
ادعای «محمدباقر خرازی» دبیرکل تشکل «حزبالله ایران» درباره ۲۸ بار استعفای «مسعود پزشکیان» و واکنش منتسب به «مجتبی خامنهای»، کمتر از یک روز دوام آورد.
دفتر رهبر کنونی جمهوری اسلامی، این روایت را «از اساس کذب» خواند و خود پزشکیان نیز آن را «تلاشی برای ایجاد اختلاف در حاکمیت» توصیف کرد. اما خرازی عقب ننشست. او در واکنشی تازه، ضمن پذیرش ضمنی تکذیبیه، نوشت امیدوار است پس از «تغییرات مهم آینده» در دفتر مجتبی خامنهای، این تکذیبیه همچنان پابرجا بماند.
این نخستین بار نیست که نام دبیرکل تشکل «حزبالله ایران» با ادعاهایی خبرساز میشود که مرز میان سیاست، ایدئولوژی و واقعیت را کمرنگ میکنند.
نزدیک به دو دهه پیش، زمانی که یکی از بزرگترین باشگاههای فوتبال جهان در مالکیت خانواده آمریکایی گلیزر قرار داشت، خرازی از برنامهای برای خرید باشگاه «منچستر» و تغییر نام آن به «خیبر» سخن گفت؛ ادعایی که هیچگاه از مرحله خبر فراتر نرفت. او البته تنها مقام جمهوری اسلامی نبود که فوتبال را به عرصه بیان روایتهای ایدئولوژیک و مذهبی تبدیل کرد. از وعده شکست برزیل با «نماز شب» و «وضو» تا تشبیه فوتبال به میدان جنگ یا نسبت دادن موفقیت تیمها به رعایت احکام شرعی، در دو دهه گذشته، زمین فوتبال بارها به تریبونی برای طرح چنین روایتهایی تبدیل شده است.
از منچستر انگلیس تا حزبالله خیبر
«محمدباقر خرازی»، روحانی متولد قم، دبیرکل تشکل «حزبالله ایران» و مدیر مسوول پیشین روزنامهای به همین نام است؛ «حزبالله».
او چهرهای بود که در دو دهه گذشته بیش از فعالیت سیاسی، با اظهارات نامتعارف و جنجالی خبرساز شده است.
خرازی دقیقا ۱۹ سال قبل در همین روزها یعنی ۱۷مرداد۱۳۸۶ مدعی شد تشکل متبوعش یعنی «حزبالله ایران» در حال خرید باشگاه «منچستر» انگلیس است و پس از نهایی شدن این معامله، نام آن را به «خیبر» تغییر خواهد داد.
انتخاب نام «خیبر» نیز تصادفی به نظر نمیرسید. خیبر نام منطقهای یهودینشین در شمال مدینه بود که در سال هفتم هجری به تصرف سپاه مسلمانان درآمد. بر اساس روایتهای تاریخی رایج در منابع اسلامی، در جریان این نبرد حدود ۹۳ نفر از یهودیان کشته شدند.
در سنت شیعی، فتح قلعههای خیبر با نقش محوری «علی بن ابیطالب» پیوند خورده و به یکی از شناختهشدهترین نمادهای پیروزی اسلام بر یهودیان برای شیعیان تبدیل شده است.
به همین دلیل، نام «خیبر» در چهار دهه گذشته بارها در ادبیات ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، از نامگذاری موشکها و عملیات نظامی تا شعارهای ضد اسراییلی، به کار رفته است.
خرازی البته توضیح نداد چرا قصد داشته یکی از مشهورترین باشگاههای فوتبال جهان را با چنین نامی بازنامگذاری کند.
این ادعا حتی در زمان طرح آن نیز با واقعیتهای مالکیت باشگاه همخوانی نداشت. خانواده آمریکایی «گلیزر» از سال ۱۳۸۲ خورشیدی (۲۰۰۳ میلادی) خرید تدریجی سهام منچستریونایتد را آغاز کردند و دو سال بعد، در سال ۱۳۸۴ خورشیدی (۲۰۰۵میلادی)، با در اختیار گرفتن بیش از ۹۸ درصد سهام، کنترل کامل باشگاه را به دست آوردند و آن را از بورس لندن خارج کردند. بنابراین، زمانی که خرازی در مرداد ۱۳۸۶ از «خرید منچستر» سخن گفت، حدود دو سال از واگذاری کامل باشگاه به خانواده گلیزر گذشته بود و هیچ نشانهای از تمایل مالکان به فروش باشگاه یا مذاکره با آقای خرازی وجود نداشت.
اما جامعه ایران، کم چنین اظهاراتی را به خود ندیده است. مردانی که بخشهای بزرگی از قدرت را در دستهای خود داشتند، به گونهای از موضوعات مرتبط با فوتبال صحبت کردند، که حتی عقل مدیریتیشان در زمینههای تخصصیشان هم زیر سوال میرفت.
حسین سلامی؛ فوتبال در قامت میدان جنگ
«حسین سلامی»، فرمانده پیشین کل سپاه پاسداران، در سالهای پیش از مرگش، بارها فوتبال را با ادبیات نظامی و مذهبی توصیف کرد و مانند سایر سخنرانیهایش تلاش داشت با استفاده از کلماتی سنگین، عباراتی نامفهوم بسازد.
او دیماه ۱۴۰۲، در دیدار با اعضای تیم فوتبال ایران پیش از جام ملتهای آسیا، از بازیکنان خواست پیش از مسابقه وضو بگیرند و دو رکعت نماز بخوانند.
سردار سلامی همچنین فوتبال را «شبیه جنگ» دانست و به بازیکنان گفت: «توصیه من به شما این است. پس از گل زدن یا پیروزی بیش از حد خوشحال نشوید.» او نگفت چرا. فقط گفت خوشحال نشوید.
فرمانده وقت سپاه حتی مدعی شد برای تماشای مسابقات تیم ملی، برنامه کاری خود را تغییر میدهد و بازیکنان را به اسم کوچک میشناسد.
سردار حسین سلامی پاییز ۱۴۰۱ پس از شکست تیم فوتبال مقابل آمریکا در جام جهانی ۲۰۲۲ و شادی مردم ایران در خیابانها بابت حذف این تیم گفته بود: «کسانی که از شکست تیم ملی شاد میشوند، بذر فتنه در دلشان کاشته شده است.»
محمدرضا نقدی؛ نماز شب برای شکست برزیل
یکی از مشهورترین اظهارات ایدئولوژیک درباره فوتبال را «محمدرضا نقدی»، رییس وقت سازمان بسیج مستضعفین، فروردین ۱۳۹۱ مطرح کرد؛ جملهای که سالها بعد به ضربالمثل فضای مجازی تبدیل شد. اظهارات او حتی در رسانههای برزیلی هم انعکاس داشت.
او گفت اگر روزی تیمی داشته باشیم که بازیکنانش «نماز شب» بخوانند و «با وضو و به نیت برافراشتن پرچم اسلام» وارد زمین شوند، «میتوانند تیم فوتبال برزیل را هم شکست دهند.»
سردار نقدی این سخنان را در چارچوب نظریهای گستردهتر مطرح کرد؛ او داشت ادعا میکرد که الگوهای موفقیت ورزشی باید بر پایه ارزشهای دینی بنا شود و تمرین و تاکتیک را الگوهای غربی دانست که بنای شخصیت ورزشکاران را تخریب میکنند.
محمدتقی رهبر؛ یازده نفر دنبال یک توپ
«محمدتقی رهبر»، امام جمعه موقت اصفهان، در سال ۱۴۰۱ با انتقاد از هزینههای فوتبال حرفهای، پرداخت دستمزدهای چند میلیاردی به بازیکنان را «اسراف» و حتی شبیه «قمار» توصیف کرد. او پرسید چرا باید «منابع عمومی مسلمانان» صرف «یازده نفر شود که دنبال یک توپ پلاستیکی میدوند.» او همچنین از زنان خواسته بود فوتبال را حتی از طریق تلویزیون هم نگاه نکنند، چون پوشش مردان فوتبالیست را «نامناسب» و «خلاف موازین شرع» میدانست.
احمد علمالهدی؛ استادیوم، محل فساد
در میان روحانیون بلندپایه جمهوری اسلامی، کمتر کسی به اندازه «احمد علمالهدی» درباره فوتبال و ورزشگاهها اظهار نظر کرده است. او به تنهایی باشگاهی با بیش از ۵۰ سال قدمت به نام «ابومسلم» را منحل کرد و مانع از تیمداری در فوتبال مشهد شد.
علمالهدی بارها مخالفت خود را با ورود زنان به استادیومها اعلام کرده و ورزشگاه را محیطی برای «فساد» و اختلاط زن و مرد دانسته است. این مواضع در فروردین ۱۴۰۱ و همزمان با جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاه امام رضا مشهد، که با استفاده از اسپری فلفل علیه زنان معترض همراه شد، بار دیگر مورد توجه قرار گرفت.
او گفته بود: «ورزشگاه جای هیجان است. اگر بانوان کنار مردان بنشینند، بعد مردان هیجان و احساسات بروز دهند، ممکن است ناهنجاری ایجاد شود. چه کسی میخواهد ناهنجاری را در آنجا جمع کند؟ اگر زنان هیجانزده شوند هم شور و هیجان آنان به مردان منتقل شود. این فعل حرام است.»
عباس تبریزیان؛ فوتبال، کاری عبث
«عباس تبریزیان»، روحانی شناختهشده به عنوان مروج «طب اسلامی»، مهر ۱۳۹۸ برای جلب توجه بیشتر، سراغ فوتبال رفت.
او مدعی شد فوتبال و دویدن بیهدف، «عبث» و حتی ناسازگار با آموزههای دینی است و گفت: «در روایات اسلامی نیامده که امامان شیعه برای ورزش در پارک بدوند یا دنبال توپ بدوند یا فعالیتی مشابه این انجام دهند.»
عباس تبریزیان گفته بود: «فوتبال (بازی) کردن و دویدن، خلاف قرآن است.»
این سخنان با واکنش گسترده پزشکان، ورزشکاران و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد.
روحانی ناشناس؛ لاک ناخن و قهرمانی اسپانیا
در تابستان ۱۴۰۵، ویدیویی از سخنان یک روحانی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که در آن، قهرمانی اسپانیا را به دلایلی مذهبی نسبت میداد.
او مدعی بود همسران بازیکنان اسپانیا در ورزشگاه «نه لاک زده بودند و نه ناخن کاشته بودند» و همین موضوع، در کنار خواست الهی، زمینه پیروزی این تیم را فراهم کرده است.
او در همان سخنرانی، آرژانتین را تیمی معرفی کرد که مورد حمایت «ترامپ و نتانیاهو» بوده و به همین دلیل در فینال شکست خورده است. این روحانی که هویتش به روشنی مشخص نشده نگفت که همین تیم آرژانتین چگونه تا فینال جام جهانی صعود کرد.
فوتبال، آینهای از یک شیوه حکمرانی؟
شاید مرور این اظهارات، در کنار هم، بیش از آنکه تاریخچهای از نگاه جمهوری اسلامی به فوتبال باشد، تصویری از شیوه تصمیمگیری در ساختار قدرت را نشان دهد.
بسیاری از رجلی که در این سالها از شکست برزیل با «نماز شب»، خرید منچستر و تغییر نام آن به «خیبر»، تشبیه فوتبال به میدان جنگ یا فسادآلود بودن ورزشگاهها سخن گفتهاند، تنها واعظ یا سخنران نبودهاند؛ آنها همزمان در جایگاه فرماندهان سپاه، امامان جمعه، پستهای ارشد حکومتی یا تصمیمگیریهای کلان سیاسی نیز حضور داشتهاند.
پرسش اینجاست که آیا همین نگاه، تنها به فوتبال محدود مانده است؟ یا همان منطقی که درباره یک مسابقه فوتبال چنین داوری میکند، در اداره اقتصاد، سیاست، فرهنگ و روابط خارجی کشور نیز نقش داشته است؟ شاید پاسخ این پرسش، بیش از همه این روایتهای عجیب، به درک وضعیت امروز ایران کمک کند.