
در ساعات پایانی شب جمعه ۲۲ اسفند (۱۳ مارس)، جزیره خارک هدف یکی از سنگینترین حملات هوایی ارتش ایالات متحده قرار گرفت. این حمله که به گفته مقامات پنتاگون با هدف “فلج کردن ماشین جنگی و منابع مالی” انجام شد، فصل جدیدی را در تنشهای جاری میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران گشوده است.
خبرگزاری رویترز در گزارش بامدادی صبح شنبه ۱۴ مارس نوشت: «تصاویر ماهوارهای نشاندهنده وقوع آتشسوزیهای گسترده در بخش مخازن ذخیرهسازی و اسکلههای بارگیری موسوم به تی-جتی (T-Jetty) است.»
همچنین روزنامه گاردین با اشاره به ابعاد این حمله به نقل از تحلیلگران نظامی گزارش داد: «استفاده از بمبهای سنگرشکن نشان میدهد که هدف، تخریب زیرساختهای بتنی و خطوط لوله انتقال نفت در عمق زمین بوده است تا امکان بازسازی سریع آنها از میان برود.»
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در پیامی در شبکه اجتماعی خود “تروث سوشال” نوشت: «لحظاتی پیش، به دستور مستقیم من، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) یکی از سنگینترین حملات هوایی تاریخ خاورمیانه را به اجرا درآورد و تمامی اهداف نظامی در نگین ایران، جزیره خارک را به طور کامل نابود کرد.»
رئیس جمهور آمریکا در بخش دیگر پیام خود نوشت “به دلایل ملاحظات انسانی”، تصمیم گرفته “در این مرحله زیرساختهای نفتی این جزیره با خاک یکسان نشود”.
ترامپ افزود در عین حال اگر ایران یا هر طرف دیگری اقدامی برای اخلال در تردد آزاد و امن کشتیها از تنگه هرمز انجام دهد، فوراً در این تصمیم تجدیدنظر خواهد کرد.
رسانههای جمهوری اسلامی تا لحظه تنظیم این گزارش به این خبر واکنشی نشان ندادهاند اما در شبکههای اجتماعی اخباری مبنی بر شنیده شدن صدای شدید انفجار از این جزیره منتشر شده است.
ناظران بر این باورند که تخریب خارک عملاً به معنای قطع دسترسی ایران به بازارهای جهانی است.
گزارش زیر در گفتگو با دالغا خاتیناوغلو، روزنامهنگار و تحلیلگر حوزه انرژی و شاهین مدرس، کارشناس روابط بینالملل به کالبدشکافی اهمیت حیاتی این جزیره و چرایی تبدیل شدن آن به کانون اصلی درگیریهای استراتژیک میپردازد:جزیرهای کوچک که میتواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد
جزیره خارک، متعلق به استان بوشهر در ایران، مهمترین پایانه صادرات نفت این کشور به شمار میرود. بخش عمده نفت خام صادراتی ایران از این جزیره به بازارهای جهانی منتقل میشود.
برآوردها نشان میدهد حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از طریق خارک انجام میشود. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران انرژی این جزیره را “گلوگاه اقتصادی ایران” توصیف میکنند.
دالغا خاتیناوغلو میگوید آمارهای شرکت اطلاعات کالایی کپلر نشان میدهد ۹۶ درصد صادرات نفت ایران در سال گذشته از طریق پایانه نفتی خارک انجام شده است.
به گفته او، این پایانه بزرگترین مرکز صادرات نفت ایران است و از سال ۱۳۳۹ فعالیت میکند. این پایانه دو اسکله دارد که میتوانند همزمان ۹ نفتکش را پذیرش کنند و ظرفیت بارگیری آن روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت خام است.
او میگوید: «در این جزیره حدود ۴۰ مخزن ذخیره نفت با ظرفیت مجموع حدود ۲۰ میلیون بشکه وجود دارد و به همین دلیل عملا میتوان خارک را شاهراه صادرات نفت ایران دانست؛ یک تاسیسات راهبردی که بخش اعظم صادرات نفت کشور از طریق آن انجام میشود.»
جایگزینی که هنوز وجود ندارد
خارک تنها حدود ۲۵ تا ۳۰ کیلومتر از ساحل ایران فاصله دارد. همین نزدیکی باعث شده این جزیره همزمان هم اهمیت راهبردی داشته باشد و هم در برابر تهدیدات نظامی آسیبپذیر باشد.
به گفته خاتیناوغلو، حتی در هفتههای اخیر و با وجود جنگ، صادرات نفت ایران همچنان عمدتا از طریق خارک انجام شده است.
او میگوید، تنها در یک هفته گذشته ایران روزانه حدود دو میلیون و صد هزار بشکه نفت صادر کرده که بخش عمده آن از طریق خارک بارگیری شده است.
به گفته او، پایانه نفتی جاسک که خارج از تنگه هرمز قرار دارد، تنها بندری است که میتواند تا حدی جایگزین خارک شود، اما ظرفیت آن بسیار محدود است.
او توضیح میدهد که اگر خارک از مدار خارج شود، صادرات نفت ایران ممکن است بین ۷۰ تا ۸۰ درصد کاهش پیدا کند.

خاتیناوغلو همچنین هشدار میدهد میزان آسیب و زمان بازسازی تاسیسات به شدت خسارت بستگی دارد. به گفته او، اگر مخازن نفت یا اسکلهها به طور کامل تخریب شوند، احیای کامل تاسیسات ممکن است چندین سال زمان ببرد.
گره ژئوپولیتیک انرژی
اهمیت خارک تنها به اقتصاد ایران محدود نمیشود. هرگونه اختلال در فعالیت این جزیره میتواند مستقیما بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد. وال استریت ژورنال گزارش داد که بازار جهانی انرژی بلافاصله به خبر بمباران این جزیره واکنش نشان داده و قیمت نفت برنت با جهشی ۷ درصدی روبرو شده است.
به گفته برخی تحلیلگران، اگر صادرات نفت ایران از خارک مختل شود، قیمت نفت میتواند به سرعت افزایش پیدا کند.
به همین دلیل ایالات متحده با یک معادله پیچیده روبهرو است: فشار بر ایران بدون ایجاد شوک در بازار جهانی انرژی.
از نظر شاهین مدرس، کارشناس روابط بینالملل، خارک در نقطه تلاقی سه حوزه مهم قرار دارد: اقتصاد انرژی، ژئوپولیتیک دریایی و امنیت ملی.
به گفته او، تمرکز چنین حجم بزرگی از صادرات نفت در یک نقطه جغرافیایی، در عین ایجاد کارآمدی اقتصادی، یک آسیبپذیری استراتژیک نیز ایجاد میکند.
او میگوید: «هرگونه اختلال در این گره لجستیکی میتواند زنجیره صادرات انرژی ایران را به طور کامل مختل کند.»
جزیرهای در مرکز تحلیلهای غربی
در هفتههای اخیر، رسانههای غربی بارها به اهمیت خارک در سناریوهای جنگی اشاره کرده بودند.
روزنامه “استرالین فایننشال ریویو” در یکی از گزارشهای خود این پرسش را مطرح کرده بود: “چرا ترامپ این جزیره نفتی ایران را هدف قرار نداد؟”.
روزنامه “دیلی تلگراف” بریتانیا نیز در گزارشی نوشت که خارک میتواند نقطهای باشد که آمریکا بدون اعزام نیروهای زمینی فشار شدیدی بر ایران وارد کند.
در فرانسه نیز روزنامه “فیگارو” از خارک به عنوان “مرکز نفت ایران” یاد کرده و نوشت که این جزیره ممکن است یکی از اهداف احتمالی در جنگ باشد.
روزنامه “لو پاریزین” هم این پرسش را مطرح کرده است که آیا کنترل خارک میتواند نقطه عطفی در جنگ با ایران باشد یا نه.
سناریوهای احتمالی
در تحلیلهای منتشر شده چند گزینه مختلف مطرح شده است. برخی از تحلیلگران معتقدند که حملات هوایی محدود به تأسیسات نفتی خارک میتواند صادرات نفت ایران را مختل کند.
برخی دیگر از احتمال محاصره دریایی این جزیره صحبت میکنند. سناریوی دیگر، که پرریسکتر تلقی میشود، کنترل یا تصرف موقت جزیره است.

شاهین مدرس میگوید از منظر ژئوپولیتیک انرژی، همین اهمیت باعث شده این جزیره در سناریوهای نظامی نیز به عنوان هدفی بالقوه مطرح شود.
او یادآوری میکند که در جنگ ایران و عراق نیز نیروی هوایی عراق بارها این جزیره را بمباران کرد تا صادرات نفت ایران را متوقف کند.
ریسکی که میتواند بحران جهانی ایجاد کند
با این حال بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند که حمله به خارک میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد.
به گفته برخی کارشناسان انرژی، چنین اقدامی ممکن است حکومت ایران را به هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس سوق دهد.
علاوه بر این، اختلال در صادرات نفت ایران میتواند باعث آشفتگی شدید در بازار جهانی انرژی شود.
برآورد برخی تحلیلگران نشان میدهد که چنین سناریویی میتواند قیمت نفت را دستکم ۱۰ تا ۱۲ دلار در هر بشکه افزایش دهد.
از تجارت دریایی تا پایانه نفتی
با وجود نقش حیاتی خارک در صنعت نفت امروز، تاریخ این جزیره بسیار قدیمیتر از دوران نفت است.
شواهد باستانشناسی نشان میدهد سکونت انسان در این جزیره دستکم به اواخر هزاره دوم پیش از میلاد بازمیگردد. موقعیت جغرافیایی آن در خلیج فارس باعث شده قرنها در مسیرهای تجاری منطقه قرار داشته باشد.
در قرن هجدهم شرکت هند شرقی هلند در این جزیره پایگاه تجاری ایجاد کرد و حتی قلعهای برای حفاظت از آن ساخت. اما این حضور کوتاه بود و نیروهای محلی در سال ۱۷۶۴ هلندیها را از جزیره بیرون کردند.
در قرن بیستم با گسترش صنعت نفت ایران، نقش خارک به شکل چشمگیری تغییر کرد. نخستین محموله نفت ایران در سال ۱۹۵۳ از این جزیره به اروپا صادر شد.
از دهه ۱۹۶۰ به بعد، این جزیره از طریق خطوط لوله به میدانهای نفتی فراساحلی و مناطق نفتخیز خوزستان متصل شد و به بزرگترین پایانه صادرات نفت ایران تبدیل شد.
حمله شب گذشته به جزیره خارک، بار دیگر ثابت کرد که جغرافیای کوچک این جزیره، نقشی تعیینکننده در موازنه قدرت بزرگترین بازیگران جهانی دارد. اگرچه سخنان ترامپ مبنی بر عدم تخریب کامل زیرساختهای نفتی، “فعلاً” بازار جهانی انرژی را از یک شوک تمامعیار مصون نگاه داشته، اما سایه سنگین بمبهای سنگرشکن بر فراز اسکلههای “تی-جتی”، نشان از آن دارد که “گلوگاه اقتصادی ایران” بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ خود، آسیبپذیر شده است.
در این میان، واکنش احتمالی تهران به این اقدام و معادله پیچیده امنیت در تنگه هرمز، مشخص خواهد کرد که آیا خارک همچنان به عنوان پایانه صادراتی به حیات خود ادامه میدهد، یا به نقطهای بیبازگشت در تغییر نقشه ژئوپولیتیک انرژی تبدیل خواهد شد. در روزهای آینده، چشم جهان نه به قیمت نفت برنت، بلکه به شعلههای آتشی است که از خارک زبانه میکشد؛ شعلههایی که میتوانند سرنوشت جنگ و صلح در خاورمیانه را بازنویسی کنند.


