ابعاد شکنجه در ایران؛ “آنچه می‌دانیم، نوک کوه یخ است”

Friday, 26th June, 2026
اندازه قلم متن

 

مردی در تظاهرات تابلویی به دست دارد که روی آن نوشته: وزارت اطلاعات و شکنجه
از سلول انفرادی و اعترافات اجباری تا زندگی در تبعید؛ روایتی از تجربه زیسته یک قربانی شکنجه‌ و مصونیت عاملان آن در ایرانعکس: Prezat Denis/ABACAPRESS/IMAGO

دویچوله

در حالی که جهان ۲۶ ژوئن “روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه” را گرامی می‌دارد، نهادهای حقوق بشری همچنان نسبت به تداوم شکنجه و مصونیت عاملان آن در ایران هشدار می‌دهند. سازمان ملل متحد این روز را برای یادآوری ضرورت توقف کامل هر نوع شکنجه و حمایت از قربانیان آن نام‌گذاری کرده است؛ ممنوعیتی که بر اساس حقوق بین‌الملل، تحت هیچ شرایطی، از جمله در وضعیت جنگ، ناامنی یا شرایط اضطراری، قابل نقض یا تعلیق نیست.

بیشتر بخوانید: مصاحبه اختصاصی با آتش شاکرمی؛ “شلاق‌زننده شبیه یک کارمند بود”

با این حال، گزارش‌های سازمان ملل، مستندسازی نهادهای حقوق بشری و روایت بازماندگان نشان می‌دهد که شکنجه همچنان یکی از ابزارهای اصلی سرکوب در جمهوری اسلامی ایران است؛ ابزاری که نه تنها در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها، بلکه در سال‌های اخیر در برخورد با معترضان، فعالان سیاسی، مدنی و حتی کودکان نیز به کار گرفته شده است.

دویچه‌وله فارسی به مناسبت روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه، با بهار صبا، پژوهشگر ارشد ایران در دیده‌بان حقوق بشر و محمد محمدی، از بازداشت‌شدگان و بازماندگان شکنجه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، درباره ابعاد حقوقی و تجربه زیسته قربانیان شکنجه در ایران گفت‌وگو کرده است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

محمد محمدی، که در جریان اعتراضات تهران هدف شلیک نیروهای امنیتی قرار گرفت، پس از جراحی، بازداشت و تحمل ماه‌ها شکنجه، ناچار به ترک ایران شد. او اکنون در یکی از اردوگاه‌های پناهجویان در اقلیم کردستان عراق زندگی می‌کند؛ منطقه‌ای که در سال‌های اخیر بارها هدف حملات موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است و از این‌رو برای او، تجربه خشونت‌دیدگی با خروج از ایران پایان نیافته، بلکه تنها جغرافیای آن تغییر کرده است.

شکنجه ساختاری و سیستماتیک

به گفته بهار صبا آنچه در ایران رخ می‌دهد، با تعریف حقوقی “شکنجه سیستماتیک” مطابقت دارد؛ زیرا موارد ثبت‌شده بخشی از یک رویه گسترده، تکرارشونده و آگاهانه هستند.

بهار صبا؛ پژوهشگر ارشد سازمان دیده‌بان حقوق بشر
بهار صبا: بسیاری از بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر در شرایط ناپدیدسازی قهری یا قطع کامل ارتباط با جهان خارج بوده‌اند و این باعث شده بخش بزرگی از واقعیت هرگز مستند نشودعکس: private

او در گفت‌وگو با دویچه‌وله فارسی تأکید می‌کند: «آنچه امروز درباره شکنجه در ایران می‌دانیم، به احتمال زیاد فقط نوک کوه یخ است.» به گفته او، شمار قابل توجهی از بازداشت‌شدگان اعتراضات سال‌های اخیر در شرایط ناپدیدسازی قهری یا قطع کامل ارتباط با جهان خارج قرار داشته‌اند و همین امر باعث شده است که بخش بزرگی از واقعیت هرگز مستند نشود.

از خشونت فیزیکی تا شکنجه روانی

به گفته بهار صبا، تصور رایج از شکنجه به عنوان صرفاً ضرب و جرح فیزیکی، با تعریف حقوقی این مفهوم فاصله زیادی دارد. او تأکید می‌کند که بر اساس استانداردهای بین‌المللی، هرگونه تحمیل عمدی درد و رنج شدید جسمی یا روانی می‌تواند مصداق شکنجه باشد.

روایت محمد محمدی، بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱، تصویری عینی از همین الگوها ارائه می‌دهد. او شرح می‌دهد که در دوران بازداشت، دو دنده‌اش شکست، فکش آسیب دید و چندین دندانش خرد شد. به گفته او، مأموران دست‌هایش را از پشت می‌بستند و با استفاده از زنجیر و جرثقیل او را از زمین بلند می‌کردند؛ روشی که باعث دررفتگی شانه‌هایش می‌شد. او همچنین از استفاده از کیسه پلاستیکی برای ایجاد خفگی مصنوعی سخن می‌گوید: «حدود ۲۰ تا ۳۰ ثانیه می‌توانستیم نفس بکشیم و بعد اکسیژن تمام می‌شد.»

محمد محمدی؛ زندانی سیاسی سابق
محمد محمدی: گاهی شدت شکنجه‌ها به جایی می‌رسید که زندانی ترجیح می‌داد اعدام شود تا آن وضعیت پایان یابد؛ شکنجه‌ها از مرگ بدتر بودعکس: private

در دهه‌های گذشته، اشکال مختلفی از شکنجه در ایران مستندسازی شده‌اند؛ از ضرب و جرح، آویزان کردن زندانیان، نگهداری در وضعیت‌های دردناک، شوک الکتریکی، خشونت جنسی و القای حس خفگی گرفته تا محرومیت از غذا، آب، دارو و خدمات درمانی. اما به گفته صبا، شکنجه روانی نیز به شکلی دیگر گسترده و ویرانگر بوده است: سلول انفرادی طولانی‌مدت، تهدید به اعدام، تهدید به تجاوز، تهدید اعضای خانواده و حتی واداشتن زندانیان به شنیدن صدای شکنجه دیگران.

ادامه در دویچوله


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.

امکان نظر دهی وجود ندارد.