روایت زندگی در جنگ؛ ما را اینجا گروگان گرفته‌اند

دوشنبه, 25ام اسفند, 1404
اندازه قلم متن

ایران وایر

دومین جنگ سال ۱۴۰۴ در ایران، از دومین هفته خود گذشت. هزاران موشک و پهپاد، روی بیش از هزار هدف از مواضع جمهوری اسلامی هدف گرفته شد، شهرهای ایران لرزید، کشورهای همسایه معنی ناامنی در مجاورت جمهوری اسلامی را درک کردند و شهروندان ایرانی برای دومین بار در سال ۱۴۰۴ جنگ را در خاک و آب و آسمان کشورشان دیدند. 

حالا اما تصویری متفاوت، از مفهوم جنگ به شهرهای ایران رسیده است. مردم ایران، در کنار دیدن و شنیدن انفجارهای حاصل از حملات جنگنده‌ها و پهپادهای اسراییل و آمریکا، واکنش نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی را نه در قبال آمریکا و اسراییل که در برابر شهروندان ایرانی می‌بینند. 

این، بزرگترین گروگان‌گیری تاریخ 

«شادی» نامی است که ما برای زنی که از ایران با «ایران وایر» گفت‌وگو کرده انتخاب کرده‌ایم. زنی ۴۶ ساله، مادر دو فرزند، ساکن یکی از محله‌های غربی پایتختی که بیش از دو هفته است زیر سایه جنگ فرو رفته. 

او که از طریق سه پیام صوتی و ارسال چند پیام مکتوب در یک پیام‌رسان با ایران وایر صحبت کرده می‌گوید که در ازای پرداخت ۱۱ میلیون تومان، بسته ۱۰ گیگابایتی اتصال به اینترنت خریداری کرده است. 

 

 

 شادی زندگی کنونی در ایران را به «بزرگ‌ترین گروگان‌گیری تاریخ» تشبیه می‌کند و می‌گوید: «دیگر به هیچ چیزی دسترسی نداریم. ۹۰ میلیون نفر را گروگان گرفته‌اند. اینترنت‌ها را قطع کرده‌اند. ماهواره‌ها از جمعه شب ۲۲اسفند تقریبا به صورت کامل قطع شدند. اخبار صداوسیما را که گوش می‌دهید فکر می‌کنید سپاه پاسداران از امارات و عربستان تا اسراییل را فتح کرده، ولی از آن طرف صدا و لرزش انفجارهاست که قطع نمی‌شود.» 

او در مورد چهره جدید شهر تهران در روزهای اخیر می‌‌گوید که دیگر چیزی به نام «امنیت» وجود خارجی ندارد: «امنیت نداریم. نه به معنی این‌که در خیابان‌ها زورگیری کنند یا دار و ندارتان را ببرند. از خانه که بیرون بروی، ایست‌های بازرسی، ماشین‌های زرهی و دوشکا می‌بینید. چند روز است که پناه برده‌اند به زیر پل‌ها و داخل تونل‌ها. ترافیک درست می‌کنند که خودشان در امان باشند. وقتی با ماشین نزدیک‌شان می‌شوید، با چراغ قوه داخل ماشین نور می‌اندازند. اگر مرد یا زن، دختر یا پسر تنهایی در ماشین باشید، خودرو را نگه می‌دارند. رانند را پیاده می‌کنند، دستش را از پشت می‌بندند و داخل ماشین را می‌گردند.» 

از صدای حیدر حیدر بیشتر می‌ترسیم 

«شادی» در پیامی برای ایران وایر می‌نویسد که باور دارد بخشی از خشم حکومت از مردم ایران، به واکنش جمعی پس از انتشار خبر مرگ «علی خامنه‌ای» برمی‌گردد: «ما خاطره ۱۸ و ۱۹ دی و کشته شدن بچه و پیر و جوان را داشتیم. برای همین به خیابان نرفتیم. بعضی‌ها رفتند و بوق زدند و شادی کردند. ولی ما که در خانه مانده بودیم، از پنجره خانه‌مان ساعت‌ها صدای جیغ و هلهله می‌شنیدیم. خود من آن قدر از شادی گریه کردم که صدایم درنمی‌آمد. شمایی که خارج از ایران هستید نمی‌دانید مردم داخل کشور چه جشنی گرفتند. مردم کنار پنجره‌ها با صدای بلند موزیک شاد پخش می‌کردند. می‌رقصیدند، صدای خنده و فریاد بود. معلوم است که حکومتی‌ها جری‌تر می‌شوند.» 

او می‌گوید که حالا شب‌ها، تهران، شهری که تا صبح روشن بود و نور بود و زندگی، جای امنی برای حتی قدم زدن نیست: «از ساعت ۶ عصر برق کوچه‌ها و خیابان‌ها را قطع می‌کنند. انگار خاک مرده پاشیده‌اند. یک سره در کوچه‌ها و خیابان‌ها صدای موتور بسیجی و سپاهی را می‌شنوید که رد می‌شوند، حیدر حیدر می‌کنند، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل می‌گویند. تیر هوایی شلیک می‌کنند که رعب و وحشت بر دل مردم بیاندازند.» 

شادی یک تجربه شخصی از روزهای گذشته‌اش که مجبور شده پس از غروب آفتاب از خانه بیرون برود را روایت می‌کند: «حیوان خانگی‌ام مریض شده بود. شب بود و با دکترش هماهنگ کردیم که برای معاینه به مطبش برویم. در یک مسیر ۳۰ دقیقه‌ای، دست‌کم ۱۰ بار جلوی ما را گرفتند. چرا بیرون آمدید؟ کجا می‌روید؟ باید هر بار به این سوالات جواب می‌دادیم و هر ۱۰ بار تمام خودرو ما را گشتند. شما نمی‌دانید اما به معنی واقعی کلمه حکومت نظامی درست کرده‌اند.» 

شادی می‌گوید که ایست‌های بازرسی و شلیک هوایی موتورسوارانی که «حیدر حیدر» فریاد می‌زنند، از شنیدن صدای بمباران جنگنده‌های اسراییلی و آمریکایی ترسناک‌تر است. 

او در پیام صوتی که برای ایران وایر ارسال کرده می‌گوید: «الان تمام کلانتری‌ها را زدند. پایگاه‌های بسیج و سپاه را زدند. این‌ها جایی ندارند بروند. برای همین پناه برده‌اند به باشگاه ورزشی محل ما و مدرسه سر خیابان‌مان.» 

شادی می‌گوید: «باز هم ما مردم عادی نمی‌دانیم این‌ها خبر مرگ‌شان دقیقا کجا پنهان شده‌اند، ولی اسراییل که می‌داند. می‌خواهیم برویم تا سر کوچه نان بخریم، نمی‌دانیم این‌ها آن‌جا هستند یا نه. الان موشک و پهپاد می‌آید روی سر این‌ها،  ما هم کشته می‌شویم یا نه.» 

او اما می‌گوید که خودش، اطرافیانش و هر آن‌کس که با او در ارتباط است، از این روزها رنج نمی‌کشد: «برای این‌که بگویند ما قدرت منطقه هستیم مردم خودشان را گروگان گرفته‌اند. مردم ایران خوشحالند. فکرش را بکنید بمب روی سرمان می‌ریزند ولی امید داریم که این‌ها تمام می‌شوند.» 

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.