آنچه ترامپ و نتانیاهو دیروز گفتند؛ رمزگشایی از معنای واقعی حرف‌هایشان

جمعه, 29ام اسفند, 1404
اندازه قلم متن

trumpNet.jpg

ندیم کوتئیچ – ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا

ترامپ و نتانیاهو در یک روز سخن گفتند و پیام‌هایی حساب‌شده و هماهنگ ارسال کردند؛ پیام‌هایی که نشان می‌دهد آنها متحدان نزدیکی هستند، اما همیشه کاملاً هم‌نظر نیستند.

نتانیاهو نشست خبری خود را با جمله «من زنده‌ام» آغاز کرد؛ سه کلمه برای پاسخ به موج گسترده‌ای از شایعات و کارزارهای آنلاین که مدعی کشته شدن او بودند.

او سه هدف اعلام‌شده برای جنگ را مطرح کرد:

از بین بردن توان هسته‌ای ایران، نابودی ظرفیت موشک‌های بالستیک، و ایجاد شرایطی که ایرانیان بتوانند «آزادی را به دست بگیرند».

دو هدف اول نظامی است، اما هدف سوم یک شرط‌بندی سیاسی است و این سه هدف لزوماً در یک بازه زمانی قابل تحقق نیستند. همین شکاف، تنش اصلی این جنگ را شکل می‌دهد.

نتانیاهو گفت: «ایران دیگر نباید بتواند اورانیوم غنی‌سازی کند یا موشک بالستیک تولید کند.»

اما آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده بخشی از توانایی‌ها هنوز باقی مانده است. فاصله میان روایت اسرائیل از نابودی کامل و واقعیت ظرفیت باقی‌مانده، تعیین می‌کند که این جنگ به پیروزی ختم می‌شود یا به فرسایش طولانی.

درباره حمله به پارس جنوبی، نتانیاهو گفت اسرائیل «به تنهایی» عمل کرده است.

ترامپ گفت آمریکا «هیچ اطلاعی نداشت».

اما سه مقام اسرائیلی به رویترز گفتند عملیات هماهنگ بوده است.

ویتکاف به کشورهای خلیج فارس گفت آمریکا در جریان بوده، اما عملیات مشترک نبوده.

این تناقض نیست، بلکه سازوکاری برای مدیریت نگرانی کشورهای خلیج فارس پس از حملات تلافی‌جویانه ایران به راس‌لفان قطر، پالایشگاه‌های سعودی و تأسیسات گازی امارات است.

ترامپ اولین خط قرمز علنی در داخل ائتلاف را اعلام کرد:

«به او گفتم این کار را نکن، و او هم نخواهد کرد.»

نتانیاهو نیز این موضوع را تأیید کرد.

اما خط قرمز دیگر ترامپ در جهت مخالف است:

اگر ایران دوباره به زیرساخت انرژی قطر حمله کند، آمریکا «تمام ظرفیت گازی ایران را نابود خواهد کرد».
پیام به تهران روشن است: اسرائیل ممکن است محدود باشد، اما آمریکا چنین محدودیتی ندارد.

مسئله تغییر رژیم جایی است که اختلاف واقعی آشکار می‌شود

نتانیاهو می‌گوید حملات هوایی لازم است اما کافی نیست و «باید مؤلفه زمینی هم وجود داشته باشد» تا شرایط برای قیام داخلی فراهم شود.

ترامپ نسبت به این سناریو تردید دارد و باور ندارد مردم غیرمسلح بتوانند بر بسیج و نیروهای سرکوب غلبه کنند.

مهم‌ترین پیام کمتر دیده‌شده سخنان دیروز، طرح اقتصادی پس از جنگ است

نتانیاهو از ایجاد خطوط لوله از شبه‌جزیره عربستان به بنادر مدیترانه‌ای اسرائیل سخن گفت؛ طرحی که عملاً تنگه هرمز را دور می‌زند.

این فقط یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه بازطراحی کامل معماری انرژی منطقه با محوریت اسرائیل است.

نگرانی موازی ترامپ دقیقاً برعکس است.

او به قیمت سوخت در آمریکا نگاه می‌کند و فشار رأی‌دهندگان را می‌سنجد.

اگر قیمت بنزین به شکل غیرقابل تحمل بالا برود، فشار برای کاهش تنش از داخل آمریکا آغاز می‌شود، نه فقط از خارج.

ترامپ به دنبال خلع سلاح هسته‌ای، خروج از جنگ و ثبات اقتصادی است.

نتانیاهو به دنبال فرسایش طولانی، تغییر رژیم و خاورمیانه‌ای جدید با محوریت اسرائیل است.

آنها درباره ادامه جنگ توافق دارند، اما هنوز درباره پایان آن توافقی وجود ندارد.

مهم‌ترین نشانه‌ای که باید زیر نظر گرفت این است:

آیا ترامپ مسیر دیپلماسی با ایران را از یک «سوپاپ فشار» به یک «راه خروج واقعی» تبدیل می‌کند؟

کشورهای خلیج فارس هرکدام موضع متفاوتی دارند:

قطر خواهان پایان سریع جنگ است؛ راس‌لفان شریان اقتصادی آن است و هدف قرار گرفته شده است.

عربستان در دشوارترین موقعیت قرار دارد؛ مصالحه با ایران در ۲۰۲۳ را دنبال کرده بود و جنگ همه چیز را تغییر داده است.

امارات پیچیده‌ترین محاسبه را دارد؛ ابوظبی از نظر امنیتی به این عملیات نزدیک است، اما دبی به‌عنوان مرکز بی‌طرف و امن جهانی با ادامه جنگ آسیب می‌بیند.

و عمان در موضعی شگفت‌انگیز، حمله تلافی‌جویانه ایران به همسایگان را «احتمالاً تنها گزینه منطقی» خواند و عملاً به تهران یک برگ برنده سیاسی داد.

اما همه در یک تله مشترک گرفتارند:

آتش‌بسی که ایران بتواند آن را پیروزی جلوه دهد، نه فقط کابوس نتانیاهو، بلکه کابوس کشورهای خلیج فارس هم هست.

همه چیز به هزینه نهایی بستگی دارد و فعلاً هر بازیگری در این جنگ وانمود می‌کند که توان پرداخت این هزینه را دارد.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.