ایجاد اتحادیه کشورهای افغانستان و آسیای میانه با فرهنگ و زبان فارسی با ایران یک ضرورت تاریخی است

چهارشنبه, ۲۳ام مهر, ۱۳۹۹
اندازه قلم متن

prof.sadegh-masserat

مقاله کامل پرفسور صادق مسرت- عضو فر هنگستان علوم پزشگی ایران

تاریخ از ابتدای وجود، پر از حوادث و رویدادهای آشوب زا و تفرقه آمیز همراه جنگهای فراوان بین ملیت های مختلف که همیشه با از بین رفتن دهها هزار انسان و ویرانی شدن مناطق اباد و شهر های کشور های متخاصم همراه بوده است. اگر بگذشته کشور خود رجوع کنیم بزرگترین نابودیها را در زمان حمله وحشیانه مغول می بینیم که دشمنی آنها با مردم عادی سبب خرابی و ویرانی کامل تمام شهر های چند استان از جمله خراسان و شهر تاریخی نیشابور و از بین رفتن آثار تمدن و فعالیت نسلها از مردم عادی در این منطقه تاریخی بوده است. تجزیه و تحلیل این نابودی ها، انسان را متوجه افکار جنون آمیز و دیوانه­وار چند حاکم خونخوار و قدرت طلب میاندازد که در مغز آنها چیزی جز بزرگ طلبی قومی و نژادی و فکر خام ایجاد حکومت قدرتمند بر دگر اندیشان برای مدت کوتاه، نبوده است. در تاریخ چند قرن گذشته در فواصل مختلف، اروپا با لشگرکشیهای شاهان برای تسخیر کشور های دیگر واغلب با پشتیبانی کلیسا ویا فقط بعلت داشتن عقاید جدید مذهبی مردم صورت گرفته است که نمونه آنان مهاجرت اجباری مردم پروتستان وطرفدار لوتر و کالون از فرانسه به آلمان و سویس و جلوگیری از کشته شدن آنها بوسیله کاتولیک ها در قرن پانزدهم میباشد.

نگاهی به نسل کشی های چند دهه اخیر بین اقوام افریقائی از جمله در شمال سودان بر علیه مردم جنوب آن کشور با مرگ دو میلیون نفر ودر کنگو با مرگ پنج و نیم میلیون نفر ودر بوروندی با کشتن چند صد هزار نفر ودر اروپا با قتل چند هزار نفر مسلمان بوسنی بوسیله صربها در مرکز اروپا در ۲۵ سال قبل بی­شباهت با حمله مغول در چند قرن پیش نبوده است که متاسفانه با اشکال و شدت مختلف نه تنها سبب کشتن آنها بلکه بی خانمانی افراد بشر و مهاجرت آنان به کشورهای دیگر برای همیشه گشته است.

جنگهای خانمان سوز بین کشورهای اروپائی از جمله آلمانها با همسایگان خود که در صدر آن با فرانسه وبعد انگلیس (در سالهای ۱۹۱۸-۱۹۱۴ که به جنگ جهانی اول نامیده میشود) که با شکست این کشور و از دست دادن یک استان مرزی خود الزاس و از بین رفتن جان بیش از ۱۸٫۵ میلیون تن خاتمه یافت. برای مردم المان از دست دادن یک استان توسط فرانسه یک زخم بزرگ متصور میشد. وجود هیتلر با ایده برتری نژاد ژرمن بر دیگر نژادها و دشمنی او با یهودیها سبب بروز جنگ دوم جهانی شد که با مرگ جمعا بیش از ۶۱ میلیون نفر و خرابی تمام شهرهای صنعتی المان توام بود. این فاجعه های بزرگ نمودار وجود افکار جنون امیز تعداد کمی از رهبرانی است که با تبلیغات برتری خواهی و دشمن ستیزی و نژاد پرستی مردم عادی را دنباله رو خود کرده و از تحریک احساسات آنان برای مقاصد ضد انسانی و جاه طلبانه خود سوء استفاده کرده و آنان را وادار به تباهی کامل زندگی خود میکنند.

 از جنگ جهانی دوم بیش از ۷۵ سال میگذرد. سیاستمداران جنگ زده اروپا پس از چند دهه بالاخره به این نتیجه رسید ند که پیشرفت و زندگی مردم اروپا فقط با داشتن سیاست صلح جویانه و پرهیز از زیاده طلبی و برتری جویی و همگامی با هم عملی میباشد. وجود دو شخصیت تجربه دیده و واقع بین در مورد نتیجه جنگهای اروپا یعنی ژنرال دوگل از فرانسه و صدراعظم آلمان آدنائر که هر دو جنگ دوم جهانی و بدبختی های آنرا تجربه کرده بودند، باعث شد که این دو کشور متخاصم بهم نزدیک و دست دوستی و همکاری بهم دهند. این دو رهبر آشتی دو ملت فرانسه و آلمان را با ایجاد روابط دوستانه و ملاقاتهای پی در پی نسل جوان دو کشور در خانواده های خود بوجود آوردند. این آشتی و همکاری نزدیک، توانست زمینه بوجود آمدن شرایط برای ایجاد یک اتحادیه اروپائی با شرکت ۲۸ کشور، چهل سال بعد از جنگ جهانی دوم را عملی سازد که در آن مرزها از بین رفته و با داشتن یک واحد پولی، عبور و مرور و نقل و انتقال و دادوستد آزاد و انتخاب کار و شغل در هر کشور اروپائی برای همه در حکومت های آزاد و دموکراتیک را فراهم نمود. باید در نظر داشت که ایده صلح بین ممالک همسایه در اروپا در افکار خیلی از بزرگان دوراندیش و خیر خواه اروپا از قبل وجود داشته و در فواصل زمانی مختلف زمینه را برای ایجاد صلح.واتحاد فراهم کرده است. از جمله نویسنده شهیر فرانسه ویکتور هوگو در کنگره صلح جهانی که در سال ۱۸۴۹ در پاریس تشکیل شد در نطق افتتاحیه خود چنین پیشگوئی کرد(۱) که امروز به حقیقت رسیده است: “روزی خواهد آمد که جنگ یک پدیده مسخره آمیز و شوم میان پاریس و لندن و بین سن پطرزبورگ و برلن و. .. بنظر خواهد آمد. روزی میاید که کشورهای اروپائی بدون از دست دادن عادات و خصوصیات مختلف زندگی خود یک وحدت عالی برادرانه وخانوادگی اروپائی(۲) را بوجود خواهند آورد و روزی خواهد آمد که کشمکش و نزاع از بین رفته و جای خود را به همکاری و داد و ستد اقتصادی و تبادل آراء و عقاید نو خواهد داد. و روزی خواهد رسید که بر خورد توپ و تانگ جای خود را به همه پرسی عمومی برای ایجاد اتحادیه بزرگ خواهد داد. ایجاد یک اتحادیه بین اروپا و امریکا که با هم در حوادث جهانی بسیار اثرگذار خواهد بود.

امروز بیش از ۳۰ سال است که از زمان ایجاد تشکیل اتحادیه کشورهای اروپا میگذرد خروج انگلستان با رای کمی بیشتر از نیمی از مردم انگلستان (۵۱٫۵%) که ناشی از رای افراد مسن و جنگ دیده انگلوفیل بوده است و همچنین نغمه های جدائی­طلبی بعضی از گروههای ناسیونالیست و نژادپرست در بعضی از کشورهای اروپا ممکن است از اهمیت وحدت اروپا کاسته باشد ولی اکثریت مردم اروپا ایجاد این اتحادیه رایک پدیده بزرگ تاریخی در قرن جدید تصور نموده و وجود امنیت و برخورداری از نعمت صلح و آرامش اروپا را که با رفاه زندگی اجتماعی هم همراه بوده است ارزشمند دانسته و حاضر به ترک آن نیستند وجود این اتحادیه میتواند الگوی ارزشمندی برای ایجاد اتحادیه های شبیه آن بین کشور های دیگر جهان باشد.

اگر ما به تاریخ کشور خود رجوع کنیم میبینیم که کشورهای همسایه ما افغانستان و کمی دورتر تاجیکستان و ازبکستان در شمال شرقی ایران همه تحت لوای حکومت هخامنشی و ساسانی با ما سابقه تاریخی داشته وبعد از اسلام و قبل از حمله مغول هم قرنها با ما تحت حکومت سامانیان متحد بوده و بر خلاف کشورهای اروپای متحد که با ۲۴ زبان مادری مختلف صحبت میکنند با ما همزبان هستند و مردم همه کشورهای شمال غربی ایران شامل ارمنستان و گرجستان و آذربایجان در سرزمین قفقاز هم تا اوایل حکومت فتحعلی شاه قاجارمتعلق به ایران بوده و با شکست ایران در جنگ با روسیه تزاری مطابق قراردادهای گلستان در ۱۸۱۳ و ترکمنچای در ۱۸۲۸میلادی از ایران جدا شده و بعد از یک قرن هم تحت حکومت کمونیستی جزو جمهوریهای سوسیالیستی حاکمیت نسبی محلی داشته­اند که با فروپاشی حکومت روسیه شوروی در ۳۰ سال پیش یعنی ده سال بعد از انقلاب جمهوری اسلامی همه این کشورها با سابقه وابستگی به ایران استقلال کامل خود را بدست آوردند. ایران اسلامی هم در این دوره زمانی درگیری جنگی با صدام حسین داشته و توجه خود را بجای ایجاد روابط نزدیک با کشورهای آزاد شده از قیمومیت کمونیست ها با سابقه تعلق و وابستگی به ایران معطوف به افزایش نفوذ در کشورهای عربی شیعه نشین از جمله عراق و سوریه و لبنان نموده است.

ایران با داشتن سابقه تاریخی و فرهنگی مشترک و هم کیشی با تمام کشورهای همسایه شرقی و شمالی خود که بر خلاف کشورهای اتحادیه اروپا که در دوره های مختلف اغلب با هم در نزاع و جنگ بوده اند جز کشمکشهای بعضی از حکمرانان منطقه­ای هیچگاه درگیری و جنگی ناشی از اختلاف قومیتی با مردم این کشورها نداشته است و بدین لحاظ از فرصت بسیار استثنائی و طبیعی وجغرافیائی و نزدیکی خود با آنها برای همکاری و پیوستگی برخوردار مبیاشد که به بهترین وجهی میتواند از آن استفاده کرده و سعی در ایجاد اتحادیه ای با کشورهای هم تاریخ خود در منطقه مرکزی آسیا بنماید. در ۲۵ سال پیش ایران دست به ایجاد اتحادیه اقتصادی بنام اکو که سالها قبل با کشورهای ترکیه و پاکستان بر قرارکرده وبا اضافه شدن تمام کشورهای آسیای میانه و نا حیه قفقاز  توسعه پیدا کرده بود نمود ولی این پیمان بعلت نا متجانس بودن فر هنگی واجتماعی وسیاسی دو کشور بزرگ منطقه یعنی پاکستان و ترکیه با ایران به جز ایجاد راه آهن به آذربایجان از طریق رشت به آستارا،  هیچ موفقیتی نتوانست کسب کند که از اهمیت برخوردار باشد.

بدیهی است که ایجاد اتحادیه متحد الشکل بین ایران و کشورهای همسایه و اسیای میانه شبیه اتحادیه اروپا بسیار زمان بر بوده و باید گام به گام و اندک اندک با توافق های محدود همکاری و نزدیک کننده بهم در طی چند دهه صورت گیرد که در ابتدای آن همکاری با افغانستان و بعد تا جیکستان باید در صدر اقدامات اولیه برای ایجاد چنین اتحادیه ای قرار گیرد. در راستای چنین همکاری باید اشاره به حضور حدود دوتا سه میلیون نفر از مهاجرین افغا نی که پس از انقلاب چه قانونی و چه بدون مجوز در ایران زندگی کرده اند نمود. آنها بدون شک زحمات سنگینی را با داشتن شرایط نا مساعد زندگی در ایران کشیده  وبه بهبودی اقتصادی ایران کمک ها ی ارزنده ای نمو ده اند که نمیتوان انرا کتمان نمود. مقامات دولتی باید اقامت همه آنان را درایران گرامی داشته و امکانات اموزشی را نه فقط برای افغانهائی که اجازه اقامت دارند، بلکه برای فرزندان آنان نیز بدون استثنا فراهم کرده و داشتن روابط بسیار صمیمانه و برادرانه و نزدیک را هم برای افغان­های مقیم ایران و هم با دولت منتخب مردم افغانستان برقرار نموده و از هر گونه رفتار دگردیسی با آنان و برتری خواهی که از فرهنگ ایران بدور است اجتناب نماید از طرف دیگر باید مشگلات زیادی را که کشور افغانستان گریبانگیر آن بوده و اتحاد آن را با ایران در شرایط موجود ظاهرا ناممکن میسازد مدنظر قرار دهد که مهمترین آن اختلافات قومی با طالبان و زدوخوردهای خصمانه با آنها در نقاط مختلف آن کشور میباشد که زندگی را برای مردم افغانستان در سه دهه اخیر تلخ و پر از مخمصه نموده است. مردم کشور ما میتوانند فقط با افغا نستان متحد و بدون نزاع قومی نزدیک شده و از اتحاد با آن استقبال کنند. فکر و وجود تصور اتحادیه کشورهای اسیای مرکزی با ایران هم میتواند به ایجاد صلح بین گروههای متخاصم در افغانستان کمک کند. از طرف دیگر کشت خشخاش و کانابیس که منبع درآمد جمع زیادی از کشاورزان افغانی میباشد نیز یکی دیگر از موانع ایجاد اتحادیه با ایران خواهد بود که میتواند با کشت زعفران بجای خشخاش که در سالهای اخیر در ناحیه غربی افغانستان شروع شده است روزنه امید به همکاری را تقویت کند. از انجائیکه سطح در آمد مردم دو کشور افغانستان و تا جیکستان نسبت به ایران با وجود اقتصاد کند و ضعیف شده کشورمان تفاوت چشم گیری دارد ممکن است با ایجاد اتحادیه امکان مهاجرت مردم این دو کشور را به ایران تسهیل بخشیده و مشکلات عدیده ای را برای مردم ما بوجود آورد ولی ایران بدون شک در اینده با گشوده شدن راههای بسته شده اقتصادی با کشورهای غربی و اروپا احتیاج مبرم به نیروی کار خواهد داشت و حضور مردم کشورهای دیگر منطقه همانطوریکه در تاریخ اتحادیه اروپا هم دیده شد میتواند بخوبی به اقتصاد ایران و توسعه کشورهای اسیای مرکزی کمک کند.

باید در نظر داشت که ایجاد چنین اتحادیه ای برای کشورهای شمال ایران که هیچ یک از آنان جز گرجستان کوچک راهی به دریای آزاد ندارند با داشتن دسترسی ساده و بدون مخمصه به دریا و اقیانوس بسیار حیاتی بوده و به رشد اقتصادی و توسعه سریع تمام این کشورها کمک میکند بخصوص برای کشور بزرگ ازبکستان با جمعیت ۳۴ میلیونی آن که علاوه بر داشتن گاز و نفت از ذخائر معدنی فراوان و رشد اقتصادی بسیار بالائی در دهه اخیر برخوردار شده است وجود چنین اتحادیه و همکاری با ایران میتواند بسیار پر جاذبه باشد.

در حال حاضر کشورهای اسیای میانه و همچنین ایران بعلت تفاوت و عدم تشابه ساختار حکومتی شرایط لازم و آمادگی برای ایجادچنین اتحادیه­ای را ندارند احتمالا مدت زمان طولانی باید بگذرد تا علاقه های مشترک بهم نزدیک و همکاریهای لازم ابتدا بین تعداد کمی از کشور ها از جمله ایران و افغانستان و تا جیکستان بوجود آید و بعد با کسب موفقیت های اولیه همکاری با کشورهای دیگر مانند ازبکستان و قزا قستان وتر کمنستان توسعه یابد. با ایجاد چنین قدرت منطقه ای و هم بستگی بدیهی بنظر میرسد که پیوند کشور های منطقه قفقاز هم به این اتحادیه پر جاذبه و منطقی باشد. اگر تمام دولتهای این منطقه ازادانه بوسیله اکثریت ارائ مردم انتخاب شوند منافع ملی آنها ایجاب میکند که ضرورت ایجاد این اتحادیه را درک وآمادگی خودرا اعلان نمایند.

 برای هر ایرانی که فر صت دیدار شهر های بخارا و سمرقند و خیوه و دیدن موزه ها با کتابهای ایرانی رادرکشور ازبکستان که همسایه نزدیک ما هم نمیباشد داشته است این هم بستگی تاریخی مردم این کشور را با ما بطور تحیر امیزی حس کرده و خود را در کشوری شبیه ایران با همنوعان خود تصورنموده و از دیدن اثار تاریخی واداب اجتماعی وشباهت آنها با ایران بسیار تعجب میکند. برخاستن بزرگانی چون پدر ادب و شعر ایرانی (رودکی سمر قندی) و علم وطب و فلسفه (ابو علی سینا) و پدر جبر و ریاضی و ستاره شناس (محمد موسی خوارزمی) و معلم بزرگ فیزیک و ریاضی و ستاره شناس و زبان دان (ابوریحان بیرونی) که همه در قرون پیش در این کشور های هم تاریخ با ایران بدنیا آمده وبعنوان دانشمندان ایرانی در جهان امروز سبب افتخار فرهنگ ما ایرانیان شده اند بهترین شاهد این هم بستگی قومی ما با ممالک اسیا ی میانه میبا شند. دیدن مقبره پهلوان محمود که در شهر خیوه در غرب ازبکستان در ۶۰۰ سال پیش میزیست و پهلوان نامدار و شاعر مردمی و بسیار دوست داشتنی آن زمان محسوب میشد نمونه مقبره سعدی در شیراز است که در سقف گنبد مانند و دیوارهای مقبره اش اشعار او بزبان پارسی دیده میشود ومردم عادی این شهر مقبره او را مکان مقدس دانسته وهنگام خروج از فضای مقبره اش صورت به مقبره انجا را ترک میکنند. بدون شک مسافرت مردم ما باین کشور وشناخت فرهنگ و اشنائی با رسوم زندگی آنان میتواند تمام موانع وتصورات جدائئ بودن ماازآنها را از بین برده و شرایط را برای ایجاد چنین اتحادیه ای در منطقه اسیای میانه وایران اماده سازد. باید در نظر داشت که با ایجاد چنین اتحادیه ای ایران قادر خواهد بود با هم اهنگی های اقتصادی نه تنها بر شد و تو سعه مردم خود کمک کند بلکه با داشتن سیاستی واحد بایجاد صلح و ثبات با جمعیت بیش از ۲۰۰ میلیون نفر در این ناحیه جغرا فیائئ وسوق الجیشی مهم وبا بر خورداری از اقتصاد قوی کمک کرده وبا داشتن یک قدرت فرهنگی واجتماعی و سیاسی و اقتصادی واحد نفوذ و دخالت ابر قدرتها را در این منطقه کم کرده و جنبش کشورهای جهان سوم و عدم تعهد هارا تقویت نموده ودر سیاست جهانی اثر گذار باشد. بوجود آمدن یک اتحادیه اسیای مرکزی و جنوبی با کشور های بدون مرز میتواند از نظر توریستی با داشتن یک ویزا برای عبور به همه کشورهای منطقه جذابیت فوق العاده را برای دیدن این منطقه و ایجاد فرصت شغلی فراوان بوجود آورد.

منابع:

۱-Metzidaki A. َ

Victor Hugo and the Idea of the United States of Europe

Nineteenth-Century French Studies

۱۹۹۴:۲۳, Nr. 1/2  ۷۲-۸۴

۲-Fraternite Europeenne


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.