
دور تازهای از درگیریهای مرگبار میان نیروهای احزاب کرد و نیروهای جمهوری اسلامی در استانهای کرمانشاه، کردستان و آذربایجانغربی بار دیگر نگاهها را به سوی استراتژیهای امنیتی تهران در قبال جنبش کردی و احزاب اپوزیسیون کرد جلب کرده است.
در جریان این تقابلهای نظامی کمسابقه که طی روزهای گذشته، سایه سنگین تحرکات دیپلماتیک، مذاکرات هستهای و هراسهای ژئوپلیتیک تهران به وضوح احساس میشود، حکومت با استقرار گسترده نیروهای یگان ویژه سپاه پاسداران، تسلیح شبهنظامیان محلی (به کردی جاش) و استفاده از پهپادها، در تلاش است تا جغرافیای این مناطق را بیش از پیش میلیتاریزه کند.
با این حال رهبران احزاب کرد معتقدند که جمهوری اسلامی با تحمیل یک اتمسفر جنگی تمامعیار و روی آوردن به خشونت عریان، در پی سرپوش گذاشتن بر بحران مشروعیت و ناکامیهای فزاینده داخلی و بینالمللی است.
برای بررسی دقیقتر ابعاد و ریشههای این درگیریها، اهداف پشتپرده تهران از امنیتی کردن منطقه و همچنین درک استراتژی فعلی جنبش کردی در برابر این تحرکات، دویچه وله فارسی با امیر کریمی، رئیسمشترک حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) و مصطفی مولودی، جانشین دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران (حدکا) گفتوگو کرده است.
اتمسفر جنگی و فضای شبهکودتا در شهرهای کردستان
احزاب اپوزیسیون کرد معتقدند که جمهوری اسلامی در حال تحمیل یک جنگ نابرابر و همهجانبه به منطقه است. آنها تاکید دارند که حکومت با اتکا به نیروی نظامی، قصد دارد فضای سیاسی و مدنی کردستان را به طور کامل مسدود کند.
امیر کریمی، رئیسمشترک پژاک تصویر بسیار نگرانکنندهای از وضعیت کنونی ارائه میدهد و معتقد است که “سپاه پاسداران به دنبال ایجاد یک اتمسفر جنگی تمامعیار در منطقه است”.
او در اینبارە میگوید: «در کردستان ما با یک فضای امنیتی و نظامیگری بسیار شدید مواجه هستیم؛ فضایی که به شدت رنگ و بوی کودتا میدهد. حضور نظامیان در همه جا مشهود است و تعداد واحدها و نیروهای نظامی، بهویژه نیروهای وابسته به سپاه پاسداران، افزایش چشمگیری یافته است.»
رئیسمشترک پژاک با ارائه جزئیات بیشتر، به مسلح کردن “مزدوران محلی” توسط حاکمیت اشاره میکند و میافزاید: «این نیروها با دست باز به توهین، تحقیر و آزار روزمره مردم میپردازند».
او به عنوان نمونه بارز این خشونتها به کشته شدن یک جوان در مهاباد (سیاوش الک) به دست نیروهای وابسته به حکومت در ملأ عام اشاره میکند که بازتاب گستردهای در میان مردم داشته است.
کریمی در تشریح روند تشدید تنشها، به زنجیرهای از حملات فزاینده سپاه پاسداران اشاره میکند و میگوید: «این تحرکات با حملات توپخانهای سپاه در مریوان آغاز شد و پس از آن شاهد حملات پهپادی در بانه بودیم. در نهایت در عملیات اخیر آنها در مهاباد چهار تن از اعضای حزب ما از جملە دو رفیق زن، بە شهادت رسیدند».
او در ادامه با تاکید بر اینکه این فشارها منجر به تغییر رویکرد آنها نخواهد شد، موضع نظامی حزب را در قبال این درگیریها اینگونه توضیح میدهد: «با وجود این شرایط ما هیچ تغییری در استراتژی خود ایجاد نکردهایم و مبارزات ما همچنان بر مدار دفاع مشروع استوار است.»
کریمی ادامه میدهد: «ما بر حفظ این موضع پافشاری میکنیم و به هیچوجه قصد ورود به فاز تهاجمی را نداریم؛ چرا که معتقدیم تشدید درگیریها، دقیقا همان پازلی است که جمهوری اسلامی به دنبال تکمیل آن است».

رویارویی ناگهانی پیشمرگهها یا کمین برنامهریزیشده سپاه؟
درگیریهای اخیر تنها به پژاک محدود نبود؛ رویارویی مرگبار پیشمرگههای حزب دموکرات کردستان ایران با سپاه در پیرانشهر نیز بخش دیگری از تنشهای روزهای گذشته را رقم زد. در حالی که جمهوری اسلامی این تقابل را “دفاع از مرزها” میخواند، احزاب کرد این روایت رسمی را به شدت رد میکنند.
مصطفی مولودی، جانشین دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران در گفتوگو با دویچه وله با رد ادعای برنامهریزی نظامی و عملیاتی از سوی پیشمرگهها برای این درگیریها، آن را نتیجه یک کمین غافلگیرانه از سوی نیروهای حکومتی میداند.
مولودی همچنین ادعای تهران مبنی بر مرزی بودن این درگیریها را کاملا بیاساس خواند و تاکید کرد که این رویارویی “در فاصله سه کیلومتری شهر پیرانشهر و در عمق خاک ایران رخ داده است”؛ جایی که به گفته او، “پیشمرگههای تشکیلات داخل تنها در حال حضور در میان مردم و گشتزنی بودهاند”.
او این مقطع از سال را فصل تحرک و گشتزنی نیروهای خود میداند و تاکید میکند که رژیم ایران در تلاش برای جبران تلفات و خسارتهای گذشته خود، به طور مداوم در حال تعقیب و کمینگذاری در مسیر این نیروهاست.
هراس تاریخی تهران؛ از سایه ترامپ تا بحران مشروعیت داخلی
تحلیلگران سیاسی بر این باورند که همزمانی این درگیریها با تحرکات دیپلماتیک و پیامدهای پس از جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران تصادفی نیست. یکی از نگرانیهای قدیمی ریشهدار و همیشگی جمهوری اسلامی، احتمال همگرایی قدرتهای غربی با احزاب کرد به عنوان یک اهرم فشار قوی است.
در دوران جنگ اخیر، دونالد ترامپ، رئيسجمهور آمریکا اظهارات ضد و نقیض زیادی دربارە کردها مطرح کرد. از ادعای آمادگی کردها برای حمله زمینی به ایران تا تغییر موضع ناگهانی و متهم کردن آنها به پنهان کردن سلاحهای ارسالی آمریکا برای معترضان داخلی.
با وجود اینکه رهبران کرد همواره این ادعاها را تکذیب کرده و بر ماهیت مستقل، مردمی و داخلی مبارزات خود تاکید ورزیدهاند، اما این سوءظن همچنان به عنوان یک دغدغه امنیتی عمیق برای تهران باقی مانده است.
امیر کریمی با رد هرگونه “وابستگی به بیگانگان و تکذیب ایفای نقش به عنوان کارت فشار دیگران”، یادآوری میکند که “اگر کردها قصد سوءاستفاده از شرایط و آغاز جنگ را داشتند، در زمان اوج حملات آمریکا و اسرائیل که نظام در ضعیفترین و شکنندهترین وضعیت تاریخی خود قرار داشت دست به حمله میزدند”.
او ریشه رفتار فعلی حکومت را نه در تهدیدات خارجی، بلکه در “نیاز مبرم سپاه پاسداران به تثبیت قدرت مطلق خود در داخل کشور” میداند.
رئیسمشترک پژاک دگردیسی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و تلاش برای امنیتی کردن کردستان را اینگونه روایت میکند: «پس از ضربات اخیر، حاکمیت در حال تبدیل شدن به یک منظومه صددرصد نظامی تحت سیطره بلامنازع سپاه پاسداران است. آنها با تولید این گفتمان که خطر تجزیه ایران از کردستان نشأت میگیرد، در حال توجیه حملات خود هستند تا یک جو نظامی و اتمسفر جنگی ایجاد کنند».
کریمی در ادامه، این استراتژی را با سیاستهای دوران جنگ هشتساله مقایسه کرده و در تشریح اهداف پنهان آن میافزاید: «میتوان شرایط کنونی را به اوایل انقلاب و دوران جنگ ایران و عراق تشبیه کرد؛ همانگونه که آن جنگ به ابزاری برای تثبیت قدرت روحالله خمینی تبدیل شد، سپاه امروز نیز با غیریتسازی و دشمنتراشی، به دنبال تصفیه جناحهای رقیب در درون حاکمیت و حذف مخالفان در سطح جامعه است و برای توجیه اعدامها و دستگیریهای گسترده، به این فضای جنگی نیاز مبرم دارد».

مهار ترکیبی؛ از کوهستانهای شاهو تا توافقنامههای امنیتی با بغداد
تهران در کنار امنیتی کردن فضای داخلی، با اتخاذ یک دیپلماسی منطقهای تهاجمی و اعمال فشار بیسابقه بر بغداد و اربیلجهت اجرای توافقنامه امنیتی و خلع سلاح احزاب کرد، در پی فلج کردن اپوزیسیون است. در همین راستا، در ماههای گذشته جمهوری اسلامی صدها بار مقرها، کمپها و مواضع احزاب کرد را هدف حملات گسترده پهپادی و موشکی قرار داده است.
حکومت با این حملات ویرانگر و تهدید مداوم به لشکرکشی نظامی، قصد دارد هزینه میزبانی از این احزاب را بالا برده و ارتباط آنها را با داخل قطع کند؛ رویکردی که همزمان با استقرار سنگین تجهیزات و پهپادهای نظامی در کوهستانهای کردستان ایران تکمیل میشود تا با زمینگیر کردن نیروهای کرد در مناطق صعبالعبور، مانع از بازسازی تشکیلات مدنی و سیاسی آنها در شهرها شود.
این محاصره نظامی و دیپلماتیک در خارج از مرزها و کوهستانها، با سرکوب تمامعیار شهری نیز تکمیل میشود. موج گسترده بازداشت فعالان مدنی، تشدید روزافزون فشارها بر نهادها و جامعه مدنی، و همچنین افزایش چشمگیر و نگرانکننده آمار اعدامها در میان زندانیان و شهروندان کرد، حلقه نهایی این استراتژی ترکیبی را تشکیل میدهد تا هرگونه روزنه کنشگری و مقاومت در کردستان مسدود شود.

تداوم آرمانهای “زن، زندگی، آزادی” به جای بازگشت به نبرد کلاسیک
با وجود تمام این فشارها رهبران اپوزیسیون کرد تاکید دارند که مسیر آنها به سوی آیندهای دموکراتیک تغییر نخواهد کرد. جنبش کردی در ایران دارای عقبهای قدرتمند از سازماندهی اجتماعی و مدنی است؛ همبستگیای که در جریان اعتراضات سراسری سالهای اخیر به وضوح نمایان شد و حکومت که با بحران مشروعیت دست و پنجه نرم میکند، این انسجام را تهدیدی بنیادین میپندارد.
مصطفی مولودی با اشاره به وضعیت ملتهب جامعه تاکید میکند که “رژیم ایران پس از شکستهای پیدرپی، تمرکز خود را بر آزار و اذیت فعالان مدنی گذاشته و با نگاهی کاملا امنیتی، جامعه مدنی کردستان را به شدت در تنگنا قرار داده است”.
در همین راستا امیر کریمی نیز با صراحت اعلام میکند که این حزب به دنبال بازگرداندن جنبش سیاسی مردم کرد به دوران حرکتهای مسلحانه کلاسیک نیست و باور دارد که مسئله کرد یک مسئله سیاسی است که باید در یک جمهوری دموکراتیک در ایران و از طرق مسالمتآمیز حلوفصل شود.
او در اینبارە میگوید: «مردم ایران به خوبی میدانند که جنبش آزادیخواهی کردستان، یک جنبش دموکراتیک و فراگیر برای دستیابی به یک ایران آزاد و دموکراتیک است؛ نه آن تصویر وارونهای که جمهوری اسلامی تلاش میکند القا کند.»
کریمی میافزاید: «ما آگاهیم که انقلاب “زن، زندگی، آزادی” متعلق به همه مردم، همه اقشار و تمامی تنوعات ملی و فرهنگی ایران است و تا زمانی که این فلسفه زنده است، به سوی اتحاد و همگرایی بیشتر با تمامی مردم ایران حرکت خواهیم کرد.»
آنچه از برآیند تحولات میدانی و مواضع سیاسی پیداست، استراتژی فعلی جمهوری اسلامی مبتنی بر تبدیل کردن کردستان به یک پادگان نظامی برای جلوگیری از پیوند خوردن مطالبات مدنی مردم با سازماندهی احزاب سیاسی است.
با این حال رهبران احزاب کرد با تاکید بر پیشرفت چشمگیر آگاهی سیاسی و مدنی در کردستان، ابراز اطمینان میکنند که این استراتژیهای مبتنی بر ارعاب و خشونت در نهایت راه به جایی نخواهد برد و با سد محکم اتحاد سراسری مردم ایران مواجه خو اهد شد.



