گفت‌وگو با بهروز بیات، کارشناس مسائل هسته‌ای، و امیر چاهکی، کارشناس روابط بین‌الملل

سه شنبه, 4ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

دکتر بهروز بیات: گفتگویم با صدای امریکا به مدیریت خانم مهتاب وحیدی راد در این مورد که آیا پیشرفت برنامه هسته ای ج.ا. و نزدیک بودن ادعائی به ساختن بمب اتمی این حمله نظامی امریکا و اسرائیل را به ایران توجیه میکند؟.
در این برنامه آقای امیر چاهکی نیز حضور داشت که به جای پرداختن به موضوع که آیا این بهانه ای موجه برای جنگ است ، دوغ و دوشاب را در هم میامیخت که به پرسش اصلی نپردازد.
پرسش این بود که ج. ا. بلاواسطه در نزدیکی ساختن بمب بود و ایشان مرتب جنایت های رژیم را که همه میدانیم و من هم چندبار مختصرأ تاکید کردم بر میشمرد که در واقع تلویحأ بگوید که جنگ برضد ج. ا. و عملأ ایران موجه و مشروع است.
من این حاشیه رفتن و مغلطه را به مثابه چیزی به سان گریز ملاها به صحرای کربلا و ذکرمصیبتی که قطعأ ۴۷ سال است سفاکانه بر شهروندان ایران رواداشته اند، تشبیه کردم .گفتم به این بهانه نمیتوان جنگی ایران سوز را که موجودیت کشور را به خطر انداخته است ، توجیه کرد.
گوشزد کردم که مردم ایران را نمیتوان به خاطر رژیم جنایتکارشان مجازات دسته جمعی کرد.
بدیهی است که رژیم اسلامی در درازای حیاتش با سیاست نابخردانه و خیانتکارانه اش نسبت به منافع ملی زمینه جنک را فراهم کرده است. اما مسیولیت آنکه دست به اسلحه میبرد بزرگتر است همانگونه که جنایت صدام علیرغم تحریکات خمینی وزن بیشتری داشت.
هنگامیکه آقای چاهکی برای توجیه خجولانه جنگ به بمباران ناکازاکی در پایان جنگ دوم و قتل عام و بمب باران جنایتکارانه ارتش بریتانیا بدستور چرچیل نژاد پرست و کشتار ۲۵۰۰۰ نفر در یک شب در شهر درسدن آلمان بدون اینکه اهمیت نظامی داشته بوده باشد، پناه برد، او را یا جاهل یا جاعل خطاب کردم. در زیر توضیح میدهم که چرا چنین گفتم: بسیاری از پهلویخواهان و فراتر از آن ها برای توجیه جنگ و برای اینکه بگویند این یک جنگ آزادی بخش است و نتانیاهو و ترامپ برای نجات و آزاد سازی ایرانیان بدان دست یازیده اند به چند تمثیل تاریخی روی میاورند . میگویند همانگونه که متفقین با جنگ علیه آلمان و ژاپن مردم این کشورها را آزاد کردند ونجات دادند و همانگونه که ویتنام مردم کامبوج را با یک جنگ علیه خمر های سرخ آزاد کرد، از اینروی این جنگ مشترک امریکا و اسرائیل هم برای آزادسازی شهروندان ایران است.
اکنون نگاه کنیم که زمینه تاریخی این سه جنگ چگونه بوده و انگیز متفقین برای وارد شدن به جنگ با دوکشور آلمان نازی و ژاپن میلیتاریست چه بوده است.
جنگ با آلمان نازی هیتلری: آلمان نازی از سال ۱۹۳۹ جنگ را با کشورهای اروپائی آغاز کرد و رفته رفته آن را به بریتانیا و شوروی گسترش داد. محصول این جنگ برای نازی ها قرار بود تصرف سرزمین ها و گسترش فضای زندگی برای نژاد آلمانی و تحت انقیاد درآوردن ملت های اروپا بود. ارتش نازی در جبهه ای به طول چندین هزار کیلومتر از العلمین در شمال اآفریقا تا استالینگراد در شوروی میجنگید و سرتاسر اروپا را به خاک و خون کشیده بود با حدود ۵۰ میلیون کشته به انضمام قتل جنایتکارانه ۶ میلیون یهودی بیگناه در کوره های آدم سوزی.
جهان چاره ای نداشت جز اینکه علیرغم اختلافات ایدئولوژیکی دو سیستم ، با هم در برابر آلمان متحد شود. به عبارت دیگر علت جنگ متفقین با آلمان آزاد سازی آلمانی ها از یوغ هیتلر نبود بلکه نجات و رهائی خود در برابر مردم آلمان که در وجه غالب رهروان پیشوایشان هیتلر بودند. بله ، قصد این جنگ نجات و آزاد سازی خود متفقین در برابر نازی های آلمان بود نه آزاد سازی آلمانی ها – اینکه آلمانی ها هم علیرغم میل اولیه خود آزاد شدند از نتایج و فرعیات آین جنگ بود. گواه سحنم این است که آلمانی ها هم شکست شان در جنگ را به عنوان آزاد سازی شان تلقی نمیکردند. این یک واقعیت است که برای نخستین بار ۴۰ سال پس از تسلیم آلماندر ۱۹۴۵، در سال ۱۹۸۵ یک رئیس جمهور آلمان ریچارد فن وایتسکر اعلام کرد که پایان جنگ روز شکست و تسلیم نبود بلکه آزاد سازی آلمان بود. پیش از او کسی به طور رسمی این موضوع را اعلام نکرده بود.
در مورد ژاپن هم وضع کم و بیش به همین منوال بود. ژاپن یک قدرت بزرگ میلیتاریستی بود که از پرال هاربور تا کره و چین و ویتنام و هندوچین کشورها را تحت انقیاد خود داشت و با حمله پرل هاربور به امریکا متفقین را به مقاومت تحریک کرد. در این جا هم هدف متفقین و امریکا آزاد سازی مردم ژاپن نبود وگرنه امریکا به جنایت بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی دست نمیزدند. در ژاپن هم هدف نه آزاد سازی شهروندان بود بلکه مصون ماندن از تعرض میلیتاریسم کشور و مردم ژاپن.
کامبوج : در مورد دخالت نظامی ویتنام و غلبه و راندن خمر های سرخ و پل پت نیز انگیزه آزاد سازی مردم کامبوج در میان نبود بلکه حفاظت از خود در برابر رژیمی که فزون بر کشتار میان ۱.۷ تا ۲.۲ میلیون شهروندان خود ، نسل کشی ویتنامی های مقیم کامبوج با شماری میان ۲۰۰تا ۴۰۰ هزار نفر را مرتکب شده بود. به عبارت دیگر ویتنام نجنگید که کامبوجی ها را آزاد کند بلکه دفاع از خود در برابر این رژیم وحشی پل پت بود.
این ها نمونه های تاریخی هستند که از سوی پهلوی خواهانی مانند آقای بنائی (مزدک بامدادان) از اعضای موثر جریان راست افراطی ۷ آبان بارها برای توجیه جنگ بکار برده شده است. به نظر میاید آقای چاهکی نیز در همین مسیر گام برمیدارد. فرمولی که من برای توصیف این اشخاص بکارمیبرم این است: یا جاهل اند و از جهان و تاریخ خبرندارند یا جاعل اند و با این که میدانند ناراست میگویند.
من باور راسخ دارم که جنگ شرمطلق است حتی اگر بانیانش نیت خیر داشته باشند. از جنگ جز مرگ و نابودی و ویرانی و فلاکت و نابودی جامعه مدنی و عاملیت شهروندان خیری برنمیخیزد. آزمون تاریخی نیز به ما میگوید که به ویژه در منطقه ما از جنگ در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه جز چند صد هزار کشته ، بی خانمانی ، دربدری ، تجزیه سرزمینی و توقف توسعه نتیجۀ دیگری عاید نمیشود. خروجی جنگ به سان خروجی انقلاب محاسبه پذیر نیست.
کسانی که میپندارند که رژیم جنایکار، سفاک و تمدن ستیز وحشی ج. ا. را فقط با یک حمله خارجی آن هم از سوی رژیم تسل کشی چون نتانیاهو یا راست افراطی ناراستگوی و ضد دمکراتیکی چون ترامپ نابود کنند و به جایش شکوفائی و دمکراسی بیاورند در واقع برای میهن “دوستی خاله خرسه” بجا میاورند. احتمال اینکه از آنچه قرار بود نجاتش دهند چیزی باقی نماند ، بس بزرگتر است.
باید به نیروی شهروندان ایران و میل شان به گذار از ج. ا. باور ژرف داشت. نفرت بخش بسیار بزرگی ازایرانیان از جمله خود من از رژیم جنایتکار اسلامی در این ۴۷ سال عمومأ و جنایت اخیرش که جوانان وطن را درو کرد و چندین هزار یا شاید چند ده هزار مردم دلاور را به خاک و خون کشاند در خور فهم است. اما خرد و مهرمان به میهن و مردمانش باید بر نفرت مان از رزیم بچربد و این ریسک را نپذیریم که برای ارضا نفرت مان مردم و کشوری را که به آن مهر میورزیم فدای امیال چنگ طلبان خارجی نکنیم.
هیچ رژیم استبدادی، آن هم ناکارآمد چون ج. ا. ، پاینده نیست و نبوده است. در راه نابودی این رژیم نباید اجازه داد و توجیه کرد که ایران نیز نابود شود.

به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.