دکتر بهروز بیات:
در گفتگویم با کوروش پارسا در تلویزیون رنگین کمان در مورد علت ها و ریشه های انقلاب ۵۷ با علم به این که پدیده های اجتماعی چند بعدی هستند و نمیتوان آنان را به ابعادی کمترفروکاست اما میتوان جنبۀ برجسته تر و فرادست اش را یافت که تا اندازۀ زیادی به توضیح پدیده کمک کند. من در توضیح این مهم کوشیدم و گفتم:
۱٫ سیستم های یا حکمرانی های دیکتاتوری پاینده نیستند و دیر یا زود از پایداری خارج خواهند شد با پیامد های غیر قابل محاسبه.
۲٫ ۲٫ مصداق های تاریخی آین مدعا را در دوران معاصر پس از جنگ دوم جهانی برشمردم که از شرق آسیا تا جنوب و غرب اسیا تا شمال افریقا تا اروپای جنوبی و سپس اروپای شرقی تا امریکای مرکزی و جنوبی پرشمار رژیم های دیکتاتوری یا ساقط شده اند یا جای خود را به حکمرانی های دمکراتیک داده اند.
۳٫ مبنای تئوریک چنین تحولات این است که جامعۀ بشری به مثابه یک سیستم زنده و پویا ( یک ابرکالبد superorganism ) نیاز به یک سیستم هدایت و تنظیم دارد. برای هدایت و تنظیم نهاد هائی تعبیه شده اند که جامعه و کشور را در مسیر مطلوب نگهدارند. عامل تعیین کننده برای کارکرد درست این سیستم نحوۀ کسب و تبادل اطلاع میان اجزاء این سیستم است. از این روی برای کنش صحیح و بهنگام نهاد های کنشگر تبادل آزاد اطلاعات از ضروریت های بنیادی است. رژیم دیکتاتوری از تبادل آزاد اطلاعات به معنی اعم اش جلوگیری به عمل میاورد. کشور را نمیتوان بر مبنای اطلاعات غلط هدایت و تنظیم کرد و پیامدش برآمدن بحران های همه جانبه تا ناپایداری کامل و گاهی فروپاشی که همان انقلاب است.
۴٫ گفتم که رژیم شاه چنین مشخصاتی داشت.
۵٫ گفتم برخلاف انتظار در کشور هائی که فقرفرادست است انقلاب صورت نمیگیرد بلکه معمولأ پس از یک دوران پیشرفت اقتصادی.
۶٫ اشکال آن جا است که این توسعه و پیشرفت اگر به بن بست بخورد نارضایتی ها و پیامد های اجتماعی اش بسیار بزرگتر است از فقرایستا.
۷٫ مشکل رژیم شاه در این نهفته بود که توسعه اش ناهماهنگ بود. مثال هائی آورده ام از جلوه های این ناهماهنگی توسعه
۸٫ نشان دادم که برابر با آمارهای بانک جهانی، رشد اقتصادی در سال های میان ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۲ میلادی با میانگین بیش از ۱۰% قابل توجه بود. اما به علت عدم هماهنگی سیاست اقتصادی از ۱۹۷۲ به بعد دچار بحران شد و تا دوران انقلاب به جز گاهی که بهای نفت بالا رفته بود، رشد بسیار کمتر تا منفی شد همراه با تورم بالا.
۹٫ گفتم که نتیجه این سیاست ناهماهنگ مثلأ در پهنۀ کشاورزی هویدا شد. با مدیریت غلطِ یک سیاست خوب به نام اصلاحات ارضی کشاورزی ایران بی رویه نابود شد. دهات تهی و حلب آبادی های اطراف شهرهای بزرگ “رونق” یافتند.
۱۰٫ در تائید مدعایم به نظر ۸ نفر از برجسته ترین شخصیت های اقتصادی رژیم شاه که در تاریخ شفاهی ایران در هاروارد مطرح شده اند رجعت دادم.
۱۱٫ گفتم که این پرسش که آیا ایران انقلاب لازم داشت پرسشی بیهوده و انحرافی است. هیچ کشوری به آن نیاز ندارد. انقلاب از روی اضطرار به علت حکمرانی غلط صورت میگیرد.
۱۲٫ مسئول اصلی در غلتیدن کشور در انقلاب رژیمی است که همۀ راه ها ی تحول مسالمت آمیز را سد کرده بود.
۱۳٫ گفتم که رژیم شاه همۀ راه های سازمان دهی دمکراتیک اتحادیه ها و احزاب را بسته بود.
۱۴٫ تمرکز رژیم بر روی فشار ، و سرکوب ، حبس و شکنجه اپوزیسیون ملی و چپ بود. اما از اپوزیسیون مذهبی غافل مانده بود. زیرا که رژیم از یکسو مشروعیتش را از دین اسلام میگرفت و از دیگرسو به این علت که روحانیون تا آن تاریخ متحد طبیعی رژیم سلطنتی بودند ، راه را برای ایجاد مساجد و درست شدن شبکه های دینی در تمام کشورباز گذاشته بود. غافل از این که روحانیون فرزندان ناخلفی از کار در میایند.
۱۵٫ انقلاب ۵۷ به اصطلاح دوبُنی بود و پتانسیل دمکراتیک نیز در خود نهفته داشت. در کناربرشمردن پاره ای از کمبود های اپوزیسیون ممنوعه در رژیم پهلوی و کم بها دادن نسبی شان به امر دمکراسی، این رژیم پهلوی بود که هرگونه امکان کنش و واکنش، بحث و گفت گو و مجادله را ناممکن کرده بود. از زیرزمینی کارکردن مشکل بتوان تمرین دمکراسی کرد.
۱۶٫ به گفتگوی تلویزیون “من و تو” در این مورد که ایا انقلاب برای ایران لازم بود پرداختم و نشان دادم که ادعائی که از سوی یکی از روشنفکران فرهیخته در آن میز گرد با این مضمون که شاه محبوب ترین شخصیت تاریخ معاصر ایران بود، تا چه حد بی پایه بود. کوشش این برنامه با کمک دو روشنفکر نام آشنا بر این متمرکز بود که از رژیم پهلوی سلب مسئولیت کند.
۱۷٫ گفتم که بسته بودن راه هرگونه فعل و انفعال قانونی راه را باز میکند برای عوامفریبانی به سان خمینی. خمینی موفق شد به نارضایتی در اقشار فقیر تر جامعه رنگ بوی هویتی بدهد و مسئولیت فقر و تحقیر را به گردن “نامسلمانان” بیاندازد.
۱۸٫ خلاصه اینکه من مهمترین نیروی برانگیختن موج اعتراضی که موجب انقلاب شد را خودکامگی شاه و پیامد های فرهنگی غیاب آزادی و در نتیجۀ رشد اقتصادی ناموزون و ناهماهنگ و طبیعتأ توام با ناکارآمدی و فساد در ایران میدانم.