
همزمان با تحولات ژئوپلیتیک منطقه، جنگ، تشدید تحریمها و تغییر موازنههای انرژی، قرارداد ۲۵ساله صادرات گاز طبیعی ایران به ترکیه بدون هیچ اعلام رسمی از سوی مقامهای دو کشور به پایان رسیده است.
در حالیکه تهران و آنکارا تاکنون درباره تمدید، پایان یا امضای توافقی جدید سکوت کردهاند، رسانهها، روزنامهنگاران و کارشناسان در هر دو کشور، این سکوت را به یکی از مهمترین موضوعات حوزه انرژی تبدیل کردهاند.
بخشی از این تحلیلها بر اهمیت گاز ایران برای امنیت انرژی ترکیه تاکید دارد و بخشی دیگر معتقد است آنکارا طی سالهای اخیر با تنوعبخشی به منابع تامین انرژی، خود را برای پایان احتمالی این همکاری آماده کرده است.
پایان یک قرارداد ۲۵ساله در سکوت
قرارداد صادرات گاز طبیعی میان ایران و ترکیه که در سال ۲۰۰۱ اجرایی شد، پس از گذشت ۲۵سال در پایان ماه ژوئیه به نقطه پایان رسید. قراردادی که طی بیش از دو دهه یکی از مهمترین پایههای همکاری اقتصادی دو کشور محسوب میشد و سالانه حدود ۹ تا ۱۰میلیارد مترمکعب گاز طبیعی ایران را از طریق خط لوله به ترکیه منتقل میکرد.
با وجود اهمیت این قرارداد، نه مقامهای ایرانی و نه مقامهای تُرک تاکنون توضیح روشنی درباره سرنوشت آن ارایه نکردهاند. همین سکوت موجب شده رسانههای ترکیه و ایران و همچنین کارشناسان حوزه انرژی، سناریوهای مختلفی درباره آینده روابط گازی دو کشور مطرح کنند.
«اوزلم گورسس»، روزنامهنگار و مجری شبکه «سوزجو تی وی» (Sözcü TV)، همزمانی پایان این قرارداد با تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه را «نقطهای بسیار حساس» توصیف میکند. او معتقد است در شرایطی که نقشه سیاسی منطقه و توازن قدرت در حال تغییر است، پایان قرارداد گازی ایران و ترکیه نیز اهمیت مضاعفی یافته است.
به گفته او، این قرارداد که در سال ۲۰۰۱ میان دو کشور امضا شده بود، در پایان دوره ۲۵ساله خود قرار گرفته و هنوز مشخص نیست آیا بند تمدید خودکار پنجساله آن فعال شده است یا خیر. گورسس با استناد به گفته برخی مدیران پیشین شرکت «بوتاش» یادآوری میکند که اگر هنوز جریان گاز ادامه داشته باشد، میتوان نتیجه گرفت قرارداد تمدید شده و اگر جریان گاز متوقف شود، به معنای پایان قرارداد خواهد بود.
جایگاه گاز ایران در سبد انرژی ترکیه
بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان تنظیم بازار انرژی ترکیه (EPDK) که در گزارشهای رسانههای ترکیه نیز بازتاب یافته، ترکیه در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۸.۴ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی وارد کرده است.
در این میان، روسیه با بیش از ۳۶درصد بزرگترین صادرکننده گاز به ترکیه بوده است. جمهوری آذربایجان در جایگاه دوم قرار دارد و آمریکا با صادرات الانجی سومین تامینکننده گاز ترکیه محسوب میشود. ایران نیز با صادرات حدود ۷.۷ تا ۷.۸ میلیارد مترمکعب، نزدیک به ۱۳درصد از واردات گاز ترکیه را تامین کرده و در رتبه چهارم قرار گرفته است.
رسانههای ترکیه تأکید میکنند که اگرچه سهم ایران نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته، اما همچنان یکی از تامینکنندگان مهم انرژی ترکیه محسوب میشود. بهویژه آنکه بخش مهمی از زیرساخت انتقال گاز در شرق ترکیه بر مبنای واردات گاز ایران طراحی شده است.
راهبرد جدید ترکیه؛ تنوعبخشی به منابع انرژی
وبسایت اقتصادی «اکونومیم» (Ekonomim) در تحلیل خود مینویسد که پایان قرارداد ۲۵ساله ایران و ترکیه تنها یک موضوع حقوقی یا تجاری نیست، بلکه به تحولات گستردهتر بازار جهانی انرژی و سیاستهای جدید ترکیه نیز ارتباط دارد.
به نوشته این رسانه، ترکیه طی سالهای اخیر با افزایش واردات گاز طبیعی مایع (LNG) و همچنین توسعه تولید داخلی در میدان گازی ساکاریا در دریای سیاه، تلاش کرده وابستگی خود به گاز ایران را کاهش دهد.
با این حال، این رسانه تاکید میکند که کاهش وابستگی به معنای حذف کامل گاز ایران نیست. زیرا زیرساخت خط لوله شرق ترکیه همچنان بر مبنای انتقال گاز ایران طراحی شده و از منظر امنیت عرضه، این منبع همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است.
در گزارش اکونومیم همچنین به تاثیر بازگشت تحریمهای مرتبط با برجام و محدودیتهای مالی اشاره شده است. به نوشته این رسانه، از زمان بازگشت دوباره تحریمهای سازمان ملل و افزایش محدودیتهای مالی، پرداخت هزینه گاز ایران با دشواریهای بیشتری روبهرو شده است. همچنین تصمیم وزارت خزانهداری آمریکا مبنی بر مستثنی نکردن گاز طبیعی از برخی معافیتهای تحریمی، بانکهای ترکیه را در انجام پرداختها محتاطتر کرده است.
به همین دلیل، این رسانه احتمال میدهد هرگونه توافق جدید میان تهران و آنکارا، در مقایسه با قرارداد ۲۵ساله گذشته، کوتاهمدتتر، انعطافپذیرتر و متناسب با شرایط جدید تحریمها و سازوکارهای مالی تنظیم شود.
اختلاف نظر رسانهها و روزنامهنگاران ترکیه درباره میزان وابستگی ترکیه به گاز ایران
در حالی که مقامهای رسمی ایران و ترکیه تاکنون توضیح شفافی درباره سرنوشت قرارداد ۲۵ساله صادرات گاز ارایه نکردهاند، رسانهها، روزنامهنگاران و کارشناسان دو کشور تلاش کردهاند ابعاد مختلف این تحول را بررسی کنند. بخش عمده این تحلیلها بر سه محور استوار است. نخست، پیامدهای احتمالی توقف یا تمدید قرارداد برای امنیت انرژی ترکیه، دوم، تاثیر تحریمهای آمریکا بر آینده همکاریهای گازی تهران و آنکارا و سوم، امکان شکلگیری قرارداد جدید با شرایط متفاوت است.
یکی از نخستین واکنشها را «علی تاراکچی»، روزنامهنگار ترک، مطرح کرده است. او معتقد است هرگونه اختلال در واردات گاز ایران تنها به معنای کاهش عرضه انرژی نیست، بلکه میتواند زنجیرهای از مشکلات اقتصادی را در ترکیه ایجاد کند.
به گفته او، قطع گاز به معنای افزایش احتمال خاموشیهای برق، توقف فعالیت شهرکهای صنعتی و کاهش تولید خواهد بود. موضوعی که در نهایت صادرات و رشد اقتصادی ترکیه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
تاراکچی همچنین به دشواریهای فنی صنایع اشاره میکند و میگوید برخی از کورههای صنعتی در صورت خاموش شدن، برای بازگشت به چرخه تولید به چندین روز زمان نیاز دارند و همین مساله هزینههای تولید را به شکل قابل توجهی افزایش میدهد.
او در ادامه، بحران اوکراین و روسیه را نیز عاملی میداند که میتواند بازار جهانی انرژی را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد. از نگاه او، اگر جنگ و تنشهای منطقهای ادامه پیدا کند، سرمایهگذاریهای جدید در حوزه انرژی روسیه و افزایش قیمت گاز و نفت، فشار بیشتری بر اقتصاد ترکیه وارد خواهد کرد.
برخلاف دیدگاهی که گاز ایران را برای ترکیه غیرقابل جایگزین میداند، برخی کارشناسان معتقدند آنکارا طی سالهای اخیر با تنوعبخشی به منابع واردات، خود را برای چنین شرایطی آماده کرده است.
«انس اوزکان»، اقتصاددان ترک، معتقد است ایران همچنان یکی از بازیگران مهم بازار انرژی جهان است، اما ترکیه نسبت به گذشته وابستگی کمتری به گاز ایران دارد.
او یادآور میشود که سهم گاز ایران در سبد انرژی ترکیه حدود ۱۰ تا ۱۱درصد است و این کشور طی سالهای اخیر واردات گاز مایع از کشورهایی مانند قطر و ایالات متحده را افزایش داده است.
به گفته او، اگرچه جایگزینی کامل گاز ایران آسان نیست، اما ترکیه میتواند بخش مهمی از کمبود احتمالی را از طریق بازار جهانی LNG جبران کند.
با این حال، او هشدار میدهد که ادامه تنشهای منطقهای، بهویژه احتمال بسته شدن تنگه هرمز، میتواند شرایط بازار جهانی انرژی را کاملا تغییر دهد.
انس اوزکان معتقد است در صورت گسترش بحران، افزایش قیمت نفت و گاز اجتنابناپذیر خواهد بود، هرچند اگر تنشها کوتاهمدت باشد، این افزایش قیمت نیز موقتی خواهد بود.
او همچنین به وجود بندهای «فورس ماژور» در قراردادهای انرژی اشاره میکند و میگوید در شرایط وقوع جنگ یا بحرانهای خارج از کنترل، امکان توقف صادرات گاز یا نفت از سوی طرفهای قرارداد وجود دارد.
به گفته این اقتصاددان، ترکیه اگرچه دارای تاسیسات ذخیرهسازی گاز است، اما این ظرفیتها تنها برای مدیریت بحرانهای کوتاهمدت طراحی شدهاند و نمیتوانند برای مدت طولانی جایگزین واردات مستمر گاز شوند.
در میان تحلیلهای منتشرشده، اظهارات «ییلماز اوزدیل»، روزنامهنگار تُرک، بیش از دیگران رنگ و بوی سیاسی دارد. او با اشاره به قرارداد بلندمدت خرید LNG از آمریکا که در سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد، این پرسش را مطرح میکند که چرا ترکیه درست در آن مقطع زمانی به سراغ چنین توافقی رفت.
به اعتقاد او، امضای قرارداد خرید گاز از آمریکا تا سال ۲۰۴۵ میتواند نشاندهنده آن باشد که دولت ترکیه از احتمال جنگ بین آمریکا و ایران و اختلال در صادرات گاز ایران اطلاع داشته و تلاش کرده پیشاپیش منابع جایگزین را تامین کند.
اوزدیل همچنین یادآور میشود که برخلاف تبلیغات مربوط به کشف ذخایر بزرگ گاز در دریای سیاه، ترکیه همچنان وابستگی بسیار بالایی به واردات گاز طبیعی دارد و بخش مهمی از برق این کشور نیز با استفاده از گاز تولید میشود.
او در ادامه با اشاره به بحرانهای پیشین میان روسیه و ترکیه میگوید هرگونه اختلال در واردات گاز، صرفنظر از کشور صادرکننده، میتواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای برای ترکیه به همراه داشته باشد.
روزنامه «آیدینلیک» نیز در گزارشی مینویسد مذاکرات درباره قرارداد جدید پیش از جنگ ایران و آمریکا آغاز شده بود، اما پس از تشدید تنشهای منطقهای، روند گفتوگوها عملا متوقف شد.
به نوشته این روزنامه، کارشناسان حوزه انرژی معتقدند قرارداد سال ۲۰۰۱ دیگر پاسخگوی شرایط کنونی بازار انرژی نیست و در صورت آغاز مذاکرات جدید، احتمالا موضوعاتی مانند قیمتگذاری، شیوه پرداخت، حجم صادرات و میزان انعطاف قرارداد مورد بازنگری قرار خواهد گرفت.
این روزنامه همچنین به قراردادهای جدید LNG میان ترکیه و شرکتهای آمریکایی اشاره میکند و مینویسد دولت ترکیه طی سالهای اخیر تلاش کرده سهم گاز مایع را در سبد انرژی کشور افزایش دهد. هرچند همچنان گاز ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی و زیرساختهای موجود اهمیت خود را حفظ کرده است.
نگاه رسانهها و کارشناسان ایرانی؛ ایران همچنان دست بالا را دارد
در سوی دیگر، خبرگزاری «مهر» تصویری متفاوت از آینده روابط گازی دو کشور ارایه میدهد. این خبرگزاری مینویسد ترکیه همچنان یکی از کشورهایی است که رشد مصرف انرژی در آن ادامه دارد و در سالهای آینده نیز نیازمند واردات گسترده گاز خواهد بود.
در این تحلیل تاکید شده است که در کوتاهمدت هیچ کشوری توان جایگزینی کامل گاز ایران را ندارد. نه جمهوری آذربایجان ظرفیت افزایش پایدار صادرات را دارد، نه واردات LNG از نظر قیمت توان رقابت با گاز ایران را خواهد داشت و نه روسیه در شرایط فعلی امکان افزایش ظرفیت خطوط لوله خود به سمت ترکیه را دارد.
بر همین اساس، خبرگزاری مهر معتقد است ایران میتواند با ارایه بستهای جدید شامل افزایش حجم صادرات، ارایه تخفیفهای پلکانی، همکاری در پروژههای ذخیرهسازی گاز و تضمین تداوم صادرات، موقعیت خود را در بازار ترکیه تثبیت کند.
«مهدی سهرابی»، کارشناس بازار گاز، نیز در تحلیل خود بر همین دیدگاه تاکید میکند. او معتقد است سیاست تنوعبخشی ترکیه به معنای پایان نیاز این کشور به گاز ایران نیست و در کوتاهمدت هیچ گزینهای نمیتواند جایگزین کامل این منبع شود.
به گفته او، اگر ایران از نگاه صرفا واکنشی فاصله بگیرد و مذاکرات را با رویکردی راهبردی دنبال کند، پایان قرارداد ۲۵ساله میتواند به فرصتی برای شکلگیری توافقی جدید و تقویت جایگاه ایران در بازار انرژی منطقه تبدیل شود.
سهرابی همچنین تاکید میکند شرایط فعلی بازار جهانی انرژی و زمانبندی پایان قرارداد، فرصت کمنظیری را در اختیار تهران قرار داده و ممکن است چنین فرصتی در سالهای آینده تکرار نشود.
سکوت همچنان ادامه دارد
در شرایطی که رسانههای ترکیه از احتمال تمدید خودکار قرارداد سخن میگویند، برخی دیگر احتمال آغاز مذاکرات برای توافقی جدید را مطرح میکنند و رسانههای ایرانی نیز بر ظرفیت ایران برای حفظ بازار ترکیه تاکید دارند، همچنان هیچ مقام رسمی در تهران یا آنکارا بهصورت شفاف درباره سرنوشت این قرارداد اظهارنظر نکرده است.
این سکوت، در کنار جنگ، تحریمها، تغییر آرایش بازار جهانی انرژی و تلاش ترکیه برای تنوعبخشی به منابع واردات، پایان قرارداد ۲۵ساله گاز میان ایران و ترکیه را به یکی از مهمترین موضوعات روابط اقتصادی دو کشور تبدیل کرده است. موضوعی که نهتنها آینده همکاریهای انرژی تهران و آنکارا، بلکه بخشی از معادلات امنیت انرژی منطقه را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.