
-
- نویسنده,روجا اسدی
- سردبیر بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی
-
از لحظهای که خبر حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب منتشر شد، بخش راستیآزمایی بیبیسی فارسی تحقیق درباره این فاجعه را شروع کرد.
ما به دلیل محدودیتهایی که حکومت ایران برای بخش فارسی بیبیسی ایجاد کرده است، نتوانستیم به میناب برویم یا از تصاویر بیبیسی انگلیسی یا آژانسهای خبری در میناب استفاده کنیم. با این حال در ماههای گذشته تحقیقات خود را با بررسی تصاویر ماهوارهای و تصاویری که از جمله در شبکههای اجتماعی منتشر شد، گفتگو با کارشناسان نظامی و حقوقی، گفتگو با اهالی محل و خانوادههای کودکان کشتهشده ادامه دادیم.
این گزارش به همراه مستندی کوتاه به نام «شنبه خونین میناب» که در تلویزیون بیبیسی فارسی بهنمایش درآمد و در یوتیوب در دسترس است، نتیجه این تحقیقات است.
هشدار: این گزارش حاوی جزئیات دردناکی است درباره حمله هوایی به یک دبستان و کشته شدن ۱۲۰ کودک است.
«شیشههای خانه ریخت، صدای انفجار از سمت مدرسه بود. با پای برهنه دویدم سمت مدرسه. وقتی نزدیک شدم، دود و آتش بلند شده بود. به حیاط دخترانه رسیدم. تکههای بدن پارهپاره همه جا پرت شده بود. آسنات و حسام را صدا زدم.»
مادر آسنات و حسام به این امید دادخواهی، آنچه که بر آنها گذشت را روایت میکند.
فرزندانش ۱۲ ساله و۱۰ ساله هستند. آسنات زبان انگلیسی خیلی دوست دارد و حافظ میخواند. حسام هم ورزشکار است و میخواهد فوتبالیست بزرگی شود. آنها از بچگی با هم مدرسه میرفتند.
صبح نهم اسفند برای آسنات و حسام مثل همیشه بود. برای ۱۱۸ دانشآموز دیگه دبستان شجره و معلمهاشون هم یک صبح معمولی بود. شنبه صبح میکاییل میردورقی، نه ساله و کلاس سوم، کیف قمقمهاش را روی شانهاش میندازد و لحظه خداحافظی در راهرو از مادرش میخواهد که از او یک عکس بگیرد. حالا آخرین نگاه میکاییل به مادرش در شبکههای اجتماعی ماندگار شده است.
فاطمه رهدار، ۱۱ ساله و کلاس پنجم، به گفته یکی از نزدیکانش که با ما صحبت کرد، هر روز از روستای بندرکلاهی با سرویس ۳۰ کیلومتر راه طی میکند تا به مدرسه برسد. او که بچه درسخوانی است، میخواهد پزشک شود.
سمیرا ملاحی ۱۱ ساله و کلاس پنجم و برادرش صدرا هم راهی مدرسه شدهاند. یکی از نزدیکان سمیرا به ما گفت که او دختر شادی است. او میخواهد معلم شود. صدرا حالا مانده است با خاطرات خواهر و هممدرسهایاش سمیرا.
مهدیس نظری هفت ساله است و عاشق اسکیتبازی، مادرش ویدیوها و عکسهای زیادی از مهدیس در شبکههای اجتماعی منتشر کرده است.
نهم اسفند کودکان از دور و نزدیک به دبستان شجره طیبه میرسند.
ما بر اساس تصاویر ماهوارهای، ساختمان مدرسه را در یک مدل سه بعدی بازسازی کردیم.
ساختمان مدرسه برای دخترها و پسرها یکی است اما آنها درهای ورودی مجزا و حیاط جدا دارند. کلاسهای دخترها در طبقه اول و پسرها در طبقه همکف قرار دارد.


گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
بعد از گذشت چند ساعت معلمها برای یک جلسه اضطراری در دفتر جمع شدهاند. ساعت ۹:۴۵ اسرائیل و آمریکا به ایران حمله کردهاند. دولت دستور تعطیلی مدارس را میدهد. معلمها بین ساعت ۱۰:۳۰ و کمی از یازده گذشته با والدین تماس میگیرند که بیاییند بچههایشان را از مدرسه ببرند یا آنها را با سرویس راهی خانه میکنند.
پدر و مادرها هراسان به سمت مدرسه راه میفتند. اما خیلی از آنها به موقع نمیرسند.
ساعت ۱۱:۲۲ دقیقه یک موشک ساختمان مدرسه را هدف می گیرد. موشک به طبقه دوم و کلاسهای دخترها میخورد و با آوار بر سر دانشآموزان پسر در طبقه پایین فرو میریزد.
برای همین تعداد پسربچههای کشته شده، که ۷۳ نفر بودند از تعداد دخترهای کشته شده که ۴۷ نفر اعلام شده، بیشتر است.
امدادگران میگویند مسئولان خیلی از کودکان را در نمازخانه جمع کرده بودند، چون جسدهای زیادی در آن قسمت زیر آوار پیدا کردند. بعضی از آنها هنوز در آغوش معلمها بودند.
مادر آسنات و حسام لحظهای را که به مدرسه رسیده است به یاد میآورد: «بهت زده و حیران بودم که به کدام سمت و سو بروم تا بچه هایم را پیدا کنم، سرم را چرخواندم سمت دفتر دخترانه، از پنجره دود و آتش غلیطی بیرون میزد، فکر کردم شاید بچه هایم از ترس رفتند توی دفتر، دوباره با تمام وجود صدایشان زدم، نبودند که نبودند. هر چه بیشتر دنبال بچههایم میگشتم، بیشتر ناامید میشدم، تکههای سوخته بدن بچهها همه جا پخش شده بود. مدرسه آن روز به خون و گوشت و اتش و دود و باروت آغشته شده بود. همه مردم وحشتزده به دنبال بچه هایشان میگشتند.»
اجساد آسنات و حسام را روز بعد در سردخانه پیدا کردند. بدن آنها کامل بود و قابل شناسایی. اما خیلی از کودکان به دلیل تکهتکه شدن بدنهایشان تنها با آزمایش دیانای شناسایی شدند. ماکان نصیری، ۷ ساله تنها کودکی بود که حتی ذرهای از جسمش باقی نماند و مفقودالأثر اعلام شد. برای همین گمان میرود که موشک مستقیم با او برخورد کرده باشد.
پدر و مادرها میگویند حمله به دبستان شجره طیبه جنایت جنگی است.
