
ناخدا محمد فارسی
آیا آقای ترامپ میتواند بهسادگی راهی برای خروج از بنبست کنونی بیابد؟ او پس از آنکه تهدیدها و اقدامات نظامی نتیجهای مطلوب در پی نداشت، اکنون همراه با آقای اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، به سناریوی تازهای روی آورده است. آنان تهدید کردهاند که از ۲۴ اوت ۲۰۲۶ شدیدترین فشار اقتصادی را علیه ایران اعمال خواهند کرد. آقای ترامپ حتی از تعبیر «روز دی» ــ نام عملیات گسترده متفقین در سواحل نورماندی در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ ــ استفاده کرده و مدعی شده است که این اقدام، نظام جمهوری اسلامی را به تسلیم و پذیرش خواستههای ایالات متحده وادار خواهد کرد.
در واکنش به این تهدید، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد: «هیچ راهی جز گفتوگو با مردم ایران بر پایه احترام و دستیابی به راهحلی مبتنی بر عدالت و شرافت وجود ندارد.» وی این سخنان را در حاشیه مراسم تجدید میثاق با بنیانگذار جمهوری اسلامی، آیتالله روحالله خمینی، بیان کرد. عراقچی همچنین گفت: «عملیات اقتصادیای که ترامپ ادعا میکند، سناریویی تکراری و ادامه همان قلدری همیشگی در سیاستهای آمریکاست» (۱).
البته آقای ترامپ پیشتر نیز تهدیدهای نظامی مشابهی مطرح کرده بود؛ از جمله اینکه تمدن ایران را نابود و تمام زیرساختهای انرژی کشور را منهدم خواهد کرد. سوال اینجااست، ایا این تهدیدها و اجرای کامل آنها امکانپذیر است؟ چنین رویکردی خاورمیانه، بهویژه ایران، را در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» نگه میدارد؛ با این امید که سران جمهوری اسلامی، در پی تشدید مشکلات معیشتی مردم، سرانجام تسلیم شوند.
از سوی دیگر، فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و سید محسن نقوی، وزیر کشور آن کشور، برای مذاکره با مقامات جمهوری اسلامی به تهران سفر کردند و مورد استقبال قرار گرفتند (۲). سفر این دو مقام را میتوان در چارچوب تلاش پاکستان برای گسترش همکاریهای دوجانبه با ایران و کمک به تقویت صلح و امنیت منطقه ارزیابی کرد. همزمان، سید بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، نیز راهی تهران شد. سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی هدف این سفر را تقویت همکاریهای دوجانبه ایران و عمان و ادامه رایزنیهای سیاسی مستمر میان دو کشور ساحلی تنگه هرمز، با هدف کمک به صلح و امنیت منطقه، اعلام کرد.
میتوان تصور کرد که سفر مقامات پاکستانی و وزیر امور خارجه عمان، تلاشی برای زنده نگهداشتن تفاهمنامه اسلامآباد بوده است. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور جمهوری اسلامی، نیز در مراسمی با حضور اعضای هیئت دولت به انتقادها از این تفاهمنامه پاسخ داد و منتقدان را متهم کرد که «بیان قضیه را نمیدانند یا از دور دستی بر آتش دارند». او در انتقاد مستقیم از مخالفان و تکذیبکنندگان این توافقنامه گفت: «کسانی که نمیخواهند تعقل کنند، هرچه به آنان بگویی، نمیشنوند.» پزشکیان همچنین وضعیت کنونی ایران را یک «جنگ تمامعیار اقتصادی، نظامی و امنیتی» توصیف کرد.
او با اشاره به ناترازیهای گسترده در بخشهای آب، برق، گاز، سوخت و بانکها مدعی شد که دشمنان تصور میکردند «ایران مانند ونزوئلا میشود»، اما «همبستگی مردم مانع تحقق این سناریو شد» (۳). وی بر ضرورت پایان جنگ نیز تأکید کرد و گفت: «بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تمام دنیا به پیروزی ما اذعان دارند، جنگ را پایان دهیم.»
جمهوری اسلامی ایران طرح فشار اقتصادی ترامپ را ادامه «سیاستهای شکستخورده» آمریکا دانسته و بهشدت از آن انتقاد کرده است. رسانه العربیه در مقالهای در ۲۰ اوت، به نقل از عباس عراقچی نوشت که طرح مجازات اقتصادی دونالد ترامپ نیز «شکست بیشتری» برای واشنگتن به ارمغان خواهد آورد (۴).
ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «خردکنندهترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده را اعلام میکنم؛ جنگ اقتصادی و انزوایی در مقیاسی بیسابقه.» او همچنین کشورهایی را که برخلاف سیاست جنگ اقتصادی او با جمهوری اسلامی همکاری کنند، تهدید کرد: «هر کشوری که به مؤسسات مالی، مشاغل، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع شریان حیاتی برای ایران فراهم کنند، خود با پیامدهای عظیم اقتصادی روبهرو خواهد شد.» از این سخنان میتوان چنین برداشت کرد که آقای ترامپ در پی وادار کردن تهران به تسلیم است. بااینحال، به نظر میرسد او نیز میداند که اجرای جنگ اقتصادی علیه ایران، بدون همکاری دیگر کشورها، تأثیر لازم را نخواهد داشت.
اندیشکده کوئینسی در تحلیلی تفصیلی، رویکرد دونالد ترامپ در تشدید فشار اقتصادی بر ایران را بررسی کرده و نوشته است که دولت ترامپ معتقد است ورق را در برابر ایران برگردانده است. این مؤسسه ارزیابی واشنگتن را چنین شرح میدهد: تغییر مسیر تردد دریایی از طریق کریدور عمان، همراه با حرکت جهانی بهسوی کاهش وابستگی به نفت خلیج فارس، از تأثیر اقدام احتمالی تهران برای بستن تنگه هرمز کاسته است. همزمان، محاصره آمریکا توانایی ایران برای فروش نفت را محدود کرده و از نگاه واشنگتن، شرایطی پدید آورده است که هزینههای بیشتری بر ایران تحمیل میکند تا بر آمریکا.
بااینحال، مشخص نیست آقای ترامپ قصد دارد با این اهرم تازه چه کند. اگر این طرح نیز موفق نشود، اقدام بعدی او چه خواهد بود؟ به نظر نگارنده، آقای ترامپ طرح یا روایت مؤثر دیگری برای اعمال فشار بر نظام جمهوری اسلامی در اختیار ندارد. شش ماه جنگ و بمباران ایران نیز نتیجه تعیینکنندهای نداشته است. اگر واشنگتن وضعیت کنونی را فرصتی برای تسلیم کردن تهران بداند، نه فرصتی برای مذاکره درباره توافقی پایدار، نتیجه محتملتر دور دیگری از جنگ خواهد بود. اما بعید به نظر میرسد که دولت آمریکا، تهران یا دیگر کشورهای جهان ــ بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس ــ خواهان چنین سناریویی باشند. تهران نیز پیشتر نشان داده است که وقتی میان تسلیم و تشدید تنش ناچار به انتخاب باشد، گزینه دوم را برمیگزیند.
از این منظر، سفر عاصم منیر و سید محسن نقوی از پاکستان و بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، را میتوان تلاشی برای یافتن راهکاری جهت جلوگیری از درگیری نظامی دانست. همچنین باید یادآور شد که پیمان امنیتی ـ دفاعی مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، مجهول دیگری به معادله آقای ترامپ افزوده است. براساس این پیمان، حمله به هر یک از اعضا میتواند حمله به هر سه کشور تلقی شود. از سوی دیگر، فرماندهان نظامی ایران تهدید کردهاند که در صورت وقوع جنگی دیگر، جمهوری اسلامی کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد. در چنین شرایطی، احتمال ورود عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه به یک جنگ منطقهای افزایش مییابد؛ رخدادی که امنیت منطقه را بهمراتب وخیمتر و بحران کنونی انرژی جهان را تشدید خواهد کرد.
از سوی دیگر، رویترز تحلیل کرده است که نیروهای آمریکایی در جریان درگیری پنجماهه با ایران، تقریباً تمام ذخایر جهانی موشکهای ATACMS و موشکهای دقیقزن PrSM خود را مصرف کردهاند. افزون بر این، حدود ۶۵ درصد از موشکهای رهگیر پاتریوت، ۳۸ درصد از رهگیرهای تاد و نزدیک به نیمی از موشکهای کروز تاماهاوک نیروی دریایی آمریکا مصرف شده است. به نظر میرسد کاهش این ذخایر، ترامپ را وادار کرده است تلاش برای دستیابی به یک پیروزی قاطع نظامی را کنار بگذارد و بار اصلی فشار را به حوزه اقتصادی منتقل کند. شاید بتوان گفت که آقای ترامپ راهکاری بهتر از بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد در اختیار ندارد.
برخی تحلیلگران نیز درباره میزان تأثیر بسته جدید فشار اقتصادی پرسشهایی مطرح کردهاند. این بسته واقعاً تا چه اندازه فشار بر ایران را افزایش خواهد داد، درحالیکه بخش مهمی از محدودیتهای اساسی از پیش وجود داشته است؟ بنابراین، نباید هر بار که واشنگتن از «سختترین تحریم تاریخ» سخن میگوید، تصور کنیم ابزاری ناشناخته و کاملاً تازه وارد میدان شده است. در بسیاری از موارد، آنچه تغییر میکند نامگذاری و ابعاد تبلیغاتی است، نه ماهیت ابزار فشار.
ایران نیز بدون آمادگی وارد این میدان نمیشود. شبکه تجارت خارجی، سازوکارهای دور زدن تحریم و توان سازگاری اقتصادی آن طی سالها شکل گرفته است. چین، بهعنوان یکی از مهمترین شرکای تجاری جمهوری اسلامی، بیتردید در مرکز محاسبات این سیاست قرار خواهد داشت. هنگامی که خبرنگاری از آقای بسنت پرسید برنامه آمریکا برای توقف مبادلات اقتصادی ایران و چین چیست، او عملاً پرسش را بیپاسخ گذاشت و با عبارتی دیپلماتیک از پاسخ صریح طفره رفت. چین یکی از مهمترین خریداران نفت ایران است؛ ازاینرو، هر طرحی برای تشدید تحریمهای ثانویه، دیر یا زود به آزمونی برای روابط واشنگتن و پکن تبدیل خواهد شد.
همانگونه که گفته شد، جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته تجربه فراوانی در دور زدن تحریمها، بهویژه در قاچاق نفت و فرآوردههای نفتی، به دست آورده است. به احتمال زیاد، ایران هماکنون بخشی قابلتوجه از نفت خود را از طریق عراق به بازار عرضه میکند. جمهوری اسلامی روابط دیپلماتیک نزدیکی با دولت عراق دارد و گروههای نیابتی مورد حمایت سپاه پاسداران نیز در ساختار سیاسی آن کشور از نفوذ زیادی برخوردارند.
در همین زمینه، پس از سفر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، به عراق، ظرف چند روز مجوز عبور کشتیهای نفتکش عراقی از دهانه خلیج فارس صادر شد. برخی تحلیلگران بر این باورند که ایران میتواند مقدار قابلتوجهی از نفت صادراتی خود را از طریق خطوط لوله یا نفتکشها، از جزیره خارگ به فاو و بصره منتقل کند تا در پالایشگاههای عراق مصرف شود؛ در مقابل، نفت عراق که محدودیت صادراتی ندارد، به بازارهای جهانی عرضه شود.
یکی دیگر از مجهولات این معادله، وضعیت نیروهای مسلح، بهویژه ارتش جمهوری اسلامی، و میزان توان آنان برای تحمل فشار اقتصادی است. در این راستا، دریادار حبیبالله سیاری، رئیس ستاد و معاون هماهنگکننده ارتش، در پیامی هفته دولت را به رئیسجمهور و دولتمردان تبریک گفت و نوشت که دولت با تمام توان در کنار نیروهای مسلح، بهویژه ارتش، برای تأمین نیازهای دفاعی، پشتیبانی از مأموریتها و استمرار خدمترسانی به مردم ایستاده است. وی تأکید کرد که دولت جمهوری اسلامی، در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر، با تکیه بر ایمان، اراده و ظرفیتهای ملی، تمام توان خود را برای خدمترسانی، رفع مشکلات و صیانت از آرامش و امنیت مردم به کار گرفته است.
آقای بسنت بسته فشار اقتصادی موسوم به «دیدی اقتصادی» را چنین معرفی کرده است: «ما در حال آغاز یورشی اقتصادی علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان هستیم. هدف ما قطع تمام شریانهای حیاتی اقتصادی است که این رژیم را سرپا نگه میدارد؛ تا زمانی که تهران کاملاً تنها بماند.» او گفته است که شبکهها، تسهیلکنندگان و کانالهای مالی مورد استفاده ایران برای قاچاق نفت، دور زدن تحریمها و تأمین مالی تروریسم شناسایی و ترسیم شدهاند و دولت ایالات متحده با همکاری شرکای خود، هرگونه منبع درآمد غیرقانونی جمهوری اسلامی را قاطعانه و بدون اغماض هدف قرار خواهد داد.
بر این اساس، وزارت خزانهداری آمریکا بر پنج حوزه حیاتی شامل داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی تمرکز دارد؛ هرچند کنترل کامل این حوزهها احتمالاً بسیار دشوار خواهد بود. دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا (اوفک) نیز نزدیک به ۶۰ نهاد، فرد و کشتی را در حوزههای قضایی مختلف شناسایی کرده است که به ادعای این نهاد، بهطور غیرقانونی به ایران کمک کردهاند.
باید یادآور شد که تنگه هرمز همچنان بهطور کامل باز نیست، هرچند تعدادی کشتی نفتکش و تجاری در آن تردد میکنند. محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان که همراه با فیلد مارشال عاصم منیر به ایران سفر کرده بود، دیدار با مسعود پزشکیان را «بسیار مثبت و سازنده» توصیف کرد و از «پیشرفتی چشمگیر» در گفتوگوها با ایران خبر داد. در همین حال، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا اعلام کرد یک نفتکش گزارش داده است که در تنگه هرمز «مورد اصابت پرتابهای ناشناس قرار گرفته و از کار افتاده است». براساس این گزارش، حادثه در حدود ۱۶ کیلومتری شمال شرقی منطقه الشیشه در آبهای عمان رخ داده است. پیشتر نیز ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرده بود که به بیش از ۴۰ شناور حامل کمکهای بشردوستانه اجازه داده است از محاصره بنادر ایران عبور کنند.
در پایان باید گفت آقای ترامپ معمولاً پیش از اجرای تهدیدهای خود، آنها را به جهان اعلام میکند. در نتیجه، جمهوری اسلامی فرصت مییابد پیش از عملیاتی شدن تهدید، راههای مقابله و دور زدن آن را پیشبینی و اجرا کند. از سوی دیگر، باید اذعان داشت که جمهوری اسلامی نیز قادر نیست وضعیت کنونی داخل کشور را برای مدتی نامحدود ادامه دهد. ضروری است از طریق میانجیگری پاکستان، عمان و قطر به میز مذاکره بازگردد و با دادن امتیازاتی، به اصلاحات داخلی و برطرف کردن ضعفهای واقعی اقتصاد خود بپردازد.
نظام جمهوری اسلامی نمیتواند مشکلات اقتصادی داخلی، از جمله دشواریهای معیشتی مردم، را برای مدتی طولانی ادامه دهد و همه آنها را صرفاً به تحریمهای آمریکا نسبت دهد. راه برونرفت از بحران نه در تهدیدهای دولت ترامپ و نه در ادامه سیاستهای ناکارآمد داخلی، بلکه در مذاکرهای واقعبینانه، کاهش تنش و اصلاح ساختارهای اقتصادی نهفته است.
ناخدا محمد فارسی
۲۵ اوت ۲۰۲۶
1 – https://www.irna.ir/news/86243333/
2 – https://www.irna.ir/news/86244426/
3 – https://www.dw.com/fa-ir/ /live-78473559
4 – https://english.alarabiya.net/News/middle-east/2026/08/20/iran-says-trump-s-economic-dday-is-a-diversion-from-us-domestic-problems