اعتبار سیاسی بنیاد فریدریش ناومان در ترازوی سنجش

Saturday, 24th October, 2026
اندازه قلم متن

بهروز ورزنده

 

مداخله پیش‌دستانه در فرایند دموکراتیک

گیرنده: مدیریت محترم بنیاد فریدریش ناومان برای آزادی

موضوع: پارادوکسِ اهدای «امانتی» جایزه آزادی به رضا پهلوی، تصمیمی پیش‌دستانه با پیامدهای ضد دموکراتیک

عالی‌جنابان گرامی،

در جریان بحث‌های جاری پیرامون اعطای «جایزه آزادی ۲۰۲۶»، بنیاد شما این‌گونه استدلال کرده است که آقای رضا پهلوی نه به عنوان «نماینده منتخب»، بلکه صرفاً به‌عنوان یک «امانت‌دار»  این جایزه را به نیابت از مردم ایران دریافت می‌کند تا زمانی که نمایندگان منتخب مردم در آینده مشخص شوند.

این توضیح نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه تناقضی بنیادی را آشکار می‌سازد؛ تناقضی که با اصول دموکراسی، حق تعیین سرنوشت ملت‌ها و احترام به اراده آزاد مردم در تضاد است.

وقتی بنیاد شما آقای پهلوی را به عنوان «امانت‌دار» انتخاب می‌کند، خواه‌ناخواه این پیام سیاسی را منتقل می‌سازد که برای او جایگاهی ویژه در آینده سیاسی ایران قائل است و به قدرت رسیدن ایشان را در ایرانِ آینده (پس از جمهوری اسلامی) مفروض می‌داند، چرا که تنها با چنین فرضی می‌توان توجیه کرد که چرا این جایزه باید از نظر فیزیکی و نمادین به دستان او سپرده شود.

این رویکرد به دلایل زیر به شدت آسیب‌زا و مغایر با منطق دموکراتیک است:

۱– تعیین تکلیف پیش‌دستانه و مغایر با منطق دموکراتیک

بنیاد با این اقدام، عملاً برای خود نقشی فراتر از اعطای یک جایزه قائل شده و برای یک شخصیت سیاسی امتیازی نمادین و سیاسی ایجاد کرده است؛ امتیازی که هیچ رأی آزاد و دموکراتیکی آن را به وی اعطا نکرده است.

اگر بنیاد هنوز نمی‌داند مردم ایران در آینده چه کسانی را به‌عنوان نمایندگان خود انتخاب خواهند کرد، بر چه مبنایی امروز رضا پهلوی را برای چنین نقشی برگزیده است؟

هیچ بنیاد، دولت یا نهاد خارجی نباید پیش از آنکه مردم یک کشور بتوانند آزادانه درباره آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند، برای فردی مشخص جایگاهی ویژه در این فرایند تعریف کند.

۲– نادیده گرفتن تکثر سیاسی جامعه ایران

آینده سیاسی ایران هنوز تعیین نشده است. این فرض که آقای پهلوی جانشین قطعی یا بازیگر اصلی آینده ایران خواهد بود، نه مبنای دموکراتیک روشنی دارد و نه می‌توان آن را بازتاب‌دهنده توافق عمومی جامعه ایران دانست.

در جامعه‌ای با گرایش‌های سیاسی متنوع، از جمهوری‌خواهان و نیروهای چپ و لیبرال تا طرفداران نظام پادشاهی، انتخاب یک فرد مشخص از میان این مجموعه، ناگزیر این پرسش را مطرح می‌کند: معیار بنیاد شما برای این انتخاب چه بوده است؟

چگونه می‌توان از حق انتخاب آزاد مردم دفاع کرد، اما پیش از تحقق این حق، برای یک شخصیت سیاسی امتیازی ویژه قائل شد؟

۳- اگر رضا پهلوی در آینده جایگاه حکومتی نداشته باشد، تکلیف جایزه چه خواهد شد؟

اگر در یک ایرانِ دموکراتیک و تکثرگرا در آینده، آقای پهلوی هیچ نقش یا جایگاه سیاسی حکومتی نداشته باشد، تکلیف این جایزه چه خواهد شد؟

پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که مواضع سیاسی کنونی او را نیز در نظر بگیریم. آقای رضا پهلوی از اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده است؛ موضعی که به‌دلیل پیامدهای احتمالی آن برای مردم ایران، به‌شدت مورد اعتراض قرار گرفته است. مواضع او درباره دولت اسرائیل و مسئله فلسطین نیز محل مناقشه جدی است.

اگر در آینده‌ای دموکراتیک، عملکرد هر شخصیت سیاسی موضوع بررسی مستقل حقوقی یا قضایی قرار گیرد، تکلیف جایزه‌ای که بنیاد آن را متعلق به مردم ایران می‌داند و امروز در اختیار آقای پهلوی قرار می‌دهد، چه خواهد بود؟

آیا جایزه‌ای که به نام مردم ایران اعطا شده است، باید برای مدتی نامعلوم در اختیار شخصی باقی بماند که مردم هنوز هیچ مأموریت دموکراتیکی به او نداده‌اند؟ اگر قرار است این امانت روزی تحویل نمایندگان منتخب مردم شود، چرا بنیاد از هم‌اکنون سازوکار روشن، شفاف و قابل پاسخ‌گویی آن را اعلام نمی‌کند؟

نمی‌توان از یک سو بر نامشخص بودن نمایندگان آینده تأکید کرد و از سوی دیگر، فردی معین را برای نگهداری نمادین جایزه آنان برگزید، بی‌آنکه معیار و مبنای این انتخاب به‌روشنی توضیح داده شود.

شما با تحویل این جایزه به فردی با پیشینه و خاستگاه پادشاهی موروثی و مواضعِ سیاسی به‌شدت بحث‌برانگیزِ و جنگ‌طلبانه عملاً  او را بر دیگر گرایش‌های سیاسی و بر فرایند آزاد انتخاب مردم مقدم شمرده‌اید. این همان تناقضی است که با اصول اعلام‌شده بنیاد در دفاع از دموکراسی سازگار نیست.

از این رو، از بنیاد فریدریش ناومان می‌خواهیم در این بن‌بست منطقی و سیاسی تجدیدنظر کند. جایزه‌ای که به نام مردم ایران اعطا شده است، شایسته آن است که مبارزه و فداکاری خود مردم را بازتاب دهد: از جنبش‌های زنان و مدافعان حقوق بشر گرفته تا زندانیان سیاسی، فعالان مدنی و انسان‌های شجاعی که در داخل ایران، با تحمل هزینه‌های سنگین، برای آزادی و حقوق دموکراتیک مبارزه می‌کنند.

مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود به قیم نیاز ندارند؛ همان‌گونه که هیچ نهاد خارجی نمی‌تواند پیشاپیش برای آنان تعیین کند که چه کسی باید جایگاهی ویژه در آینده سیاسی کشورشان داشته باشد.

بنیاد فریدریش ناومان اکنون با یک انتخاب روبه‌روست: یا با شفافیت درباره مبنای این تصمیم و بازنگری در آن، به اصولی که از آنها دفاع می‌کند وفادار بماند، یا با پافشاری بر تصمیمی که پرسش‌های اساسی آن همچنان بی‌پاسخ است، اعتبار سیاسی و تاریخی خود را در معرض تردید قرار دهد.

احترام به دموکراسی با اعلام حمایت از آن تحقق نمی‌یابد؛ معیار واقعی، پایبندی به حق مردم برای انتخاب آزادانه سرنوشت خویش است.

با احترام،
بهروز ورزنده

نویسنده و تحلیلگر سیاسی

24.10.2026


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.