میلیون‌ها کودک در میانه جنگ خاورمیانه؛ از مرگ و آوارگی تا سربازگیری و نابودی مدرسه

دوشنبه, 17ام فروردین, 1405
اندازه قلم متن

اخبار روز

جنگ جاری در خاورمیانه، که با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران وارد مرحله‌ای تازه و گسترده شد، زندگی میلیون‌ها کودک را در سراسر منطقه به بحرانی عمیق و چندلایه فرو برده است؛ بحرانی که فقط به مرگ و جراحت مستقیم محدود نمی‌شود، بلکه آوارگی، گرسنگی، از دست رفتن گاردین، با تکیه بر داده‌های یونیسف، دیده‌بان حقوق بشر و سازمان‌های امدادی و حقوق بشری، تصویری تکان‌دهنده از نسلی ارائه می‌دهد که در چندین جبهه جنگ، همزمان زیر بمباران، آوارگی و فروپاشی نظم زندگی روزمره قرار گرفته است.

بر پایه این گزارش، از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، دست‌کم ۳۴۰ کودک کشته و هزاران کودک دیگر زخمی شده‌اند. یونیسف می‌گوید یکی از مرگبارترین رویدادهای این جنگ، در همان روز نخست رخ داد؛ زمانی که حمله موشکی آمریکا به یک مدرسه در ایران دست‌کم ۱۶۰ کودک و معلم را کشت. این تنها یک نمونه از ابعاد فاجعه است. در سطح منطقه، حمله اسرائیل به لبنان، ادامه عملیات نظامی در کرانه باختری اشغالی و غزه، و گسترش درگیری‌ها در چند جبهه، موجب شده است بیش از یک میلیون و دویست هزار کودک از خانه‌های خود رانده شوند. کاترین راسل، مدیر اجرایی یونیسف، در توصیف این وضعیت گفته است کودکان منطقه در معرض خشونتی هولناک قرار گرفته‌اند، در حالی که همان نظام‌ها و خدماتی که باید از آنان حفاظت کنند، خود هدف حمله قرار گرفته‌اند.

بخش مهمی از این گزارش به لبنان اختصاص دارد؛ کشوری که بمباران‌های اسرائیل و فرمان‌های تخلیه، موجی عظیم از آوارگی را بر آن تحمیل کرده است. براساس ارزیابی یونیسف، بیش از یک میلیون و صد هزار نفر در لبنان، از جمله نزدیک به ۴۰۰ هزار کودک، مجبور به ترک خانه‌هایشان شده‌اند. نزدیک به ۹۰ درصد آنان خارج از پناهگاه‌های رسمی زندگی می‌کنند و بسیاری شب را در خیابان، محوطه‌های باز یا اقامتگاه‌های موقت می‌گذرانند. گزارش گاردین از خلال زندگی یک پدر ۵۲ ساله لبنانی به نام نضال احمد، تصویری ملموس از این وضعیت ارائه می‌کند. او همراه دو فرزندش در چادری موقت در منطقه بیال بیروت، در میان صدها خانواده دیگر، زندگی می‌کند. این دومین آوارگی اوست. خانه‌اش در صور در دومین روز جنگ اسرائیل و حزب‌الله در حمله هوایی ویران شد و پس از آن نیز خانه برادرش در ضاحیه جنوبی بیروت، جایی که به آن پناه برده بود، با دستور تخلیه ارتش اسرائیل از دست رفت.

احمد در شرح وضعیت زندگی خود می‌گوید تا ساعت پنج عصر آن روز هنوز چیزی برای خوردن نداشته‌اند و تنها چیزی که توانسته‌اند به کودکان بدهند، چای و مقداری نان بوده است؛ غذایی که حتی برای دختر هشت‌ماهه‌اش، زهراء، مناسب نیست. او توضیح می‌دهد که پس از یک ماه آوارگی، دیگر پولی برای تهیه غذا ندارد و به کمک‌های پراکنده سازمان‌های محلی وابسته شده است؛ کمک‌هایی که در بهترین حالت فقط یک وعده غذا در بیشتر روزها فراهم می‌کنند و حتی این نیز منظم نیست. او شرایط زندگی در چادر را «تحقیرآمیز» توصیف می‌کند. سقف چادر تنها از برزنتی آبی‌رنگ تشکیل شده که با سنگ مهار شده و نمی‌تواند در برابر باران مقاومت کند؛ به‌گونه‌ای که هر صبح با تشک‌های خیس از خواب بیدار می‌شوند.

زندگی روزمره این خانواده و صدها خانواده مشابه، در کمترین سطح بهداشت و آسایش می‌گذرد. پسر سه‌ساله او، احمد، فقط هفته‌ای یک‌بار، روزهای جمعه، می‌تواند حمام کند؛ زمانی که پدرش او را با خودرو به خانه یکی از دوستان می‌برد تا از حمام آنجا استفاده کنند. برای رفع نیازهای فوری، تنها یک سرویس بهداشتی برای صدها خانواده وجود دارد که مردم باید نیم ساعت در صف بایستند تا از توالتی استفاده کنند که حتی آب جاری هم ندارد. مارکولوئیجی کورسی، نماینده یونیسف در لبنان، هشدار داده است که این چرخه بی‌وقفه بمباران و آوارگی، زخم‌های روانی کودکان را به‌شدت عمیق‌تر می‌کند و ترسی ماندگار و آسیب‌های احساسی بلندمدت در آنان بر جا می‌گذارد. احمد می‌گوید نشانه‌های این آسیب را همین حالا هم در فرزندانش می‌بیند: هر بار که جنگنده‌های اسرائیلی دیوار صوتی را می‌شکنند یا بیروت را بمباران می‌کنند، پسرش شروع به دویدن می‌کند و می‌کوشد از بمبی که گمان می‌کند بر سرش فرود خواهد آمد، پنهان شود.

فاجعه این خانواده به آوارگی و گرسنگی محدود نمی‌شود. همسر احمد و دختر ۱۷ ساله‌اش در بمباران خانه‌شان زخمی شده‌اند و او ناچار شده آنان را در بیمارستانی در صور بگذارد. او در حالی که عکس همسرش را در تخت بیمارستان نشان می‌دهد، از شکستگی جمجمه در ۳۳ نقطه، خونریزی داخلی و آسیب‌های ستون فقرات او سخن می‌گوید. پزشکان به او گفته‌اند امید چندانی به زنده ماندن همسرش نیست. احمد با نگاهی خسته و نگران می‌گوید کودکان فعلاً با بازی سرگرم‌اند، اما وقتی به خانه بازگردند و مادرشان را نبینند، فاجعه واقعی آغاز خواهد شد.

در فلسطین نیز کودکان همچنان بهای سنگین جنگ را می‌پردازند. گزارش گاردین یادآوری می‌کند که با وجود آتش‌بسی که اکنون بیش از پنج ماه از آن می‌گذرد، مقام‌های بهداشتی غزه می‌گویند از آغاز درگیری با ایران، دست‌کم ۵۰ فلسطینی به دست نیروهای اسرائیلی کشته شده‌اند. شمار دقیق کودکان قربانی در این دوره روشن نیست، اما در ۲۹ مارس، حملات هوایی اسرائیل به ایست‌های بازرسی دست‌کم شش فلسطینی، از جمله یک دختر، را کشت. با این حال بحران کودکان غزه را نمی‌توان فقط در چارچوب هفته‌های اخیر دید. این باریکه هنوز از ۲۳ ماه بمباران اسرائیل، که ده‌ها هزار کشته برجای گذاشت و بیمارستان‌ها و مدارس را نابود کرد، بیرون نیامده است؛ جنگی که یک تحقیق سازمان ملل آن را نسل‌کشی توصیف کرده است. تا اکتبر سال گذشته، به طور متوسط در هر ساعت دست‌کم یک کودک فلسطینی کشته می‌شد و شمار کودکانی که در جنگ غزه جان باختند، بنا بر اعلام سازمان «نجات کودکان»، در اواخر سال گذشته از ۲۰ هزار نفر فراتر رفت.

هرچند جنگ با ایران در غزه جبهه‌ای تازه نگشود، اما ناامنی را تشدید و عملیات نظامی جاری اسرائیل را سنگین‌تر کرده است. بسته شدن گذرگاه‌ها و محدودیت‌های حرکتی که در پی تشدید تنش‌ها اعمال شد، دسترسی به خدمات پایه را مختل و شماری از مدارس را تعطیل کرده است. گذرگاه‌های ورود به غزه در روزهای نخست جنگ بسته شدند و ورود کمک‌های بشردوستانه و کالاهای تجاری را متوقف کردند. در نتیجه، کودکان غزه نه تنها همچنان در زیر سایه ویرانی و فقر زندگی می‌کنند، بلکه دسترسی آنان به آب، آموزش و خدمات ضروری نیز بیشتر از پیش دچار اختلال شده است.

در کرانه باختری اشغالی نیز از آغاز جنگ با ایران، خشونت شهرک‌نشینان و نیروهای امنیتی اسرائیل علیه فلسطینیان شدت گرفته و دست‌کم سه کودک کشته شده‌اند. گزارش گاردین به یکی از تکان‌دهنده‌ترین این رویدادها در ۱۵ مارس اشاره می‌کند: زمانی که پلیس اسرائیل به خودروی خانواده بنی‌عوده در طمون شلیک کرد؛ خودرویی که در حال بازگشت از خرید ماه رمضان بود. در این حمله، محمد پنج‌ساله و عثمان هفت‌ساله که نابینا و دارای نیازهای ویژه بود، همراه با مادرشان وعد بنی‌عوده ۳۵ ساله و پدرشان علی بنی‌عوده ۳۷ ساله کشته شدند. دو برادر دیگر جان سالم به در بردند. خالد، کودک ۱۱ ساله این خانواده، بعدتر روایت کرد که پیش از مرگ، صدای گریه مادر و دعای پدرش را شنیده بود. او همچنین گفت پس از تیراندازی، نیروهای مرزبانی اسرائیل او را از میان لاشه خودرو بیرون کشیدند، تمسخرش کردند و کتکش زدند. به گفته خالد، یکی از مأموران به او گفته بود: «ما سگ‌ها را کشتیم.»

در داخل اسرائیل نیز موشک‌های تلافی‌جویانه ایران جان شماری از کودکان را گرفته‌اند. براساس این گزارش، دست‌کم چهار کودک اسرائیلی در این حملات کشته شده‌اند و یکی از شدیدترین موارد، حمله موشکی اول مارس به شهر بیت‌شمش در مرکز اسرائیل بوده است. به این ترتیب، کودکان در دو سوی درگیری، قربانی سیاست جنگی و گسترش جبهه‌های نبرد شده‌اند و مرزهای سیاسی تغییری در ماهیت این آسیب وارد نکرده است.

یکی از نگران‌کننده‌ترین بخش‌های گزارش، به استفاده از کودکان در ایران برای امور نظامی مربوط می‌شود. گزارش‌هایی مبنی بر به‌کارگیری کودکانی حتی ۱۲ ساله از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای نگهبانی در ایست‌های بازرسی، زنگ خطر را درباره استفاده از سربازان کودک به صدا درآورده است. دیده‌بان حقوق بشر در پایان مارس گزارشی منتشر کرد که نشان می‌دهد سپاه در حال اجرای کارزاری برای جذب کودکان به عنوان «رزمندگان مدافع وطن» است. در ۲۶ مارس، یکی از مقام‌های سپاه در تهران اعلام کرد که کارزار جذب نیرو با عنوان «رزمندگان مدافع ایران» حداقل سن ۱۲ سال را تعیین کرده است. پوستر این کارزار نیز تصویر یک پسر و یک دختر را در کنار دو بزرگسال، از جمله مردی با لباس نظامی، نشان می‌دهد.

دیده‌بان حقوق بشر تأکید کرده است که جذب نظامی و به‌کارگیری کودکان، نقض فاحش حقوق کودک و در مورد کودکان زیر ۱۵ سال، جنایت جنگی محسوب می‌شود. بیل ون اسفلد، معاون بخش حقوق کودکان این سازمان، گفته است هیچ توجیهی برای کارزار جذب نظامی که کودکان، به‌ویژه ۱۲ ساله‌ها را هدف می‌گیرد، وجود ندارد و این به آن معناست که مقام‌های ایرانی ظاهراً حاضرند برای جبران کمبود نیروی انسانی، جان کودکان را به خطر بیندازند. گاردین در ادامه به مورد علیرضا جعفری، پسر ۱۱ ساله ایرانی، اشاره می‌کند که گفته می‌شود در یک حمله هوایی اسرائیل هنگام حضور در ایست بازرسی کشته شده است. مادرش، صدف منفرد، به روزنامه همشهری گفته بود که او در گشت‌ها و ایست‌های بازرسی بسیج، که زیر فرمان سپاه فعالیت می‌کند، کمک می‌کرده است. ون اسفلد هشدار داده است مقام‌هایی که در این سیاست نقش دارند، کودکان را در معرض آسیبی جدی و برگشت‌ناپذیر قرار می‌دهند و خود نیز ممکن است با مسئولیت کیفری روبه‌رو شوند.

گزارش گاردین سپس به ویرانی نظام آموزشی و حمله به مدارس می‌پردازد؛ حوزه‌ای که شاید یکی از ماندگارترین پیامدهای جنگ بر زندگی کودکان را در خود داشته باشد. حمله آمریکا به یک دبستان در میناب در ۲۸ فوریه، ده‌ها نفر را کشت که بیشتر آنان دختران هفت تا ۱۲ ساله بودند. این حمله تا اینجا مرگبارترین کشتار جمعی در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران توصیف شده و یونسکو آن را «نقض فاحش» حقوق بین‌الملل خوانده است. در سطح وسیع‌تر، حملات بی‌وقفه در منطقه، بیمارستان‌ها، مدارس و زیرساخت‌های آب و فاضلاب را که کودکان به آنها وابسته‌اند، ویران یا از کار انداخته است. جمعیت هلال‌احمر ایران اعلام کرده که ۳۱۶ مرکز درمانی و ۷۶۳ مدرسه در حملات مورد حمایت آمریکا و اسرائیل به‌شدت آسیب دیده یا نابود شده‌اند.

فروپاشی آموزش تنها به ایران محدود نیست. سازمان «نجات کودکان» می‌گوید دست‌کم ۵۲ میلیون کودک در سن مدرسه در سراسر منطقه، یا به آموزش مجازی با امکانات محدود رانده شده‌اند یا اساساً از آموزش محروم مانده‌اند. در لبنان، از میان ۶۶۹ پناهگاه جمعی، ۳۶۴ مورد مدرسه‌های دولتی هستند که اکنون به محل اسکان آوارگان تبدیل شده‌اند. در اسرائیل نیز مدارس در بخش‌های بزرگی از کشور بارها تعطیل شده‌اند. احمد الهنداوی، مدیر منطقه‌ای «نجات کودکان» برای خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپای شرقی، هشدار داده است که در هر جنگی، کلاس‌های درس معمولاً نخستین مکان‌هایی هستند که تعطیل می‌شوند و از آخرین مکان‌هایی‌اند که دوباره باز می‌شوند. به گفته او، هر درس از دست‌رفته، زخم‌های جنگ را عمیق‌تر می‌کند و برای آسیب‌پذیرترین کودکان، ترک مدرسه اغلب به معنای بازنگشتن همیشگی است. او همچنین تأکید کرده است که مدارس مکان‌های حفاظت‌شده‌اند و حمله به آنها می‌تواند نقض جدی حقوق بشردوستانه بین‌المللی باشد.

اما شاید عمیق‌ترین لایه این بحران، همان آسیبی باشد که فوراً دیده نمی‌شود: ضربه روانی. خونریزی، بی‌ثباتی، جابه‌جایی مکرر، از دست دادن عزیزان، زندگی زیر بمباران و گرسنگی، کودکانی را در معرض تجربه‌های شدیدی قرار داده که پیامدهای آن می‌تواند تا سال‌ها و حتی تا پایان عمر باقی بماند. گزارش یادآوری می‌کند که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض خشونت و ناامنی، تأثیرات ماندگاری بر رشد مغز، تنظیم عاطفی و سلامت روانی درازمدت کودکان دارد.

جمع‌بندی گاردین از این وضعیت، تصویری از یک فاجعه منطقه‌ای است که کودکان را در خط مقدم آسیب قرار داده است. در لبنان، آنها بی‌خانه و گرسنه‌اند؛ در غزه و کرانه باختری، همچنان زیر سایه قتل، محاصره و خشونت روزمره زندگی می‌کنند؛ در اسرائیل، هدف موشک‌های تلافی‌جویانه قرار گرفته‌اند؛ در ایران، هم قربانی بمباران و نابودی مدارس شده‌اند و هم در مواردی به سوی ساختارهای شبه‌نظامی کشیده می‌شوند. آنچه این گزارش به روشنی نشان می‌دهد، این است که جنگ جاری فقط نبردی میان دولت‌ها و ارتش‌ها نیست، بلکه جنگی علیه زندگی کودکان است؛ کودکانی که یا کشته می‌شوند، یا از خانه و مدرسه رانده می‌شوند، یا با خاطراتی رشد خواهند کرد که آثارشان تا سال‌ها از میان نخواهد رفت. همان‌گونه که احمد الهنداوی گفته است، هر جنگی در نهایت جنگ علیه کودکان است، و قوانین جنگ باید آنان را از هرگونه تعرض مصون بدارد؛ اصلی که در خاورمیانه امروز، بیش از هر زمان دیگری زیر پا گذاشته شده است.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

برچسب‌ها: ,

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.