در حالی که بحران تنگه هرمز بار دیگر شکنندگی زنجیره تأمین جهانی نفت را آشکار کرده، برزیل که به مسیرهای دریایی پرخطر خاورمیانه وابسته نیست بهتدریج خود را بهعنوان یک جایگزین معتبر در بازارهای جهانی انرژی مطرح میکند. با این حال در پس این فرصت اقتصادی، محدودیتهای ساختاری و تناقضهای سیاسی نیز نهفته است.

از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و افزایش تهدیدها در تنگه هرمز -گذرگاهی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند- بازار جهانی نفت وارد دورهای تازه از عدم قطعیت شده است. قیمتها به شدت افزایش یافته، کشورها در پی تضمین امنیت تأمین انرژی خود هستند و برخی از تولیدکنندگان نفت میکوشند از این شرایط بیثبات بهرهبرداری کنند.
در میان این کشورها، موقعیت جغرافیایی برزیل اکنون به یک مزیت راهبردی تبدیل شده و این کشور را بهعنوان منبع جایگزینی برای نفت خلیج فارس مطرح کرده چرا که نفت فراساحلی برزیل که در سواحل اقیانوس اطلس استخراج میشود، وابسته به مسیرهای دریایی پرخطر خاورمیانه نیست.
مصرفکنندگان بزرگ نفت به دنبال تأمینکنندگانی باثباتتر هستند که از آشوبهای خاورمیانه تأثیر نپذیرند و برزیل دقیقاً چنین شرایطی دارد.
این ثبات در آمارها نیز نمایان شده. برزیل که نهمین تولیدکننده بزرگ نفت جهان به شمار میرود، حدود ۴ درصد از تولید جهانی نفت را در اختیار دارد. عادل الجمال، دبیرکل اتحاد اروپایی پژوهش انرژی، در اینباره میگوید: «برای درک بهتر، برزیل روزانه حدود چهار میلیون بشکه نفت تولید میکند؛ رقمی که تقریباً با تولید امارات متحده عربی برابری میکند.»
صادرات نفت برزیل به چین دو برابر شده
در سایه جنگ ایران و افزایش نگرانیها درباره تنگه هرمز، نفت برزیل شاهد رشد تقاضا بوده است. در این میان، چین و هند بیش از سایر کشورها به خرید نفت برزیل روی آوردهاند.
دو شرکت بزرگ نفتی چین، شرکت ملی نفت چین (CNPC) و شرکت ملی نفت فراساحلی چین (CNOOC)، پیش از این نیز از طریق مشارکتهای مختلف در برزیل حضور داشتند، اما به گفته کارشناسان، تنشهای خاورمیانه باعث تقویت و تسریع این همکاریها شده است.
بر اساس دادههای دولت فدرال برزیل، صادرات نفت این کشور به چین در سهماهه نخست سال دو برابر شده و به رقم بیسابقه ۷,۲ میلیارد دلار رسیده است. بر این اساس بیش از ۶۰ درصد صادرات شرکت ملی نفت برزیل، پتروبراس، راهی بازار چین میشود.
نفت باکیفیت، اما زیرساختهای ناکافی
یکی از مهمترین مزیتهای نفت برزیل، کیفیت بالای آن است. ذخایر عظیم فراساحلی که طی دو دهه گذشته در سواحل ریودوژانیرو کشف شدهاند، از امیدبخشترین منابع نفتی جهان محسوب میشوند.
این نفت که از اعماق بسیار زیاد اقیانوس اطلس استخراج میشود و به «نفت پیشنمکی» شهرت دارد، دارای ویژگیهای مطلوبی است.
عادل الجمال، دبیرکل اتحاد اروپایی پژوهش انرژی، توضیح میدهد: «نفت برزیل سبک و کمگوگرد است و از نظر کیفیت به نفت برنت شباهت دارد. برخلاف، به عنوان مثال، نفت ونزوئلا که بسیار سنگین است و پالایش آن دشوارتر است.» با این حال، برزیل با محدودیتهای ساختاری مهمی روبهرو است که مانع از افزایش سریع تولید میشود. به گفته این کارشناس «افزایش ظرفیت تولید نیازمند توسعه ظرفیت پالایش نیز هست و این دقیقاً یکی از نقاط ضعف برزیل است؛ زیرا ظرفیت پالایشی این کشور کافی نیست.»
علاوه بر این، صنعت نفت با پدیدهای به نام «کششپذیری پایین» مواجه است؛ به این معنا که افزایش چشمگیر تولید در کوتاهمدت بدون سرمایهگذاریهای سنگین و توسعه زیرساختها امکانپذیر نیست.
تناقض زیستمحیطی؟
لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا، رئیسجمهور برزیل، قصد دارد از رونق صادرات نفتی کشورش بهرهبرداری کند. دولت او در ماههای اخیر بارها از توسعه صنعت نفت حمایت کرده است.
پتروبراس به بهرهبرداری از میدانهای عظیم فراساحلی ادامه داده و دولت برزیل حتی از ازسرگیری حفاریهای هیدروکربنی در منطقه اوروکو در آمازون، پس از بیش از یک دهه توقف، خبر داده است.
این سیاست که با مواضع لولا در زمینه مبارزه با تغییرات اقلیمی در تضاد به نظر میرسد بیش از هر چیز بازتاب واقعیتهای اقتصادی برزیل است.
پایان بازار نفتِ هژمونیک
بحران هرمز همچنین فراتر از برزیل، دگرگونی عمیقتری را در چشمانداز انرژی جهانی آشکار کرده است.
به گفته ساموئل فورفاری، دکترای علوم کاربردی و استاد ژئوپلیتیک انرژی در دانشگاه آزاد بروکسل، جهان امروز وارد دورهای «غیرقطبی» شده که دیگر در آن تعداد محدودی از بازیگران بر بازار نفت سلطه ندارند.
این کارشناس میگوید: «دیگر با بازاری هژمونیک روبهرو نیستیم؛ بازاری که در آن اقلیتی از تولیدکنندگان قواعد را تعیین کنند. اکنون بازار پراکندهتر شده و هر تولیدکنندهای میتواند جایگاه خود را پیدا کند.»
خروج امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) از نظر ساموئل فورفاری نماد این گسست است چرا که امارات فهمید که «جهان تغییر کرده و اوپک چیزی مربوط به گذشته است.»
اگرچه تنشهای جاری فرصتی طلایی برای برزیل فراهم کردهاند، اما رقابت نیز در حال تشدید است. کشورهایی مانند گویان، آنگولا، موزامبیک، جمهوری آذربایجان و کانادا نیز در تلاشاند سهم بیشتری از بازار جهانی نفت را به دست آورند.
با ورود تولیدکنندگان جدید، مزیت نسبی کنونی برزیل بهتدریج کاهش خواهد یافت. با این حال، بازار نفت همچنان بازاری چرخهای و بهشدت وابسته به تحولات ژئوپلیتیکی باقی خواهد ماند.
