
در پی کشته شدن علی خامنهای، مجلس خبرگان رهبری روز ۱۷ اسفندماه سال ۱۴۰۴ با صدور بیانیهای، مجتبی خامنهای را رهبر جدید جمهوری اسلامی اعلام کرد.
اکنون بیش از صد روز از آغاز رهبری دومین فرزند علی خامنهای میگذرد؛ مجتبی خامنهای متولد ۱۷ شهریورماه سال ۱۳۴۸ در مشهد حالا در شرایطی بر صندلی پدر تکیه زده که از زمان اعلام رهبریاش تا امروز نه تصویری از او منتشر شده و نه حتی صدایی؛ هرچه هست، پیامهاییست مکتوب و “منتسب به او”.
با این حال، بررسی اظهارات مقامهای جمهوری اسلامی درباره وضعیت مجتبی خامنهای میتواند به سرنخهایی بینجامد؛ اظهاراتی اغلب جستهوگریخته و حتی در تریبونهایی “غیررسمی” همچون تجمعهای شبانه حامیان حکومت.
این ادعاها البته به طور کلی در دو موضوع تقریبا مشترکاند؛ نخست اینکه مجتبی در حملات روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ “مجروح” و “به بیمارستان سینا منتقل شد”. دوم اینکه او “زنده” و “هوشیار” است.
مجتبی “در سلامتی کامل” است
یکی از نخستین اظهارات رسمی درباره وضعیت مجتبی خامنهای را سعید خطیبزاده، معاون وزارت خارجه، روز ۲۰فروردین ۱۴۰۵ در مصاحبه با بیبیسینیوز مطرح کرد.
او در ادبیاتی دیپلماتیک گفت: «ایشان، خوب و در سلامت کامل است و در دفتر خود حضور دارد. ایشان کنترل همهچیز را در دست دارد.»
خطیبزاده البته در همان گفتوگو در پاسخ به این پرسش که آیا خودش رهبر جدید را دیده یا کسی را میشناسد که او را دیده باشد، پاسخ مستقیمی نداد و طفره رفت.

تقریبا همزمان با این اظهارات، یک عضو مجلس شورای اسلامی نیز در جملاتی مشابه ادعا کرد که رهبر جدید “هوشیاری کامل” دارد و “حتی یک شب هم در بیمارستان بستری نشده است”.
محسن زنگنه که در تلویزیون دولتی ایران سخن میگفت، جراحتهای مجتبی خامنهای را در حد “چند خراش، بریدگی و بخیههای جزئی” توصیف کرد.
مجتبی از مرگ میگریزد؛ “کاری کوچک در حیاط”
شدت حملات هوایی به بیت خامنهای به حدی بود که از همان ابتدا گمانهزنیهایی درباره مرگ مجتبی خامنهای نیز منتشر شد؛ این گمانهزنیها پس از آن بالا گرفت که علاوه بر “مقام معظم رهبری”، شماری از محافظان و نزدیکان او از جمله محمدرضا ثقفیفر نیز کشته شدند.
در نتیجه این پرسش رفتهرفته رنگوبوی جدیتری به خود گرفت که به فرض اینکه ادعای مقامات درباره زندهبودن مجتبی درست باشد، او اساسا چگونه از مرگ گریخت؟
خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران و محافل امنیتی، روز ۱۱ اردیبهشتماه از قول محسن قمی، معاون امور بینالملل دفتر رهبری جمهوری اسلامی درباره نحوه جانبهدر بردن مجتبی از مرگ نوشت: «ایشان چند دقیقه پیش از انفجار به مناسبت کاری در حیاط حضور یافتند و همین امر موجب نجاتشان شد.»
او البته درباره این “کار” توضیح بیشتری نداد و البته جای تعجب نیست که “خبرنگار” فارس نیز سوالی مطرح نکرد.
قمی نیز بر این موضوع تاکید کرد که “مجتبی در سلامت کامل است” و “مذاکرات و مدیریت میدان با نظر مستقیم ایشان انجام میشود”.
مجتبی به بیمارستان سینا منتقل شد
یکی از مفصلترین روایتها از سوی مقامات درباره وضعیت جسمی مجتبی خامنهای را رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت ارائه کرد.
حسین کرمانپور اواخر اردیبهشتماه گفت روز ۹ اسفند ۱۴۰۴، پس از حمله به محدوده بیت رهبری، “بین ساعات ۱۱ تا ۱۳ گفته شد مقامی را از بیت خواهند آورد؛ کادر درمان بیمارستان تصورشان این بود که رهبری هستند … در آن لحظات متوجه شدیم رهبری به درجه شهادت نائل شدند و قرار است آقا مجتبی را بیاورند”.
او درباره میزان جراحت مجتبی گفت: «به جز جراحت سطحی بر صورت، سر و پاها که منجر به هیچ قطع عضو و ناراحتی خاصی نشده بود، اتفاق خاصی نیفتاده بود و جزو مجروحیتهای مهمی تلقی نمیشد و نیاز به اقدامات خاصی نداشت، جز یک الی دو بخیه که به ایشان زده شد.»
به گفته او، مجتبی حدود ساعت ۲ بامداد روز ۱۰ اسفندماه از بیمارستان سینا مرخص شد.

روایتها درباره وضعیت سلامتی مجتبی خامنهای البته تنها به افراد و تریبونهای رسمی محدود نمیشود. از جمله آنها، مدیرکل تشریفات دفتر خامنهای در تجمع شبانه ۱۸ اردیبهشت حامیان حکومت، جزئیات بیشتری از جراحتها ارائه کرد.
مظاهر حسینی گفت که مجتبی در زمان حمله “دچار موج انفجار شد و به زمین افتاد؛ یک خرده کشکک پایش صدمه دید و یک خرده کمرش”.
او همچنین گزارشها درباره آسیب جدی به پیشانی یا چهره رهبر جدید جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت آنچه رخ داده، “یک ترَک کوچک پشت گوش” بوده که زیر عمامه قرار میگیرد و مشخص نیست.
روایت پزشکیان از “دیدار دوساعت و نیمه” با رهبر جدید
از جمله بحثبرانگیزترین ادعاها درباره مجتبی خامنهای، سخنان مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران است. پزشکیان روز ۱۶ اردیبهشتماه در نشستی در وزارت صنعت، معدن و تجارت از “دیدار اخیر” و “دوساعت و نیمه” با مجتبی خامنهای خبر داد.
او فضای دیدار را “صمیمی” توصیف و ادعا کرد که “نحوه مواجهه، نوع نگاه و شیوه برخورد متواضعانه و عمیقاً صمیمی” رهبر جدید، توجهاش را به خود جلب کرده است.
از این دیدار البته هیچ تصویر، سند و مدرکی منتشر نشده است. تردیدها درباره این دیدار از آن جهت بالا گرفت که همزمان گمانهزنیهای بسیاری درباره اختلاف میان سپاه پاسداران و دولت مسعود پزشکیان بویژه در زمینه جنگ و مذاکرات با آمریکا بالا گرفته بود. برخی ناظران، این سخنان پزشکیان را مانوری در مقابل سپاه پاسداران و محافل امنیتی دانستند با این پیام ویژه که پزشکیان و دولتش از حمایت رهبر جدید برخوردارند.
زمینهچینی برای غیبت طولانی؟
عدم انتشار تصویر یا حتی صدایی از مجتبی خامنهای باعث شده تا این گمانهزنی رفتهرفته قدرت یابد که او به دلیل جراحت یا شاید مسائل امنیتی، احتمالا تا مدتی طولانی در محافل عمومی ظاهر نشود و به غیبت خود از انظار عمومی ادامه دهد؛ مدلی شبیه زندگی سیدحسن نصرالله که اغلب زیر زمین است تا روی آن.
افزون بر این، رگههایی از نگاه شیعی نیز گهگاه در برخی اظهارنظرها دیده میشود؛ رگههایی که سعی میکند تا از مجتبی به عنوان “امام غایب” یاد کند به این امید که نوعی جنبه قدسی و دینی نیز برای او فراهم سازند. این تلاشها البته چندیست که شروع شده آنچنانکه مثلا حسین کرمانپور، رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت نیز در روایتش از حضور مجتبی خامنهای در بیمارستان ادعا میکند: «همکارانم گفتند هرکاری کردیم ایشان روزهشان را باز کنند، نکردند و تا افطار ایشان روزهشان را نگه داشتند.»
با این حال، پررنگترین اظهارات درباره احتمال غیبت طولانیمدت مجتبی از انظار عمومی را میتوان در سخنان برادر همسر مصطفی خامنهای یافت.
محمدحسین خوشوقت که با وبسایت انصافنیوز سخن میگفت، ادعا کرد: «کارشناسان توصیه اکید کردهاند که مطلقا هیچ تصویری از مجتبی خامنهای دیده نشود و حتی پیام صوتی هم ندهد.»
آیا مجتبی زنده است؟
همه این ادعاها و روایات درباره وضعیت جسمی مجتبی خامنهای در حالی مطرح میشود که به هرحال، برای حامیان حکومت در جمهوری اسلامی، بویژه لایههای تندروی آن همچون آتشبهاختیارها و ذوبشدگان در ولایت، حضور فیزیکی و رویت رهبر از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ جنبهای نمادین اما مهم که علی خامنهای نیز به آن واقف بود آنچنانکه مثلا دیر یا زود پس از بحرانهای سیاسی مختلف، پشت تریبون میرفت؛ خطبه میگفت یا با شماری از حامیانش دیدار میکرد.
مجموعه این شرایط اما بار دیگر این پرسش بنیادین را زنده میکند، که آیا مجتبی از حملات روز ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ جان به در برده است؟ آیا “حضور در حیاط برای انجام کاری کوچک” به روایت محسن قمی، برای گریختن از مرگ در مقابل انبوهی از انفجار کفایت میکند؟ آیا مجتبی زنده است؟


