برای بررسی رونق بازار کالاهای دستدوم در اقتصاد این روزهای ایران، نیازی به آمار پیچیده نیست؛ شواهد عینی و تغییرات رفتاری جامعه به خوبی این واقعیت را نشان میدهند. این پدیده دیگر یک انتخاب از سر علاقهمندی به کالاهای قدیمی یا عتیقه نیست، بلکه یک استراتژی بقای اقتصادی برای طبقه متوسط و کمدرآمد است.\
***
رونق بازار دستدومها و آثار آن
صدای خِرخِر آهن روی آهن، میان شلوغی «بزرگراه همت» گم میشود اما در سر «مرتضی» مثل صدای طبل میپیچد. او حسابدار یک شرکت توزیع قطعات است؛ مردی که کارش دودوتا چهارتا کردن اعداد است، اما این روزها خرج زندگیاش با هیچ فرمولی جور درنمیآید. صبحِ همان روز، دوست مکانیکاش در حوالی «میدان آذری»، کاپوت پراید مدل ۹۱ را بالا زده، دستهای سیاه خود را با دستمال پاک کرده و گفته بود: «مرتضیجان، نوِ شرکتیاش رمق ندارد، دو ماهه میسوزد، قیمت پمپ و دنده نو هم که سهبرابر حقوق توست. بگذار یک تکه استوک بزنم؛ دستدومه اما اصل کره است، راه میرود.» مرتضی فقط سر تکان داده بود. انتخابِ دستدوم، دیگر برای او یک گزینه اقتصادی نبود؛ تنها راهِ ماندن در مسابقه بقا بود.
رونق بازار دستدومها در ایران، برخلاف نمونههای جهانیاش، نشانه پویایی یا آگاهی زیستمحیطی نیست؛ بلکه نمادی از فرسودگی کلان و تدریجی سرمایه در کشور است. وقتی جامعهای توان تزریق تکنولوژی، کالای نو و ساختارهای تازه را به بدنه خود نداشته باشد، مجبور میشود داراییهای موجودش را چنین بچرخاند و وصلهپینه کند. پراید مرتضی با قطعه استوک راه میافتد، اما بنزین بیشتری میسوزاند و هوای شهر را کدرتر میکند، یخچال دستدوم تعمیرشده هم کار میکند، اما کنتور برق را با شتاب بیشتری میچرخاند، مثل لپتاپ استوک دبی که کار را راه میاندازد، اما فرد را فرسنگها عقبتر از سرعت تکنولوژی روز دنیا نگه میدارد.
ایرانِ این روزها را نباید در نمودارهای تورمی بانک مرکزی یا آمار رشد اقتصادی جستوجو کرد، اقتصاد واقعی خودش را در لایههای زیرین زندگی، جایی میان صفحات پلتفرمهای آنلاین و راستههای تعمیراتی شهر پهن کرده است. جامعهای که تا همین چند سال پیش، خرید وسایل مستعمل را نوعی سرافکندگی یا کمبضاعتی میدانست، حالا در حال بازتعریف مفاهیمی مثل نو، کیفیت و مالکیت است.
دگرگونی در پلتفرمهای آنلاین
واضحترین نشانه از این تغییر الگوی مصرف در آمار رسمی و نیمهرسمی، پلتفرمهای واسطهگری ملکی و کالایی است. رشد دستهبندیهای خاص نشاندهنده یک تغییر است. در گذشته، پلتفرمهایی مثل «دیوار» یا «شیپور» بیشتر برای فروش خودرو یا لوازم خانگی مازاد خانهها استفاده میشد اما اکنون با دستهبندیهایی مثل لباس دستدوم، کتابهای کنکور و درسی قدیمی و حتی قطعات یدکی مستعمل خودرو شکل گرفته است. همچنین شکلگیری پلتفرمهای تخصصی خریدوفروش لباسهای دستدوم یا پلتفرمهای بازسازی و فروش موبایلهای کارکرده، نشان از نهادینه شدن این بازار دارد.
در یک آپارتمان اجارهای در شرق تهران، «مریم» روبهروی کمد لباسهایش ایستاده است. او کارت دعوت عروسی دخترخالهاش را روی میز دارد. پنج سال پیش، مسیر این دعوت به پاساژهای ونک یا مزونهای شهرک غرب ختم میشد، اما حالا انگشتان مریم روی صفحه گوشی میلغزد؛ یک پلتفرم تخصصی پوشاک دستدوم.
مریم عکسی از مانتوی مجلسیِ تنها یکبار پوشیدهاش را بارگذاری میکند تا با پول آن، یک پیراهن شب را از فرد دیگری بخرد که او هم احتمالا تنها یکبار آن را تن کرده است.
این یک مبادله بیصدا است. زنجیرهای پنهان از آدمهایی که دستهایشان به جیب خودشان نمیرسد، پس به کمد یکدیگر پناه بردهاند. حتی تابلوی قدیمی سیسمونی و جهیزیه هم در این بازار خرید و فروش میشود. مادری که کالسکه خارجیِ تمیزی را از «دیوار» میخرد، با خودش نجوا میکند: «شش ماه دیگر بچه بزرگ میشود. چرا باید پول سه ماه حقوق پدرش را پای پلاستیک نو بدهم؟»
تغییر کاربری در بازار طلا؛ کوچ به طلای دستدوم و آبشده
بازار طلا همیشه پناهگاه تورمی ایرانیان بوده اما رفتار خریداران در این بازار کاملا تغییر کرده است. حالا پشت شیشه طلافروشیهای بازار بزرگ، تابلوهای کوچک و دستنویسی جا خوش کردهاند: «طلای مستعمل، بدون اجرت و مالیات موجود است.»
ویترینها، دیگر کمتر میزبان کارهای ظریف و مدرن سازندگان اصفهانی و یزدی هستند. مردم پشت ویترین میایستند، نه برای انتخاب ظرافت یک زنجیر، بلکه برای خرید تکهای از گذشته فردی دیگر، صرفا به این امید که ریالهایشان تا فردا صبح دود نشود. طلا کارکرد زینتیاش را باخته و به یک پناهگاه زمخت اما امن تبدیل شده است.
رونق مشاغل تعمیر و بازسازی
وقتی قدرت خرید برای کالای نو وجود نداشته باشد، طول عمر کالاهای موجود باید به حداکثر برسد. صنعت بازسازی لوازم خانگی و مبلمان طی سالهای اخیر رونق گرفته است. کافی است به راسته مبلسازان یا تعمیرکاران لوازم خانگی سر بزنید. تقاضا برای تعویض رویه مبل، تعمیر موتور یخچالهای قدیمی و بازسازی ماشینهای لباسشویی به شدت بالا رفته است. هزینهای که مردم برای تعمیر تخصصی پرداخت میکنند، با اینکه بالاست اما همچنان یکدهم قیمت خرید یک کالای نو است. بازار خرید و فروش قطعات برداشته شده از روی دستگاههای اسقاطی هم به شدت رونق گرفته است، چرا که قیمت قطعات نو وارداتی با دلار روز محاسبه میشود و برای بسیاری از مردم غیراقتصادی است.
بازار خودرو و جولان خودروهای فرسوده
در تمام دنیا خودرو یک کالای مصرفی است که با کارکرد بیشتر، افت قیمت شدیدی پیدا میکند. اما در ایران خودروهای با کارکرد بالای ۲۰۰هزار کیلومتر یا مدلهای دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ شمسی، همچنان مارکت زنده، پویا هستند و قیمتهای عجیبی دارند. معامله مکرر خودروهای کارکرده و فرسوده نشان میدهد که تقاضا از خودروهای صفرکیلومتر به دلیل قیمتهای نجومی و رقابتهای کاذب قرعهکشی به سمت بازار دستدوم سرریز شده است.
پویایی اقتصاد یا فرسودگی سرمایه؟
چرخ اقتصاد دستدومها به ظاهر روان میچرخد. پلتفرمها شلوغاند، تعمیرکاران وقت سر خاراندن ندارند و کالاها دستبهدست میشوند. در نگاه اول، شاید این پدیده شبیه به مد پایدار در کشورهای توسعهیافته یا یک سازوکار دفاعی هوشمندانه برای زنده ماندن طبقه متوسط به نظر برسد اما اگر کمی از این چشمانداز روایی فاصله بگیریم و با عینک تحلیل به ماجرا نگاه کنیم، تناقض بزرگی آشکار میشود. برخی تحلیلگران رونق بازار دستدوم را نشانهای از گردش مالی و پویایی اقتصاد خرد میدانند اما در واقعیت اقتصاد ایران، این رونق نشاندهنده فرسودگی کلان سرمایه در کشور است. وقتی جامعه به جای تزریق کالای نو و تکنولوژی جدید، مدام در حال چرخاندن و مصرف کالاهای قدیمی است، میانگین بهرهوری، سلامت و رفاه جامعه در حال کاهش است.
به عنوان مثال، مصرف بالای بنزین در خودروهای دستدوم یا مصرف بالای برق در یخچالهای قدیمی تعمیرشده، هزینههای پنهانی است که این بازار به اقتصاد کلان تحمیل میکند. میتوان گفت جامعه در حال مصرف کردن گذشته خویش است تا امروز را بگذراند. این رویه، راهکاری عقلانی و ناگزیر در سطح خرد است اما در سطح کلان به معنای فرسودگی است.
