سولماز ایکدر: اسیر چه کسی و کجا؟ سوال‌های بی‌پاسخ درباره روایت‌های «اسارت» شش ارتشی

Sunday, 30th August, 2026
اندازه قلم متن
ایران وایر – سولماز ایکدر
جمعه ششم شهریور، رسانه‌های جمهوری اسلامی در حالی  از بازگشت سه تن از کارکنان ناو «لاوان» نیروی دریایی ارتش پس از «شش ماه اسارت» خبر دادند که کمتر از دو هفته پیش ادعای اسارت خلبانان نیروی هوایی ارتش که جنگنده آن‌ها در قطر سرنگون شده بود، منتشر شد.

شش نظامی، دو پرونده و یک کلمه مشترک: «اسارت».

جمعه ششم شهریور، رسانه‌های جمهوری اسلامی از بازگشت سه تن از کارکنان ناو «لاوان» نیروی دریایی ارتش پس از «شش ماه اسارت» خبر دادند. خبرگزاری دانشجو نوشت این سه نفر پس از «۶ ماه دوری و اسارت» به داراب بازگشته‌اند.

کمتر از دو هفته پیش از آن، ستاد کل نیروهای مسلح نیز مدعی شده بود سه خلبان نیروی هوایی ارتش که جنگنده‌های آن‌ها شش ماه پیش در قطر سرنگون شدند، زنده‌اند و در اسارت نیروهای قطری به سر می‌برند.

هر شش نفر عضو ارتش جمهوری اسلامی‌اند؛ سه نفر نیروی دریایی و سه نفر نیروی هوایی. هیچ‌یک از این شش نفر عضو سپاه پاسداران نیستند.

اما شباهت دو پرونده به همین‌جا ختم نمی‌شود.

در هر دو پرونده، واژه «اسارت» پس از ماه‌ها وارد روایت جمهوری اسلامی شده است. درباره کارکنان لاوان حتی مشخص نشده چه کسی آن‌ها را اسیر کرده بود. درباره خلبانان نیز یک مقام ستاد کل از اسارت قطعی آن‌ها سخن می‌گوید، در حالی که وزارت خارجه جمهوری اسلامی می‌گوید تا زمانی که وضعیتشان مشخص نشده، «فرض» تهران بر اسارت آن‌هاست.

چند روز بعد، همان مقام ستاد کل روایت را یک مرحله جلوتر برد و ادعا کرد حتی می‌داند سه خلبان در مکانی «روی آب» نگهداری می‌شوند.

پس چه چیزی درباره سرنوشت این شش ارتشی مشخص است و چه چیزی صرفا بخشی از روایت جمهوری اسلامی است؟

سه ارتشی لاوان اسیر چه کسی بودند؟

روز جمعه ششم شهریور، خبر کوتاهی از سوی خبرگزاری دانشجو منتشر شد: «سه جوان ارتشی ناو لاوان، پس از ۶ ماه دوری و اسارت، امروز به داراب بازگشتند.»

همین گزارش می‌گوید خانواده‌ها، دوستان، مردم و مسوولان در گلزار شهدای پیرمراد داراب منتظر آن‌ها بودند. اما در این خبر یک اطلاعات اساسی وجود نداشت: این سه نظامی اسیر چه کسی بودند؟

نه کشوری که آن‌ها را به اسارت گرفته بود معرفی شد، نه محل نگهداری آن‌ها، نه علت اسارت و نه چگونگی آزادی‌شان.

حتی در خبر بازگشت آن‌ها نیز از «آزادی» در نتیجه مذاکره، تبادل یا اقدام دیپلماتیک مشخصی سخن گفته نشده است؛ تنها عبارت «دوری و اسارت» به کار رفته است.

ناو لاوان نیروی دریایی ارتش روز چهارم مارس (۱۳ اسفند)، وارد بندر کوچی هند شده بود. روایت مقام‌های هندی از چگونگی ورود این ناو اما اساسا شباهتی به توقیف یا اسارت ندارد.

منابع دولتی هند به خبرگزاری «پرس تراست آو ایندیا» گفته‌اند جمهوری اسلامی روز ۲۸ فوریه، ۹ اسفند، به دلیل بروز مشکلات فنی فوری برای لاوان درخواست پهلوگیری اضطراری کرده بود. دولت هند روز اول مارس این درخواست را پذیرفت و لاوان چهارم مارس وارد کوچی شد. 

این اطلاعات فقط متکی به منابع ناشناس نیست. سوبرامانیام جایشانکار، وزیر خارجه هند، هفتم مارس تایید کرد که ایران برای ورود لاوان درخواست کرده بود و هند نیز با رویکردی «انسان‌دوستانه» اجازه ورود ناو را داده است. 

این تاریخ اهمیت دارد. درخواست ایران برای ورود لاوان به هند پیش از غرق شدن ناو دنا در چهارم مارس مطرح شده بود.

منابع دولتی هند همچنین شمار خدمه لاوان را ۱۸۳ نفر اعلام کردند و گفتند آن‌ها پس از ورود ناو در تاسیسات نیروی دریایی هند در کوچی اسکان داده شدند. 

در این گزارش هیچ اشاره‌ای به بازداشت یا اسارت خدمه نشده است.

در واقع روایت رسمی هند از ابتدا این بود: یک ناو ایرانی با مشکل فنی مواجه شده، ایران درخواست ورود اضطراری داده، هند موافقت کرده و خدمه در تاسیسات نظامی اسکان یافته‌اند.

اگر سه نظامی ایرانی اسیر بودند، چرا ایران خود درخواست پهلوگیری ناوش در هند را داده بود؟

و اگر هند بعدتر این سه نفر را به اسارت گرفته بود، چه زمانی وضعیت آن‌ها از «خدمه یک ناو» به «اسیر» تغییر کرد؟

چرا هیچ اعتراض رسمی شناخته‌شده‌ای از سوی وزارت خارجه یا ارتش جمهوری اسلامی به «اسارت» نیروهای ایرانی در هند وجود ندارد؟

و چرا در خبر بازگشت آن‌ها حتی نام کشوری که قرار است شش ماه این نیروها را در اسارت نگه داشته باشد، ذکر نشده است؟

چرا دیگر خدمه لاوان «اسیر» نبودند؟

سوال مهم‌تر را اتفاقی ایجاد می‌کند که تنها حدود ده روز بعد رخ داد.

بخش عمده‌ای از ۱۸۳ خدمه لاوان در میانه مارس هند را ترک کردند.

منابع هندی گزارش دادند خدمه‌ای که حضورشان برای ادامه کار ناو ضروری نبود از هند خارج شدند، اما همه خدمه نرفتند.

خبرگزاری PTI روز ۱۴ مارس (۲۳ اسفند) به نقل از منابع مطلع گزارش داد بیش از ۵۰ نفر از مجموع ۱۸۳ خدمه لاوان همچنان همراه ناو در هند باقی مانده‌اند. نیو ایندین اکسپرس نیز از افرادی که خارج شدند با عنوان خدمه «غیرضروری» یاد کرد. 

بنابراین منابع هندی خدمه را عملا به دو گروه تقسیم کرده‌اند: کسانی که حضورشان برای ناو ضروری نبود و هند را ترک کردند و بیش از ۵۰ نفری که همراه لاوان باقی ماندند. هیچ‌یک از این گزارش‌ها از گروهی با عنوان «اسیران» سخن نمی‌گویند.

تا زمان انتشار این گزارش مشخص نیست سه نظامی بازگشته به داراب جزو همین بیش از ۵۰ خدمه باقی‌مانده در هند بوده‌اند یا خیر.

اما همین موضوع یک پرسش اساسی ایجاد می‌کند.

آیا این سه نفر شش ماه «اسیر» بودند یا از کارکنانی بودند که همراه لاوان در هند باقی ماندند؟

اگر اسیر بودند، چه زمانی از سایر خدمه جدا شدند؟ چه نهادی آن‌ها را بازداشت کرد؟ کجا نگهداری شدند؟

آیا اجازه خروج از هند نداشتند؟ اگر چنین بوده، کدام مقام ایرانی یا هندی این موضوع را تایید کرده است؟

چرا بیش از صد هم‌خدمه آن‌ها امکان خروج از هند داشتند؟

چه مذاکراتی برای آزادی این سه نفر انجام شد و چرا هیچ خبری از آن منتشر نشد؟

از سوی دیگر، جست‌وجوی ایران‌وایر تا زمان تنظیم این گزارش به هیچ بیانیه یا گزارش علنی از سوی مقام‌های هند نرسیده که این سه نفر را بازداشت‌شده یا اسیر معرفی کرده باشد.

و اگر بازداشت نشده بودند، «شش ماه اسارت» دقیقا به چه معناست؟

روایت «اسارت» خلبانان دقیقا از چه زمانی شروع شد؟

ابهام مشابهی در پرونده سه خلبان نیروی هوایی ارتش وجود دارد؛ با این تفاوت که در این پرونده، طرفی که جمهوری اسلامی او را متهم به اسیر کردن نظامیانش می‌کند مشخص است: قطر.

دو فروند سوخو-۲۴ نیروی هوایی ارتش روز ۱۱ اسفند برای انجام ماموریتی نظامی به سوی قطر رفتند و سرنگون شدند.

روابط عمومی ارتش بعدتر اعلام کرد دو فروند سوخو-۲۴ از پایگاه هوایی شهید دوران شیراز برای حمله به پایگاه العدید برخاستند و در مسیر بازگشت هدف قرار گرفتند.

اما جمهوری اسلامی ماه‌ها درباره سرنوشت چهار خلبان آن‌ها اطلاع روشنی منتشر نکرد.

حبیب‌الله سیاری، معاون هماهنگ‌کننده ارتش، شامگاه پنج‌شنبه ۲۱ خرداد در تلویزیون جمهوری اسلامی گفت از سرنوشت چهار خلبان دخیل در این حمله اطلاعی در دست نیست. 

این شاید مهم‌ترین جمله برای فهم تغییر روایت باشد: بیش از سه ماه پس از عملیات، یکی از فرماندهان ارشد ارتش می‌گفت از سرنوشت چهار خلبان اطلاعی ندارد.

هفتم مرداد، روابط عمومی ارتش خبر تازه‌ای منتشر کرد. آزمایش‌های تخصصی و بررسی DNA نشان داده بود یکی از چهار نفر، سرتیپ‌دوم خلبان مجید کاظمی، کشته شده است. ارتش همچنین اعلام کرد تلاش برای تعیین وضعیت سه خلبان دیگر ادامه دارد. 

هنوز خبری از «سه اسیر» نبود.

در واقع تا هفتم مرداد، تنها سرنوشتی که خود ارتش رسما توانسته بود احراز کند، مرگ مجید کاظمی بود و روابط عمومی ارتش صراحتا می‌گفت تلاش‌ها برای «تعیین وضعیت ۳ خلبان دیگر» ادامه دارد.

چه اطلاعاتی در فاصله خرداد تا مرداد به دست آمد؟

روز ۲۴ مرداد روایت رسما تغییر کرد.

محمد باقرزاده، فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح، در نامه‌ای به رییس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ اعلام کرد سه خلبان دیگر، «جواد صالحی»، «عبدالمجید دشتیان» و «عمران به‌روشیان»، زنده به اسارت نیروهای قطری درآمده‌اند.

او نوشت «برابر اطلاعات به‌دست آمده» این سه نفر به صورت زنده توسط نیروهای قطری به اسارت گرفته شده‌اند و قطر طی شش ماه امکان دیدار یا تماس آن‌ها با خانواده و مقام‌های ایرانی را فراهم نکرده است. 

بنابراین ۲۴ مرداد نخستین تاریخی است که در منابع علنی بررسی‌شده، یک مقام جمهوری اسلامی به‌طور صریح و قطعی از «اسارت زنده» سه خلبان در قطر سخن می‌گوید.

اما «اطلاعات به‌دست آمده» چه بود؟

آیا تصویری از خلبانان وجود داشت؟ آیا یکی از آن‌ها با ایران یا خانواده‌اش تماس گرفته بود؟ آیا شاهدی آن‌ها را پس از ایجکت دیده بود؟ آیا اطلاعات ماهواره‌ای، رهگیری مخابراتی یا سندی از محل نگهداری آن‌ها وجود داشت؟

هیچ‌یک از این اطلاعات همراه نامه منتشر نشد.

این سوال مهم‌تر است چون حدود دو ماه پیش از آن، معاون هماهنگ‌کننده ارتش صراحتا گفته بود اطلاعی از سرنوشت خلبانان وجود ندارد.

چه مدرکی در این فاصله به دست آمده که «بی‌اطلاعی» ارتش را به اطمینان ستاد کل از «اسارت زنده» سه خلبان تبدیل کرده است؟

اسیرند یا «فرض» می‌کنیم اسیرند؟

دو روز پس از نامه باقرزاده، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، درباره همین پرونده صحبت کرد.

اما ادبیات او با ادبیات فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودین تفاوت اساسی داشت.

بقایی گفت: «مادامی که وضعیت‌شان روشن نشده، فرض بر این است که به اسارت درآمده‌اند.» او همچنین گفت مطالبه ایران از قطر «روشن شدن وضعیت خلبانان» است.

بقایی در همان اظهارات گفت وزارت خارجه از روزهای نخست حادثه موضوع را پیگیری کرده و نخستین مکاتبه با صلیب سرخ در «۲۵ یا ۲۶ اسفند» انجام شده است.

این دو گزاره یکی نیستند.

ستاد کل می‌گوید «برابر اطلاعات به‌دست آمده» سه نفر زنده اسیر شده‌اند؛ وزارت خارجه می‌گوید چون سرنوشت آن‌ها روشن نیست، «فرض» می‌کنیم اسیر شده‌اند.

در روایت نخست، اسارت نتیجه «اطلاعات به‌دست‌آمده» است؛ در روایت دوم، اسارت فرضی است که تا روشن شدن سرنوشت خلبانان پذیرفته می‌شود.

اگر ستاد کل مدرکی در اختیار دارد که زنده بودن و اسارت سه خلبان را اثبات می‌کند، چرا وزارت خارجه، دستگاه مسئول مذاکره با قطر، همچنان از «روشن شدن وضعیت» آن‌ها سخن می‌گوید؟

هند درباره «اسارت» سکوت کرده؛ قطر آن را تکذیب می‌کند

روایت هند و قطر درباره دو ادعای جمهوری اسلامی یکسان نیست.

تا زمان انتشار این گزارش، مقام‌های هند به ادعای تازه رسانه‌های جمهوری اسلامی درباره «اسارت» سه خدمه لاوان واکنشی نشان نداده اند. آنچه از هند وجود دارد، روایت رسمی ماه مارس است: درخواست ایران برای ورود لاوان، موافقت هند، اسکان ۱۸۳ خدمه و سپس خروج بخش عمده آن‌ها. 

قطر اما اصل ادعای جمهوری اسلامی را صریحا رد کرده است.

ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر،  ۲۴ مرداد، گفت دوحه «قاطعانه» ادعاهای مربوط به بازداشت خلبانان ایرانی را رد می‌کند و از مطرح شدن چنین اظهاراتی ابراز تعجب کرد.

روایت دوحه این است که هواپیماهای ایرانی وارد حریم هوایی قطر شدند، نیروهای قطری برای برقراری تماس تلاش کردند و پس از دریافت نکردن پاسخ، با آن‌ها درگیر شدند. قطر می‌گوید تیم‌های جست‌وجو و نجات بعدتر بقایای یک خلبان، مجید کاظمی، را پیدا کردند و با ایران برای تحویل آن هماهنگی شد.

اما ادعای مهم‌تر قطر چیز دیگری است.

الانصاری گفته قطر در ماه آوریل از ایران دعوت کرده بود یک تیم به این کشور اعزام کند تا در جریان جزئیات عملیات جست‌وجو و نجات قرار گیرد، اما تهران تا زمان طرح این اظهارات به دعوت پاسخ نداده بود.

اگر این روایت درست است، سوال دیگری مطرح می‌شود: چرا جمهوری اسلامی که چهار نظامی‌اش مفقود شده بودند، از فرصت بررسی عملیات جست‌وجوی قطر استفاده نکرد؟

و چرا چند ماه بعد قطر را به پنهان کردن همان نظامیان متهم کرد؟

اگر هیچ تماسی وجود ندارد، اطلاعات «روی آب» از کجا آمده است؟

روایت جمهوری اسلامی به ادعای اسارت محدود نماند.

روز ۳۱ مرداد، تنها یک هفته پس از نخستین ادعای علنی «اسارت»، محمد باقرزاده اطلاعات بسیار مشخص‌تری ارائه کرد.

او گفت مکان نگهداری «اسرا» «بر روی آب» مناسب نیست و از قطر خواست آن‌ها را به خشکی و بیمارستانی مجهز منتقل کند. این اظهارات در وب‌سایت رسمی کمیته جست‌وجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح منتشر شده است. 

اگر جمهوری اسلامی می‌داند خلبانان «روی آب» نگهداری می‌شوند، منبع این اطلاعات چیست؟

«روی آب» کجاست؟ یک کشتی نظامی، شناور، سکوی دریایی یا محل دیگری؟

اگر منبع اطلاعاتی جمهوری اسلامی قادر است محل نگهداری آن‌ها را مشخص کند، چرا هیچ مدرکی از زنده بودن آن‌ها منتشر نشده است؟

یک تناقض دیگر نیز اینجاست: باقرزاده در نامه ۲۴ مرداد مدعی شده بود قطر هیچ امکان دیدار یا تماس خلبانان با خانواده و مقام‌های ایرانی را فراهم نکرده است. یک هفته بعد، همان مقام از محل نگهداری آن‌ها سخن می‌گفت.

اگر هیچ دسترسی و تماسی وجود نداشته، اطلاعات درباره محل نگهداری سه نفر از چه طریقی به دست آمده است؟

چرا «اسارت» شش ماه بعد وارد هر دو روایت شد؟

نقطه مشترک دو پرونده همین‌جاست.

درباره سه خدمه لاوان، در شش ماه گذشته روایت شناخته‌شده‌ای از اسارت آن‌ها وجود نداشت. هنگام بازگشت، ناگهان خبرگزاری دانشجو آن‌ها را کسانی معرفی کرد که «شش ماه دوری و اسارت» را پشت سر گذاشته‌اند.

درباره خلبانان نیز ارتش ابتدا از سرنوشت چهار نفر اظهار بی‌اطلاعی کرد، سپس مرگ یکی از آن‌ها اثبات شد و سرانجام ۲۴ مرداد یک مقام ستاد کل سه نفر دیگر را «زنده و اسیر» اعلام کرد.

یک هفته بعد نیز روایت از اصل اسارت فراتر رفت و به ادعای اطلاع از محل نگهداری رسید، بدون آنکه سند علنی برای نخستین حلقه این زنجیره، یعنی زنده بودن خلبانان، منتشر شود.

در هر دو پرونده یک سوال مشترک وجود دارد: چه اطلاعات تازه‌ای به دست آمده است؟

اگر سه خدمه لاوان اسیر بوده‌اند، چه کسی آن‌ها را اسیر کرده بود؟

و اگر سه خلبان زنده در قطر نگهداری می‌شوند، مدرک جمهوری اسلامی چیست؟

چرا هر شش نفر ارتشی‌اند؟

یک وجه کمتر مورد توجه دو ماجرا این است که هر شش نظامی متعلق به ارتش جمهوری اسلامی‌اند، نه سپاه پاسداران.

سه نفر خدمه ناو متعلق به نیروی دریایی ارتش هستند و سه خلبان مفقود نیز از نیروی هوایی ارتش‌اند.

حتی منشأ روایت «اسارت» خلبانان نیز از این جهت قابل توجه است.

آخرین روایت صریح یک مقام ارشد ارتش، سخنان حبیب‌الله سیاری درباره بی‌اطلاعی از سرنوشت چهار خلبان بود. ارتش در خصوص ناو لاوان و خدمه آن نیز اظهار نظری نکرده است.

این تفاوت الزاما اثبات نمی‌کند که دستگاهی خارج از ارتش عامدانه در حال ساختن روایتی درباره نیروهای ارتش است؛ اما یک سوال مهم ایجاد می‌کند: روایت سرنوشت نظامیان ارتش را چه نهادی تعیین می‌کند؟

ارتش که می‌گفت از سرنوشت نیروهایش بی‌خبر است؟ ستاد کل که می‌گوید آن‌ها قطعا اسیرند؟ وزارت خارجه که اسارت را یک «فرض» می‌داند؟ یا رسانه‌های حکومتی که از میان این روایت‌های متفاوت، تیتر قطعی «اسارت» را انتخاب می‌کنند؟

و آیا همزمانی شکل‌گیری دو روایت «اسارت» درباره نیروهای ارتش ــ نه سپاه ــ صرفا یک تصادف است یا بخشی از نحوه روایت جمهوری اسلامی از خسارت‌های نیروی نظامی‌ای است که در هر دو عملیات متحمل هزینه شده است؟

از شکست عملیاتی تا روایت «اسارت»؟

هر دو ماجرا در پس‌زمینه رخدادهایی دشوار برای ارتش جمهوری اسلامی شکل گرفته‌اند.

در عملیات دریایی، ناو دنا در نزدیکی سریلانکا غرق شد و لاوان به دلیل مشکلات فنی با درخواست ایران در هند پهلو گرفت. بخش عمده خدمه بعدتر هند را ترک کردند و بیش از ۵۰ نفر همراه ناو باقی ماندند. در عملیات هوایی نیز دو سوخو-۲۴ نیروی هوایی ارتش در قطر سرنگون شدند؛ مرگ یک خلبان با آزمایش DNA اثبات شده و سرنوشت سه نفر دیگر همچنان محل اختلاف تهران و دوحه است.

در چنین شرایطی، استفاده از واژه «اسارت» می‌تواند معنای یک واقعه را تغییر دهد.

نظامی‌ای که در پی یک عملیات ناموفق، حادثه یا تصمیم فرماندهان گرفتار شده، در روایت «اسارت» به قربانی طرف مقابل تبدیل می‌شود. بازگشت یک نظامی نیز دیگر صرفا بازگشت خدمه‌ای نیست که ماه‌ها همراه ناوش در کشور دیگری مانده؛ «بازگشت از اسارت» است.

در پرونده خلبانان نیز روایت «اسارت» بار پاسخ‌گویی را جابه‌جا می‌کند: به جای اینکه پرسش اصلی این باشد که سه خلبان پس از سرنگونی جنگنده‌ها چه سرنوشتی پیدا کردند و فرماندهان ایرانی چه اطلاعاتی از آن‌ها دارند، قطر در جایگاه کشوری قرار می‌گیرد که باید به اتهام پنهان کردن خلبانان پاسخ دهد؛ اتهامی که دوحه آن را «گمراه‌کننده» خوانده و تکذیب کرده است.

این همان نقطه‌ای است که روایت می‌تواند کارکرد پروپاگاندایی پیدا کند: ادعایی اثبات‌نشده به‌جای پاسخ دادن به ابهام، چارچوبی تازه برای فهم آن ابهام می‌سازد.

اما برای پذیرفتن چنین روایت‌هایی، دو سوال ساده همچنان بی‌پاسخ مانده است:

سه ارتشی لاوان اسیر چه کسی و کجا بودند؟

و جمهوری اسلامی از کجا می‌داند سه ارتشی دیگر زنده‌اند و «روی آب» نگهداری می‌شوند؟

 

به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.