
شیرمحمد اسپندار، برجستهترین چهره دونَلینوازی بلوچستان، شامگاه چهارشنبه ۳۱ تیرماه در دهه دهم زندگی درگذشت. منابع درباره سال تولد او اتفاقنظر ندارند؛ برخی ۱۳۰۶ و برخی ۱۳۱۰ را ثبت کردهاند و به همین دلیل سن او هنگام مرگ ۹۵ تا ۹۸ سال گزارش شده است. با رفتن اسپندار، موسیقی ایران یکی از واپسین استادان نسلی را از دست داد که دانش خود را نه در هنرستانها، بلکه به شیوه شفاهی و سینهبهسینه فراگرفته و حفظ کرده بود.
دونَلی یا «دونِی» از سازهای کهن بلوچستان و متشکل از دو لوله صوتی جداگانه است که نوازنده هر دو را همزمان در دهان میگذارد. یکی از نیها نغمه اصلی را اجرا میکند و دیگری صدای پایه یا واخوان را نگه میدارد. نواختن این ساز به هماهنگی دقیق انگشتان دو دست، نفسگیری پیوسته و توان جسمانی فراوان نیاز دارد؛ مهارتی که در نوازندگی اسپندار به یکی از مشخصههای موسیقی بلوچستان تبدیل شده بود. مؤسسه ماهور او را معروفترین دونَلینواز بلوچستان ایران معرفی کرده است.
اسپندار در بمپور و در خانوادهای کمدرآمد پرورش یافت. به روایت خودش، در شش یا هفتسالگی هنگام گلهداری نواختن «نَل»، نوعی نی بلوچی، را آغاز کرد. فقر خانواده او را در نوجوانی برای کارگری نزد عمویش به کراچی کشاند، اما علاقهاش به موسیقی را رها نکرد. در یک مراسم عروسی با جمالشاه، دونَلینواز شناختهشده آن دوران، روبهرو شد و با تماشای حرکت انگشتان او، اساس نواختن همزمان دو نی را آموخت؛ هنری که بعدها با تمرین و تجربه به شیوهای ویژه بدل کرد. این بخش از زندگی اسپندار در روایتی از زبان خود او ثبت شده است.
او در سال ۱۳۳۷ به بلوچستان بازگشت و در کنار کشاورزی، زندگی حرفهای خود را با موسیقی ادامه داد. اسپندار مقامها، ترانهها، آیینها و روایتهای مردم بلوچ را با دونَلی بازآفرینی میکرد و در جشنوارهها و برنامههای گوناگون داخل و خارج از ایران به اجرا پرداخت. دونَلی در دستان او تنها یک ساز نبود؛ وسیلهای برای روایت زندگی روزمره، نخلستانها، کوچ، عروسی، سوگ، نیایش و خاطره جمعی مردم بلوچستان بود.
بخش مهمی از این میراث در آلبوم «موسیقی بلوچستان» از مجموعه موسیقی نواحی ایران ثبت شده است. این اثر که سال ۱۳۷۸ با متن محمدرضا درویشی از سوی مؤسسه ماهور منتشر شد، ۱۵ قطعه از نوازندگی اسپندار را دربر میگیرد؛ از جمله «لیکو دلگانی»، «ذوالجلال»، «مست قلندر»، «ذهیروک جبل»، «سوت براهویی» و مقامهایی در قالب گواتی، غزل، ذکر و موسیقی آوازی. این مجموعه اکنون یکی از مهمترین اسناد شنیداری باقیمانده از شیوه نوازندگی اوست.
شیوه دونَلینوازی اسپندار در سال ۱۳۹۶ در فهرست میراث فرهنگی ناملموس ایران ثبت شد. موسی بلوچ و پس از او فرزندانش، از جمله عیسی بلوچ، و شماری دیگر از نوازندگان محلی نیز این ساز را نواختهاند. عیسی بلوچ در گفتوگویی با ایلنا از ادامه این سنت در خانواده خود و حضور چند دونَلینواز دیگر سخن گفته بود. اسپندار، با این همه، سرشناسترین و تأثیرگذارترین نماینده نسل خود بود.
خود اسپندار در سالهای پایانی فعالیتش از دشواری انتقال این هنر سخن میگفت. او گفته بود در تهران و سیستان شاگردانی داشته، اما دشواری نفسگیری و انگشتگذاری باعث شده است بیشتر آنان آموزش را ادامه ندهند. گرایش نسل جوان به موسیقیهای رایجتر، نبود مراکز آموزشی و فقدان حمایت مالی نیز شمار نوازندگان حرفهای دونَلی را کاهش داده است. بنابراین خطر اصلی، ناپدیدشدن فوری این ساز نیست، بلکه گسستهشدن تدریجی زنجیره آموزش و از میان رفتن ظرافتهای شیوههای قدیمی آن است.
زندگی اسپندار همچنین بازتابی از وضع بسیاری از هنرمندان موسیقی نواحی ایران بود: شهرت و تقدیر در جشنوارهها، در کنار فقر و کمبود حمایت در زندگی روزمره. او در گفتوگویی که سال ۱۳۹۳ منتشر شد، گفته بود با وجود اجرا در چندین کشور، از نظر مالی هیچگاه تأمین نشده و دریافتی ناچیزش از وزارت ارشاد پاسخگوی زندگی او نیست. اسپندار در همان گفتوگو هشدار داده بود جوانانی که زندگی هنرمندان محلی را میبینند، انگیزهای برای پیمودن راه آنان پیدا نمیکنند. او در پایان آن گفتوگو گفته بود که از اوضاع موسیقی دلسرد شده است.
پس از درگذشت اسپندار، پیامهای فراوانی در ستایش او و جایگاهش در فرهنگ بلوچستان منتشر شده است. اما حفظ میراث او بیش از پیام تسلیت، به گردآوری و انتشار اجراهای باقیمانده، ثبت شیوه نوازندگی، حمایت از استادان محلی و ایجاد امکان آموزش برای نسل تازه نیاز دارد. خاموشی نفس اسپندار پایان دونَلی نیست؛ هشداری است درباره میراثهایی که اگر حاملان زنده آنها بهموقع دیده و حمایت نشوند، آرامآرام از حافظه فرهنگی جامعه کنار میروند.