ایرانوایر به اسناد و اطلاعاتی دستیافته که نشان میدهد، در پرونده «احسان خدادادی»، شهروند تُرک اهل روستای «یوزباشکندی» از توابع ملکان که ۲۵خردادماه از سوی دادگاه انقلاب تبریز به اعدام محکوم شده، هیچ ادلهای وجود ندارد. تنها مستندات پرونده او، اعترافاتی هستند که بهگفته همبندیهای سابق و نزدیکانش تحت شکنجه در بازداشتگاه اطلاعات و زندان مراغه از او گرفته شده است؛ شکنجههایی که حتی با وجود گذشت بیش از سه ماه انفرادی، حین انتقال به بند عمومی در زندان مراغه، هنوز آثار آن بر بدنش بوده است.
بر اساس سندی که ایرانوایر رویت کرده، اتهامات احسان، «همکاری اطلاعاتی (جاسوسی) به نفع رژیم صهیونیستی (به حکم محاربه و مفسد فیالارض)»، «اقدامات امنیتی و فرهنگی و رسانهای و تبلیغی در تایید و تحکیم رژیم صهیونیستی»، «همکاری با دول متخاصم علیه جمهوری اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و «همکاری از طریق ارایه اطلاعات به شبکههای معاند» است.
«بهزاد یاوری»، فعال مدنی اهل ملکان و همشهری آقای خدادادی به ایرانوایر میگوید که بازجوها به دریافت شش میلیون تومان پول بهعنوان پول گرفتن از اسراییل استناد کرده و گفتهاند که او که یازده سال پیش از بازداشت در پایگاه هوایی تبریز خدمت کرده بوده، مختصات این پایگاه را به اسراییل داده و اسراییل هم در جریان جنگ ۱۲روزه به آن حمله کرده است.
درباره پرونده احسان خدادادی، باغداری که تا راهنمایی درس خوانده و قوه قضاییه جمهوری اسلامی میگوید به «تحکیم» اسراییل کمک کرده و مختصات حمله به پایگاه هوایی تبریز را به اسراییل داده، چه میدانیم؟
***
احسان خدادادی کیست و چرا به اعدام محکوم شده است؟
احسان خدادادی متولد روستای یوزباشکندی از توابع ملکان در نزدیکی تبریز است. او زاده آبان۱۳۷۳ و ۳۱ساله است. احسان در سال ۱۳۹۲ و در زمان خدمت سربازی، قهرمان کشتی استانی بوده است. به گفته بهزاد یاوری، احسان پیش از بازداشت در باغ میوه پدرش کار میکرده و از مادر بیمار و مسناش هم نگهداری میکرده است؛ مادری که پس از بازداشت احسان در ۱۷خرداد۱۴۰۳ سکته میکند و هنوز در بستر بیماری است و اوضاعش «بد» است.
نزدیکان احسان خدادادی میگویند که او تا راهنمایی درس خوانده ولی در پرونده به دروغ نوشتهاند که دیپلم دارد. احسان یکبار در سال۱۴۰۲ و بحبوحه انتخابات مجلس، بهدلیل نشر استوریهایی مربوط به پرونده «سلمان خدادادی»، نماینده ملکان در مجلس دهم که پیشتر از سوی «زهرا نویدپور»، شهروند ملکانی متهم به تجاوز شده بود ولی بعدا با مرگ مشکوک خانم نویدپور این پرونده مسکوت ماند، به نهادهای امنیتی احضار شده بود.
به گفته بهزاد یاوری، همشهری احسان، او ان زمان، با یک تعهدنامه آزاد شده بود ولی در مدارکی که ایرانوایر بررسی کرده، همچنان نشر آن استوریها بهعنوان «جرم» او عنوان شده است. عنوان مجرمانه دیگر احسان خدادادی، «موضوع مربوط به ارسال فایل صوتی مختصات و مشخصات مراکز حساس نظامی به موساد» است که گفته شده در تاریخ ۲۸فروردین۱۴۰۳توسط او رخ داده است. یکی از این مدارک بررسیشده از سوی ایرانوایر، برگه «قرار نهایی دادسرا» علیه احسان خدادادی است.
احسان اما بار دوم، در ۱۷خرداد۱۴۰۳ در پی احضار به «پاسگاه» ملکان با این بهانه یک شکایت علیهاش وجود دارد، بازداشت میشود: «با پای خودش میرود ولی شب خانه نمیآید. وقتی مادرش میرود، میبیند ماشینش دم در پاسگاه است. به او میگویند دوباره شروع کرده به تبلیغ علیه نظام و ازش تعهد گرفتیم. نگران نباشید. پنج- شش روز گوشمالیاش میکنیم و ولش میکنیم ولی اگر اطلاعرسانی کنید برایش سنگین تمام میشود و میآییم شما را هم میبریم.»
کمتر از یک هفته بعد اسراییل به ایران حمله میکند و در همان روزهای نخستین چندینبار پایگاه هوایی تبریز را در غرب این شهر هدف قرار میدهد؛ موضوعی که به گفته نزدیکان احسان بهانهای میشود تا به او که یازده سال پیش در این پایگاه خدمت اجباری سربازی کرده بوده، اتهام «جاسوسی» بچسبانند: «هر چه میگوید بابا این را توی گوگل هم بزنی میآید بالا، گوش نمیکنند. بازپرسش اکبر سلمانپور برای خوشخدمتی و اینکه خودش ارتقا بگیرد هر چه دستش آمده در پرونده این بنده خدا نوشته.»
بر اساس گفتههای بهزاد یاوری و یک منبع مطلع، در جریان بازجوییها به احسان میگویند که چون شش میلیون پول به حسابش آمده و مشخص نیست منشا آن کجاست، از اسراییل پول گرفته است.
حتی بعد از سه ماه انفرادی هنوز آثار شکنجه روی بدنش بود
بهزاد یاوری، فعال مدنی اهل ملکان و از همشهریان احسان خدادادی به ایرانوایر می گوید که از همبندی های سابق احسان شنیده که او در بازداشت بهشدت شکنجه شده است: «خیلی شکنجهاش کردند، چند نفر از زندانیهای زندان مراغه که آن دوران بعد از سه ماه انفرادی دیده بودنش میگفتند آثار کبودی توی بدنش بود. ناخنهایش کبود بود. دندانهایش همه لق شده بود توی دهانش. خودش میگفته بعضی موقع ها دوازده نفر من را کتک میزدند وقتی چیزی را گردن نمیگرفتم. دو سه ماه هیچ خبری نبود که کجا نگهداری میشود تا خانوادهاش فهمیدند توی بازداشتگاه اطلاعات است. بعد هم سه ماه توی سلول انفرادی زندان مراغه نگه داشته بودند تا آثار کبودیها از بین برود. بعد از آن اجازه ملاقات دادند.»
او با گفتن اینکه بازجوها با شکنجه از او اعتراف گرفتهاند و همان اعترافها در پروندهاش مبنای صدور حکم اعدام شده، میگوید: «خیلی آدم سادهای است، هم خودش و هم خانوادهاش. اصلا از این چیزها سر در نمیآورند. وقتی اسراییل پارسال مراغه را زد و مقر سپاه تخریب شد، بعضی از زندانیها فرار کردند، به احسان هم گفته بودند بیا تو هم فرار کن، گفته بود به من قول دادند چند ماه دیگر آزاد میشوم، برای چه فرار کنم؟!»
اشاره این فعال مدنی به حملات اسفندماه ۱۴۰۴ به پایگاههای نظامی و امنیتی در شهر مراغه در استان آذربایجان شرقی است. همانزمان برخی از رسانهها با انتشار ویدیویی از تخریب کامل مقر سپاه در این شهر خبر دادند. ایرانوایر بهطور مستقل نمیتواند تخریب زندان مراغه و فرار شماری از زندانیها از این زندان را تایید کند و در رسانههای رسمی جمهوری اسلامی نیز گزارشی در این زمینه تاکنون منتشر نشده است.
با این همه موضوع فریب زندانیان سیاسی و عقیدتی برای اعتراف و پذیرفتن سناریو بازجوها در دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی نهتنها امری مسبوق به سابقه است، بلکه در سالهای اخیر و با گستردهتر شدن اعتراضات ضدحکومتی، به یک رویه تبدیل شده است.
بهزاد یاوری با تاکید بر اینکه با استناد به همین اعترافات بهدست آمده از شکنجه و فریب و توبهنامه با وعده آزادی، شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست «رضا عبدی» به احسان خدادادی حکم اعدام داده، میگوید: «زخمهایی مثل سوزاندن با سیگار و ناخنهاش که شکسته بود و سیاه شده بود و عفونت کلیه هایش و اثر کبودی روی قفسه سینهاش بعد از چند ماه انفرادی نشان میدهد چقدر تحت فشار و شکنجه بوده است.»
یک منبع دیگر نیز به ایرانوایر میگوید که سوالات مهمی در پرونده احسان هست، از جمله اینکه چرا حتی خانه مادرش که احسان با او زندگی میکرده، جستجو نشده است و با یک تماس تلفنی ساده، احسان را احضار و بازداشت کردهاند: « خودش با پای خودش رفته. چرا فکر نکردند که اگر جاسوسی کرده بهش زنگ بزنند گوشیاش را پاک میکند یا اصلا فرار میکند؟ چرا تا زمانی که جنگ شد نگفتند جرمش جاسوسی است؟! چرا میگفتند توی فضای مجازی شلوغ کرده؟! همه اینها جای سوال است ولی کسی نیست جوابگو باشد!»
همچنین به ایرانوایر گفته شده که سال گذشته و پس از اتمام بازجوییهای ابتدایی احسان، برای او قرار وثیقه یک میلیارد و نیمی صادر شده که البته هرگز به اطلاع خانواده او نرسیده. بهزاد یاوری میگوید که همین قرار وثیقه، دلیل دیگری است مبنی بر اینکه او «جاسوس» نیست و این اتهام را به او چسباندهاند: «هر اتهامی به ذهنشان رسیده به احسان دادهاند. من میدانم احسان اصلا طرفدار رضا پهلوی نیست ولی در پروندهاش نوشتهاند تبلیغ به نفع «رژیم منحوس پهلوی». حتی در گوشیاش چیزی پیدا نکردند و توی پروندهاش نوشته بودند که محتوای گوشیاش را پاکسازی کرده، یعنی واقعا هر اتهامی که دستشان آمده به او زدهاند تا فقط یک نفر را که از همه بیصداتر است، قربانی کنند. ملکان شهر سیاسی است و جوانهای مبارز زیاد دارد و در انقلاب مهسا هم این کاملا مشخص بود به نسبت شهرهای اطراف. میخواهند یک نفر را قربانی کنند تا بقیه ساکت شوند.»
آقای یاوری که خود بهدلیل فعالیت های مدنیاش با اتهاماتی چون «توهین به رهبر»، «نشر اکاذیب» و «اهانت به مقدسات»، تحت پیگرد است به ایرانوایر می گوید: «خانوادهاش وضعشان متوسط است ولی خیلی آدمهای بیکس و بیسر و زبانی هستند، کشاورز هستند. حتی میترسند یک استوری بگذارند و احسان واقعا بی صداست و کسی نیست کمکش کند.»