فریدون خاوند: از اوپک تا پسا اوپک؛ چرا ایران نگران ‘مرگ اوپک’ است؟

دوشنبه, ۲۴ام تیر, ۱۳۹۸
اندازه قلم متن

“ایران اوپک را ترک نمی‌کند، اما باور دارم اوپک خواهد مرد. با این فرآیند ها، اوپک خواهد مرد”. این جمله ای است که خبرگزاری تسنیم دهم تیر ماه گذشته، به نقل از بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت جمهوری اسلامی، که برای شرکت در نشست وزیران سازمان کشور های صادر کننده نفت (اوپک) به وین رفته بود، نقل کرد.

این نخستین بار نبود که بیژن نامدار زنگنه از خطر مرگ اوپک سخن می‌گفت. اردیبهشت ماه گذشته نیز او در پی دیدارش با محمد سانوسی بارکیندو، دبیر کل اوپک، که درتهران به سر می برد، به خبرنگاران گفته بود : به آقای بارکیندو گفتم که اوپک با احتمال فروپاشی روبرو است.

اوپکاین یکی دو نفری که خارج از نهاد های اوپک تصمیم گرفته و سپس تصمیم خود را بر دیگران تحمیل کرده اند، چه کسانی هستند؟ وزیر نفت جمهوری اسلامی بدون تردید به ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی نظر دارد

چرا وزیر نفت جمهوری اسلامی نگران مرگ سازمانی است که فعالیتش از حدود شش دهه پیش تاکنون بر نفت، قلب تپنده اقتصاد ایران، تاثیری قابل توجه داشته است؟ در توجیه این نگرانی، بیژن نامدار زنگنه بر دو عامل اصلی تکیه می‌کند:

الف) عامل اول کشمکشی است که میان ایران و چند عضو عرب سازمان اوپک به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی عمدتا بر سر مسایل ژئوپولیتیک و استراتژیک در منطقه خاورمیانه جریان دارد. او میگوید که “وقتی دو عضو اوپک به دنبال ضربه زدن به منافع سایر اعضا باشند، این سازمان رو به فرو پاشی میرود.”

تردیدی نیست که کشمکش های درونی به کارآمدی اوپک ضربه میزنند، ولی نه آنچنان که بقای این سازمان را تهدید کند. در سال های ۱۹۸۰ میلادی و در بحبوحه جنگ نفتکش ها، درگیری مرگبار میان ایران و عراق مانع از آن نشد که نشست های اوپک با حضور وزیران دو کشور متخاصم برگذار بشوند. و بعد ها نیز، در آغاز دهه ۱۹۹۰ میلادی، زمانی که کویت به اشغال عراق در آمد، نشست های اوپک همچنان ادامه یافت. بنابراین بحران در روابط ایران با چند کشور عضو اوپک را نمی توان به تنهایی پیش در آمد فروپاشی اوپک دانست.

ب) عامل دومی که از دیدگاه وزیر نفت جمهوری اسلامی آینده اوپک را به مخاطره انداخته، پدیده ای است که او آن را یکجانبه گرایی توصیف کرده و دوشنبه دهم تیر ماه، در هتل کوبورگ وین، در توضیح آن چنین گفته است: “این روال اوپک نبوده است که یکی دو نفر خارج از این سازمان توافق کنند و بر توافق خود در اوپک مهر تایید بزنند. این بزرگ ترین خطری است که اوپک با آن روبرو است.”

این یکی دو نفری که خارج از نهاد های اوپک تصمیم گرفته و سپس تصمیم خود را بر دیگران تحمیل کرده اند، چه کسانی هستند؟ وزیر نفت جمهوری اسلامی بدون تردید به ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه و محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی نظر دارد که در روز های ۲۸ و ۲۹ ژوئن، در حاشیه نشست گروه ۲۰ در اوزاکای ژاپن، تصمیم گرفتند سقف پیشین تولید چهارده کشور عضو اوپک به رهبری ریاض و ده کشور نفتخیز غیر عضو اوپک به رهبری مسکو را تا مارس سال آینده میلادی تمدید کنند.

همین تصمیم، دوم ژوئیه در وین به تصویب بیست وچهار کشور مورد نظر رسید. پرسش وزیر نفت جمهوری اسلامی به صورت مشخص چنین است: اگر قرار باشد دو مرد نیرومند روسیه و عربستان به تنهایی در مورد استراتژی اوپک و غیر اوپک تصمیم بگیرند، پس نشست های وین به چه کار می آیند؟

در منطقی بودن این پرسش تردیدی نیست. حتی می توان سفر بیژن نامدار زنگنه و همتایان او را به وین برای کشور های متبوع آنها توهین آمیز تلقی کرد، زیرا اینان در انفعال هر چه تمام تر به پایتخت اتریش نماینده می فرستند تا بر تصمیم هایی که پیش تر از سوی ریاض و مسکو گرفته شده، مهر تایید بزنند.

در چنین وضعیتی، نگرانی وزیر نفت جمهوری اسلامی درباره اوپک غیر موجه به نظر نمی رسد. حتی می توان گفت که اوپک، آنگونه که زاییده و بالنده شد، دیگر وجود ندارد و بازار جهانی نفت، به رغم نمایش هایی که همچنان در پایتخت اتریش جریان می یابد، به دوران پسا اوپک گام نهاده است.

اوپک چهاردهم سپتامبر ۱۹۶۰ میلادی به ابتکار پنج کشور صادر کننده نفت (ایران، عراق، عربستان سعودی، کویت و ونزوئلا) پایه گذاری شد تا از راه تفاهم و تصمیم گیری مشترک، بازار جهانی نفت را در راستای افزایش سهم بسیار نازل صادر کنندگان طلای سیاه متحول کند. پایه گذاری این سازمان نوین واکنش مهمی را در دنیا بر نیانگیخت و اوپک گمنام ماند، تا روزی که زیر تاثیر جنگ اکتبر ۱۹۷۳، شرایط لازم برای قدرت نمایی آن فراهم آمد. با برخورداری اوپک از این شرایط استثنایی، قیمت نفت چهار برابرشد و نخستین شوک (تکانه) نفتی دامن اقتصاد جهانی را گرفت، اما سیل دلار را به سوی کشور های صادر کننده نفت روانه کرد.

از آن زمان سازمان اوپک به یکی از بازیگران مهم بازار جهانی مواد خام بدل شد، آنهم در شرایطی که اکثریت قریب به اتفاق کشور های معروف به جهان سوم جز مواد خام چیزی برای صادر کردن در اختیار نداشتند. بدین سان اوپک به پرچمدار دوزخیان زمین در برابر قدرت های بزرگ صنعتی بدل شد و کشور های فقیر صادر کننده مواد خام غیر نفتی (قهوه، مس، سنگ اهن، فسفات و غیره…) نیز امیدوار شدند که با تشکیل سازمان هایی مشابه اوپک خواهند توانست صادرات خود را با قیمتی گران تر به کشور های ثروتمند بفروشند.

در سال های بعد از نخستین شوک نفتی، بازار جهانی نفت فراز و نشیب های زیادی را از سر گذراند. طی یک دوران کم و بیش طولانی، اوپک در نقش یک کارتل نفتی از راه تعیین سقف تولید و سهمیه بندی صادرات اعضای خود توانست بر عرضه نفت و در نتیجه قیمت آن تاثیر بگذارد، هر چند که همیشه در دستیابی به هدف های خود موفق نبود. در مجموع سازمان اوپک، به رغم کشمکش های درونی و موانع بیرونی، به خصوص مقاومت آژانس بین المللی انرژی در نقش پاسدار منافع قدرت های مصرف کننده نفت، توانست طی چند دهه در نقش یکی از مقتدر ترین بازیگران صحنه اقتصادجهانی باقی بماند.

زنگنهکشورهای دیگری چون ایران نیز با قرار گرفتن زوج مسکو-ریاض در راس صادر کنندگان نفت طبعا مشکل دارند و بیژن نامدار زنگنه مخالفت آشکار و سر سختانه خود را با این حکمرانی دو گانه نشان داده است.

اوپک در سراشیبی سقوط

امروز وضع جهان به کلی دگرگون شده و اغراق آمیز نخواهد بود اگر بگوییم که اوپک ماهیت نخستین خود را از دست داده و دگردیسی بسیار مهمی را از سر گذرانده است. عوامل اصلی این دگرگونی را می توان چنین خلاصه کرد:

یک) اوپک امروز دیگر به سازمان قدر قدرت دهه های ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ میلادی، که پرچمدار مبارزه اقتصادی جهان سوم علیه دنیای صنعتی بود، شباهتی ندارد. شمار اعضای اوپک از پنج کشور پایه گذار به چهارده کشور رسیده که همچنان بخش بسیار بزرگی از ذخایر ثابت شده نفت جهان را در اختیار دارند، ولی سهم آنها در تولید طلای سیاه از حدود پنجاه و پنج در صد به زیر سی در صد کاهش یافته است.

دو) اوپک با چهارده کشور عضو، برای حفظ نفوذ خود در بازار جهانی انرژی ، مجبور به ائتلاف با ده کشور غیر عضو است که زیر نفوذ روسیه قرار دارند. این ائتلاف در بر گیرنده بیست و چهار کشور، که حدود پنجاه در صد تولید جهانی نفت را در اختیار دارند،، قدرت تصمیم گیری و تاثیر گذاری بر بازار جهانی نفت را به گونه ای چشمگیر تغییر داده است. سیاست اوپک، در دوران قدر قدرتی آن در دهه ۱۹۷۰، عمدتا از سوی ایران و عربستان سعودی تعیین میشد و بعد از چانه زنی با دیگر اعضای سازمان، به مرحله عملیاتی میرسید. در پی انقلاب اسلامی و افول صنعت نفت ایران، عربستان سعودی در مدیریت اوپک نقشی بر تر یافت، ولی ایران به عنوان دومین قدرت تولید کننده هنوز می توانست حرفی برای گفتن داشته باشد. طی سال های اخیر، مدیریت ضعیف و شدت تحریم های اقتصادی کمر صنعت نفت ایران را شکسته و این کشور را به جایگاه پنجمین تولید کننده عضو اوپک (بعد از عربستان، عراق، امارات و کویت) تنزل داده است.

سه) در این شرایط ایران از وزنه لازم برای تاثیر گذاری بر جهتگیری های اوپک محروم است و وزیر نفتش به ناچار در نشست های این سازمان نقشی کاملا منفعلانه ایفا میکند. عربستان سعودی رهبری بلامنازع را در درون سازمان اوپک در اختیار دارد، بی آنکه بتواند همچون گذشته بر سیر رویداد ها تاثیر بگذارد. مجموعه این تحول ها است که ضرورت همکاری میان چهارده عضو اوپک و ده عضو غیر اوپک را به وجود آورده است. به بیان دیگر سازمان اوپک عملا جای خود را به اوپک پلاس یا اوپک گسترده سپرده است. قدرت اصلی تصمیم گیرنده در درون اوپک پلاس نیز، همان طور که گفته شد، در انحصار عربستان سعودی و روسیه است.

چهار) این تحول بزرگ از آغاز دوران پسا اوپک خبر میدهد. در واقع سازمان اوپک رسما فرو نپاشیده، ولی به مرحله ای تازه گام نهاده که چندان با شکل بندی و هویت گذشته اش شباهتی ندارد. اوپک پلاس حدود دو سال و نیم پیش به گونه ای غیر رسمی آغاز به کار کرد، ولی سه شنبه دوم ژوئیه با امضای یک منشور همکاری دایمی میان چهارده کشور عضو اوپک و ده کشور غیر عضو عملا رسمیت یافت. آیا این تحول را می توان، آنگونه که بیژن نامدار زنگنه میگوید، نشانه مرگ قریب الوقوع اوپک تلقی کرد؟ شاید منطقی تر باشد که از استحاله یا دگردیسی سازمان اوپک سخن بگوییم.

پنج)اوپک پلاس که جانشین اوپک شده، با چالش های گوناگون روبرو است. چالش نخستین فراهم اوردن مکانیسم های لازم و قابل قبول برای مدیریت این ائتلاف است، زیرا بعید به نظر میرسد که بیست و چهار کشور امضا کننده منشور همکاری دایمی بتوانند فرمانبر مطلق ریاض و مسکو باقی بمانند. از سوی دیگر این نهاد تازه عمدتا برای مقابله با اوجگیری غیر قابل مقاومت ایالات متحده آمریکا در صحنه بین المللی انرژی به وجود آمده است. آمریکا که هم اکنون نخستین تولید کننده نفت در جهان است، وحدت ریاض و مسکو در عرصه نفتی را به آسانی تحمل نخواهد کرد و نقش فعال تری را در صحنه بین المللی انرژی بر عهده خواهد گرفت، به ویژه از آنرو که، بر پایه پیش بینی های جدی، خواهد توانست در آینده نه چندان دور تولید خود را تا سطح کل تولید مشترک روسیه و عربستان بالا ببرد. این احتمال نیز وجود دارد که واشنگتن برای مقابله با اوپک پلاس به قوانین ضد کارتل در زراد خانه حقوقی ایالات متحده متوسل بشود.

کشورهای دیگری چون ایران نیز با قرار گرفتن زوج مسکو-ریاض در راس صادر کنندگان نفت طبعا مشکل دارند و بیژن نامدار زنگنه مخالفت آشکار و سر سختانه خود را با این حکمرانی دو گانه نشان داده است. این احتمال نیز وجود دارد که عراق، با توجه به افزایش دایمی ظرفیت تولیدی اش، صدای خود را علیه سلطه روسیه و عربستان بر اوپک پلاس بلند تر کند.

از: بی بی سی


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.