
کاظم کردوانی
دیشب که خبر آمد «رختِ عمرِ» نازنین دوستِ دیرینهام و یکی از برجستهترین نمادهای شرف و اعتبار نشر کشور، حسین حسینخانی، بنیانگذار نشرهای «آگاه» و «آگه»، «کشتی روان کرد» یکبار دیگر معنای «ابرهای همه عالم در دلم میگریند» را با همهی وجود در بندبندِ وجودم حس کردم.
پساز این آوار در وضعیتی نیستم که بتوانم سخن درخوری بگویم و تنها به اشاره میگویم که از نزدیک شاهدِ دلمشغولیها و سوداهای نازنین حسین بوده ام، از نزدیک شاهد بوده ام که با چه رنجهایی دستبهگریبان بوده است، از نزدیک شاهدِ گوشهای از تلاشهای خستگیناپذیرش بوده ام، از نزدیک شاهد بوده ام که چگونه مایه از جان میگذارد تا از شرفِ انسان و شرفِ فرهنگ این مرزوبوم پاسداری کند. و بیشاز هرزمان دیگری چه افسوس میخورم که در این سالها نتوانستم درکنارش باشم و امروز میسوزم از تب نبودن درکنار عزیزانام فریده جان بزرگوار همسر و شریک و یار و یاورِ سالیان دراز زندگیاش و لیلا جان و نرگس جان و علی جان، دستهگُلهای مشترکشان؛ بااینهمه، بهرغم این راهِ دور، من آنجا هستم؛ با همهی وجود.
امروز حسین جان عزیزم دیگر درکنار ما نیست اما، هم حاصل سالها کوششهای فرهنگی و میراث بیبدیل هرآنچه منتشر کرده برای ما مانده است و هم یادش، یاد فرزانگیهایش، یاد نیکیها و دوستیهای مثالزدنیاش همیشه با من و ماست.
13 اردیبهشت 1405