النا حسین‌نیا؛ کودک ایرانی قربانی موشک‌پراکنی جمهوری اسلامی در کویت که بود؟

شنبه, 16ام اسفند, 1404
اندازه قلم متن

ایران وایر

اندکی پس از حمله آمریکا و اسراییل به ایران، تهران گسترش جنگ به سطح منطقه را که پیش‌تر رهبر جمهوری اسلامی از آن به عنوان هشدار یاد کرده بود، وارد مرحله اجرا کرد. در جریان این تنش‌ها، جمهوری اسلامی روز چهارشنبه ۱۳اسفند ۱۴۰۴ (۴ مارس ۲۰۲۶) به مناطق مسکونی قادسیه در کویت حمله کرد. در این حمله، «النا حسین‌نیا»، متولد آذر ماه ۱۳۹۳،  دختر ۱۱ ساله ایرانی، فرزند «ساره سلجوقی» و «عبدالله حسین‌نیا» دانش‌آموز کلاس پنجم ابتدایی جان خود را از دست داد. بنابر اطلاعات ایران‌وایر این کودک اهل «فیشوَر لارستان»، متولد و مقیم کویت بود و خانواده‌ای ایرانی داشت. 

النا حسین‌نیا بر اثر اصابت بقایای موشک جمهوری اسلامی که به سقف اتاق خواب او برخورد کرده بود، جان باخت.

النا روز ۱۳اسفند پس از نماز مغرب و عشا با حضور گسترده مردم کویت و چهره‌های شناخته شده سیاسی و اجتماعی در آرامستان «الصلیبیخات» در کویت به خاک سپرده شد. به او لقب «دختر کویت» داده شد. 

النا خواب بود و در خواب رفت

«النا» ۱۱ ساله و «بارانا» ۸ ساله، دختران «ساره» و «عبدالله»، هر شب در اتاق خواب خود در دو تخت کنار هم می‌خوابیدند ولی شبی که النا کشته شد بارانا به ساره گفت می‌خواهد بیشتر روی موبایل‌اش بازی کند. ساره با دختر کوچک‌ترش به اتاق نشیمن رفتند و النا در اتاقش خوابید و هرگز بیدار نشد. 

عبدالله حسین‌نیا اهل فیشوَر لارستان در استان فارس و ساره سلجوقی اهل هَرْم است.

«مهرزاد سلجوقی» دایی النا، ساکن کویت در گفت‌وگو با ایران‌وایر در مورد شب هولناکی که خواهرزاده خود را از دست داده است، چنین می‌گوید: «با عبدالله پدر النا سرکار بودیم. عبدالله پارچه فروشی دارد. النا قبل از اینکه بخوابد به پدرش تلفن کرد و گفت می‌خواهد بیاد بازار پیش پدرش،‌ ولی عبدالله گفت خطرناک است در خانه بمان،‌ بیرون نیا و بخواب. بعدا با هم به بازار می‌رویم. عرب‌ها در ماه رمضان معمولاً شب‌ها تا دیروقت بیدارند و کار می‌کنند».

یک فرد نزدیک به خانواده که نام او در این گزارش عنوان نمی‌شود به ایران‌وایر می‌گوید: «آن شب ساره سلجوقی مادر النا و بارانا بچه‌‌ها را برای خواب به اتاقشان هدایت می‌کند. النا به رختخواب می‌رود ولی بارانا از اتاق خواب بیرون می‌‌آید. ساره در اتاق نشیمن مشغول خواندن قرآن بوده است. خواهر کوچک‌تر، به‌خاطر صدای زیاد آژیرها، خیلی ترسیده بود. به مادرش می‌گوید: «بیا در اتاق ما بخواب، من خیلی می‌ترسم و نمی‌توانم بخوابم.»

ساره به اتاق دخترها می‌رود و روی تخت بارانا دراز می کشد. بارانا را در آغوش می‌گیرد، آرام می‌کند و به او می‌گوید: «نترس، ببین النا خوابیده و چیزی نشده. تو هم بخواب، کم‌کم خوابت می‌برد. ولی بارانا نمی‌خوابد و به مادرش اصرار می‌کند بیدار بماند و می‌گوید می‌خواهم با موبایل بازی کنم. تخت النا و بارانا کنار هم بود. النا که خوابش می‌برد ساره و بارانا از اتاق خارج می‌شوند و به اتاق نشیمن می‌روند». 

مهرزاد سلجوقی،‌ دایی دخترها باقی آن شب را اینگونه روایت می‌کند: «ساره گفت النا که خوابش برد همراه بارانا به اتاق نشیمن رفتیم همین که خواستم قرآن بخوانم شاید ۵ دقیقه بیشتر طول نکشید که صدای وحشتناک انفجار آمد،‌ دود همه جا را گرفته بود».

آن شب بین ساعت ۱۱ و ۴۵ تا ۱۲ نیمه شب،‌ تکه‌ای از ترکش یک موشک که ایران به کویت شلیک کرده بود و کویت آن را رهگیری و منهدم کرده بود روی سقف اتاق خواب النا و بارانا فرود آمد، سقف اتاق سوراخ شده، روی بدن النا ریخت و النا زیر آوار ماند. 

عبدالله حسین‌نیا، پدر النا، روز خاکسپاری در گفت‌وگو با رسانه‌های کویتی گفت: «النا دختر بزرگ‌ترم بود. وقتی این اتفاق برایش افتاد، خواب بود. فکر می‌کنم چیزی احساس نکرد و همچنان در خواب از دنیا رفت. او قلب من بود و مهم‌ترین داشته زندگی‌ام.»

عموها برای کمک رفتند، اما النا دیگر رفته بود

عبدالله حسین‌نیا، پدر النا همراه دو برادر دیگرش در یک ساختمان سه طبقه در قادسیه، منطقه حَولّی زندگی می‌کنند. منزل عبدالله و ساره طبقه سوم این آپارتمان است. 

در این آپارتمان هر دو برادر دیگر لحظه انفجار را شنیده بودند و هرکدام برای نجات دیگری به سمت خانه او رفته بودند. 

یکی از عموی‌های النا درباره شب کشته شدن برادرزاده‌ خود به رسانه‌های کویت اینطور می‌گوید:«تا صدای وحشتناک انفجار را شنیدم به طبقه اول رفتم. داشتم همه‌جا را می‌گشتم که اگر اتفاقی افتاده همه را نجات دهم ولی دیدم اتفاقی نیفتاده است. رفتم طبقه دوم دیدم آنجا هم چیزی نیست و اتفاقی رخ نداده است. زمانی که به طبقه سوم (منزل عبدالله و ساره) رسیدم پلیس و آمبولانس هم رسیده بودند. به سختی النا را از زیر آوار بیرون کشیدند،  پلیس، النا را گرفته بود در حالی که از سرش خون می‌آمد.  تمام جراحات در سر  و صورت النا بود. النا را به آمبولانس بردند وقتی به داخل آمبولانس رسید از دنیا رفت. همسر و دختر دوم برادرم جراحات سطحی داشتند.»

عموی دیگر النا نیز در گفت‌وگو با رسانه‌های کویت آن شب را اینطور شرح داده است: «من در خانه بودم. خانه‌ام در طبقه اول است وقتی صدای انفجار را شنیدم، بچه‌هایم را برداشتم و آن‌ها را بیرون بردم. بعد برگشتم تا بچه‌های برادرم را بیاورم، چون برادرم سرِ کار بود. وقتی به خانه برادرم رسیدم دیدم سقف ریخته است، النا را دیدم که زیر آوار سقف مانده بود؛ سقف کاملاً روی او ریخته بود. سعی کردم نجاتش بدهم، اما نتوانستم. نگهبان ساختمان در حیاط بود او را صدا زدم،‌ کمک کرد. النا را بیرون آوردیم، اما همه‌جا پر از خون بود؛ فکر می‌کنم در آن لحظه همان‌جا فوت کرده بود ولی او را با آمبولانس به سمت بیمارستان بردند و گفتند در آمبولانس جان باخته است».

در لحظات اولیه که ساره و یکی از عموهای النا تلاش کرده بودند النا را از زیر آوار نجات بدهد، خودشان نیز جراحاتی برداشته بودند. 

در نهایت با کمک بقیه  النا را از زیر آوار بیرون کشیدند، یک منبع نزدیک به خانواده می‌گوید: «النا نیم ساعت پس از آمدن آمبولانس هم زنده بود ولی جان باخت». 

مهرزاد سلجوقی دایی النا می‌گوید: «سه شنبه شب ساعت حوالی ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه این اتفاق رخ داد تا صبح بیمارستان بودیم، صبح تا ظهر چهارشنبه کارهای اداری را انجام دادیم و ساعت ۷ غروب پس از مراسم عشاء و افطار النا را به خاک سپردیم. در کویت رسم است خاکسپاری متوفی در ماه رمضان پس از افطار باشد که مردم به خاطر روزه‌داری اذیت نشوند». 

مهرزاد می‌گوید خواهرش ساره اصلا شرایط روحی مناسبی ندارد.

پدر النا به رسانه‌های کویت گفته است: «النا دختر آرامی بود، زیاد صحبت نمی‌کرد. النا نعمتی بود که خدا به من داد و سپس بازپس گرفت.»

داییِ النا نیز با تأیید این توصیف‌ها درباره خواهرزاده‌اش می‌گوید:«خیلی آرام و کم‌حرف بود. وقتی بیرون می‌رفتیم، بیشتر حواسش به گوشی‌اش بود. اهل ایراد گرفتن نبود و رفتار بسیار معصوم و آرامی داشت؛ همین آرامش و معصومیت، داغ از دست دادنش را سنگین‌تر کرده است. نقاشی کشیدن را خیلی دوست داشت. برخلاف بعضی دختربچه‌ها که بازیگوش هستند، النا بازیگوش نبود، کسی را اذیت نمی‌کرد و بسیار دوست‌داشتنی بود.»

تصویر دختری با بمب در بغلش، النا نیست

در ساعات اولیه این واقعه، برخی رسانه‌های کویتی تصویری کارتونی از دختری منتشر کردند که بمبی سیاه‌رنگ از پنجره وارد اتاقش شده و روی تخت‌خوابش فرود آمده بود و آن تصویر را به النا نسبت دادند.  فرد نزدیک به خانواده النا می‌گوید این تصویرسازی درست نیست و آن کودک النا نیست.  دایی النا نیز با تایید این موضوع می‌گوید عکس مربوط به آسیب دیدن خانه دیگری است. 

تخت النا کنار پنجره نبود که موشک یا هرچیز دیگری از پنجره وارد اتاق خواب او شود.

به گفتهٔ مهرزاد سلجوقی، ظاهراً دو ترکش موشک به ساختمان محل سکونت عبدالله و ساره اصابت کرده است؛ یکی به سقف خانه آن‌ها برخورد می‌کند و دیگری به بخش دیگری از ساختمان می‌خورد و از پنجره وارد اتاق خواب خانواده‌ای کویتی در طبقهٔ دوم می‌شود.

یک عضو دیگر خانواده که نامش در این گزارش ذکر نمی‌شود نیز می‌گوید:

«موشک را در هوا هدف قرار داده بودند و هنگام خنثی‌سازی، ترکش‌های آن به اطراف پرتاب شد. اگر خودِ موشک به ساختمان اصابت می‌کرد، فاجعه بسیار بزرگ‌تری رخ می‌داد؛ چون موشک به سمت یک منطقهٔ مسکونی شلیک شده بود.»

هیچ کس از طرف دولت ایران در مراسم خاکسپاری النا حضور نداشت

مراسم تشییع النا با حضور گستردهٔ شهروندان کویتی برگزار شد و بازتابی وسیع در افکار عمومی این کشور داشت. در کویت از او با عنوان «دختر کویت» یاد شد و شماری از چهره‌های سرشناس و سیاستمداران این کشور نیز در این مراسم حضور یافتند. 

«مرزوق علی الغانم»، سیاستمدار برجسته کویت و عضو سابق پارلمان، که در مراسم خاکسپاری النا حضور داشت با اشاره به اینکه کویت در جنگی سوق داده شده که در آن هیچ نقشی نداشته اظهار داشت: «برای مردم کویت این حادثه بسیار دردناک است. واقعاً تلخ است که یک کودک بی‌گناه جانش را از دست بدهد. فرقی نمی‌کند کویتی باشد یا نباشد؛ هر کسی که روی خاک کویت زندگی می‌کند برای مردم کویت یک کویتی محسوب می‌شود. امیدواریم این وضعیت موقتی باشد و به خواست خدا برطرف شود.»

ارتش کویت نیز در مورد کشته شدن النا اعلام کرد که سقوط ترکش‌ها در جریان رهگیری اهداف هوایی متخاصم توسط پدافند هوایی رخ داده است.

یکی از نزدیکان النا که نام او در این گزارش عنوان نمی‌شود در مورد واکنش مقامات جمهوری اسلامی نسبت به کشته شدن النا با موشک‌های ایران می‌گوید: «خودشان که نمی‌گویند ما موشک فرستادیم و این بچه کشته شده است. در مراسم خاکسپاری النا نیز حضور نداشتند؛ این در حالی است که جمعیت زیادی از شهروندان کویتی هم در بیمارستان کنار خانواده او حضور داشتند و هم در مراسم خاکسپاری شرکت کردند. همچنین شماری از شخصیت‌های شناخته‌شده دولتی کویت یا نمایندگان آن‌ها نیز در این مراسم حضور داشتند». 

سه روز بعد، جمعه‌شب، در مراسم تعزیه النا، هیاتی چهار نفره از سفارت ایران، شامل سفیر ایران و سه نفر از کارکنان سفارت در کویت در مراسم حضور یافتند. آن‌ها حدود ده دقیقه نشستند و سپس مجلس را ترک کردند.

گفته می‌شود به خانواده نیز گفته بودند که «خوب کردید موضوع را سیاسی نکردید». در عین حال، هیچ‌یک از اعضای خانواده با آن‌ها گفت‌وگو نکردند.

در مراسم شب سوم النا، برخی از مقامات کویتی یا شخصاً حضور داشتند یا نمایندگان خود را برای شرکت در مراسم فرستاده بودند.

این فرد همچنین می گوید: «ما از مردم کویت به‌خاطر همدردی عمیق و حضورشان در کنار خانوادهٔ النا بسیار سپاسگزار و قدردان هستیم. هم مردم عادی و هم دولت کویت در کنار خانوادهٔ حسین‌نیا حضور داشتند و کمک‌های زیادی کردند. کادر درمان بیمارستان نیز واقعاً سنگ تمام گذاشتند و اجازه ندادند این خانواده در سختی تنها بمانند. در تمام سه روز گذشته، خانواده را حتی برای لحظه‌ای تنها نگذاشتند و زحمات بسیاری کشیدند. همچنین تعداد بسیار زیادی از خبرنگاران در مراسم خاکسپاری النا حضور داشتند». 

این فرد که نامش در این گزارش ذکر نمی‌شود، همچنین می‌گوید: «ما ایرانی هستیم و در کویت به‌عنوان مهاجر زندگی می‌کنیم. با این حال، با وجود اینکه کشور ما با این سرزمین در تعارض است، آن‌ها با ما با انسانیت رفتار می‌کنند و برای ما ایرانی‌ها سنگ تمام گذاشتند.»


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها:

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.