توهمات سلطنت‌خواهان

Wednesday, 9th January, 2019
اندازه قلم متن

محمود روغنی (م رها)

با انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا جنب و جوش تازه‌ای در میان سلطنت‌خواهان به وجود آمده است. اینان ‏در تلاش‌اند از سیاست‌های تحریمی دولت ترامپ علیه ایران، برای پیشبرد هدف براندازی بهره گیرند. رضا پهلوی که ‏نگاهی انتقادآمیز نسبت به سیاست‌های اوباما در باره ایران داشت پس از پیروزی دونالد ترامپ در ۹ آوریل سال ۲۰۱۷ در ‏مصاحبه با آسوشیتدپرس از خواستش برای استقرار یک نظام پادشاهی پارلمانی در ایران سخن به میان آورد. پس از آن با ‏تارنمای پیشین استیون بنن (‏Steven Bennon‏) یکی از راست‌روترین تارنما‌ها در آمریکا که به نژادپرستی متهم ‏شده است، مصاحبه داشت و نامه‌هایی نیز برای کاخ سفید فرستاد. وی در مصاحبه‌اش با آسوشیتدپرس اعلام داشت که در ‏انتظار دیدار با کاخ سفید به سر می‌برد و برای پیشبرد هدف براندازی حاضر است با حفظ منافع ملی و استقلال کشور از ‏کمک هر کشوری از جمله آمریکا، اسرائیل و عربستان بهره گیرد.‏

به‌تازگی هواداران پروپا قرص تاج و تخت نیز در اقدام دیگری برای جلب حمایت کاخ سفید، نامه سرگشاده‌ای خطاب به ‏دونالد ترامپ انتشار و از وی خواسته‌اند برای سرنگونی جمهوری اسلامی «در کنار قابل اعتمادترین نماد ملی ایران [رضا ‏پهلوی]، با ایجاد یک صندوق مالی [ظاهرا با بهره گیری از توقیف اموال مقامات ج.ا.] زیر نظر و حسابرسی دولت آمریکا» ‏به یاری آنان بشتابد. سلطنت‌خواهان همچین خواستار بلوکه کردن دارایی‌های غارت شده ایران در خارج شده‌اند که به‌ ‏گفته آنان پس از برچیده شدن بساط نظام دینی به مصرف بهبود شرایط زندگی مالکین اصلی این اموال یعنی مردم ایران ‏خواهد رسید. روشن نیست که آیا سلطنت‌خواهان ثروت‌های شاه در بانک‌های خارجی که پس از خروج وی از کشور بین ‏صدها میلیون و چندین میلیارد دلار تخمین زده می‌شد و بقیه دارایی‌های خاندان سلطنت در خارج کشور را نیز جزو اموال ‏ملت ایران به شمار می‌آورند؟ آیا رضا پهلوی آماده است درخواست مشابهی برای بازپس‌گیری این اموال ارائه دهد؟

لازم به گفتن است که نویسیدگان در متن انگلیسی نامه سرگشاده ادعا کرده‌اند «ایرانیان بارها اعتماد و همبستگی شان را ‏نسبت به شاهزاده رضا پهلوی …..اعلام کرده‌اند.» اما در ترجمه تحریف‌شده فارسی این نامه به‌جای کلمه ایرانیان از «‏‏..طیف‌های سلطنت خواه و جمهوری خواه»[؟!]، نام برده شده است. آنان همچنین مدعی‌اند که «وی [رضا پهلوی] برپایه ‏قانون اساسی مشروطه و سوگند پادشاهی، رهبر قانونی است که ایرانیان به آن احترام می‌گذارند [؟!]». ظاهرا نویسندگان ‏نامه کوشیده‌اند با تحریف واقعیات در میان مخاطبان غربی و فارسی‌زبان، نسبت به رضا پهلوی و گرایش‌های سلطنت‏خواهی در ایران توهم ایجاد کنند.‏

رضا پهلوی و هوادارانش در حالی تمام تخم مرغ‌هایشان را در سبد دونالد ترامپ چیده‌اند و در توهم پشتیبانی وی بسر می‌‏برند که این تاجر کار کشته همواره علاقه‌اش را برای مذاکره با مقامات ایرانی اعلان داشته و تکید کرده است که تنها ‏خواستار تغییر رفتار ایران در ارتباط با نگرانی‌های متحدین منطقه‌ای امریکا ست و به دنبال تغییر رژیم نیست. حتی ‏احتمال مذاکرات پنهانی میان نمایندگان ترامپ و جمهوری اسلامی بر سر آتش بس در یمن را نمی‌توان از نظر دور داشت ‏که در ازاء آن ۸ کشور اجازه یافتند به خرید نفت ایران ادامه دهند. خیانت ترامپ نسبت به کرد‌های سوریه نیز از دید همگان ‏پوشیده نیست.‏

در زمان ریگان نیز این توهم در بین برخی از گروه‌های سلطنت‌طلب وجود داشت که آمریکا خواستار سرنگونی رژیم ‏خمینی است اما آشکار شد که این دولت رویکرد دوگانه‌ای را در رابطه با رژیم اسلامی به‌کار می‌گرفت. از یک سوی به ‏برخی از گروه‌ها (از جمله جبهه آزادی ایران به رهبری علی امینی) کمک مالی می‌رساند و از سوی دیگر برای ‏رویارویی با نفوذ شوروی در ایران فهرست اسامی جاسوسان این کشور در ایران را در اختیار جمهوری اسلامی گذاشت. ‏ریگان مخفیانه به ایران اسلحه فروخت و با نزدیکی به جناح‌های میانه‌روی نظام دینی اقدامات تروریستی علیه آمریکایی‌ها ‏را کاهش داد. ‏

ریگان با دادن کمک‌های ناچیز به اپوزیسیون سلطنت‌خواه در نظر داشت به رژیم خمینی تفهیم کند که اپوزیسیون فعال ‏است. در این راستا به گزارش واشنگتن پست در تاریخ ۵ سپتامبر سال ۱۹۸۶، ساعت ۹ بعد از ظهر، دو کانال تلویزیون ‏جمهوری اسلامی برای مدت ۱۱ دقیقه قطع گردید و رضا پهلوی اعلام کرد که به کشور باز خواهد گشت. پخش این برنامه ‏به یاری فرستنده کوچکی امکان‌پذیر شد که سازمان سیا تهیه کرده بود. بنا بر این گزارش روشن نیست که آیا رضا پهلوی ‏از کمک این سازمان جاسوسی آگاهی داشته است یا خیر.‏

کارنامه سیاه جمهوری اسلامی از جمله در زمینه شکنجه و سرکوب دگراندیشان، فساد و رانت‌خواری گسترده، اعمال ‏تبعیض‌های قرون وسطایی علیه زنان، پایمال کردن حقوق اقلیت‌های قومی و دینی، تخریب و حیف و میل منابع آبی و ‏محیط زیستی کشور، تنش‌افزایی در منطقه و انزوای سیاسی ایران، بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و فقر گسترده در میان ‏تهی‌دستان، اعتماد به نفس طرفداران رژیم پادشاهی را برای بازگشت به قدرت افزایش داده آنان را از بدهکاران دیروز به ‏طلبکاران امروز در آورده است. رضا پهلوی و هوادارانش در هر فرصتی از نقد و بررسی کودتای ۲۸ مرداد، کارکرد ‏رژیم شاه در زمینه نقض حقوق بشر، سرکوب دگراندیشان و فساد گسترده‌ی هزار فامیل، پرهیز کرده و یا آنرا توجیه کرده‌اند. گویا الگوی حکمرانی آنان بی‌شباهت به رژیم پادشاهی گذشته نخواهد بود.

در واقع در برخی از اعلامیه‌ها و مصاحبه‌ها ماهیت ضد دمکراتیک نظام پادشاهی مورد نظر هواداران رضا پهلوی با ‏توهین به مخالفان نظام سلطنتی در فضای مجازی، خط و نشان کشیدن برای نیروهای چپ، روزنامه‌نگاران دگراندیش و ‏حتی به‌سبک دونالد ترامپ علیه رسانه‌های خارج کشور آشکار شده است. اینان ظاهرا انتظار دارند تنها دیدگاه‌های سلطنت‏خواهان هوادار رضا پهلوی انعکاس یابد که اتفاقا در حال حاضر بیشترین پوشش خبری را دریافت می‌کنند!‏

آیت‌الله خمینی در پاریس با توسل به دروغ و تقیه (۱) تشکیل جامعه‌ای دمکراتیک به سبک فرانسه را پس از سقوط نظام ‏پادشاهی وعده می‌داد و از این‌راه نه تنها ملت ایران حتی رهبران کشورهای غربی و روشنفکران مشهور همچون فوکو را ‏فریب داد. اما سلطنت‌خواهان هوادار رضا پهلوی هنوز به‌جایی نرسیده با ادبیاتی پرخاشگرانه خط‌کشی علیه دگراندیشان را ‏آغاز کرده‌اند.‏

تاریخ گذشته ایران و تجربه چهل ساله نظام قرون وسطایی دینی گواه است که حکومت‌های موروثی پادشاهی و فقیه‌سالار ‏جز سرکوب آزادی‌ها، نقض حقوق بشر و فساد گسترده حاصلی نخواهد داشت. استقرار یک جمهوری سکولار- دمکرات ‏بر پایه موازین جهان شمول حقوق بشر به‌عنوان گام نخست کار گشای مشکلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور خواهد ‏بود.‏

‏۱۸ دی ماه ۱۳۹۷‏

‏۱- محمود روغنی، فراز و فرود جدایی دین از دولت در ایران، از شاه اسماعیل اول تا ولی مطقه فقیه ص. ۱۵۳.
‏mrowghani.com

از: ایران امروز


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

2 نظر

  1. دوستان قبل از نوشتن این سبک مقالات تکراری !یک سری به ایران و مردم ایران بزنید تا با واقعیات جامعه امروز اشنا شوید !۴۰ سال دوری از ایران و سن بالای ۶۰ سال دوستان را بدجوری در توهمات فرو برده و وقتی مطلب را می خونی ندید می تونی بفهمی که نویسنده بالای ۶۰ سال سن داره و ۴۰ ساله که ایران نیامده و در عهد عتیق سیر می کنه. البته حساب پس دادن بسیار خوبه اما دوستان انقلابی که دنبال خمینی راه اقتادند و عکس خمینی را در ماه دیدند و برای خلخالی هورا کشیدن و امروز منکر اینها هستند !هم باید حساب پس بدهند!در دادگاهی که امروز نسل سوخته قاضی اون هست و این نسل که حالا کشور را در دست داره حکم میده و اجرا می کنه و نه ابراهیم یزدی!!!دوستان آیا نسل امروز را می شناسند؟ حاضرن که به رای این دادگاه تمکین کنن؟البته مطمین هستم که دوستان هیچ شناختی از ایران امروز ندارن و در فضای ملکوتی !اوایل انقلاب یعنی یکی دو سال قبل از بستن چمدوناشون به سمت اروپا و غرب پدر سوخته امپریالیست!! سیر می کنند. بقول بنی صدر در هجرت!!!از وقتی بنی صدر به پاریس هجرت کرده اسم پاریس عوض شده و شده مدینه البنی!!!!!!

  2. پويا مهرفر

    سبك مقاله نويسى علمى نيست.
    شما در سبك علمى بايد تحليل را بر اساس عوامل طبقه بندى شده انجام دهيد.
    آزادى سه بخش اصلى دارد.
    آزادى اقتصادى
    آزادى مدنى
    آزادى سياسى
    ارزش آزادى ها بترتيب آورده شده است.
    وقتى فقط آزادى هاى سياسى را معيار انتخاب مى كنيم، نشان ميدهم كه از تحليل علمى آگاه نيستيم.
    به تقريب در بيان مخالفان شاهنشاهى پهلوى اذعان شده است كه مردم نسبت به زمان پهلوى دوم نوستالژى دارند.
    علت اصلى اين پديده دو بخش پايه اى آزادى است كه در دوره پهلوى بطور گسترده تامين شد و به احتمال قريب به يقين مى توان گفت كه جبهه ملى توانايى اجراى آزادى هاى گسترده مدنى را نداشت و آن به دو دليل روشنفكرى با پرستيژ بودن و وابستگى شديد مذهبى در بخش هايى از آن بود.
    بى شك شاننشاهى پهلوى آزادى هاى سياسى را قربانى دو بخش ديگر آزادى كرد و با سياست هاى برگزيده جبهه ملى ايران قادر به گذر از فاز فئوداليته به سرمايه دارى نبود.
    اين ادعا به علت آن نيست كه سران ارزشمند جبهه ملى طرفدار فئوداليته بودند، بلكه درست به دليل ارجح دانستن آزادى هاى سياسى به دو بخش آزادى هاى پايه ايست.
    بى گمان پايگاه اصلى روشنفكرى و سياستمدارى ايران دوران پهلوى بطور عام فئوداليته است و حتى بيشترين چپ ها نيز از ميان فرزندان فئودال برخاسته بودند و از نظر علمى تاثير اين خواستگاه در سمت گيرى طبيعى است.
    تاريخ تحول بشرى بيان مى كند كه تغييرات جوامع همواره از طريق افراد ويژه صورت گرفته است و محمد رضا شاه پهلوى نقشى اساسى در جلو بردن ايران بسوى تمدن نوين داشته است. با كينه تحليل كردن علمى نيست.
    اين ادعا كه نا سازى آزادى هاى سياسى با دو بهش ديگر جامعه را نامتوازن كرد، كاملاً علمى است و بازخورد آن انقلاب اسلامى ٥٧ است.
    برخلاف ادعاى جبهه ملى تناقض نظام شاهنشاهى گذشته با آزادى هاى سياسى امرى طبيعى بود چرا كه انتخاب حركت آن دوره از نظام شاهنشاهى بسته كردن فضاى سياسى را نياز داشت.
    تاثيرات بجا مانده از آزادى هاى گسترده مدنى در دوره شاهنشاهى پهلوى و نيز اثرات به جا مانده از رشد صنعتى و تجارى و خاطره هاى باقيمانده آن دوره در ذهن جامعه، كشش شديدى بر عامه جامعه گذاشته است.
    خواستگاه ويژه اعضاى جبهه ملى بخصوص سران آن موجب شده است كه آزادى هاى سياسى را مرجح بر دو بخش آزادى هاى اقتصادى و مدنى بشمارند و همين پديده موجب اقبال آنان به خمينى شد.
    برخلاف ادعاى چپ و راست خمينى آنان را نفريفت. بلكه در ابتدا به قم رفت و حكومت را در اختيار جبهه ملى قرار داد. خمينى تخصص و تجربه اى در ساز و كار اجرايى نداشت ولى به علت هوش و ذكاوتى كه داشت بسرعت واقعيت هاى اجتماعى او را وادر به تغيير كرد و در چرخشى ناگهانى همه اقوالى را كه درجه ارزش آن ها اولى نبود بدور ريخت و به ارزش اول از ديد خود كه حكومت اسلامى بود پرداخت و بدين ترتيب همه همراهان قبل از انقلاب خود را قربانى كرد. اين امر درطول تاريخ بارها در كشورهاى گوناگون اتفاق افتاده است.
    من در همه تحليل هاى خود بيان كرده ام كه ارزش آزادى هاى سياسى اگر چه در درجه اول اهميت قرار ندارد ولى بسيار مهم است. با وجود اين آزادى هاى سياسى در همه جوامع محدود به توانايى سيستم است. در جوامع پيشرفته غربى بسيار اتفاق افتاده است كه سركوب شديد تظاهرات صورت گرفته است.
    مى توان از طريق قوانين علمى اثبات كرد كه آزادى هاى سياسى نامحدود ويرانگر است.
    بنظر من اقبال بيشتر طرفداران شاهنشاهى به ترامپ و دشمنى آنان با اوباما و بر عكس اقبال بيشتر مخالفان شاهنشاهى به اوباما و دشمنى با ترامپ ناشى از تحليل غير علمى است كه حتى در آمريكا وجود دارد.
    پايگاه حزب دموكرات بيستر در وادى تجارت جهانى است و علاقه به توسعه ملى در اين حزب روز بروز كمتر مى شود. بر عكس منافع مالى خزب جمهورى خواه بيشتر داخلى است. اين منافع عامل اصلى درگيرى دو حرب است. اقبال شديد اوباما به جهانى شدن موجب شد كه سرسخت ترين مخالفش يعنى ترامپ پيروز شود.
    كنترل هاى سياسى هند اين هند اوت يا معادل فارسى آن دستى است. يا بزبان عاميانه چپ روى، راست روى را بدنبال دارد.
    اما هر دو در يك موضوع مشتركند و آن امنيت تجارت و سرمايه جهانى است.
    آنان براى تامين اين امنيت تلاش مى كنند و دنبال توافق براى تامين آن هستند.
    من در مور تحريم و سياست هايى كه بايد ايرانيان اتخاذ كنند كامنت مفصلى در سايت كانال يك آقاى شهرام همايون گذاشته ام. در آن به تحليل ذكر كرده ام كه سياست هاى همه گروهاى مخالف و موافق و درون نظام ايران غلط است.
    در پايان ذكر مى كنم كه من با علمى كه آموخته ام و تحربه سياسى اى كه دارم محمد رضا شاه پرستم و در اين مقاله توهين و يا تحقير از من در مورد مخالفان وى مشاهده نكرديد.
    بلكه بر عكس، من با احترام از شخصيت سران جبهه ملى عليرغم مخالف بودن با سياست هاى اتخاذ شده آنان ياد كردم.
    من با توده اى ها هم به همين روال سخن مى گويم.
    سخن علم زبان خود را دارد.
    با سپاس بسيار از صاحبان و گردانندگان سايت