عطا محامد: چرا جمهوری اسلامی به دنبال انکار دیکتاتوری رهبر است؟

Sunday, 5th July, 2026
اندازه قلم متن

ایران وایر عطا محامد

پس از مرگ «آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی در ۹اسفند ۱۴۰۴ در پی حملات آمریکا و اسرییل، جمهوری اسلامی در سطوح مختلف تلاش کرده است تا بگوید رهبر پیشین این نظام که بخشی از مردم ایران علیه او شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دادند، دیکتاتور نیست. حتی برخی مانند «محمدعلی ابطحی»، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، می‌گویند فرزند او که اکنون به رهبری رسیده است، دیکتاتور نیست. ابطحی در واکنش به اجازه «مجتبی خامنه‌‌ای» رهبر جمهوری اسلامی برای امضای تفاهم با آمریکا می‌گوید: «رهبری دیکتاتور نیست که او بگوید و بدنه کارشناسی تئوری او را  عملیاتی کنند. رهبری می تواند به نظرات کارشناسان امین اعتماد کند ونظر شخصی‌اش را کنار بگذارد.»

دیکتاتور بودن یا نبودن جمهوری اسلامی فقط دعوای لفظی نیست؛ اگر قرار است دیکتاتوری انکار شود، آن هم از سوی کسانی که سال‌ها به حکومت دیکتاتور می‌گفتند، باید به این سؤال پاسخ داد که چرا در لحظات بحرانی این کشور، تصمیم همیشه از بالا آمده و مجوز را یک شخص صادر کرده است؟ از تیر۱۳۷۸ تا دی ماه ۱۴۰۴ چرا اعتراضات مردمی با عناوینی مانند «اغتشاش» و «فتنه» سرکوب شده و رهبر جمهوری اسلامی از کشتار دفاع کرده و از سپاه به عنوان مجری آن حمایت کرده است؟ حتی در تفاهم اخیر او اجازه مذاکره را در نهایت صادر کرده است، اگر او می‌تواند جهت کلی سیاست را تعیین کند و دیگران فقط مجری‌اند، چرا عده‌ای این روزها در رسانه‌ها به دنبال تطهیر این نظام، از خوی دیکتاتوری آن هستند؟

 

چون به دیگران اجازه می‌دهد دیکتاتور نیست

امضای تفاهم نامه با آمریکا یکی از نمودهایی است که طرفداران حاکمیت از آن به عنوان نماد عدم دیکتاتوری رهبر جدید یاد می‌کنند. سردبیر روزنامه «فرهیختگان» نوشته است: «نظر رهبری، پذیرش متن نبوده اما به خرد جمعی احترام گذاشته‌اند» او می‌گوید ایران شبیه عربستان نیست که یک نفر برای آن تصمیم بگیرد. این موضوعی است که باعث شد برخی از طرفداران حکومت بگویند: «بله، چون رهبر ما دیکتاتور نیست! ب رای و انتخاب مردم احترام میزاره، ب رای منتخب های مردم احترام میزاره.»

این نگاهی است که «امیرحسین ثابتی» نماینده مجلس نیز دارد او توضیح می‌دهد برخی با روایت‌های نادرست، تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی را دیکتاتورمآبانه جلوه می‌دهند. او با رد این برداشت، تاکید می‌کند، رهبر فعلی و پیشین جمهوری اسلامی، دیکتاتور نیستند و تصمیم‌ آن‌ها بر پایه خواست مردم است.

طرفداران نظام، در مقابل «دونالد ترامپ»، رییس‌جمهوری آمریکا را دیکتاتور می‌دانند. «محمود نبویان» نماینده مجلس در یکی از سخنرانی‌هایش می‌گوید: «مذاکره با چنین دولت مستکبر و متکبری مورد قبول ملت ایران نخواهد بود، ترامپ باید شکست را بپذیرد، سربازانش را از منطقه خارج کند و پول‌های بلوکه شده مردم ایران را آزاد کند، اما هنوز دیکتاتور است و ملت ایران در این شرایط مذاکره‌ای با او نخواهند داشت.»

در برنامه «به وقت ایران» که این روزها از صداوسیما پخش می‌شود، زمانی که بخش «علی‌الاصول» پیام رهبر فعلی جمهوری اسلامی خوانده می‌شد، «وحید خضاب» از مجریان برنامه گفت: «جمهوری اسلامی حکومت ساختارهاست نه افراد… این استخوان‌بندی خودش کار را پیش می‌برد» و تاکید کرد «اینجا حکومت شاه نیست» بلکه «ولایت فقیه» است. او می‌گویید جمهوری اسلامی دیکتاتوری نیست چرا که سیستم به نظر رییس‌جمهور منتخب مردم احترام می‌گذارد.

اما خودِ پیام رهبر نشان می‌دهد که این ادعا تا چه حد بی مایه است، چون در همان متن آمده که چون رییس‌جمهور مسئولیت را پذیرفته است، «اجازه‌ی آن را صادر نمودم». یعنی حتی تصمیمی که ظاهراً جمعی و دولتی است، در نهایت به اجازه‌ی رأس هرم قدرت منوط شده است. همین فاصله میان ظاهرِ نهادها و واقعیتِ تصمیم‌گیری، یکی از روشن‌ترین نشانه‌های دیکتاتوری است: ساختارها وجود دارند، اما اراده نهایی در یک نقطه متمرکز است.

  

عکسش روی اسکناس نیست، پس دیکتاتور نیست

طرفداران حکومت در این مدت همچنین تلاش کردند که دلیل فرونپاشیدن جمهوری اسلامی در جنگ را در فقدان ساختار دیکتاتوری در کشور بیابند. «مجید شاکری» کارشناس اقتصادی در این رابطه می‌گوید: «در ایران ساختار هرمی و دیکتاتور نیست و ساختار به شکل اداری متمرکز نیست که با حذف رأس آن دچار مشکل شود. ساختار ایران به یک هرم با پهنای بزرگ و ارتفاع کم است که در وجوه مختلف خودش به صورت غیر متمرکز تصمیم می‌گیرد.» او در توضیحات خود ادامه می‌دهد «ایران در دوره جنگ کاملا موزاییکی جنگیده است و دستگاه‌ها مستقل عمل کردند.  ولی فقیه در این معنا یک تعادل بخش بین اجزای مختلف سیستم است.»

یا متون بسیاری در این مدت نوشته شد که بگوید این رسانه‌های غربی بودند که چهره رهبر پیشین را مخدوش کردند و واقعیت را تغییر دادند. «علی عبدی» کارشناس سیاسی نزدیک به جریان اصول‌گرا می‌نویسد: «دلم برای غربت و مظلومیت آن سید در آتش می سوزد… نه او را درست شناختیم، و نه درست به جامعه معرفی کردیم… از اینکه ولی‌امر ما حاضر نبود وقتی عامه مردم پناهگاه ندارند، به پناهگاه برود، حیرت کردیم… دوستان نادان و دشمنان مکار نگذاشتند او را آنگونه که بود مردم بشناسند. می گفتند دیکتاتور است در حالی که او مردم سالارترین حاکم دنیا بود؛ هرگز برخلاف رأی و نظر اکثریت مردم تصمیمی نگرفت، ساز و کارهای حاکمیتی را کنار نزد، خودرأیی نکرد، نظر کارشناسی را کنار نگذاشت، در انتخاب مدیران و فرماندهان استبداد به خرج نداد، اما باز هم می گفتند او دیکتاتور است.»

برخی نیز سعی کردند از واژه دیکتاتور به کنایه استفاده کنند تا بگویند علی خامنه‌ای دیکتاتور نبوده است. طرفداران وی گفتند او دیکتاتور نیست چرا که نگذاشته است تا عکسش در روی اسکناس‌ها قرار بگیرد. در ویديویی که واکنشی به شعار «مرگ بر دیکتاتور» بود و در میان کانال‌های طرفدار نظام بارها دست به دست شد؛ گفته می‌شود: «کسی که اجازه نده اول کتب درسی بچه‌ها عکسش بیاد حتما دیکتاتور است. کسی که وقتی می‌خواستند در پایتخت یک خیابون مهم را به نام او نام گذاری کنند اجازه نداد؛ حتما دیکتاتور است.»

در ادامه همین رویکرد کنایه آمیز به کلمه دیکتاتور، «جلیل سامان» کارگردان، در واکنش به کشته شدن خامنه‌ای نوشت: «۱۰، ۱۲نفر بیشتر نبودیم از فیلمسازان تلویزیون. هرکس درد دل می‌کرد گلایه می‌کرد یا درخواستی داشت. در اتاقی ساده که دیوارهایش نیاز به نقاشی داشت. می‌فرمود این جلسات محفل انس است. بله او دیکتاتور بود اسیرت می‌کرد. با یک نگاه با یک لبخند با یک کرشمه.»

 

فریاد خیابان: مرگ بر دیکتاتور

در علوم سیاسی تعاریف متفاوتی از دیکتاتور وجود دارد. اما می‌توان دیکتاتوری را سیستمی دانست که در آن قدرت در دست یک حاکم یا حلقه‌ای کوچک متمرکز می‌شود و از مردم انتظار می‌رود حتی در برابر تصمیم‌های ناعادلانه یا زیان‌بار برای اکثریت یا بخشی از مردم، اطاعت کنند. در چنین نظام‌هایی، ممکن است انتخابات برگزار شود چیزی که جمهوری اسلامی نیز انجام می‌دهد، اما این انتخابات معمولاً به مردم امکان واقعیِ انتخاب نمی‌دهد بلکه صرفا از میان گزینه‌هایی که دیکتاتور می‌پسندد انتخابات شکل می‌گیرد. دادگاه‌ها، رسانه‌ها و مجلس نیز اغلب ضعیف، محدود یا در کنترل قدرت قرار دارند. در این سیستم سیاسی انتقاد می‌تواند با مجازات روبه‌رو شود. دیکتاتور برای حفظ قدرت به نیروهای امنیتی، تبلیغات، ترس، نظارت، بازداشت‌های گزینشی و پاداش‌دادن به هواداران وفادار تکیه می‌کند؛ در نتیجه، کل نظام بیشتر برای محافظت از حاکم کار می‌کند تا برای پاسخ‌گویی به مردم. برای کسانی که در چنین فضایی زندگی می‌کنند، این تجربه اغلب با نوعی ناامنی دائمی همراه است: اینکه بدانند حرف‌زدن صریح، اعتراض‌کردن یا حتی شوخی‌کردن در زمان و جای نامناسب می‌تواند پیامد داشته باشد.

نظام دیکتاتوری در ایران حتی تحمل یک نقطه را ندارد. «حسین شنبه‌زاده» که به عنوان «زندانی نقطه» شناخته می‌شود، زیر پست حساب کاربری علی خامنه‌ای، در شبکه ایکس یک نقطه گذاشت، چرا که در انتهای جمله این پست نقطه وجود نداشت. نقطه‌ای که شنبه‌زاده گذاشته بود، دو برابر بیشتر از خود توییت رهبر جمهوری اسلامی ایران لایک گرفت. اندکی بعد از این اقدام ساده، نیروهای امنیتی او را در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۳ در حالی که برای صرف نهار به رستورانی در اردبیل رفته بود، بازداشت کردند و علیه او اتهامات بی اساسی نظیر «تبلیغ علیه نظام» و «جاسوسی» زدند.

در سال ۸۸، هم‌زمان با بالا گرفتن اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری، خامنه‌ای به‌جای پذیرش تردیدها و فراهم‌کردن زمینه برای رسیدگی بی‌طرفانه، از اعلام پیروزی «محمود احمدی‌نژاد» با گفتن اینکه نظرش به او نزدیکتر است دفاع کرد. رسانه‌ها و نیروهای امنیتی در پی این گفته، اعتراضات را با مفهوم «فتنه» گره زدند و راه را برای سرکوب باز کرد. در ادامه، بازداشت‌های گسترده، فشار امنیتی بر فعالان و برخورد خشونت‌آمیز با تجمعات نشان داد که حفظ خواسته رهبر، بر حق مردم برای اعتراض و انتخاب ترجیح داده می‌شود. 

همان سال بود که در اعتراضات مردمی شعار مرگ بر دیکتاتور طنین انداز شد و تا کنون در هر اعتراض مردمی گسترده، شعار علیه دیکتاتور سر داده شده است. در آبان ۹۸، که دولت تصمیم به افزایش ناگهانی قیمت بنزین گرفت، اعتراض‌های خودجوش و گسترده‌ای در مناطق مختلف کشور آغاز شد. حکومت برای کنترل موج خشم، اینترنت سراسری را قطع کرد؛ هم‌زمان نیروهای امنیتی با خشونت گسترده وارد عمل شدند و گزارش‌ها از بازداشت‌های وسیع، کشته‌شدن شمار زیادی معترض و حتی ناپدیدسازی و شکنجه خبر دادند. خامنه‌ای پس از سرکوب این اعتراضات گفت: «یک توطئه‌ عمیق وسیع بسیار خطرناکی که آن‌همه پول خرج آن شده بود به وسیله مردم نابود شد.» وی اعتراضات را «حرکت تخریب، شرارت و آدمکشی» توصیف کرد و گفت نیروهای انتظامی، بسیج و سپاه «در مواجهه سخت، کار و وظیفه خود را انجام دادند». او اینگونه از کشتار دفاع کرد.

این تنها دفاع او از کشتار نبود. در دوران فراگیری بیماری «کرونا» او به شخصه از ورود واکسن‌های آمریکایی، به‌ویژه «فایزر»، که در دنیا در حال توزیع و استفاده بودند، ممانعت کرد و باعث کشته شدن هزاران ایرانی شد. او در یک سخنرانی تلویزیونی با اشاره به واکسن‌های آمریکایی و انگلیسی گفت: «به اینها اعتماد نیست؛ من واقعاً اعتماد هم ندارم،» و اعلام کرد «از آمریکا و از انگلیس واکسن تهیّه نشود.» تصمیم او درباره سلامت عمومی نه بر پایه شواهد پزشکی، بلکه بر اساس ملاحظات سیاسی و ایدئولوژیک گرفته شد؛ یعنی جان مردم در درجه دوم اولویت قرار گرفت. اما در همان زمان حداقل ۱۴ شرکت متقاضی صدور پروانه تولید واکسن از سازمان غذا و دارو شدند و از دولت برای اقدام خود پول گرفتند. همین نظام در سال ۱۴۰۱ افرادی نظیر «مهدی محمودیان»، «مصطفی نیلی»، «آرش کیخسروی»، « لیلا حیدری»، «محمدرضا فقیهی» و «مریم فرا افراز به‌دلیل قصور حکومت در کنترل کرونا و ممانعت از واردات واکسن بازداشت کرد.

 

ضدیت با دیکتاتوری برای دیکتاتوری

جمهوری اسلامی با این شعار بر سر کار آمد که بر «دیکتاتوری پهلوی» خط بطلان بکشید و بساط سانسور را برچیند و «آزادی» را فراهم کند. «آيت‌الله روح‌الله خمینی» اولین رهبر جمهوری اسلامی بارها گفت که ولایت فقیه در مقابل دیکتاتوری است. از جمله او در ۳۰ مهر ۱۳۵۸ گفته بود: «شما از ولایت فقیه نترسید، فقیه نمی‌خواهد به مردم زورگویی کند. اگر یک فقیهی بخواهد زورگویی کند، این فقیه دیگر ولایت ندارد.»

خمینی در سخنرانی‌های مختلف مدام جایگاه فقیه را در برابر استبداد می‌گذاشت و معتقد بود فقیه مستبد نیست. در سال‌اول انقلاب خمینی  مدعی شد: «اصل ولایت فقیه جلوی استبداد را در این کشور می‌گیرد.» او گفت: «استبداد را ما می‌خواهیم جلویش را بگیریم. با همین ماده‌ای که در قانون اساسی است که ولایت فقیه را درست کرده، این استبداد را جلویش را می‌گیرند. آن‌هایی که مخالف با اساس بودند، می‌گفتند که این استبداد می‌آورد. استبداد چی می‌آورد. استبداد با آن چیزی که قانون تعیین کرده، نمی‌آورد. بلی ممکن است که بعدها یک مستبدی بیاید. شما هر کاری‌اش بکنید، مستبدی که سرکش است بیاید، هر کاری می‌کند. اما فقیه مستبد نمی‌شود.»

این ادعاها هیچ وقت در این نظم سیاسی جامه عمل نپوشید.  ولی فقیه نه تنها جلوی استبداد را در کشور نگرفته بلکه به دلیل داشتن اختیارات فراقانونی، پاسخ‌گو نبودن و مادام‌العمر بودن مسیر استبداد را هموار کرد و در این راه نهادهای مختلفی را نیز سازمان داد. ترس از قوه قهریه رهبری، اکثریت مردم را به سکوت، تبعید اجباری و…  وادار ساخته است. 

نمود این وضعیت در سخنان «محمدعلی جعفری» فرمانده وقت سپاه  پاسداران در سال ۸۹ مشهود است که تاکید می‌کند ما به عنوان سپاه «سکوت و مقابله با ولایت فقیه را خیانت به کشور و انقلاب قلمداد می‌کنیم.» جعفری حتی سکوت را در بحران‌ها معادل مقابله با نظام می‌داند. وقتی فرمانده ارشد نظامی و کسی که سال‌ها دستور سرکوب را صادر کرده است «سکوت» را معادل «خیانت» تعریف می‌کند، یعنی هیچ فضای خاکستری‌ای در سیستم وجود ندارد. در چنین ساختاری، تفاوتِ دیکتاتوری با ولایت‌فقیه، تنها در نام‌گذاری است.

اما آنچه امروز در پی این همه سال دیکتاتوری برای زدودن این واقعیت از پیکره رهبر و نظام سیاسی انجام می‌شود را می‌توان تلاشی چندجانبه برای مشروعیت بخشی و منزه جلوه دادن دوران رهبر جدید دانست.

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.