مبارزه هدفمند و اتحاد برای دستیابی به دموکراسی

جمعه, ۵ام خرداد, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

جنبش میلیونی سال 88 هم تائید روشن این نکته بود که با وجود جمهوری اسلامی دستیابی به حقوق و آزادی ها غیر ممکن است. اما این تائید نیز ظاهرا هنوز تاثیر لازم را در تفکر و اقدامات اصلاح طلبان نداشته است. برخی مانند آقای محمد خاتمی اصلاح طلبی را در درون رژیم تعریف میکنند و برخی دیگر اگرچه میگویند که دیگر امیدی به رعایت حقوق و آزادی های مردم در این نظام ندارند، اما هنوز از پاسخ روشن به این سوال طفره میروند که نظام و حکومت چه ساختارهائی باید دارا باشد تا بتواند حقوق و آزادی های همه ایرانیان را رعایت کند؟ در بخش هائی از این طیف نشانه هائی از پذیرش ضرورت حاکمیت مردم و جدائی دین از حکومت دیده میشود، ولی هنوز از طرف ایشان به روشنی ابراز نشده است. بخش هائی از طیف چپ نیز کماکان آزادیها و حقوق دموکراتیک را کم اهمیت میدانند. برخی کوشش دارند مبارزه علیه امپریالیسم را به جنبه عمده مبارزات مردم تبدیل کنند. اما اغلب کوشندگان این طیف نیز خود به فقدان یک انسجام فکری درون آن اذعان دارند.

ناروشنی در هدفگذاری ها امروز به عامل سکون – اگر نگوئیم فلج شدن – مبارزه تبدیل شده است. بخش هائی از تلاشگران دیگر حاضر نیستند صرفا برای تعویض این یا آن شخص در حکومت یا “اصلاح” جمهوری اسلامی مبارزه کنند. آنهائی هم که هنوز ادامه میدهند همچنان غرق خرده کاری، پراکنده کاری و بی هدفی میباشند.

تجربه سال 57 نشان میدهد که آزادیخواهان اگر اهداف و برنامه روشن و حتی الامکان مشترکی نداشته باشند، نیروهای استبداد قدرت را قبضه نموده، کوشش میکنند آن را به هر قیمت حفظ کنند. اهمیت ایستادگی دکتر بختیار در برابر خمینی از جمله در این است که وی با قاطعیت و روشنی تمام ضمن برحذر داشتن مردم از استقرار یک دیکتاتوری جدید، مدل حکومت ملی بر اساس دستاوردهای مشروطه و نهضت ملی ایران (آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات، انحلال ساواک، …) را در برابر حکومت دینی آیت الله خمینی قرار داد. گرچه او در آن زمان موفق نشد اما ایده حکومت ملی و مدلی که او ارائه نمود، همچنان در اذهان باقی ماند.

ارائه هدف و برنامه برای تحقق آن مانند روشن نمودن چراغی در راه مبارزه و مددی برای مبارزان است که جهت را آسان تر بیابند، از توان خود هدفمند بهره گیرند و از پراکنده کاری و اقدامات نالازم تا حد امکان دوری جویند.

دموکراسی زمانی ممکن میشود که کشور بدست احزاب و تشکل های سیاسی اداره شود. احزاب مدرن امروزی برنامه محورند به این معنی که اقدامات آنها نتیجه اراده یک فرد یا یک رهبر نیست بلکه بر اساس برنامه منتجه از خرد جمعی است. هدف گذاری و ارائه برنامه توسط احزاب و تشکل های سیاسی علاوه بر اینکه وسیله ای برای تدقیق خواست ها و اقدامات لازم برای رسیدن به آن است، میتواند پایه گفتگو و چه بسا نزدیکی بیشتر مبارزین صادق و خردورز گردد.

هستند افراد و گروههائی که معنی واژه ها را دگرگون میسازند و محتوای مورد نظر خود را به آن نسبت میدهند یا اینکه واژه ها را بنا به مقتضیات زمان ظاهرا می پذیرند ولی در عمل ارزشی برای آن قائل نیستند. برای نمونه امروز که دموکراسی خواست اکید مردم ایران است، دیده میشود که گاه حتی یک طرفدار آیت الله خمینی، یک طرفدار رژیم گذشته یا یک طرفدار استالین هم به خود عنوان دموکرات میدهد.

نتیجه آنکه هدف و برنامه سیاسی هم همیشه آئینه خواست یک طیف یا تشکل سیاسی نیست. برای داوری فقط اهداف ادعائی نیستند که باید مورد توجه قرارگیرند، بلکه رفتار، سابقه، فضای فکری، محیط سیاسی و توان برای تحقق اهداف ابراز شده نیز وسائل داوری اند. بدون تردید آنهائی که هدف و برنامه را مبنای عمل خود قرار میدهند، ثابت قدم ترند و در نتیجه گفته و اقدامات آنها بیشتر مورد اعتماد است.

استدلال مخالفین ارائه هدف و برنامه سیاسی
برخی لزوم ارائه هدف و برنامه سیاسی را با استدلالات زیر انکار میکنند:

1 – اختلاف ایجاد میکند
گفته اند و نگارنده شنیده است که روشن نمودن نظرات در مورد آینده باعث اختلاف و دوری میشود. شاید منظور گویندگان بیشتر شیوه نادرست طرح نظرات و برخورد به نکات مورد اختلاف باشد. در این صورت شک نیست که شیوه های سالم و بدور از تنش باید مورد استفاده قرار گیرد. اما “اختلاف” یا “دوری” حتی اگر ابراز نشود، میتواند موجود باشد و با ابراز نظر، ایجاد نمیشود. برعکس، گفتگوی بدور از تنش و منطقی چه بسا ما را به تفاهم بیشتر برساند.

2 – بگذاریم مردم انتخاب کنند
گفته میشود که ابراز نظر در مورد آینده کشور درست نیست. بگذاریم مردم انتخاب کنند. حال آنکه مردم انتخاب واقعی را زمانی دارند که احزاب و تشکل های سیاسی اهداف و برنامه های خود را ارائه نموده باشند. تنها در این صورت مردم امکان می یابند که آگاهانه میان نظرات گوناگون انتخاب کنند و احتمال اینکه بار دیگر حقوق و آزادی های خود را به دست خود به دست فریبکار جدیدی بسپارند، کاهش مییابد.

3: بگذاریم اول رژیم بیافتد بعد در مورد آینده تصمیم بگیریم
عنوان میشود که در شرائط فاجعه آمیز کنونی باید اول کشور را نجات داد و بعد در مورد نظام آینده صحبت کرد. آنها با این بیان این تصور را ایجاد میکنند که به محض اتحاد اپوزیسیون، دیکتاتوری فرو خواهد پاشید. حال آنکه فروپاشی دیکتاتوری به عوامل گوناگونی بستگی دارد که بسیاری از آنها از کنترل اپوزیسیون خارج است. اتفاقا یک راه تاثیر گذاری اپوزیسیون ارائه پیشنهادات فکرشده و جامع بمنظور جهت درست دادن و موثر تر نمودن مبارزات مردم است.

4: طرح اهداف بمعنی اعلان جنگ به رژیم و پایان مبارزه مسالمت آمیز است
گاه گفته میشود طرح اهداف بمعنی اعلان جنگ به رژیم و پایان مبارزه مسالمت آمیز است. این برخورد مبارزه مسالمت آمیز را به معنی توقف در تفکر و نتیجتا تسلیم به وضع موجود می داند. حال آنکه تفکر در مورد آینده کشور و ارائه پیشنهادات مناسب بخشی از مبارزه سیاسی مسالمت آمیز است. اگر برای نمونه مبارزان سیاسی بر لزوم رعایت حقوق و آزادی ها و جدائی دین از حکومت تاکید نکنند، سایر هموطنان طرفدار جدائی دین از نظام بر چه اساسی از آنان پشتیبانی کنند؟

5: چند شعار کافیست برنامه لازم نیست
این نظر هنوز در بسیاری از بخش های اپوزیسیون ایران وجود دارد که میتوان مانند گذشته ها با طرح چند شعار مرکزی مانند “انتخابات آزاد” یا “مبارزه مسالمت آمیز”، مبارزات آزادیخواهانه را تا به آخر پیش برد. حال آنکه شعارهای مرکزی اگر هم یافت شوند، میتوانند پس از مدتی مرکزی بودن و برد خود را از دست بدهند. اما اگر گروه، تشکل سیاسی یا اتحاد، اهداف و برنامه سیاسی جامع و مناسبی دارا باشد، تعیین یک یا چند شعار بر پایه نیازهای مبارزه کار مشکلی نخواهد بود.

جلوگیری از بازگشت هرگونه دیکتاتوری
چند سال است عده ای که معلوم است دستی بر آتش ندارند یا اهدافی خاص را دنبال میکنند، دائما ادعا میکنند که علت صورت نگرفتن اتحاد خودخواهی یا ندانم کاری سران اپوزیسیون است. این ادعا همیشه درست نیست. اپوزیسیون دموکرات قبل از هر اتحادی باید جوانب را در نظر بگیرد و خود را سرگرم اتحادهائی که بی نتیجه بودن آنها از پیش روشن است و باعث هدر رفتن نیرو و دلسردی مبارزان میشود، ننماید. باید دقت شود که اتحاد با دموکرات های واقعی صورت گیرد و گروه های داوطلب اتحاد به برنامه های خود پای بند و از اعتماد به یکدیگر برخوردار باشند. اتحاد با طیف یا گروههای زیر برای نمونه به نفع دموکراسی در ایران نیست:

• گروه مجاهدین که هدفگذاری سیاسی روشن و ثابتی جز کوشش برای دستیابی به قدرت به هر قیمت از خود نشان نمیدهد.

• در مورد طیف طرفداران پادشاهی باید قبول نمود که اتحاد با هر بخش از این طیف در واقع اتحاد با آقای رضا پهلوی است. ایشان هنوز لزومی ندیده است کودتای 28 مرداد، تعطیل نمودن مشروطه، زندان و شکنجه و اعدام مخالفان توسط حکومت خودکامه پدر خویش را بروشنی و بدون بازگشت محکوم نماید. با اینهمه ایشان نه تنها با احزاب و تشکل های سیاسی به رقابت برخاسته است، بلکه حتی کوشش دارد گوی سبقت را از ایشان برباید. ایشان از موقعیت خویش به نفع طیف خاص طرفداران پادشاهی استفاده مینماید. شاید همین بهتر باشد که ایشان کاملا وارد صحنه سیاسی شود و مانند سایر بخش های اپوزیسیون اهداف و برنامه سیاسی گروه خود را ارائه دهد. به هر حال بازگشت سلطنت به ایران عملا به معنی پذیرش دیکتاتوری گذشته و آبستن خطر ایجاد یک دیکتاتوری جدید در ایران است: تاریخ معاصر ایران نشان میدهد که هرگونه مقام دائمی یا موروثی مانند رهبر یا پادشاه در مقامات بالای کشور هر چقدر هم در آغاز قانونی عمل کند، به مرور به مانعی بزرگ در راه رسیدن به دموکراسی و حاکمیت مردم تبدیل میشود.

اتحاد برای دموکراسی
پوپولیست ها هر شعار مردم پسندی را میپذیرند ولی پای بندی اصلی ایشان به کسب قدرت است. بنابراین اتحادهای همه باهمی به نفع دموکراسی نیستند. اتحاد بین دموکرات ها موفق تر خواهد بود اگر اهداف و برنامه روشنی ارائه دهد و بتواند متحدشوندگان را در ساختارهای تشکیلاتی مناسب آن اهداف و برنامه ها فعال و موثر نماید.

همانطور که در بالا اشاره شد بعید است که به علت صورت گرفتن اتحادی رژیم فرو بپاشد. اتحاد پایان کار نیست. آغاز فعالیت گسترده تر است. یک اتحاد باید نیروی متحدین را افزایش دهد. اتحادی که بر اساس اعتماد متقابل صورت نگیرد به کشمکش می انجامد و چه بسا نتیجه عکس بدهد. اعتماد بطور مصنوعی یا با انژکسیون بوجود نمیآید. اگر تشکل های سیاسی برنامه محور و دارای اهداف و برنامه های روشن باشند دستیابی آنها به اتحادی موثر و پایدار، آسان تر خواهد بود.

بنظر میرسد که امروز راه نهضت ملی و مصدق روشن ترین هدفگذاری و همچنین برنامه سیاسی برای دستیابی به آزادی و دموکراسی است. این طیف سیاسی خواهان استقرار یک حکومت ملی متکی بر اراده ملت، حافظ و ضامن حقوق و آزادی های انسانی و شهروندی کلیه آحاد مردم و طرفدار جدائی دین یا هرگونه ایدئولوژی از حکومت، همراه با حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور است. نمونه چنین حکومتی را در دولت مصدق و بعد از وی بختیار دیده ایم. تاکید بر عدالت اجتماعی و ایجاد مکانیسم هائی دموکراتیک و مبتنی بر قانون برای جلوگیری از بازگشت هرگونه دیکتاتوری ضروری است. احتمال همکاری این طیف بر سر فصول مشترک وجود دارد. چنین اتحادی میتواند انگیره ای برای طیف و گروه های دیگر جامعه باشد که اهداف و برنامه های سیاسی خود را به نحوی روشن ارئه دهند و در صورت داشتن فصول مشترک، با سایر طیف ها در اتحادی برای دموکراسی همکاری کنند.


5 خرداد 1391 برابر 25 مه 2012
hmehmaneche@t-online
http://www.homayoun.info/


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.