سرشت علم(۷۷): نمونه ی کاربردی – ابزار‌ها و محدودیت‌ های بینشی

جمعه, ۲۹ام آذر, ۱۳۹۸
اندازه قلم متن

مقاله و فایل صوتی هفتاد و هفتم

با سلام، من ریموند رخشانی هستم و حوزه کارشناسی من مهندسی‌ سیستم‌ هاست، و تخصص علمی من در بکارگیری اندیشه سیستمی‌ برای انتقال فن آوری مدرن و اجرا و پیاده سازی تولید فراورده‌ های نوین می‌‌ باشد.
در این سلسله از مقالات و فایل‌ های صوتی، کوشش می کنم که علم مدرن را (به زبان فارسی) از پایه به دوستانی که علاقمند هستند، در حد توان، ارائه کنم. از اساتید، پژوهشگران و اندیشمندان عزیز، خواهشمندم که لینک‌ ها را به دوستان و بویژه به جوانان دانش پژوه ما (که اغلب دسترسی نظام مند برای آشنایی با علم مدرن – به زبان فارسی – ندارند) ارسال فرمایند.

لینک همه مقالات و فایل‌های صوتی پیشین در پایان مقاله گذاشته شده است[۱].

دوستانی هم که در شبکه‌ های اجتماعی حضور دارند، می توانند این مجموعه فایل‌ های صوتی و مقالات “سرشت علم” را از ابتدا از طریق لینک تلگرام زیر با دوستان دیگر شریک شوند. با احترام، ر. رخشانی

(“https://t.me/natureofscience”)

نمونه­ ی کاربردی – ابزار‌ها و محدودیت‌ های بینشی

کُهن‌ ترین ستارگانی که دانشمندان[۲] مشاهده کرده ­اند قَریب به ۱۳ میلیارد سال قدمَت دارند[۳]. دریافتِ نور از آن ستارگان با اتم‌ هایی‌ که در میانه­ ی راه هستند[۴] تعدیل می ‌‌شوند[۵]. ابزار‌هایِ مُدرنِ علمیِ‌ امروزی محاسبه کرده­ اند که گیتی‌ در حدود ۱۳.۷۳ میلیارد سال است[۶] که در فرآیندِ گسترش[۷]  است[۸]. (پی­نوشت ح)

دانشمندان امروزی با بکارگیری ابزار‌ها قادرند تا جرم گیتی‌ را اندازه­ گیری کنند[۹] و همه ­ی اندازه ­گیری ‌ها مستقلاً با یکدیگر همخوانی دارند[۱۰] و چیزی نزدیک به ۳۰ در صد کلّ جرم را نشان می‌‌ دهند[۱۱] و بنابراین نیاز بوجود ۷۰ درصد باقیمانده ­ای هم هست که انرژی تاریک[۱۲] خوانده شده[۱۳] است[۱۴]. ابزار‌ها و روش‌ های متفاوتی برای چنین کاری موجودند:[۱۵]

  • با مطالعه­ ی حرکت اجسام و استفاده از میدان گرانش یا جاذبه ­ی هر کهکشانی[۱۶] میزان جرم آن اندازه­ گیری شده است که گواهی برای وجود ماده ­ی تاریک[۱۷] هم در گیتی[۱۸] است[۱۹]، و
  • با مطالعه­ ی خوشه یا مجموعه ‌های کهکشانی[۲۰] و اندازه­ گیری سرعت آنها[۲۱]، و
  • با مطالعه­ ی حرکت نور[۲۲] در خوشه‌ های کهکشانی[۲۳] و پدیده­ ی عدسی ­گرایی گرانشی یا جاذبه ­ا­ی[۲۴] نور، و
  • با نگاه به تصویرِ گاز‌های اشعه­ ی ایکسی در میانه ­ی کهکشان‌ ها هم جرم گیتی اندازه­ گیری شده است[۲۵].

برای میزانِ ماده­ یِ معمولی‌ هم در گیتی دانشمندان در آزمون ‌هایی‌ مستقل[۲۶] از هم، آن میزان را با ابزار‌ها و روش ‌های زیر اندازه ­گیری کرده ­اند[۲۷]:

  • از طریق مطالعه ­یِ هم­ نِهِشتی اولیه یا ازلی و اندازه ­گیریِ میزانِ درصدیِ هِلیوم[۲۸] و مقایسه ­یِ جِرمِ آن[۲۹] با کلّ موادِ معمولی[۳۰]‌، و
  • از طریق محاسباتِ آماریِ توزیعِ حرارت ‌ها[۳۱] در پس ­زمینه­ ی میکروموجیِ کهکشانی[۳۲]، و
  • و بالاخره از طریقِ مدل‌ هایِ کامپیوتری و محاسباتی که میزانِ ماده­ ی معمولی‌ و ماده­ ی تاریک[۳۳] را در گیتی‌ بار‌ها مستقلاً به اثبات رسانده­ اند[۳۴].

در اوایلِ قرن ۲۰ میلادی، دانشمندانِ رصدخانه ­ی لووِل[۳۵]  در آمریکا برنامه ­ای[۳۶] را جهتِ اندازه­ گیری سرعت‌ های ” سحاب­ ها یا میغ ­واره­ های  مارپیچ[۳۷]” آغاز کردند. [۳۸]

  • فرضیه­ ی علمیِ‌ غالب چنان بود[۳۹] که این سحاب ­ها یا میغ­ واره­ ها منظومه‌ هایی خورشیدی در حالِ شکل­ گیری در کهکشانِ راه­ شیری هستند[۴۰].
  • آن اندازه­ گیری‌ هایِ سرعت “میغ ­واره­ های  مارپیچ”، از طریقِ مشاهده ­ی شیفتِ طولِ موجی[۴۱]  نور آنها انجام شد[۴۲].
  • شگفت­ انگیز آن بود که از ۲۱ مشاهده ۱۷ عددِ اندازه­ گیری ‌ها به سویِ انتهایِ قرمزِ طیف گرایش نشان می ‌‌دادند[۴۳] و استنباطِ علمی‌[۴۴] آن بود که آنها در حال دورشدن از کره­ ی زمین هستند[۴۵].

همانطور که پیشتر به آن پرداخته شد دلیلِ این گذار یا شیفت به سویه ­ی قرمزِ طیف، تاثیرِ دوپلری[۴۶] نامیده شده است[۴۷].

  • هنگامیکه اجسامِ درحالِ حرکت موج می‌‌ فرستند، اگر بسویِ مشاهده ­گر در حرکت باشند، طولِ موج‌ ها (و ­موج ­اوج ­ها[۴۸]) بهم نزدیک ­تر هستند[۴۹].
  • برعکس اجسامی که از مشاهده ­گر دور می ‌‌شوند موج ‌اوج ­هایی‌ دورتر از هم دارند[۵۰].
  • تا آنجا که به نور مربوط است، رنگ صورتِ خارجی[۵۱]  طولِ موج­ هاست و اجسامی که به مشاهده­ گر نزدیک می ‌‌شوند )گذاری آبی و طولِ موجی کوتاه ­تر (یا شیفتی آبی[۵۲]  و آنها که دور می‌‌ شوند (گذاری سرخ و طولِ موجی بلندتر (یا شیفتی قرمز[۵۳] دارند.[۵۴]

در همان زمان اِدوین هابل[۵۵] هم در مشاهداتِ خود ستارگانی را در درونِ آن سحاب­ ها یا میغ ­واره‌ ها کشف کرده­ بود[۵۶].

  • این بدین مفهوم بود که کهکشان‌ های دیگری هم بجز کهکشانِ ما موجود هستند[۵۷].
  • او با اندازه­ گیریِ نورِ ستارگانی که به نحوی منظم در تپش[۵۸] بودند فاصله­ ی آن سحاب ­ها یا میغ ­واره‌ ها را تا کهکشانِ راهِ ­شیری محاسبه کرد[۵۹].
  • مطالعه­ ی تطبیقی دو کشفِ فوق ثابت می‌‌ کرد که هرچه سحاب­ ها یا میغ ­واره ‌ها از کهکشان ما دورتر، سرعتِ دور شدن آنها از ما سریع­ تر بوده است[۶۰].

تفسیر‌های غیرعِلمی‌ و ساده­ اِنگارانه و عامیانه ­ی برخی‌ محافلِ رسانه ­ای آن زمان از  این مشاهداتِ علمی‌ نگران کننده بودند[۶۱].

  • برای نمونه اینکه برخی‌ از آن محافل استنباط می‌‌ کردند که اگر کهکشان‌ ها رو به بسط و گسترش ­اند و از ما دور می‌‌ شوند پس شاید ما در مرکز گیتی‌ هستیم[۶۲]!
  • برخی‌ محافل دینی دیگر به این نتیجه رسیده بودند که دور شدن آنها از ما بدلیل ذکاوتِ الهی است[۶۳].
  • اما این عِلم بود که ثابت کرده بود که در واقع ما هیچ جایگاهِ ویژه ­ای[۶۴] در نظمِ گیتی در مقایسه با دیگر ستارگان نداریم یعنی‌ هر ستاره­ای در گیتی‌ می‌‌تواند خود را مرکزِ گیتی فرض نماید[۶۵].

از نظر علمی‌ ساده ‌ترین تفسیر آن بود که فضا‌زمان ثابت نبوده و در کلیتِ خود رو به بسط و گسترش  است[۶۶].

  • اگر فضا‌زمان در کلیتِ خود رو به گسترش است[۶۷]، بنابراین فاصله­ ی بین هر دو جسمِ آسمانی و یا فاصله­ ی بین هر دو کهکشانی رو به افزایش خواهد بود[۶۸].
  • از آن گذشته، هرچه فاصله ­ی نخستین و ازلیِ بین هر دو جسمی بیشتر بوده باشد آن فاصله سریع­ تر گسترش می‌‌ یابد[۶۹].
  • برای نمونه­ی تمثیلی (اگرچه ساده) اگر نقاطی را بر روی یک بادکنک بکشیم و سپس آن را باد کنیم با بسطِ بادکنک فاصله­ ی بین نقاط از یکدیگر بیشتر می‌‌ شود[۷۰]. البته این تمثیل بسیار بسیار ساده­ انگارانه است چون هر بادکنکی بیرون و درون دارد در حالیکه گیتی‌ را بیرون و درونی‌ نیست[۷۱].

برای دانشمندان چاره­ ای نبود جز اینکه با استفاده از ابزار مدرن، آزمون‌ های مستقلی[۷۲] را انجام دهند و اسناد و گواه‌ هایی‌ داشته باشند تا فرضیه ­ی بسط و گسترشِ گیتی را ثابت کنند[۷۳]. در واقع ریشه­ ی شکل ­گیری فرضیه­ ی بیگ ­بنگ یا مهبانگ در همین آزمون‌ ها و آزمایشاتِ علمی‌ و اندازه­ گیری‌ های مستقل بود.[۷۴]

  • از شیفتِ قرمز (یا گذار سرخ) که در نتیجه­ ی بسطِ گیتی القا می ‌‌شود دانشمندان برای اندازه­ گیری فاصله‌ های اجسامِ دوردست استفاده می‌‌ کنند[۷۵].
  • از آنجا که اتمِ هیدروژن در همه­ ی گیتی‌ یکسان است، جهش‌ های الکترون‌ های آن اتم طولِ موج‌ هایی شناخته ­شده و بار‌ها آزمون و اندازه­ گیری­ شده دارند[۷۶].
  • با ابزار‌هایِ مدرن هم بسادگی می ‌‌توان طولِ موج‌ های اجسام دوردست را اندازه گرفت[۷۷].

نسبتِ طول موج‌ هایِ گسیل ­شده یا ‌‌تابیده[۷۸] و مشاهده­ شده­ ی اجسامِ دوردست، به طولِ موج‌ هایِ شناخته­ شده، بسادگی میزانِ (یا فاکتورِ) بسط و گسترشِ[۷۹] آن اجسام (یا کهکشان ‌هایِ دیگر) را معیّن می ‌‌کند[۸۰].

  • هنگامیکه موج‌ ها در فضا‌زمانِ (رو به بسط) در سفرند موج­ اوج‌ هایِ آنها از هم دورتر می‌‌ شوند (پدیده­ ی شیفتِ قرمز[۸۱].)
  • برای نمونه اگر فضا‌زمان دو برابر بسط پذیرفته باشد فاصله­ ی موج ­اوج‌ ها نیز دوبرابر است[۸۲].
  • بنابراین می ‌‌توان، پس از اندازه ­گیری آهنگِ بسط یا گسترش[۸۳] هر جسمی‌ در گیتی‌، و مقایسه­ ی آن با اجسامی که فاصله­ ی آنها در کیهان اندازه ­گیری شده است، از طریقِ شیفتِ قرمزِ آن جسم (یا گذارِ سرخِ آن) مستقیما فاصله­ ی آن جسم آسمانی را دانست[۸۴].

دورترین کهکشان ‌هایی‌ را که دانشمندان ردیابی کرده ­اند فاکتورِ گذار یا شیفتِ قرمزی[۸۵] معادل با ۵.۶ دارند[۸۶].

  • این بدان معناست که گیتی‌ حدودا نزدیک به ۷ برابر کوچک ­تر بوده است[۸۷].
  • بدیگر سخن اینکه در مقیاسِ سه­ بعدی، گیتی‌ ۷x ۷x ۷ یعنی‌ حدودا ۳۵۰ برابر از امروز فشرده ­تر بوده است[۸۸].
  • تعدادِ ذراتِ بنیادینِ گیتی هم از آن زمان تا کنون تغییرِ چندانی نداشته است[۸۹].
  • نورِ دریافتی از آن کهکشان ‌ها ،قریبِ به ۱۲.۹ میلیارد سالِ پیش گسیل شده ­است یا تابیده ­است یعنی‌ حدودا در زمانی‌ که قدمتِ گیتی چیزی نزدیک به ۸۵۰ میلیون سال بوده ­است[۹۰].
  • پرسشِ دانشمندان این بوده ­است که با استفاده از این نورِ کهن[۹۱] چگونه می ‌‌توانند تاریخِ اتم‌ ها را شناسایی کنند[۹۲].

با استفاده از ابزار‌های مدرن و روش ‌های علمی، دانشمندان ثابت کرده ­اند که چند دقیقه پس از بیگ­ بنگ یا مهبانگ، تنها ۶ ایزوتوپ  در گیتی موجود بودند[۹۳] یعنی‌ دو ایزوتوپ از هر یک از اتم‌ های هیدروژن، هلیوم و لیتیوم:  ۱H, ۲H, ۳He, ۴He, ۶Li, ۷Li .

مقدارِ نسبیِ‌ هر یک از آن ایزوتوپ ­ها محدودیت‌ های شدیدی[۹۴] را بر لحظاتِ نخستینِ شکل­ گیری گیتی وارد می ‌‌کرد[۹۵].

اندازه­ گیری میزانِ وفور هر یک از ایزوتوپ‌ ها در فاصله ­ی ۱۳ میلیارد سالِ­ نوری چالشی بس بزرگ بود و دانشمندان به ابزار‌هایی‌ بسیار پیچیده[۹۶] نیازمند بودند[۹۷].

  • در لحظاتِ نخستینِ شکل ­گیریِ گیتی، ماده آنچنان درهم انبوه نشده ­بود تا کهکشان‌ ها شروع به شکل ­گیری کنند و تنها به شکلِ ابر‌هایِ گردوغباریِ قلیل و رقیقی[۹۸] در فضا پراکنده بود[۹۹].
  • نخستین مناطقِ متراکم و انبوه به صورت سیاه ­چاله ­ها[۱۰۰] در حدودِ میلیارد‌ها برابر جرمِ خورشید شکل گرفت که موادِ موجود را با آهنگی شگفت ­آور و بهت ­انگیز می ‌‌بلعید[۱۰۱].
  • این سیاه­ چاله ­ها نوری را حدودا برابر با نورِ کهکشانی شامل صد‌ها میلیارد ستاره گسیل می‌‌ کرد که هنوز آن نور بسادگی در فواصلی بسیار دور دیده می‌‌ شود[۱۰۲].
  • با گذر آن نور از انبوهِ ابر‌های گاز‌ها و غبارها، اتم‌ هایِ دیوتریوم ( ۲H ) طول ­موج نوری را که با طول ­موجِ جهشِ الکترونی‌ خود همخوانی داشت (و که با طولِ موجِ هیدروژن معمولی‌ کمی‌ متفاوت است) جذب کردند.
  • با ابزار‌های فنی‌ امروزی هر دو ایزوتوپِ هیدروژن ۱H و دیوتریوم ۲H در ابر‌های فضایی ردیابی شده؛ میزانِ وفور هر دو اندازه­ گیری می ‌‌شود.
  • از آنجا که آن گاز‌ها دچار آلودگی نشده­ اند، اندازه ­گیری‌ ها میزانِ دقیقِ موادِ اولیه یا ازلی [۱۰۳] را بهنگامِ بیگ­ بنگ مشخص کرده­ اند که برابر با ۳۰ اتم دیوتریوم۲H  برای هر یک میلیون اتم هیدروژن است .

اندازه­ گیری میزانِ ۴ ایزوتوپِ دیگر با استفاده از پدیده­ ی شیفتِ قرمز کمی‌ سخت ­تر است و دانشمندان با ابزار‌های نوین و روش‌ های مدرن به اندازه ­گیری آنها پرداخته­ اند[۱۰۴].

کهکشان‌ هایی‌ که در گیتی‌ در حال شکل ­گیری ­اند نمونه‌ های نسبتا ناآلوده­ ای از موادِ اولیه یا ازلی را فراهم می ‌‌کنند.[۱۰۵]

  • کهن ‌ترین سیارات در کهکشانِ ما هم ساخته ­شده از ترکیبِ موادی هستند که به موادِ اولیه یا ازلی نزدیک ­اند[۱۰۶].
  • با اندازه ­گیری آن مواد در آن سیارات و با مشاهده­ ی وفور هر یک از آنها در آن سیارات، میزان‌ های بدست­ آمده ­ی کنونی  چنین ­اند: ۲۲ در صد هلیوم ۴؛ ۵۰  هلیوم ۳  برای هر یک میلیون هلیوم ۴  ؛ ۳ لیتیوم ۷ برای هر میلیارد هلیوم ۴؛ و میزان لیتیوم ۶  هنوز دقیق نیست و در حالِ حاضر صحبت از ۱ لیتیوم ۶   برای هریک تریلیارد هلیوم ۴ می‌‌ شود[۱۰۷].
  • این میزان از هریک از موادِ اولیه یا ازلی محدودیت‌ های خود را در لحظاتِ نخستینِ آفرینشِ گیتی بوجود آورده بودند[۱۰۸].

مشاهداتِ علمیِ‌ دانشمندان آشکار می ‌‌سازند که کهن ‌ترین فوتون‌ ها در گیتی هم تصویری از ساختار و شرایطِ گیتی هنگامیکه تنها ۳۸۰۰۰۰ سال قدمت داشت می ‌‌دهند[۱۰۹].

  • تا کنون دورترین جسمِ فضاییِ کشف ­شده ­ی دانشمندان؛ که از خود نور گسیل می‌‌ کند یا می ‌‌تابد در فاصله ­ی ۱۲.۹ میلیارد سالِ نوری از ماست[۱۱۰].
  • هنگامیکه آن نور از آن جسم گسیل شد گیتی قدمتی برابر با ۸۵۰ میلیون سال بیشتر نداشت[۱۱۱].
  • یکی‌ از فرضیاتِ دانشمندان این است که شاید نیاز به چنان زمانی‌ بود تا گردوغبار‌های پراکنده بدلیلِ نیروی درون ­گرای گرانش یا جاذبه درهم تنیده­ شده و اجسام فضایی نورانی­  – سیاه­ چاله­ ها و ستارگان – را ساختند که ما امروز با بکارگیری ابزار‌هایِ پیچیده ­ی خود قادر به دیدن ‌شان هستیم[۱۱۲].

امروز با مشاهده­ ی فضا در ابعادِ طول ­موج ‌های میکروموجی ( ۱ میلیمتر تا ۱ سانتیمتر) تابشِ پراکنده ­ای[۱۱۳] را ردیابی می ‌‌توان کرد که پس ­زمینه­ ی میکروموج‌ های کیهانی یا کهکشانی[۱۱۴] (CMB) نامیده می‌‌ شود.

  • طیفِ طولِ موجی این پس ­زمینه (CMB) کاملا با تابشِ جسمی‌ بدنه ­سیاه[۱۱۵] در درجه ­ی حرارتی برابر با ۲.۲۷۶ کلوین همخوانی دارد[۱۱۶].
  • جسمِ بدنه ­سیاه[۱۱۷] به اجسامی فضایی اطلاق می ‌‌شود که به نحوی فرضی‌ قادر اند ۱۰۰ درصد انرژی را به خود جذب کنند (یعنی‌ سیاهِ کامل هستند[۱۱۸].)
  • توزیع طولِ­ موج‌ هایِ گسیل­ شده از انرژیِ الکترومغناطیسیِ‌ چنین جسمی، طیفِ اجسام­ سیاه[۱۱۹] خوانده می‌‌ شود[۱۲۰].
  • بالاترین شدتِ آن طیف رابطه ­ای معکوس با دما یا درجه­ ی حرارت آن جسم دارد[۱۲۱].
  • پس­زمینه­ ی میکروموجیِ کیهانی (CMB) شدت و درجه­ ی حرارتی یکنواخت در سرتاسرِ گیتی‌ دارد[۱۲۲].
  • نوسانات[۱۲۳] بسیار ناچیز درجه ­ی حرارت آن پس ­زمینه­ ی میکروموجیِ کهکشانی هم تنها نشانه ­ای از کمی‌ نایکنواختی در نخستین لحظاتِ گیتی دارند.[۱۲۴]

چنین تابش یا گسیل ­شدگی ­ای از لحظاتی که نخستین اتم ‌ها شکل گرفتند یعنی‌ ۳۸۰۰۰۰ سال پس از بیگ ­بنگ یا مهبانگ آغاز شده ­است.

  • پیش از آن زمان تمامیتِ گیتی‌ بسیار داغ­ تر از آن بود ( بیش از ۳۰۰۰ کلوین) که اجازه داده شود تا اتم‌ هیدروژنی شکل بگیرند[۱۲۵].
  • در چنین درجه­ ی حرارتی برخوردِ[۱۲۶] شدیدِ فوتون‌ ها هرگز به الکترونی‌ اجازه­ ی پیوند با پروتونی را نمی ­داد تا اتمِ هیدروژن شکل بگیرد[۱۲۷].
  • با گسترشِ تدریجی‌ گیتی‌، درجه ­ی حرارت بتدریج به زیر ۳۰۰۰ درجه­ ی کلوین سقوط کرده و نخستین اتم‌ هایِ هیدروژن شکل گرفتند[۱۲۸].
  • با پیوندِ الکترون‌ ها به پروتون­ ها، فوتون ‌ها به نحوی آزادانه جریان یافتند و آنچه ما با تلسکوپ ‌هایِ نوین می ‌‌بینیم و اندازه­ گیری می‌‌ کنیم همان فوتون‌ هایی‌ هستند که ما پس ­زمینه­ ی میکروموجیِ کیهانی (یا کهکشانی) می ‌‌خوانیم[۱۲۹].
  • دانشمندان با مدل ­‌هایِ کامپیوتریِ چنین تابشی یا گسیل­ ­شدگی ­­ای، دقیق ­‌ترین الگو‌های فرضیه­ ­ی بیگ ­­بنگ یا مهبانگ[۱۳۰]  را ساخته­ ­اند[۱۳۱].

———————————————-

[۱]

https://www.linkedin.com/in/raymond-rakhshani-16628a5/detail/recent-activity/shares/

[۲]

چاپ و انتشار این مقالات و فایل‌ های صوتی بدون ذکر نام نویسنده (ر. رخشانی)  و مرجع، و هرگونه استفاده برای مقاصد خصوصی و اهداف انتفاعی بدون گرفتن مجوز از نویسنده اکیدا غیرقانونی است. 

[۳]

Rakhshani, Raymond. Origins of Modernity. Even Development in the Evolution of Science and Technology. South Carolina: CreateSpace, A Division of Amazon Publishing, 2011.

[۴]

Dufay, Jean. Introduction to Astrophysics: The Stars. Dover Publications, 2012.

[۵]

Kelly, Erin Entrada, and Roxas, Isabel. Hello, Universe. Greenwillow press, 2017.

[۶]

Gould, Roy, R. Universe in Creation: A New Understanding of the Big Bang and the Emergence of Life. Harvard University Press, 2018.

[۷]

Edwards, Owen, and Levay, Zoltan. Expanding Universe: Photographs from the Hubble Space Telescope. Taschen, 2015.

[۸]

Gribbin, John, and Devereaux, Sam. The Quest to Find the True Age of the Universe and the Theory of Everything. University Press Audiobooks, 2018.

[۹]

Hawking, Stephen. Brief Answers to the Big Questions. Bantam, 2018.

[۱۰]

Rovelli, Carlo. The Order of Time. Riverhead Books, 2018.

[۱۱]

Poettgen, Ruth. Search for Dark Matter with ATLAS. Springer, 2016.

[۱۲]

Nocholson, I. The Dark Side of the Universe: Dark Matter, Dark energy, and the Fate of the Cosmos. Baltimore, MD: Johns Hopkins University Press, 2007.

[۱۳]

Stoner, Paul. Dark Energy: The Biggest Mystery in the Universe. Amazon Digital Services LLC, 2014.

[۱۴]

Li, Miao, and Li, Xiao-Dong. Dark Energy. WSPC Publishers, 2014.

[۱۵]

Lewis, Geraint, F., and Barnes, Luke, A., and Schmidt, Brian. A Fortunate Universe: Life in a Finely Tuned Cosmos. Cambridge University Press, 2016.

[۱۶]

Loeb, Abraham, and Furlanetto, Steven, R. The First Galaxies in the Universe (Princeton Series in Astrophysics Books.) Princeton University Press, 2013.

[۱۷]

Dark Matter

[۱۸]

Calderback, Valerie. Cruising the Cosmos: From the Big Bang to Dark Matter, Riding the Gravitational Waves. Calderbank Books, 2018.

[۱۹]

Randall, Lisa. Dark Matter and the Dinosaurs. Ecco, 2016.

[۲۰]

Clusters of galaxies

[۲۱]

MacDonald, James. Structure and Evolution of Single Stars: An Introduction. Morgan & Claypool Publishers, 2015.

[۲۲]

Anderson, James. Questions on Space, Time, and Beyond: Question and Answer Guide to Astronomy. Createspace Independent Publishing Platform, 2015.

[۲۳]

Finlay, Warren H. Concise Catalog of Deep-Sky Objects: Astrophysical Information for 550 Galaxies, Clusters and Nebulae. Springer, 2014.

[۲۴]

Gravitational Lensing

[۲۵]

Dickinson, Terence. Hubble’s Universe: Greatest Discoveries and Latest Images. Firefly Books, 2017.

[۲۶]

DeGrasse Tyson, Neil. Astrophysics for People in a Hurry. W. W. Norton & Company, 2017.

[۲۷]

Morris, R. Cosmic Questions: Galactic Halos, Cold Dark Matter, and the End of Time. New York: Wiley, 1993.

[۲۸]

Goldsmith, D. The Runaway Universe. Cambridge, MA: Perseus, 1998.

[۲۹]

Hogan, C. The Little Book of the Big Bang. New York: Copernicus, 1998.

[۳۰]

Poettgen, Ruth. Search for Dark Matter with ATLAS: Using Events with a Highly Energetic Jets and Missing Transverse Momentum. Springer, 2016.

[۳۱]

Cameron, A.G. W. and Kyle, David Miles. Stellar Evolution, Nuclear Astrophysics, and Nucleogenesis. Dover Publication, 2013.

[۳۲]

Universal Background of Microwave Radiation

[۳۳]

Freeman, K. and McNamara, G. In Search of Dark Matter. New York: Springer Praxis Books, 2006.

[۳۴]

Zeilik, M. Astronomy: The Evolving Universe, Sixth Edition. New York: Wiley, 1991.

[۳۵]

Lowell Observatory

[۳۶]

Dodleson, Scott. Gravitational Lensing. Cambridge University Press, 2017.

[۳۷]

spiral nebulae

[۳۸]

Green, B. The Fabric of the Cosmos. New York: Knopf, 2004.

[۳۹]

Hawking, Stephen. Brief Answers to the Big Questions. Bantam, 2018.

[۴۰]

Hawking, Stephen. W. The Theory of Everything. Jaico Publishing House, 2006.

[۴۱]

wavelength shift

[۴۲]

Cameron, A.G. W. and Kyle, David Miles. Stellar Evolution, Nuclear Astrophysics, and Nucleogenesis. Dover Publication, 2013.

[۴۳]

Randall, L. Warped Passages: Unraveling the Mysteries of the Universe’s Hidden Dimensions. New York: Ecco, 2005.

[۴۴]

Friedmann, Alexander, A. and Petkov, Vasselin. Papers on Curved Spaces and Cosmology. Minkowski Institute Press, 2014.

[۴۵]

ever-expanding or open universe

[۴۶]

Doppler Effect

[۴۷]

Bundschuh, Bernhard, and Wadjounnie, Eric Christian Nana.  The Doppler Effect in Terms of System Theory: Relativistic and Non-Relativistic Effect. Suedwestdeutscher Verlag fuer Hochschulschriften, 2009.

[۴۸]

wave crests

[۴۹]

Brush, Stephen, G. A History of Modern Planetary Physics: Volume 1, The Origin of the Solar System and the Core of the Earth from LaPlace to Jeffreys: Nebulous Earth. Cambridge University Press, 2009.

[۵۰]

Freedman, Roger and Geller, Robert, and Kaufmann, William, J. Universe: Stars and Galaxies. W. H. Freeman, 2015.

[۵۱]

manifestation

[۵۲]

blue shift

[۵۳]

red shift

[۵۴]

Bennett, J.O. and Donahue, M. and Schneider, N. And Voit, M. The Essential Cosmic Perspective. 5th Edition. Upper Saddle River, NJ: Addison-Wesley, 2009.

[۵۵]

Edwin Hubble

[۵۶]

Gonzalez, Walter, and Burch, James, L. Key Processes in Solar- Terrestrial Physics. Springer, 2012.

[۵۷]

Catelan, Marcio, and Smith, Horace, A. Pulsating Stars. Wiley-VCH, 2015.

[۵۸]

regularly pulsating

[۵۹]

Stevenson, David. The Complex Lives of Star Clusters (Astronomers’ Universe.) Springer, 2015.

[۶۰]

Dufay, Jean, and Gingerich, Owen. Introduction to Astrophysics: The Stars. Dover Publication, 2012.

[۶۱]

Pankaj, Joshi, S. The Story of Collapsing Stars: Black Holes, Naked Singularities, and the Cosmic Play of Quantum Gravity. Oxford University Press, 2015.

[۶۲]

Zeilik, M. Astronomy: The Evolving Universe, Sixth Edition. New York: Wiley, 1991.

[۶۳]

Kaku, Michio. The Future of Humanity: Terraforming Mars, Interstellar Travel, Immortality, and Our Destiny Beyond Earth. Doubleday, 2018.

[۶۴]

No special place

[۶۵]

Meadows, Donella, H. Thinking in Systems: A Primer. Chelsea Green Publishing, 2008.

[۶۶]

Russel, Henry Norris. The Solar System and Its Origin. Nabu Press, 2011.

[۶۷]

Berlepsch, Regina, von. Deciphering the Universe through Spectroscopy. Wiley- VCH, 2012.

[۶۸]

Aguilar, David, A. The Seven Wonders of the Milky Way. Vikings Books for Young Readers, 2018.

[۶۹]

Frebel, Anna. Searching for the Oldest Stars: Ancient Relics from the Early Universe. Princeton University Press, 2015.

[۷۰]

Dufay, Jean. Introduction to Astrophysics: The Stars. Dover Publications, 2012.

[۷۱]

Sanchez, Norma, G. Zichichi, Antonio. Current Topics in Astro-fundamental Physics: Primordial Cosmology (NATO Science Series.) Springer, 2012.

[۷۲]

independent tests

[۷۳]

Jordi, Jose. Stellar Explosions: Hydrodynamics and Nucleosynthesis (Series in Astronomy and Astrophysics.) CRC Press, 2015.

[۷۴]

Harrison, E. Cosmology: The Science of the Universe, 2nd Edition. Cambridge: Cambridge University Press, 2000.

[۷۵]

Russel, Henry Norris. The Solar System and Its Origin. Nabu Press, 2011.

[۷۶]

Oerter, Robert. The Theory of Almost Everything: The Standard Model, the Unsung Triumph of Modern Physics. Plume, Reprint Edition, 2006.

[۷۷]

Lewis, Geraint, F., and Barnes, Luke, A., and Schmidt, Brian. A Fortunate Universe: Life in a Finely Tuned Cosmos. Cambridge University Press, 2016.

[۷۸]

Emitted and observed

[۷۹]

expansion factor

[۸۰]

Ivezic, Zeljko. and Connolly, Andrew, J. VanderPlas, Jacob, T. and Gray, Alexander. Statistics, Data Mining, and Machine Learning in Astronomy: A Practical Python Guide for the Analysis of Survey Data (Princeton Series in Modern Observational Astronomy.) Princeton University Press, 2014.

[۸۱]

Appenzeller, Immo. High-Redshift Galaxies: Light from the Early Universe (Astronomy and Astrophysics Library.) Springer, 2009.

[۸۲]

Bertola, Francesco, and Sulentic, Jack, W. and Madore, Barry, F. New Ideas in Astronomy. Cambridge University Press, 1988.

[۸۳]

rate of expansion

[۸۴]

Arp, Halton. Seeing Red: Red Shifts, Cosmology and Academic Science. Apeiron, 1997.

[۸۵]

red shift factor

[۸۶]

Gould, Roy, R. Universe in Creation: A New Understanding of the Big Bang and the Emergence of Life. Harvard University Press, 2018.

[۸۷]

Feigleson, Eric, D. and Babu, Jogesh, G. Modern Statistical Methods for Astronomy: With R. Applications. Cambridge University Press, 2012.

[۸۸]

Geach, James. Five Photons: Remarkable Journeys of Light Across Space and Time. Reaktion Books, 2018.

[۸۹]

Alves, Joao, F., and McCaughrean, Mark, J. The Origins of Stars and Planets: The VLT View. Springer, 2002.

[۹۰]

Brush, Stephen, G. A History of Modern Planetary Physics: Volume 1, The Origin of the Solar System and the Core of the Earth from LaPlace to Jeffreys: Nebulous Earth. Cambridge University Press, 2009.

[۹۱]

Devorkin, David, H. and Smith, Robert, W. and Kirshner, Robert, P. The Hubble Cosmos: 25 years of New Vistas in Space. National Geographic, 2015.

[۹۲]

Trefil, J.S. and Hazen, R.M. The Sciences, An Integrated Approach, 2nd Edition. New York: Wiley, 1997.

[۹۳]

Hawking, Stephen. Brief Answers to the Big Questions. Bantam, 2018.

[۹۴]

strong constraints

[۹۵]

Hawking, Stephen, and Mlodinow, Leonard. The Grand Design. Bantam, 2012.

[۹۶]

Dodleson, Scott. Gravitational Lensing. Cambridge University Press, 2017.

[۹۷]

Choquet-Bruhat, Yvonne. Introduction to General Relativity, Black Holes, and Cosmology. OUP Oxford, 2014.

[۹۸]

tenuous clouds

[۹۹]

Burgess, Eric, and Dunne, James, A. The Voyage of Mariner 10: Mission to Venus and Mercury (NASA History Series Book.) National Aeronautics and Space Administration, 2012.

[۱۰۰]

black holes

[۱۰۱]

Asimov, Isaac and Huntula, Richard. Black Holes, Pulsars and Quasars. Gareth Stevens Publishing Learning Library, 2005.

[۱۰۲]

National Aeronautics and Space Administration (NASA.) Venture into Space: Early Years of Goddard Space Flight Center – Report on Vanguard, Mercury Tracking, Explorer, Pioneer, Tiros, Telstar, Relay, and Syncom Satellites. Independently Published, 2017.

[۱۰۳]

primordial material

[۱۰۴]

Dickinson, Terence. Hubble’s Universe: Greatest Discoveries and Latest Images. Firefly Books, 2017.

[۱۰۵]

Rees, L. M. Our Cosmic Habitat. Princeton, NJ: Princeton University Press, 2001.

[۱۰۶]

Meersman, Thomas, and Brunner, Eike. Hyperpolarized Xenon-129 Magnetic Resonance: Concepts, Production, Techniques and Applications. Royal Society of Chemistry, 2015.

[۱۰۷]

Burbine, Thomas, H. Astroids: Astronomical and Geological Bodies. Cambridge University Press, 2017.

[۱۰۸]

Igel, Heiner. Computational Seismology. Oxford University Press, 2017.

[۱۰۹]

Hoge, Bradley. Nebular Hypothesis. Cawing Crow Press, 2016.

[۱۱۰]

برای دریافت نیاز‌های ابزاری و شناخت ابعاد و مقیاس‌هایی‌ که در این کتاب بدان‌ها پرداخته شده، نگاه کنید به:

http://htwins.net

[۱۱۱]

Krugel, Endrik. An Introduction into the Physics of Interstellar Dust (Series in Astronomy and Astrophysics.) CRC Press, 2007.

[۱۱۲]

Woolfson, Michael Mark. Dialogue Concerning the Two Chief Models of Planet Formation. WSPC, 2017.

[۱۱۳]

diffuse glow

[۱۱۴]

cosmic microwave background

[۱۱۵]

blackbody glow

[۱۱۶]

Gridley, Albert Leverett. Suborganic Evolution, or Thoughts on the Nebular Hypothesis. Forgotten Books, 2018.

[۱۱۷]

blackbody

[۱۱۸]

Green, B. The Fabric of the Cosmos. New York: Knopf, 2004.

[۱۱۹]

blackbody spectrum

[۱۲۰]

Hogan, C. The Little Book of the Big Bang. New York: Copernicus, 1998.

[۱۲۱]

Zeilik, M. Astronomy: The Evolving Universe, 6th Edition. New York: Wiley, 1991.

[۱۲۲]

Calderback, Valerie. Cruising the Cosmos: From the Big Bang to Dark Matter, Riding the Gravitational Waves. Calderbank Books, 2018.

[۱۲۳]

fluctuations

[۱۲۴]

Thomas, Andrew. Hidden in Plain Sight 2: The Equation of the Universe. Amazon Digital Services LLC, 2013.

[۱۲۵]

Jain, Pankaj. An Introduction to Astronomy and Astrophysics. CRC Press, 2015.

[۱۲۶]

collision

[۱۲۷]

Anderson, James. Questions on Space, Time, and Beyond: Question and Answer Guide to Astronomy. Createspace Independent Publishing Platform, 2015.

[۱۲۸]

Loeb, Abraham, and Furlanetto, Steven, R. The First Galaxies in the Universe (Princeton Series in Astrophysics Books.) Princeton University Press, 2013.

[۱۲۹]

DeGrasse Tyson, Neil. Astrophysics for People in a Hurry. W. W. Norton & Company, 2017.

[۱۳۰]

Big Bang models

[۱۳۱]

Rovelli, Carlo. The Order of Time. Riverhead Books, 2018.


پی­ ­نوشت ح

 

وقایع از ازل (بدو گیتی (تاکنون روش و ابزار‌های علمی‌ شناخت

TECHNIQUES and TOOLS

(How the Scientists Know)

EVENTS TIME
Hubble’s Law, Cosmic Microwave Background (CMB) fluctuations Quarks fuse into protons and neutrons; Quark era ends and Hadron era begins. ۱۰ seconds
CMB photon ration Nearly all protons and neutrons annihilate with their antiparticles; Lepton era begins. ۱۰ seconds
Baryon/CMB photon ratio Nearly all electrons and positrons annihilate each other. ۱ seconds
Quasar absorption lines ۲H forms. ۳ minutes
Abundances in oldest stars ۳He, ۴He, and ۷Li form. ۳ minutes
Details of CMB radiation Atoms form, CMB breaks free, and matter rules. ۳۸۰۰۰۰ years

 

وقایع از ازل (بدو گیتی  (تاکنون روش و ابزار‌های علمی‌ شناخت

TECHNIQUES and TOOLS

(How the Scientists Know)

EVENTS TIME
Ages of oldest stars Milky Way galaxy forms. ۱ billion years
۲۶Al → ۲۶Mg in Meteorites Nearby supernova triggers a gas-cloud collapse to form our solar system. ۴٫۵۶۵ x 10۹ years ago (ya)
۸۷Sr/۸۷Rb clock First meteorite material forms; our solar system is born. ۴٫۵۶ x 10۹ ya
۱۲۸I + ۱۲۹I → ۱۲۸Xe + ۱۲۹Xe Meteorites and pantesimals condense. ۴٫۵۵ x 10۹ ya
۱۴۷Sm → ۱۴۳Nd decay Moon formed by the collision of a giant plantesimal with Earth. ۴٫۵۰ x 10۹ ya
U and Th decay sequences Oldest crystal rocks form. ۳٫۸۵ x 10۹ ya
۱۳C/ ۱۲C ratios in zircons Life emerges on Earth. ۳٫۸ x 10۹ ya
Banded iron deposits of Fe+O۲ Atmospheric O۲ begins rising and fluctuating. ۳٫۸ to 1.8 x 10۹ ya

 

وقایع از ازل (بدو گیتی  (تاکنون روش و ابزار‌های علمی‌ شناخت

 

TECHNIQUES and TOOLS

(How the Scientists Know)

EVENTS TIME
Steranes (derived from steroids) present in Australian shales First cells with nuclei emerge. ۲٫۵ x 10۹ ya
Zircon U → Pb dating of carbon and boron isotope-ratio anomalies and anomalous sedimentation patterns (e.g. cap-carbonates) Last “snowball” Earth. ۶۰۰ x 10۶ ya
Fossil records Cambrian explosion. ۵۲۵ x 10۶ ya
Fossil records Greatest mass extinction in Earth’s history; 90% of all species disappear. ۲۵۱ x 10۶ ya
Iridium layer; ۲۳۵U and ۲۳۸U decay Chixulub meteor wipes out the dinosaurs. ۶۴٫۵ x 10۶ ya
Sea floor cores Isthmus of Panama closes off Pacific and Atlantic Oceans. ۳٫۵ x 10۶ ya
Sea floor cores Large-scale glaciers appear ۲٫۸ x 10۶ ya

 

وقایع از ازل (بدو گیتی (تاکنون روش و ابزار‌های علمی‌ شناخت

TECHNIQUES and TOOLS

(How the Scientists Know)

EVENTS TIME
۴۰Ar/۳۹Ar and۱۸O/۱۶O ratios Orbit variations trigger monsoon cycles. ۱۵۵۰۰۰ ya
Coral growth record Sudden sea-level rise as previous ice age ends. ۱۲۵۰۰۰ ya
۱۴C dating of pollen mudwasp nests Australian cave paintings created. ۱۷۰۰۰ ya
Tree rings End of last ice age. ۱۰۹۰۰ ya
۱۴C dating and isotope ratios Oetzi the Iceman lived and died in the European Alps. ۵۳۰۰ ya
Tree rings Today’s oldest bristlecone pines sprouted. ۴۹۰۰ ya
۱۴C dating Stonehenge built. ۴۸۰۰ ya
۱۴C dating Egyptian pyramids built. ۴۵۱۰ ya
۱۴C dating Oldest alphabet created by Phoenicians as in King Sesostris of Egypt Calendar. ۳۸۸۱ ya

 

 

وقایع از ازل (بدو گیتی (تاکنون روش و ابزار‌های علمی‌ شناخت

TECHNIQUES and TOOLS

(How the Scientists Know)

EVENTS TIME
۱۴C dating of organic materials in paint Pecos Cave paintings created. ۳۸۶۵ ya
۱۴C dating of plaster Roman amphitheater in Merida, Spain built. ۱۹۰۰ ya
۱۳C/۱۲C ratios Orinoco Indians cultivate beans and maize. ۱۶۰۰ ya
۱۴C in plaster Elaborate Portuguese villas built in Roman style. ۱۴۳۰ ya
Tree rings Medieval Warm period; Vikings in Greenland. ۱۴۰۰ to 600 ya
۱۴C dating and ۱۳C/۱۲C ratios Native Americans in Midwest USA learn to plant corn. ۹۰۰ ya
۱۴C in plaster and tree rings Cathedrals in Aland Islands, Finland, built. ۷۳۰ ya
Tree rings and carbon isotope ratios Anasazi civilization in Chaco Canyon collapses. ۷۱۰ ya
Tree Rings Little Ice Age. ۶۰۰ to 200 ya

 

وقایع از ازل (بدو گیتی (تاکنون روش و ابزار‌های علمی‌ شناخت

TECHNIQUES and TOOLS

(How the Scientists Know)

EVENTS TIME
۱۴C in plaster Tower in Newport, Rhode Island, built. ۳۲۰ ya
Neutron activation Spanish forger illustrates medieval manuscripts. ۱۲۵ ya

­


«بیهودگی عمر[۱]»

ر. رخشانی

در هَرج و مَرجِ حس،

پیرمردِ یاد هنوز

به افکارِ پس از همآغوشی،

به گفتگویِ مجسمه­ ها،

به سقوطِ وهمناکِ تولد

یا صُعودی به قله­ ی مرگ،

به سفیدیِ کاغذی که کور می­ کند

و به فریادی که انسان ­ها

سکوت ­اش می ­نامند،

می ­اندیشَد.

به این که آدمی

هزاره­ هاست خاک شده است

و آوایِ چَنگ در گودالی هولناک می ­پیچَد،

که باری، پرندگانِ مهاجر

بر پهنایِ دریاها

به دنبال ­اش پرواز می ­کنند!

بَربَرها هنوز

کاروان ­ها را بسویِ بهشتی می­ رانند

که در آن

انسان

شهید متولد می ­شود،

بسویِ جزیره ­ای در دریایِ زمان

که در آن

هیچ چیزی نیست جُز سنگ،

نه انسان و نه منزل

نه سرما و نه گرما

نه خدا و نه آتش،

تنها جنگلی از سَنگ.[۲]

در دیگر سو،

سرزمینی ­ست که در آن

خون و زندگی و هَمه­ چیز،

شیشه ­ای­ ست، و سُرخ

و آدم­ ها در سُرخی می ­رقصند

و دریاچه ­ها و آسمان سرخ ­اند،

اما هزاره­ هاست

که در آن آتشی برپا نمی ­شَوَد.

در باغ ­های ­اش

میوه­ هایی می ­رویند که نمی ­شناسی،

در گورستان ­های ­اش

بر جنازه­ ها چنگ می ­نوازَند،

و آدمی

در سلولی تاریک زاده می ­شوَد.

خورشیدش در امواج

آنچنان ناپدید می ­شوَد

که پایانِ روز را

از پایانِ دنیا نمی ­دانی،

و این که آیا هرگز

آدمی

رازِ تمامیِ رازها را

در وُجودِ خویش خواهد یافت؟[۳]

پیرمرد

در موجِ حس،

دیگربار

تصویرِ متلاطمِ خویش را می ­نگرَد

و می ­پرسد:

«آیا تنها بازمانده من ­ام؟

آیا هنوز همراهی هست؟

یا آیا تمامِ عُمر

بیهوده بود؟[۴]»

—————————

[۱]

Rakhshani, R. Selected Poems. Craetespace, An Amazon.com Company, 2014.

[۲]

“زندگانی‌ داستانی‌ پر غیظ و سر و صداست که ابلهی تعریف می‌کند و حاکی از هیچ چیز نیست.”

مَک بِثِ شکسپیر­

[۳]

“بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست    از خود بطلب هرآنچه خواهی‌، که تویی”

       نجم الدین رازی

[۴]

مفهوم جمهوری اسلامی در شعار “استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی،” هرگز برای مردم ایران درخواستی‌ برای نظام نکبت ولایت فقیه امروزی نبود، بلکه برای جمهوری اسلامی ای انسان گرا، آزادی خواه، پاک و صادق و مستقل بود. نه برای این نظام نکبت جنایتکار، تهدیدگر، بی‌ پرنسیب و فاسد.

هیچیک از سردمداران نظام نکبت (از رهبر تا رئیس جمهور‌ها تا روسای قوه قضاییه و دیگران)، حتی یک مدرک از پیش از انقلاب، از خود ندارند که نوشته و گفته باشند و یا نشان دهند که از زمان انقلاب و از ابتدا آنها خواستار مثلا قانون قصاص بوده ا‌ند، تا ثابت کنند که آنها از پیش از انقلاب خواستار تازیانه زدن و قطع عضو و سنگسار بوده ا‌ند.  برداشت مردم ایران در زمان انقلاب از اسلام و از شعار جمهوری اسلامی هرگز این برداشت قشری واپسگرای فعلی “خودی و غیر خودی” نظام نکبت نبوده و هنوز هم (در بیشتر موارد) نیست.

در واقع شکست انقلاب (بویژه بدلیل جنگی که آقای خمینی یکی از مسببین آن بود و نعمت خواند) و همچنین شکست درخواست‌ های مردمی آن انقلاب، موجب شکل گیری تدریجی این نظام نکبت و قدرت گیری تدریجی  چنین نمایندگان قشری اغلب کژمنش و فاسد و بی‌ پرنسیب نکبت آن شد.

بخشی از روحانیون شیعه (که شامل بیشتر سردمداران فعلی نظام نکبت هم می شوند) ، از انقلاب مشروطه تا کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب ۵۷ تا کنون، سمبل فساد و خیانت به خواست‌ ها و درخواست‌ های مردمی ایران بوده ا‌ند و هستند. بسیاری تحصیل کرده‌ ها و روشنفکران (سوداگر و کاسبکار) ما هم، اغلب در تجاهل (تظاهر به نادانی) مشاطه گر همین قشر متحجر هستند، البته به بهانه مبارزه با استکبار یا با امپریالیسم، یا مبارزه با اسلام ستیزی و غیره. البته تجاهل و بی‌ شرمی را ، و تهدید دگراندیشان را در نظام نکبت ولایت فقیه پایانی نیست.

(Morality vs Ethics)برای نوشته ای کوتاه در مورد اخلاقیات و منش، لطفا رجوع بفرمایید به پی نوشت الف.


پی­نوشت الف:            “کردارها و ذاتِ آدمی”

مَباحثِ  Ethics به کردارها و به ارزش‌ هایِ منزلتی ­ای‌ که فرازمانی‌-فرامکانی (جهانی‌) هستند اشاره دارند و در مباحثِ سنت و مدرنیسم اغلب مطرح نشده ­اند. برای نمونه چه در جَوامعِ سنتی‌ و چه در جَوامعِ مدرن، کِردارِ نیک ( برایِ مثال شجاعت) موردِ تایید است. اما مَباحثِ اخلاقیات (Morality) به هَنجار‌هایِ فرهنگی‌ و ضوابط زمانی‌-مکانی ­ای (بومی‌) اشاره دارند که اغلب موضوعِ تنِش در مَباحثِ اجتماعی مابینِ برداشت‌ هایِ جَزم ­اندیشانه و اِنگاشت‌ هایِ نسبی ­گرایانه هستند، و این مباحث اغلب در قلبِ مباحثِ سنت و مدرنیسم­ اند. هرچه در دنیایِ مدرن امروزی، جامعه ­ای سنتی ­تر باشد،‌ اغلب، اصرارِ کارگزارانِ ساختِ قدرتِ آن جامعه بر مَباحثِ اخلاقیات  (Morality) بیشتر، و فَرارِ کارگزارانِ ساختِ قدرتِ آن جامعه هم از مباحثِ  Ethics در بیشترِ مَوارد مشهودتر است[۱].

 

برای مثال در مَباحثِ Ethics، کج ­آموزی بَدکرداری ­ست، کژمنشی ­ست[۲]. کج ­آموز، شخصی‌ کژمَنش یا بَدکردار (Unethical) است اما می ­تواند دروغگو، مزور، نانجیب و غیراخلاقی(‌Immoral) نباشد، می ­تواند هم باشد. بَدآموزی بی ­فضیلتی ­ست. کج ­آموز، آگاهانه یا ناخودآگاه، کژمَنش (Unethical )  است. شخصِ بَدکردار و کژمَنش در کردارِ خود (اغلب در کج ­آموزیِ خود یا در نابخرَدیِ خویش) به وقار و مَنزلت و ‌شان و شعورِ آدمی‌ بی ­احترامی می ‌کند،  Unethical است. کج­آموز ممکن است دروغگو نباشد اما برایِ منافعِ “خودی،”[۳] مثلا برای کَسبِ شهرت یا آزِ پول، یا در وَسوَسه ­یِ “قدرت، ” اغلب زمانی‌-مکانی و کژمَنش  (Unethical)  رفتار کرده، بَدآموزی می‌ کند.

بدین مفهوم هر شخصِ کژمَنش یا بَدکردار (Unethical)، لزوما شخصی‌ بی ­اخلاق  (‌Immoral)  نیست، اما فردِ بی­اخلاق (‌Immoral)  مسلما بَدکردار یا کژمَنش  (Unethical)  نیز هست.

 

بنابرآنچه گفته شد و به باور من، اگر ما نیز در هر برهه از زندگیِ‌ خود، بَدکرداری یا کژمَنشی (از قبیلِ کج ­آموزی، زیادت ­اندیشی‌، حرصِ شهرت، آزِ “قدرت” یا پول، نابِخرَدی و غیره) کرده ­ایم و می ­کنیم، اغلب در شکل ­گیریِ ساخت‌ هایِ نکبت ­بارِ قدرتِ این زمانه­ نقش داشته ­ایم و داریم، و در قربانی ­شدنِ آنهمه انسان والا و بی ­گناه که در ساخت ‌هایِ نکبت ­بارِ زمانه­ (که اغلب ما نیز با کژمنشی خود در ایجاد­شان سهیم بوده ­ایم) از بین ­رفته ­اند، مسئول ­ایم، و تا وقتی‌ که کژمَنشیِ پیشین خود را در شکستنِ ارزش ‌هایِ مَنزلتیِ فرازمانی‌-فرامکانی، به ­نحوی ریشه ­ای در کردارِ کنونِ خویش نقد نکنیم، و تا زمانی‌ که خود و رفتار‌هایِ نادرستِ خویش را (از قبیلِ ریا، خشونت به ضعیف، قدرت ­طلبی، کیشِ شخصیت، خودکامگی، کاسبکاری، غرور و فریب و غیره) و کارنامه ­یِ کَژکرداری ­های (Unethical Conduct)  خود را مرور نکنیم[۴]، تنها در لیمیاسازی و بَندبازی ‌هایِ روشنفکریِ خویش، آگاهانه یا ناخودآگاه، ساخت ‌هایِ نکبت ­بارِ قدرتِ این زمانه­ را استمرار می ­دهیم. البته برای نمونه، اغلب بِرخی از بَدکرداری­ هایِ سیاهِ پیشین را نیز سه گزینه بیش نیست: یا نقد کردارهایِ ذاتیِ خویش، یا خودکشی، و یا “زندگیِ” نکبت ­بار در تزویر و  “تظاهر به خواب.

 

آری، من هم باور دارم که انسان عوض می ­شود، یعنی‌ اغلب فکرش دیگر می ­شود، حتی روش ­هایِ خویش را هم ممکن است مرور ‌کند و اغلب می ­تواند برداشت‌ هایِ جدید پیدا ‌کند، اما ذاتِ آدمی[۵] (که بخشی ژنتیک و بخشی دیگر در کودکی اکتسابی ­ست) و ضمیرِ کردار‌هایِ انسانی، و سرشت و ریشه ­ی مَنشِ آدمی‌ است عوض نمی ‌شود[۶]، دیگر نمی ‌شود و اغلب در پیچش ‌هایِ زندگی‌ و در کوره ­یِ حوادثِ دشوار، دیگربار و دیگربار نمایان می ­شوَد[۷] (مگر در نقدِ بی ­پایان و نقدِ مستمرِ کردارهایِ ذاتیِ پیشین و کنونِ خویش. )

 

و زمانه­ ی ما، زمانه ­یِ غریبِ سرشار از تناقضی ­ست[۸] و این مَباحثِ جدی، اغلب آنچنان در گم­ گشتگی ‌ها و در بِرخی کج ­آموزی ­های “اتوریته”ها و در ماستمالی ­کردنِ مباحث و در بِرخی کژمَنشی ­ها و بدذاتی ­های “مشاهیر درهم می ­شوند[۹] و آنچنان در بیشترِ موارد، این مَباحث پیچیده به­ نحوی ساده ­انگارانه و تقلیل ­گرایانه[۱۰] به حاشیه رانده می ­شوند

[۱]

برای نمونه به بد حجابی و نانجیبی اصرار می ورزند، اما در همان کشور بزرگ ‌ترین دزدی و اختلاس تاریخ می شود یعنی بزرگ‌ ترین بی‌ عدالتی به مال باختگان می شود و می گویند: اینقدر کشش ندهید! همین معلم اخلاقیات با “کشش ندهید گفتن،” در کردار، در رفتار، و در منش به خودی‌ های نظام نکبت پیام فرستادند تا دزدی‌ ها و اختلاس‌ ها ده‌ ها برابر شود، و شد. البته مسلما خودی ‌ها و حتما بیت همین معلم اخلاقیات، از چنین اخلاقیاتی  ( ! ) هم بهره مند شده ا‌ند، و شاید بهمین دلیل است که نام بسیاری از دزد ها، ناگفته باقی ماند.

لطفا رجوع کنید به: “هیچ چیز در تاریخ معاصر هیچ کشوری از آسمان فرود نیامده است” در لینک زیر:

https://melliun.org/iran/196757

[۲]

اگرچه ما امروزه مَنِش (Ethics) را در بیشتر موارد بمفهوم خوی و رفتار و عادت و حتی طبیعتِ آدمی‌ بکار می ‌‌بریم، اما ریشه­ ی این واژه از مصدر منیتن در زبان پهلوی بمفهوم اندیشیدن بر پایه­ ی کردار درست است، و یا بمفهوم کرداری متکی‌ بر اندیشه ­ی درست داشتن است. بدین معنی، مَنِش را می ‌‌توان بعنوان دقیق ‌ترین واژه­ ی فارسی برابر (Ethics) بکار برد.

ما از این مصدر در زبان فارسی امروزی واژه ­ی دشمن را هم داریم که از دو بخش دش (در پهلوی دوژ یا دژ به معنی‌ ضدّ که در واژگانی چون دشنام و دشوار، و همچنین دژم و دژآگاه نیز هستند) و من (از مصدر منیتن) است . بنابراین معنای دقیق واژه­ ی دشمن، مخالفّ ­اندیش بدکردار است. دشمن یعنی بدکردار ضدّاندیش. اسم‌ هایی‌ از قبیل بهمن و هومن هم از همین ریشه و به معنای خوش ­اندیشِ خوب­ کردار هستند . واژه­ ی منیتن به کرات در متون باقیمانده­ ی مانوی بکار رفته است.

مَباحثِ مَنِشی (Ethical) به کردارها و به ارزش‌ هایی منزلتی‌ که فرازمانی‌-فرامکانی-فرافرهنگی‌ (جهانی‌) هستند اشاره دارند و در مباحثِ سنت و مدرنیسم اغلب مطرح نشده­ اند. برای نمونه چه در جَوامعِ سنتی‌ و چه در جَوامعِ مدرن، کِردارِ درست (برایِ مثال شجاعت) موردِ تایید است. اما مَباحثِ اخلاقی (Moral) به هَنجار‌هایِ فرهنگی‌ و ضوابطی زمانی‌-مکانی (بومی‌) اشاره دارند که اغلب موضوعِ تنِش در مَباحثِ اجتماعی (فلسفی، دینی‌ و ذهنی‌) مابینِ برداشت ‌هایِ جَزم ­اندیشانه و اِنگاشت ‌هایِ نسبی ­گرایانه هستند، و این مباحث اغلب در قلبِ مباحثِ سنت و مدرنیسم ­اند.

برایِ مثال، خِرَدمندی، عدالت، اعتدال و شجاعت؛ آداب و مناسک و کردار‌هایِ فضیلتی ­ای فرازمانی‌-فرامکانی-­فرافرهنگی و مَنِشی  (Ethical) هستند.

در حالیکه در نقطه­ ی مقابل؛ تزویر، ریا، بی­­ وفایی، نانجیبی و غیره، باور‌هایِ فرهنگی‌ و رفتار‌هایِ زمانی‌-مکانی و در بیشترِ موارد غیراخلاقی‌ یا  (Immoral)  شمرده می­ شوند. برای نمونه آنچه اغلب در فرهنگی‌، در زمانی‌ معّین نانجیبی اِنگاشته می­ شود (برایِ مثال بی ­حجابی،) در فرهنگی‌ دیگر نانجیبی نیست. حتی برداشت‌ های اخلاقی در درون فرهنگ هم تغییر می کنند. برای نمونه ۴۵ سال پیش، زنی ایرانی دامن می پوشید و بعنوان سپاه بهداشت به درمانگاهی در اقصی نقاط کشور می رفت و برای مردم خدمت می کرد، و هیچ احدئ هم وی را نانجیب نمی شمرد.  یا در آمریکای ۱۸۰ سال پیش نه تنها برده داری قانونی بود بلکه غیر اخلاقی هم شمرده نمی شد، اما امروز کمتر شهروند ایالات متحده است که برده داری را مذموم و غیر اخلاقی نشمرد.

به دیگر سخن، فردی می تواند (در فرهنگی) اخلاقی (moral)  یا نجیب شمرده شود و یا حجاب را رعایت کند، ولی در منش، در کردار، در رفتار کژمنش (unethical)  باشد، برای مثال دزدی کند یا اختلاس کند. برعکس، انسانی (ethical)  درست منش (علیرغم بی ‌حجابی یا دیگر باور‌های فرهنگی و زمانی، مکانی) در ابعاد انسانی و جهانی، همواره انسانی اخلاق-محور (moral)  هم شمرده می شود. در دنیای مدرن منش (ethics)  بر اخلاقیات (morality)  اولویت دارد و از اهمیت انسانی بالاتری برخوردار است.

نکته ­ی دیگر اینکه، نابِخرَدی و کج­ آموزی، در همه­ یِ زمان ‌ها و فرهنگ‌ ها، کژمَنِشی و بی ­فضیلتی­ ست و یا بِزدلی در همه­ یِ زمان‌ ها و فرهنگ‌ ها بدکرداری و کژمَنِشی­ ست.

هرچه در دنیایِ امروز، جامعه ­ای سنتی ­تر باشد،‌ اغلب اصرارِ کارگزارانِ ساختِ قدرتِ آن جامعه هم بر مَباحثِ اخلاقی (Moral) بیشتر، و فَرارِ آن کارگزاران از مباحثِ مَنِشی  (Ethical) ،در بیشترِ مَوارد، مشهودتر است.

نکته ­ی آخر اینکه، در بیشتر موارد کارگزاران سنتی‌ اخلاقیات  (Morality) بر خوبی‌ و بدی،‌ بی­ حجابی، بی­­ وفایی، نانجیبی و غیره، و یا نیکی‌ و پلیدی انگاشت ‌ها اصرار می ‌‌ورزند، در حالیکه انسان مدرن و مَبحثِ مَنِش (Ethics) اغلب به درستی‌ و نادرستی کردارها توجه می‌‌ کند. بدین مفهوم، مباحث اخلاقی  (Moral) اغلب زمانی‌-مکانی، فلسفی‌، دینی‌ و ذهنی‌ هستند، و مباحث مَنِشی  (Ethical) فرازمانی‌-فرامکانی-فرافرهنگی‌ (جهانی‌) و عینی و علمی‌ شمرده می ‌‌شوند.نگاه کنید به:

Ort, L.J.R. MANI: A Religio-Historical Description of His Personality. Leiden: E. J. Brill, 1967.

Rakhshani, R. Confoundedness: The Struggles of a Civil Movement. Charleston, SC, USA : CreateSpace, 2009.

[۳]

Habermas, J. “The Inclusion of the Other.” Translated by C. Cronin and P. De Greiff, Cambridge: Polity Press, 1998.

[۴]

“به که ما نیز راستی‌ سازیم     تیر بر صید راست اندازیم،”    داستان “بهرام در گنبد زرد،”

هفت پیکر نظامی گنجوی

[۵]

Ehrlich, Paul R. “Human Natures.” Washington D.C.: Island Press, 2000

Habermas, J. “The Future of Human Nature.”  Cambridge: Polity Press, 2003.

[۶]

ر.ک. به جوهر الذات،

عطار نیشابوری

[۷]

درختی که تلخ اش بود گوهرا     اگر چرب و شیرین دهی مرورا

همان میوه تلخ آرد پدید            ازو چرب و شیرین نخواهی مزید

ابوشکور بلخی

[۸]

ساخت نکبت ­بار کنونی این جهان برآیند سامان‌ های کشوری است، و ساخت آن کشور‌ها نیز هریک متاثر از برآیند نیروهای روشنفکری داخلی‌ خویش و برساخته­ ی رفتارها و کردارهای مدنی، سیاسی و یا اقتصادی (مالی‌) روشنفکران خود است. به نظر من علم و شعر و هنرهای دیگر اصالتا هیچ نقش و وظیفه و تعهدی در این ساخت ندارند. وظیفه و تعهدی اگر هست به عهده­ ی اندیشمندان علمی و شاعران و هنرمندانی (و دیگر روشنفکرانی) است که غمی انسانی‌ دارند. به گفته‌ ی زنده ‌یاد شاملو:  “شاعران و هنرمندان هم که موجوداتی عیسی ­بافته و مریم ­تافته نیستند، بخشی از همان روشنفکران ­اند و از دیگران تاثیر گرفته، تاثیر می ‌‌گذارند. متأسفانه در حال حاضر گروهی از آنها مبلغان این فکر مکتبی‌ و آن عقیده­ ی خاص ­اند که فرقه ­ای)خودی و غیر‌خودی( و ایلیاتی و یا (اگر سیاسی باشند) حزبی عمل کنند و خطر‌شان به ناچار بیش از خطر آژیتاتور‌های فریب ­خورده یا تبلیغات­ چی‌‌ های پاردم ­ساییده­ ی عقاید مشکوک مکتبی،‌ ایدئولوژیک، سیاسی یا اقتصادی (مالی‌) است که هریک به راه منافع خاص خودشان می ‌‌روند. “

گروهی در علم و شعر و هنر به چشم حرفه و نان‌ خانه و آش‌ دانی‌ نگاه می‌‌ کنند و در واقع کشک خودشان را می ‌‌سابند یا در نهایت گرفتار محرومیت ‌ها و غم و غصه‌ های شخصی‌ خودشان ‌اند: اگر به شکوفایی غریزی برسند، گمان می ‌‌کنند اولین موجوداتی هستند که چیزی به اسم علم و  عشق را کشف کرده‌ اند و اگر گرفتار غربت شوند، گرفتار این تصور هم می ‌‌شوند که اولین غریب ‌الغربای تاریخ‌ اند. در این میا‌‌ن روشنفکرانی دیگر نیز هستند که اغلب چشم ‌اندازی دورتر از نوک ‌دماغ‌ شان ندارند، غمی انسانی‌ ندارند و افق ‌شان همگانی (انسانی‌) نیست. در شرایط عالی ­تر، اندیشمند علمی یا هنرمند راستین‌ نیازمند مخاطبی است که درد و غم انسان را درک کند و متأسفانه چنین مخاطبانی سر راه نریخته است. از این گذشته، چنان اندیشمند یا هنرمندی مدام باید گرفتار دغدغه ‌ی اشتباه نکردن و سخن منحرف به میا‌‌ن نیفکندن باشد (تا رسانه‌ های نکبت سؤ استفاده نکنند) و پرسش این است که کیست که به راستی‌ بتواند ادعا کند که از اشتباه بری است و آنچه به میا‌‌ن می‌‌ آورد حقیقت محض است؟

نگاه کنید به: “بازنگری به مقوله‌ ی هنر” و همچنین به “برداشت ‌های سپید و سیاه و تعصب‌ ها” در پی ­نوشت کتاب:

Rakhshani, R. Selected Poems. CreateSpace Independendent Publishing Platform, 2014.

[۹]

گر جان بدهد سنگ سیه، لعل نگردد       با طینت اصلی چه کند، بدگهر افتاد

سعدی

[۱۰]

Taylor, Mark C. “The Moment of Complexity.”Chicago: The University of Chicago Press, 2001.

————————-

بخش ۷۶ این نوشته


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.