حق حیات، ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی، حق دادرسی عادلانه، آزادی بیان و آزادی تجمع مسالمتآمیز.
“زمستان سرخ” خود را نه آمار نهایی، بلکه نقطه شروعی برای پاسخگویی میداند: تلاشی برای آنکه هیچ نام و هیچ چهرهای در میان هزاران عدد گم نشود و پایهای فراهم شود تا دادگاهها، نهادهای بینالمللی و افکار عمومی در آینده بتوانند بر مبنای دادههای مستند و راستیآزماییشده درباره آنچه در زمستان ۱۴۰۴ بر ایران گذشت قضاوت کنند.
