پیام مهندس عباس امیرانتظام، مبارز ملی و قدیمی ترین زندانی سیاسی ایران به چهارمین کنگره سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور (کنگره دکتر غلامحسین صدیقی)

پنجشنبه, ۱۷ام اردیبهشت, ۱۳۹۴
اندازه قلم متن

amirentezam2

به نام ایزد یکتا

سازمان های جبهه ملی ایران در خارج از کشور
مسئولین محترم برگذاری چهارمین کنگره جبهه ملی در وین

خانم ها و آقایان محترم شرکت کننده در کنگره چهارم

سپاس خدای را که دگر بار فرصتی در اختیار اینجانب گذارد که بتوانم از راهی بس دور برای یکایک عزیزان حاضر در کنگره چهارم جبهه ملی که در شهر زیبا و تاریخی وین گرد هم آمده اید تا برای اعتلای کشورعزیزمان ایران چاره ها بیاندیشید، پیامی هر چند کوتاه بعلت ضعف جسمانی ام ارسال نمایم.

پس از عرض سلام و تبریک مجدد برای آغاز سال نو ایرانی ، نوروز خجسته مان، خطاب به شما عزیزان و هر عزیز دیگری که دلش برای ایران و ایرانی می تپد و دغدغه کشور و ملت مان را دارد، عرایضی را تقدیم می دارم:

شاید مطلع باشید که بیش از یک سال است که بیماری های عدیده مشکلات جدی ای را در حرکت و راه رفتن برایم به وجود آورده اند. اما چون خوشبختانه نواحی مغز و قلب از سلامت نسبتاً بهتری برخوردارند ، نگرانی و دغدغه های فکری از بابِ فردای ایران و سرنوشت و موقعیت آن در جهانِ فردا لحظه ای ذهن خسته ام را رها نمی کنند. اما در این میان مثبت بودن و تداوم گفتگوها با قدرت های بزرگ جهانی، در جهت یافتن راه حلی مفید و نهایی برای مشکلاتی که بخش اعظم آن مربوط به اعمالِ تحریم ها بوده، بذر امید را در دلم کاشته و کور سویِ شمعِ امیدواری را تبدیل به نوری قابل تأمل نموده است.

لذا امیدوارم که کنگره چهارم جبهه ملی نیز در پایان نشست فعلی خود موفق به صدور قطعنامه ای گردد که اجرای آن بتواند، با در نظر گرفتن شرایط فعلی، ضامن تحقق یافتن آرمان ها و اهدافی باشد که مصدق بزرگ بنیان گذار آن بوده است. نام وزین ” جبهه ملی” بخودی خود از زمان زمامداری دکتر محمد مصدق تا کنون نه تنها ساطع کننده انرژی ای به غایت مثبت در دل همه ایران دوستان بوده بلکه درهمه ادوار بعدی صِرف به زبان آوردن این عنوان ناخودآگاه موجب بر انگیخته شدن احساسات ملی، توأم با حس احترام ، افتخار، و اقتدار در دلِ کسانی می شود که تاریخ رویداد های ملی گرانه و جنبش های آزادیخواهانه را یا فقط در کتب تاریخی خوانده و یا از زبان بزرگان خود شنیده اید. بنابراین هر یک از ما وظیفه داریم چه به طور فردی چه حزبی و گروهی با عملکرد صحیح خود پاسدار حرمت این نام باشیم. اهداف همگی ما، لااقل به زبان مشترکند: هدایت فردای جامعه مان را به سمت دموکراسی، یا شبه دموکراسی، و استوار نمودن آن را بر پایه های آزادی های مدنی، برقراری عدالت، پیشرفت های اقتصادی، بهره گیری از تکنولوژی روزِ جهان و قطعا یک جامعه پویا و سالم. باید تلاش نمود که با کاهش خطاها، و افزایش عملکرد درست، و اتخاذ تدابیر خردمندانه حتی المقدور لطمات کمتری به این نام همیشه نیک و بزرگ وارد آید و از وقوع هر حرکتی که موجب سلب اعتماد و اطمینان و امید در دلِ هوادارانِ این نام گردد جداً خودداری نمود.
دنیا چه میکند و ما در کجا ایستاده ایم؟ در جهت یافتن پاسخ به این سوال ما بایستی بپذیریم که ” دهکده جهانی ” به سرعت در حال شکل گیری است. موجودیتی که در آن مرزِ بینِ کشورها فقط نشانگر چگونگی تقسیم جغرافیایی آنهاست به سانِ جدا کردن خاک از خاک؛ وگرنه غنی و فقیر، پَسا-مدرن و عقب مانده از هر ملیتی، رنگی، نژادی و مذهبی که باشند در کنارهم فرم دهنده این
“دهکده جهانی” هستند. لذا ساکنان این دهکده لاجرم بایستی در تعامل با یکدیگر معمارانِ فردایِ این کُره خاکی باشند.

اگر معادلات سیاسی، اقتصادی و … به طور واقعی و دقیق تر بررسی شوند، و سوء نیتی در بکارگیری سلاحِ قدرت، که در اقتصادهای رشد یافته، قوی و پویا و یا تکنولوژی های به روز نهفته است، وجود نداشته باشد در آینده ای نه چندان دور قاعدتاً نبایستی دیگر شاهد وقوعِ حوادثِ بس هراس انگیز، رعب آور، و غیر انسانی مانند آنچه نه تنها در کشورهای منطقه همچون سوریه، عراق، یمن، کرانه باختری رود اردن و مانند آن رخ میدهد، بلکه در برخی کشورهای آفریقایی و آسیای جنوب شرقی و … نیز ناباورانه در برابر دیدگاه جهان و جهانیان قرار میگیرد.

حال سوال این است:چگونه وجدان های بیدار حکومت ها می توانند نظاره گر چنین توحش های انسانی باشند و همچنان سکوت پیشه کنند؟ بدتر، آنانی که به هر دلیلی به وقوع چنین حوادثی حتی دامن هم میزنند!
آیا انسانیت مرده است یا شأن آن تا این حد نزول کرده است که انسانی در دوران پسا-مدرن فعلی، جلوی دوربین ها نظاره گر، به زدن گردن انسانی دیگر، آن هم بیگناه، مباهات می ورزند؟ یادآوری بیتی جاودان از زنده یاد فریدون مشیری چقدر در شرایط فعلی معنادارتر می شود:

هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردان با جان انسان می کنند!

تا کِی باید شاهد پدیدار شدن جنایت کارانی همچون داعشی ها، طالبانی ها، الشبابی ها و … بود و اقدامی سازنده و مؤثر نکرد و فقط ادای آن را درآورد؟ ظاهراً هدف از جهانی شدن، دست گیری یکدیگر در بحران های ناشی از جنگ، گرسنگی، شیوع بیماری ها و … بوده است. جامعه ای که در آن اگر قوی قویتر می شود، حداقل بتوان ضعیف را نیز بسوی قوی شدن هدایت کرد. فرق وقوع هولناک زلزله در کشور نپال با وقوع آن در کشور ژاپن در چه حقیقت تلخی نهفته است؟ چرا باید در میانِ ساکنینِ دهکده جهانی، که جملگی مخلوق یک خالق هستند، این همه تفاوت وجود داشته باشد؟ سوالاتی از این دست دلِ هر انسانی را به درد می آورد، هر چه قدرهم مانند من درد آشنا باشد!

پس بر ماست که با نگاهی واقع بینانه به تحولات ساعت به ساعت که در پیرامونِ ما روی می دهد بنگریم، موضوعات را تجزیه و تحلیل کرده، و ریشه یابی کنیم. ضروریست که دانش خود را بی وقفه افزایش دهیم و یافته ها را نیز به دیگران منتقل کنیم.

شاید به این باور برسیم که تنها راهِ حل برای دفاع از منافع ملی خود، درعین حالی که می خواهیم بر معادلاتِ جهانی نیز تاثیر مثبتی داشته باشیم، حرکت کردن به طور موازی و نه در تقابل با قدرت های سیاسی و اقتصادی جهان است. بهره گیری از تکنیک های پیشرفته دیگر جوامع همراه با استفاده از منطق و خردِ جمعی در اتخاذ سیاست های ملی و ناسیونالیستی خواهد توانست ما را تبدیل به شریکی بالنسبه برابر مؤثر بر سر میز مذاکرات، جهت اتخاذ تصمیماتی که نه تنها از اهداف ملی ما حمایت کرده، بلکه در حل مشکلات سایرملل نیز اثر بسزایی خواهد داشت. اینگونه است که جامعه ای توسعه یافته پیشرفته تر میگردد و در عین حال می تواند به جامعه عقب مانده در راستای پیشرفت نیز مدد رسانی نماید.

در این برهه خاص از زمان اینجانب به پیشرفت مذاکرات با کشورهای ۱+۵ خوشبین بوده و امیدوارم سیاستگذاران فعلی کشور نیز عاقلانه، و به دور از هر گونه احساس غیر موجه بازدارنده در راه رسیدن به توافق نهایی فعال بوده و نهایتاً با کسب موفقیت در حذف تحریم های تخریبی و کمر شکن فعلی بتوانند چرخه های تولید را بار دیگر در کشور به راه اندازند. در نتیجه ایران خواهد توانست با جهشی چشمگیر در راستایِ اعتلای فزاینده اقتصادی، اجتماعی ، و فرهنگی در جایگاهی قرار گیرد که در خور آن است.

در عین حال، فعالان سیاسی در هر کجا که هستند و جزو هر تشکل صلح جو و خیر خواهی که هستند، بایستی بپذیرند که دیگر “من” جوابگوی خواسته ها و تحقیق آرمان ها نیست. بلکه این “ما” هستیم که می توانیم با عملکرد درست و شناسایی به موقع فرصت های تاریخی و استفاده از تجارب، تصمیمات مفید و سازنده اتخاذ نماییم. به جای درگیر شدن های فردی و یا رویارویی با یکدیگر، در جوار یکدیگر قرار گرفته و اهداف مشترک را دنبال نماییم. در بدترینِ ما آنقدرخوبی هست و در بهترینِ ما آنقدر بدی هست که هیچیک از ما را شایسته نیست که از دیگران عیب جویی کنیم.

با استدلال های صحیح و ارائه راهکارهای عملی که مبتنی بر منطق و استوار بر درایت و صبوری باشد، جبهه ملی نیز به عنوان تشکلی نیکنام، شناسنامه دار و شناخته شده خواهد توانست صدای خود را قوی تر به گوش برنامه ریزانی برساند که در “اطاق فکر” جهانی نه تنها برای آینده زمینیان بلکه برای کائنات نیز در حال برنامه ریزی هستند!

بایستی به طور جدی به خود آمده و نگذاشت آینده کشورمان فدای برخوردهای سلیقه ای، منیت ها و تضاد های دیدگاهی گردد. هدف مشترک و راه یکی است؛ پس به بیراهه نبایستی رفتن. سازمان های جبهه ملی در هر کجا که هستند باید با عملکرد خردمندانه خود اعتبار و حیثیت سیاسی خود را نه تنها حفظ بلکه تقویت نموده و آن را در گرو تحقیق آرمان های مقدس خود بنهند.

اینجانب بیش از نیم قرن است که برای حصول پیشرفت همه جانبه در دامان آزادی، عدالت، و قدرت اقتصادی در جامعه ام تلاش کرده ام. هرگز نومیدی به خود راه نداده و بخصوص در سی و شش سال اخیر نه تنها تمامی آزادی فردی و اجتماعی بلکه سلامت جسم و روان خود را در راه تلاش برای آزادی، ظلم ستیزی، و دفاع از حق و حقیقت و حمایت از حقوق تمام مظلومانی که صدایشان را هیچ کس نشنید، گذارده ام. سپاس خداوندی را که این امکان را برایم فراهم آورد تا بخش کوچکی از دِین خود را نسبت به وطن و هموطنانم ادا نمایم. جسم و روحی خسته دارم ولی نومید هرگز؛ بر این باورم که در فرداهایی که شاید خود هرگز نبینم، ایران و ایرانی نه تنها سر بلند خواهد ماند بلکه تبدیل به قدرتی خواهد شد که بیش از همیشه در برنامه ریزی ها و تصمیم سازی های جهانی تاًثیر گذار بوده بطوریکه قدرت های جهانی نخواهند توانست بی اعتنا به موجودیت آن ادامه مسیر دهند. بنابراین بیایید با حفظ همبستگی و همدلی خود به باورهای مشترکمان تحقق ببخشیم. باوری که نشأت گرفته از پیشینه درخشان و فرهنگ اصیل ملت ایران می باشد. با چشم باز و به دور از هرگونه افراط و تفریط سیاسی می توان تعادلی همه جانبه در داخل کشور به وجود آورد که خود موجب ایجاد و حفظ تعادل بین المللی قدرت در جهان خواهد بود.

تا می توانیم بایستی از تقابل غیر موجه پرهیز کرده و به موازات یکدیگر حرکت کنیم تا بتوانیم در ایجاد ثبات سیاسی و شکوفایی نسبی اقتصادی در داخل کشور موفق بوده، و حتی با اتخاذ روش های صلح آمیز و سازنده و درس گرفتن از خطاها و شکست های گذشته، عضوی مؤثر، مطرح و فعال در “دهکده جهانی” باشیم. می توان با ذهنیتی مثبت، اراده ای قوی، و اعتماد به نفسی بالا از هرگونه میلِ به خشونت پرهیز کرده، و بر عکس با سیاست هایی صلح جویانه، جایگاه خود را در میان جهانیان مستحکم تر نموده و در تبدیل جهان به مکانی امن تر برای ادامه حیات انسان ها همواره مفید واقع شویم.

به امید فردایی روشن تر و با آرزوی توفیق
همه عزیزان در انجام رسالتی که به عهده دارند.

عباس امیر انتظام
تهران-هشتم اردیبهشت ماهِ سال یک هزار و سیصد و نود و چهار


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.