عطا محامد: موشک به جای دیپلماسی؛ مخالفان «توافق» چه خوابی برای میز مذاکره دیده‌اند؟

Monday, 25th May, 2026
اندازه قلم متن

ایران وایرعطا محامد

ایران در آستانه یکی از سرنوشت‌سازترین برحه‌های خود در دهه‌های اخیر است؛ از یک سو شبح جنگی فراگیر و در سوی دیگر امید به یک توافق دیپلماتیک. در حالی که در دو روز گذشته دیپلمات‌های تهران با میانجی‌گری مقامات پاکستانی و قطری در تکاپوی تبدیل آتش‌بس شکننده به یک تفاهم پایدار بودند، گروهی در داخل کشور معتقدند که نشستن پشت میز مذاکره با آمریکا، نه یک راهبرد، بلکه تکرار تجربه‌ای شکست‌خورده است که تنها به «فریب دیپلماتیک» می‌انجامد.

مخالفان سرسخت مذاکره که از زمان آتش‌بس صدای بلندی در ایران یافته‌اند با استناد به تجربه‌های تاریخی و گفتمان رویارویی تمدنی در آمریکا، هرگونه گفت‌وگو با واشینگتن را خطایی راهبردی دانسته و معتقدند قدرت واقعی ایران نه در لابی‌های سیاسی، بلکه در قدرت سخت موشکی و اهرم تنگه هرمز نهفته است. این جریان با نفی دیپلماسی در شرایط فشار، سازوکارهایی را برای عبور از بن‌بست کنونی پیشنهاد می‌دهد که بر محور «آمریکازدایی» از منطقه و تکیه بر بازدارندگی تهاجمی دارد؛ رویکردی که اصرار دارد به جای میز گفت‌وگو، باید تنها با زبان «موشک» با حریف سخن گفت.

فشارهای منطقه‌ای برای توافق و مذاکره 

دو روز گذشته، تهران شاهد یکی از پرترافیک‌ترین ساعات دیپلماتیک خود در دهه‌های گذشته بوده است. پررنگ‌ترین بخش این ماجرای دیپلماتیک، سفر فیلد مارشال «عاصم منیر»، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران بود که با هدف جلوگیری از یک درگیری منطقه‌ای تمام‌عیار و ایجاد یک توافق انجام شد. منیر و دولت پاکستان که در روزهای گذشته نقش میانجی اصلی میان ایران و آمریکا را بر عهده داشته‌اند، در این سفر کوتاه اما فشرده، با مقامات عالی‌رتبه ایران از جمله رییس‌جمهور، وزیر خارجه و فرماندهان ارشد نظامی دیدار کرد تا بتواند با کاهش تنش‌ها، مسیر تهران و واشنگتن را برای توافقی پایدارتر، هموار کند. همزمان با مقامات پاکستان، به گزارش «رویترز»، تیم دیپلماتیکی از سوی قطر نیز به تهران آمده بود تا در روند توافق کمک کند. 

جزیيات و حتی چهارچوب گفتگوهای فشرده‌ای که در ساعات گذشته میان تهران، اسلام‌آباد و واشنگتن در جریان بوده به صوت دقیق معلوم نیست. سخنگوی وزارت خارجه ایران می‌گوید که بحث بر سر، چارچوب ۱۴ ماده‌ای است که باعث آتش بس شده بود و در روزهای گذشته بین طرفین بارها مبادله شده است. او ضمن این که آتش بس را «خیلی دور، خیلی نزدیک» دانست گفت تهران با «تله ضدونقیض‌گویی» از سوی آمریکایی‌ها مواجه است، ولی تأکید کرد که با وجود دشواری‌ها، روند کلی گفتگوها به سمت نزدیک‌تر شدن دیدگاه‌ها پیش می‌رود و دو طرف در پی نهایی کردن یک چارچوب عملیاتی هستند.

این نکات در حالی گفته شد که «کاظم غریب‌آبادی» معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه، در همان ساعات تاکید کرد باید «نظام عدم اشاعه بر پایه امنیت برابر باشد نه استثناگرایی هسته‌ای» و عملا از لزوم حفظ قدرت هسته‌ای ایران دفاع کرد، موضعی که ایران بارها بر آن تاکید کرده و یکی از دلایل اصلی دو جنگ اخیر بوده است. همچنین «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه هنگامی که منیر در تهران بود، در پیامی به دبیرکل حزب‌الله لبنان بار دیگر اعلام کرد هرگونه توافق با آمریکا با برقراری آتش‌بس در لبنان گره خواهد خورد. همچنین رییس مجلس ایران نیز بیان کرد: « ما در حال مذاکره بودیم که آمریکا جنگ براه انداخت و حالا می گوید برای پایانش مذاکره کنیم» و عملا بر بی‌اعتمادی خود به آمریکا بار دیگر تاکید کرد.

با این حال بسیاری اخبار دوم خرداد ۱۴۰۵ را امیدوار کننده ‌دانستند و از به وجود آمدن امکان یک توافق میان تهران و واشنگتن حرف می‌زدند. در این لحظات امیدواری بخشی از جریان‌های سیاسی، خبرگزاری «فارس»، نزدیک به سپاه در گزارشی کوتاه تاکید کرد که با نگاهی به واقعیت‌های میدانی و مواضع سخت‌گیرانه طرفین، همچنان محل اختلافات بسیار است. فارس در این گزارش اشاره می‌کند که اگرچه تلاش‌های میانجی‌گرانه برای دستیابی به تفاهم اولیه ادامه دارد، اما تفاوت دیدگاه‌های بنیادین میان ایران و آمریکا در موضوعاتی نظیر نحوه آزادسازی دارایی‌های ارزی، تضامین امنیتی و جزییات پرونده هسته‌ای، موانع بزرگی است که هنوز برطرف نشده و مسیر دستیابی به یک توافق قطعی را همچنان ناهموار باقی گذاشته است.

آمریکا بدعهد، فریبکار و دروغگو است! 

در حالی که در دو روز گذشته تهران گروه‌های مختلف برای مذاکره و رسیدن به توافق با آمریکا تلاش می‌کردند، برخی در خیابان‌ها شعار «این آخرین قماره جنگ ادامه داره» سر می‌دادند. عده‌ای از چهره‌های سیاسی نیز با صراحت مخالف این گفتگوها بودند و از اساس مذاکره را رد می‌کردند. محور اصلی سخن این افراد این است که نباید به آمریکا اعتماد کرد. خبرگزاری «فارس» در یک مقاله با بازخوانی عقاید رهبر قبلی، هرگونه مذاکره با آمریکا را نه یک انتخاب سیاسی، بلکه به دلیل تضاد ماهوی و تجربه‌های مکرر تاریخی، خطایی راهبردی می‌داند. گزارش می‌گوید تاریخ معاصر ایران سرشار از بدعهدی‌های آمریکاست از قرارداد الجزایر تا برجام. با توجه به آن استدلال می‌کند که مذاکره برای آمریکا ابزاری جهت «تحمیل سلطه» و «خلع سلاح» ایران بوده است. نویسنده آنچه در ۱۴۰۴ روی داد را «خیانت مضاعف» می‌داند؛ دوره‌ای که به زعم او، میز مذاکره به «سکوی پرش برای حمله نظامی» تبدیل شد و ثابت کرد که آمریکا از گفت‌وگو نه برای حل مسئله، بلکه برای «فریب دیپلماتیک سازمان‌یافته» استفاده می‌کند. گزارش می‌گوید «مقاومت فعال»، «آمریکازدایی» و اعتماد به توانمندی‌های داخلی را تنها راهکار عملی و عزتمندانه برای عبور از بن‌بست کنونی و تغییر موازنه قدرت به نفع ایران معرفی می‌کند

روزنامه «کیهان»، از مخالفان سرسخت غربگرایی، روز دوم خرداد در یادداشتی ضمن ابراز نگرانی شدید از انتشار اخبارِ مربوط به «مذاکرات پشت‌پرده» برای بازگشایی تنگه هرمز، دولت و تیم مذاکره‌کننده را به «ضعف در روایت‌سازی» و «انفعال رسانه‌ای» متهم کرد. «جعفر بلوری»، نویسنده این یادداشت معتقد است دشمن با روایت‌های یک‌طرفه و دروغین، موفق شده قیمت نفت را مدیریت کرده و فضای دیپلماسی را به نفع خود تغییر دهد؛ در حالی که طرف ایرانی با سکوت یا موضع‌گیری‌های مبهم، در حال تکرار «تجربه خسارت‌بار برجام» است. کیهان با تأکید بر اینکه تنگه هرمز «بزرگ‌ترین نقطه قوت ایران» و «پاشنه آشیل دشمن» است، هشدار می‌دهد که مبادا این اهرمِ قدرتمند در ازای «وعده‌های نسیه» ترامپ حراج شود. 

یکی از ارجاعات این افراد در این روزها به گفته‌های نزدیک به یک هفته پیش «حمید رسایی»، چهره شناخته‌شده جناح تندرو جمهوری اسلامی، است. او در یادداشتی، یازده استدلال برای رد هرگونه گفت‌وگو با واشنگتن ردیف کرده بود که مورد توجه جناح تندرو قرار گرفته است. او آمریکا را «بدعهد»، «غیرقابل اعتماد» و دارای مطالباتی «بی‌پایان» توصیف کرد و هشدار داد که مذاکره، ابزاری برای تضعیف قدرت بازدارنده ایران از جمله توان هسته‌ای، موشکی و نفوذ منطقه‌ای است. رسایی با استناد به تجربه برجام و ارجاع به مواضع رهبر قبلی جمهوری اسلامی، تأکید کرد که پذیرش مذاکره زیر فشار و تهدید، به معنای مشروعیت‌بخشی به زور است و در نهایت نتیجه گرفت «آمریکایی‌ها فقط زبان «موشک» می فهمند ولاغیر.»

لزوم استفاده از موشک در این روزها رویکردی است که برخی از چهره‌های رسانه‌ای جریان تندرو به صورت جدی مطرح می‌کنند. «علی صمدزاده» از چهره‌های رسانه‌ای این جریان می‌گوید: «بااینکه ذخایر ما و آستانه تاب‌آوری اقتصاد در برابر محاصره قابل اتکاست، اما عقب راندن امریکا از انسداد دریایی ضروری است ولو پاسخ شامل هدف قراردادن اهداف آمریکایی در خلیج فارس باشد یا هر نقطه جهان.» یا دیگر چهره این جریان «ابوالفضل بازرگان»  در یک برنامه ویدیویی بار دیگر بر خواسته خود مبنی بر لزوم هسته‌ای شدن ایران تاکید کرده و گفت: «دستور قرآن به “تُرْهِبُونَ بِهِ” مصداق دقیق ایجاد بازدارندگی هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، در قبال تهدیدات اتمی دشمنان و حفظ جان نائب امام زمان، ولی فقیه جدید است.»

برخی از مخالفان مذاکره حتی معتقدند که اساسا نباید آتش‌بس در ۱۹ فروردین پذیرفته می‌شد. «محمدصادق کوشکی»، استاد دانشگاه، در برنامه «زوم»، وضعیت فعلی روابط ایران و آمریکا را نه یک «آتش‌بس پایدار»، بلکه یک فریب راهبردی توصیف می‌کند. او با انتقاد شدید از پذیرش آتش‌بس در «اوج حملات ایران به دشمن»، آن را یک اشتباه محاسباتی بزرگ می‌داند که فرصت وارد کردن ضربه نهایی و قطعی به حریف را از ایران سلب کرد. به اعتقاد کوشکی، اختلافات میان ایران و آمریکا ریشه‌ای، ساختاری و ایدئولوژیک است و از این‌رو، مذاکره نه تنها ابزاری برای حل این اختلافات نیست، بلکه به دلیل ماهیت غیرقابل اعتماد آمریکا، صرفاً فرصتی برای بازسازی توان دشمن و خنثی‌سازی دستاوردهای میدانی ایران فراهم می‌کند. او تأکید دارد که به‌جای تکیه بر دیپلماسی شکست‌خورده، باید بر تداومِ «تقابل» تمرکز کرد تا دشمن به مرحله استیصالِ کامل برسد.

در سوی دیگر ماجرا «علی احمدی»، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفت‌وگو با سایت «تابناک»، «رفع کامل محاصره دریایی» را به عنوان یک خط قرمز و پیش‌شرط اصلی برای ورود به هرگونه مذاکره تعیین کرده است. وی با استناد به تجربیات تاریخی، بر این باور است که هرگونه انعطاف در شرایط فعلی و پیش از احقاق حقوق ملی، به ضرر کشور تمام خواهد شد. احمدی در کنار تأکید بر حفظ «موضع قدرت» در میدان، نسبت به «چندصدایی» در فضای رسانه‌ای هشدار داده و خواستار تمرکز مدیریت روایت‌ها در مرجعی واحد (مانند شورای عالی امنیت ملی) برای جلوگیری از سوءاستفاده دشمن شده است. 

بخشی از مخالفان مذاکره اساسا آن را فریب می‌دانند و خواهان توقف هرگونه تلاش دیپلماتیک هستند. «ابراهیم رضایی»، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس، با رویکردی رادیکال پیشنهاد داد که «به‌جای دیپلمات‌ها، موشک‌ها را برای مذاکره با شیطان بفرستید». از نظر او تحریمِ دیپلمات‌ها به معنای بسته شدنِ نهایی پنجره گفت‌وگو است و اکنون تنها زبانی که «حساب کار را به دست دشمن می‌دهد»، قدرت سخت و نظامی است.

هم‌صدا با این رویکردها ائمه جمعه نیز همین موضوعات را تکرار کردند. آن‌ها با تأکید بر اینکه درس‌های دوران دفاع مقدس و تجربیات زیسته سال‌های اخیر نشان می‌دهد که «ایستادگی و مقاومت» تنها راه مقابله با دشمن است، هرگونه «سازش یا مذاکره» بر سر مؤلفه‌های قدرت ملی نظیر توان دفاعی و کنترل تنگه هرمز را غیرقابل‌پذیرش می‌دانند. این چهره‌های دینی با اشاره به خطاهای راهبردی دشمن در طول دهه‌های گذشته، از خروج از برجام تا تبدیل میز مذاکره به میدان حمله، استدلال می‌کنند که فشارهای غرب تنها منجر به «بیدار شدن ظرفیت‌های نهفته ایران»، دستیابی به «خودکفایی در موضوعات حساس» و در نهایت کسب اقتدار بازدارنده شده است.

تندروها چه می‌خواهند؟

در دوم خرداد، «علی ربیعی» وزیر رفاه پیشین، در یادداشتی، «مذاکره» را نه یک عمل نامقدس یا نشانه ضعف، بلکه «امتداد قدرت ملی» و ابزاری برای تثبیت دستاوردهای میدانی دانست. او با نقد دو گروه؛ نخست کسانی که با رویکرد «ملامت‌گرانه» فرصت‌های تاریخی را نادیده می‌گیرند و دوم کسانی که مذاکره را «امری نامقدس» و خیانت می‌پندارند، استدلال می‌کند که ایستادگی ایران در برابر فشارهای سنگین، اکنون شرایطی را فراهم کرده که می‌توان با تکیه بر آن، از «موضع قدرت» وارد گفت‌وگو شد. نویسنده تأکید دارد که هدفِ از مقاومت، «جنگ سرد دائمی» نیست، بلکه تبدیل دستاوردهای میدان به توافقی پایدار برای تضمین امنیت و توسعه است. 

اما تندروها و جریان پایداری که در سپهر سیاسی ایران به عنوان هسته‌ی سختِ «گفتمان مقاومت» شناخته می‌شوند، حتی این نگاه محافظه‌کارانه ربیعی را غرب‌گرایانه می‌دانند. اعضای این گروه‌خود را پاسدارِ «اصولِ راهبردیِ انقلاب» در برابرِ نفوذ غرب، می‌داند. برای آن‌ها سیاست خارجی نه عرصه‌ «مصلحت‌اندیشی‌های زودگذر» یا «بده‌بستان‌های دیپلماتیک»، بلکه میدانِ رویارویی تمدنی با آمریکا می‌دانند که از دیدگاه آن‌ها مصداق تام «طاغوت» است. از منظر این جریان، هرگونه تلاش برای گره‌زدنِ معیشت مردم به توافق با غرب، نه یک راهبردِ اقتصادی، بلکه نوعی «خطای راهبردی» و «وادادگی سیاسی» است که نه تنها تحریم‌ها را لغو نمی‌کند، بلکه با «شرطی‌سازی جامعه» و «تضعیف بازدارندگی میدانی»، دشمن را به جری‌تر شدن و تشدیدِ فشارها تشویق می‌کند.

هسته‌ی مرکزی خواست این جریان، دستیابی به یک «بازدارندگی حداکثری و تهاجمی» است که در آن «میدان» حرفِ آخر را می‌زند. آن‌ها معتقدند قدرت موشکی و اهرم‌هایِ راهبردیِ جمهوری اسلامی، نه کارت‌هایی برای بازی در میز مذاکره، بلکه تضمین‌کننده‌ «امنیت ملی» و «حیثیت تمدنی» ایران هستند. جایگزینی که آن‌ها پیشنهاد می‌دهند، عبور از «دیپلماسیِ التماسی» و حرکت به سمت «آمریکازدایی» است؛ به این معنا که ایران باید با اتکا به ظرفیت‌های داخلی، اقتصادِ دانش‌بنیان و گسترش پیوندهای استراتژیک با همراهی قدرت‌هایی نظیر چین و روسیه، به یک «دژِ اقتصادی-نظامی» تبدیل شود که در آن، تحریم‌ها نه یک مانع، بلکه محرکی برای رسیدن به «خودکفاییِ مطلق» تلقی شوند.

هدف این جریان تندرو و ضد مذاکره ایجاد یک «انسجام یکپارچه‌ هویتی» در داخل کشور است که در آن روایت مقاومت از میدان، بر هرگونه روایت تردیدآمیز اصلاح‌طلبانه غلبه کند. برای این جریان، مذاکره در شرایطی که آمریکا در «موضعِ تهاجم» قرار دارد و تنگه هرمز را محاصره کرده است و خواسته‌های حداکثری ترامپ پابرجاست، معنایی جز «تسلیمِ مرحله‌ای» ندارد. بنابراین آن‌ها نه تنها مخالفِ هرگونه توافق کوتاه‌مدت بر سر مؤلفه‌هایِ قدرت‌، به ویژه کنترل تنگه هرمز و برنامه موشکی هستند، بلکه اساساً می‌گویند نظم منطقه‌ای نیز از هم اکنون باید توسط تهران نوشته شود. 

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.