
مهدی پرپنچی – ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
دو هفته پیش، دونالد ترامپ از برقراری آتشبسی خبر داد؛ آتشبسی که بسیاری آن را مشروط به بازگشایی تنگه هرمز تفسیر کردند.
رژیم ایران اعلام کرد تا زمانی که حزبالله همچنان زیر آتش است، این تنگه را باز نخواهد کرد.
ترامپ سپس به برقراری آتشبس میان اسرائیل و حزبالله کمک کرد، اما حتی پس از آن نیز تنگه همچنان بسته باقی ماند.
در واکنش، واشینگتن علیه جمهوری اسلامی دست به محاصره دریایی زد؛ منطق این اقدام روشن بود: اگر رژیم ایران عبور آزاد دیگران را محدود کند، نمیتواند انتظار داشته باشد کشتیهای خودش از آزادی عبور برخوردار باشند.
اکنون تهران میگوید بهدلیل همین محاصره حاضر به مذاکره نیست.
این، منطق عملیاتی جمهوری اسلامی است: بحران را ایجاد میکند، مسئولیت را انکار میکند، و سپس نسبت به پیامدهای آن اعتراض میکند.
بنبست یا چرخش؟ آنچه از پشت پرده مذاکرات شنیده میشود
شایعاتی جدید که در محافل سیاسی تهران در حال گردش است این است که واشینگتن بهطور بیسروصدا با تعلیق اجرای محاصره دریایی موافقت کرده، بیآنکه آن را بهصورت علنی اعلام کند؛ و بر همین اساس، گفته میشود مذاکرات میتواند از همین شنبه یا حداکثر تا روز دوشنبه کلید بخورد.
این سناریو ممکن است درست از آب درآید. اما در عین حال، این احتمال نیز وجود دارد که چنین روایتی عمداً از سوی خود حکومت مطرح شده باشد تا مسیری «آبرومندانه» برای ورود به مذاکرات بسازد در حالی که این حرکت را برای پایگاه حمایتی خود نه بهعنوان عقبنشینی خود، بلکه بهصورت عقبنشینی آمریکا روایت کند.
وضعیت هنوز بسیار ناپایدار است و ممکن است در هر لحظه دستخوش تغییر شود.
همزمان، گزارشهایی نیز به گوش میرسد که جمهوری اسلامی ممکن است با توقف ۱۵ ساله غنیسازی و پایان دادن به انتقال تسلیحات به نیروهای نیابتی خود موافقت کرده باشد؛ هرچند گفته میشود هنوز توافق نهایی بر سر ادامه حمایت مالی از این گروهها حاصل نشده است.