جی. هاشمی: گروه افسران ناسیونالیست

شنبه, ۸ام خرداد, ۱۴۰۰
اندازه قلم متن

جی. هاشمی

کهنه سرباز جلد۱ص۲۰۶خاطرات سیاسی و نظامی سرهنگ ستاد غلامرضا مصور رحمانی

اساس تشکیلات این گروه در اوایل سال۱۳۳۱در منزل سرهنگ ستاد محمود افشارتوس گذاشته شد.او در دانشگاه جنگ مدیر دروس بود…سرهنگ توپخانه ستاد یاوری سرهنگ پیاده ستاد قدرت دبیرسیاقی وسرهنگ سوار حسینعلی اشرفی هم حضور داشتند…افشارتوس گفت….همه شما میدانید من رشوه بگیر نستم اگر من رشوه نمیگیرم باین دلیل اساسی ست که این عمل را رکیک وتباه کننده روح فرد در جامعه میدانم ولی اگر بنا شود خودم را برای رشوه دادن حاضرکنم….فورا این سئوال برایم پیش میاید که چرا رشوه گیری نکنم که نفع مادی هم متوجهم کند…برای من رشوه دادن و رشوه گرفتن هر دو از لحاظ اصولی مفهوم واحد دارند….من یک سربازم یعنی در موقع لزوم پاکبازم پس حاضرنیستم شخصیت انسانی خودرا پایین بیاورم که….به فسادم بکشند…نه ترفیع میخواهم نه استعفامیدهم من مبارزه میکنم….گفتم بگذارید از چیزی صحبت کنیم که شاه جزیی از ان است «رژیم»….نام رژیم .. هیچ چیز را نمیرساند نحوه اداره کشور وچگونگی تربیت روحی کارکنان دولت در اینکه انها خود را نو کر ملت یا ارباب ان بدانند است که رژیم را بصورت دموکراسی یا دیکتاتوری در میاورد اساس مطلب که محک رژیم  بایدمحسوب شد وجود ازادی فردی است…اصول ایجاد یک سازمان مخفی بنام سازمان گروه ملی با هدف واساسنامه زیر به تصویب هیئت ۵ نفری که بنام هیئت مدیره موقت شناخته شد و در ان سرتیپ افشارتوس مدیر و نویسنده دبیر کل ان تعیین شدیم

اصل ۱-سازمان گروه ملی برای ملت ایران دموکراسی را مطالبه میکند سازمان در وضع فعلی با رژیم موجود که در ان تحت رهبری دکتر مصدق اختیارات کلی به ملت برگردانده شده همکاری خواهد کرد.

اصل۲-نتیجه مسلم اجرای اصل ۱ قراردادن نیروهای مسلح کشور است در اختیار ملت ایران بنابراین اداره امور نیروهای مسلح و سازمان های انتظامی کشور اعم از ارتش وژاندارمری وشهربانی از دربار وشاه باید منتزع و در اختیار هیئت دولت قانونی قرار گیرد

اصل ۳- به علت فساد مشهود اداره کارگزینی کل ارتش که موجب شده است اکثریت امراء ارتش و شاغلین مقامات مهم بدلائلی غیر از لیاقت و صلاحیت خدمتی باحراز درجه و مقام بالا نائل شده باشندامراء ارتش در درجات ارتشبدی و سپهبدی و سرلشکری بطور مطلق و در درجه سرتیپی باستثناء عده ای معدود باید از خدمت برکنار شوند و بجای انان از افسران صالح و جوان بکار گمارده شند.. علاوه بر ان کمیسیون هائی بانتخاب خود افسران به سوابق و صلاحیت خدمتی عمومی افسران از درجه سرهنگی به پایین رسیدگی خواهد کرد تا عناصر ناصالح تجسس و از کار خارج شوند.

اصل۴-چون حکومت دکتر مصدق در مسیر خدمت به ملت و در راه اعتلای ایران گام بر میدارد سازمان بی دریغ و در تمام مراحل در مقابل عناصر اخلالگر از ان پشتیبانی خواهد کرد

مدیر و دبیرکل مشترکا مسئولیت عملی ساختن اصول اساسنامه و برقراری ارتباط های سیاسی و نظامی را بعهده خواهنذداشت….مقرر شدهریک ازافراد….اشخاص ذیصلاحیت و علاقمند را با تصویب هیت مدیره با قید قسم…به سازمان گروه ملی ملحق کند.موفقیت هیئت مدیده موقت در این مورد اعجاب آور بود در زمانی کوتاه تعدادی از افسران و افراد موثر و غیرتمند به سازمان ملحق شدند. سازمان مخفی شکل عملیاتی بخود گرفت.

هیئت مدیره موقت بعدا به همان شکل بعنوان هیئت مدیره انتخاب شد.اسامی زیر از جمله افراد تشکیل دهنده سازمان بودند

۱-سرتیپ محمو افشارتوس۲-سرتیپ مهدی سپه پور۳-سرتیپ محمود امینی۴-سرتیپ غلامحسین وفا۵-سرهنگ ستادیاوری۶-سرهنگ پیاده عزت اله ممتاز۷- سرهنگ ستاد قدرت دبیر سیاقی۸-سرهنگ پیاده اشرفی۹-ستیپ مهندس تقی ریاحی۱۰-سرگرد توپخانه ریاحی۱۱-سرهنگ مالی رضا گوهری۱۲- سرهنگ۲ ناصر مجللی۱۳- سرهنگ ستاد شاهرخی۱۴-سرهنگ مالی مسعودی۱۵-سرتیپ مهندس حسین ازموده۱۶-سرهنگ ستاد هوائی غلامرضا مصور رحمانی ۱۷-سرهنگ ستاد هوائی مصطفی موسوی۱۸-سرگرد هوائی غلامرضا نجاتی۱۹-سرهنگ مهندس عبدالحسین نیرو۲۰-سرگرد پیاده نادری۲۱- سروان دکتر امیرشیلاتی۲۲-سرگرد هوائی علی تاب ترکی۲۳-سرگرد فنی حسن عسکری۲۴- سرگرد دیده بان مرتضی انشائی مجرد۲۵- سرگرد دکتر اسماعیل علمیه۲۶- سروان هوائی حسین هاشمی

…..وقتی مصدق را در جریان مطلب قراردادیم….در بدوامر تصور نمیکرد افسران ممکن است علاوه بر مسئله امر و اطاعت کورکورانه به مسائل دیگری هم بیندیشند ولی وقتی زنجیره فکری سازمان را برای او تشریح کردیم از نظم و استدلال مغزی سازمان اظهار مسرت کرد و بزودی فهمید ما با او صادقانه  صحبت میکنیم…..در ماههای اول سال ۱۳۳۱ برای دکتر مصدق شکی باقی نماند که دربار بر ضد او در تمام جبهه ها کارشکنی میکند و از سازمان توضیحات تکمیلی در تایید نظریه مورد بحث مطالبه کرد….سازمان تاکید کرد که تنها راه…انتزاع اختیار اداری و فرماندهی دستگاههای انتظامی از شاه و قراردادن ان در دست نخست وزیر است…وزارت جنگ ستاد ارتش ادراه ژندارمری وشهربانی باید در اختیار نخست وزیر قرار بگیرند….سرانجام پس ازبحث های زیاد قرار شدسازمان صورتی از اسامی افسران که به عقیده هیئت مدیره صلاحیت تصدی ریاست دستگاههای انتظامی کشور رادارا هستند تهیه و تسلیم او کند.این صورت را سازمان بلافاصله در اختیار نخستوزیر گذاشت

وزیر دفاع ملی نخست وزیر

رئیس ستاد کل سرتیپ محمود امینی

ردیس شهربانی کل سرتیپ افشارتوس

معاون وزارت جنگ ستیپ تقی ریاحی

رئیس ستاد نیروی هوائی سرتیپ مهدی سپه پور

با این کینفیت تمام سازمان های نیروهای انتظامی  برای اولین بار در دوران پهلوی از اختیار شاه خارج میشد و دردست هیئت دولت قرار میگرفت….وبصورت دستگاهی برای خدمت به مردم در میآمد…هیئت مدیره از مساعد بودن افکار عمومی ارتش در اجرای پیشنهاد وی را مطمئن ساخت ولی در عین حال خاطر نشان کرد که عملی شدن پیشنهاد موکول به دور کردن کلیه امراء ارتش از سرلشکر به بالا و قسمت اعظم سرتیپ ها است و به علاوه لازم است در داخله ارتش بدست خود افسران یعنی نمایندگان انها یک تصفیه بعمل آید.دکتر مصدق با تمام پیشنهادات موافقت کرد وقرارشد سازمان مقدمات انتخاب نمایندگان افسران را برای تصفیه کادر ارتش فراهم کند.شاه باپیشنهاد دکتر مصدق روی ناموافق نشان داد و در اواخر تیر ماه ۳۱ ۱۳ صراحتا باواگذاری پست وزارت دفاع ملی به دکتر مصدق نخست وزیر مخالفت  کرد و دکتر مصدق ناگزیر به استعفا شد و در این موقع بود که سازمان با پشتیبانی خود از دکتر مصدق همگام با قیام ملت ایران…اولین اثر مثبت وجود خود را در تاریخ ایران به جا گذاشت….این بار دکترمصدق قانع شد و اجازه داد طرح اجرا شود و سازمان بدون اینکه بگذارد فرصت لحظه ای فوت شود دست بکارشد…..

الف- تمام امراء ارتش باستثنای چند نفر سرتیپ که پردنده کار گزینی بدون خدشه ای داشتند از خدمت دور شدند.

ب- از تمام افسران ارتش پادگان مرکز دعوت بعمل امد که در امفی تاتر دانشکده افسری حضور بهم رسانند و نمایندگان خود را برای تصفیه داخله ارتش انتخاب کنند. این کار در اواخر سال ۱۳۳۱ انجام شدو افسران منتخب در رسته های مشروح برای بررسی سوابق افسران رسته خود انتخاب و بدون وقفه مشغول کار شدند.بر اثر بررسی نمایندگا ن تعداد ۱۳۶۰ نفر از افسران صلاحیت خدمتشان مخدوش شمرده شد که در مرحله اول ۱۳۶ نفر از انها از کار دور شدند

از نظر واگذاری مشاغل به افسران جوان تفییرات زیر انجام شد

۱-سرتیپ افشارتوس رئیس شهربانی از تاریخ۳۰ بهمن ۱۳۳۱

۲-سرتیپ تقی ریاحی رئیس ستاد کل ارتش از تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۳۱

۳-سرهنگ قدرت دبیر سیاقی فرمانده مرکز اموزشی از تاریخ۲۲ فروردین ۱۳۳۲

۴-سرهنگ علی زند رئیس رکن ۴ ستاد کل از تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۳۲

۵- سرهنگ عبدالمجید نصراللهی فرمانده لشکر کردستان از تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۳۲

۶- سرتیپ محمود امینی فرمانده نیروی جنوب از تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۳۱ رئیس ژاندارمری از تاریخ۱۳ اردیبهشت ۱۳۳۲

۷- سرهنگ اشرفی فرماندار نظامی ۳۰ تیر ۱۳۳۲

اردیبهشت۱۴۰۰۰  (۱)                         ویژه۳۳۳                    از- جی.هاشمی

از برنامه تغییر دولت مصدق تا ربایش و قتل سرتیپ افشار توس رئیس کل شهربانی

اززندگی سیاسی مصدق- فؤاد روحانی

ص ۲۴۷-گزارش سفیر انگلیس به لندن(هریمن) تصدیق کرد که ممکن است در باره امکان تغییر دولت با شاه مذاکره شود ولی بدون اینکه در باره وقت تغییر یا شخص مخصوصی که جانشین مصدق شود فشاری باو وارد آید..(۲۰ شهریور۳۰)…

خاطرات و تالمات مصدق

ص۲۷۲-من با دستگاهی کار میکردم که زیر نفوذ استعمار بود پس از چند تغییر و تبدیل سرتیپ افشارتوس را در راس اداره کل شهربانی گذادم شاید اصلاحاتی بکند او را از بین بردند و با ان همه بیانات و اقاریری که متهمین به قتل او درنوار ضبط صوت نمودند همگی بدون استثنا در دادگاه نظامی تبرئه شدند وپرونده قتل او که با ان طرز فجیع از بین رفته بود مختوم گردید.

غلامرضا مصور رحمانی -کهنه سرباز جلد۱

ص۳۹۱٫٫٫٫به محض سقوط دکتر مصدق شاه به فکر نجات همدستان خود در قتل افشارتوس افتاد و در یک محکمه فرمایشی که در آن عده ای تماشاچی ها از خودی ها و منجمله اراذل شعبان بی مخ به عنوان ملت حضور داشتند در تاریخ سی ام آبان ۱۳۳۲ تمام متهمین را از اتهامات اقرار شده تبرئه کردند و حال آنکه ملت ایران و حتی تماشاچی ها انها را قاتل افشارتوس می دانستند.

خاطرات من – سرهنگ سر رشته

ص۱۰۰ این مطلبی است که رادیوی بی بی سی نیز پس از ۳۰ سال به ان اعتراف کرده است<براساس اسناد طبقه بندی شده دولت انگلسان دستور ربودن وقتل  رئیس شهربانی دولت دکتر مصدق بوسیله سازمان جاسوسی اینتلیجنت سرویس صادر و بوسیله عوامل ایرانی ان سازمان اجرا شده است…

حافظه تاریخ- حمید سیف زاده

صفحه۲۱۲ ساعت ۱۲ روز۲شنبه ۲خردادماه۱۳۳۲طبق تقاضای قبلی .. دکترمظفربقائی  کرمانی درجلسه علنی مورخ۳شنبه ۲۹ اردیبهشت  ماه ۱۳۳۲هیئت رئیسه…تشکیل گردیدو…۵عددپاکت لاک و مهر شده- …دادند پاکت های شماره۲و۳که  لاک  ومهرشده بود به تقاضای ایشان بامضای…هیئت رئیسه مجلس رسید وپاکت های دیگر..در یک پاکت …بزرگ ..ممهورگردیدکه درصندوق مجلس شورای ملی به امانت گذاشته شود علت تقاضا …این بود که درموقع لزوم بتوانند استنادکنند که محتویات پاکت در تاریخ شنبه ۲خردادماه۱۳۳۲ اصلاًدراختیارایشان بوده است…واسترداد این پاکت باید به تقاضای کتبی ….از هیئت رئیسه مجلس پس از معاینه تسلیم ایشان گردد ورسید اخذشود.زیرنویس صفحه۲۱۶:<1>توضیح صفحه۲۱۲-کوشش نویسنده در مورد دستیابی به این اسناد متأسفانه بجائی نرسیده است صفحه۳۰۳ آقای حسین خطیبی بعد از ۲۸ امرداد در آخرین دفاع:< آقای دکترمصدق برای من دو نامه درآن وقت نوشته است یکی ازآنهامربوط به ملاقاتم باآقای دکترصدیقی وزیر کشورمیباشد ودومی شامل تصویب لایحه قانونی یک ماده ای است که آقای دکتر مصدق بموجب آن مرا از تعقیب و مجازات درامرقتل افشار توس معاف ساخته است.یکی ازآن نامه ها در زندان ازبین رفت ولی دومی را بوسیله سربازشرافتمندی به اقای دکتربقائی رسانیدم واین نامه جزو مدارکی است که اقای دکتربقائی درمجلس شورای ملی بامانت گذاشت ومن ازدادگاه تقاضا کرده ام برای رسیدگی ان اسنادرا ازمجلس شورایملی بخواهند>

(دکتر بقائی در رابطه با قتل رئیس شهربانی کل در اردیبهشت۳۲ متهم شد و با هیاهوی بسیار اسنادی را در گاوصندوق مجلس بامانت سپرد که تاکنون از گاوصندوق اوصاف اوراق تودیعی خبری انتشارنیافته است واکنون گفته میشود که آن اوراق در صندوق مزبور وجود ندارد)..

روزنامه اطلاعات

۳/۲توقیف سرلشکر زاهدی..میسر نگردید پسر ایشان اقای مهندس اردشیرزاهدی را…اوردند..پس از بازجوئی مرخص نمودند(اعلامیه احضارسرلشکروپسرش وقره گزلودر۱۳و۱۶/۲صادرشد.سرلشکر۱۴/۲ در مجلس متحصن و پسرش از طرف دربار به فرانسه اعزام و قره گزلو متواری گردید)

۵/۳/۱۳۳۲سرهنگ شغفی اظهارداشت روحم ازجریان توطئه قتل افشارتوس اطلاع نداشت ؟… بلوچ قرائی ۱۵ سال پیش با خواهر من ازدواج کرده بود به خانه من  آمد گفت از شکار میآیم من هم از او پذیرائی کردم و بعد رفت….۷ سال پیش خواهر مرا طلاق داده بود.

۱۰/۲افشارتوس..کاراگاه مخصوص خود را…مطلع ساخته…این شخص ناصر زمانی است..که توقیف گردید(وی عضوحزب زحمتکشان نیز  قلمداد گردیده است)

۱۳/۲اظهارات خطیبی:با معرفی بقائی نزد تیمسار رفتم……بعدازبستن تیمسار از منزل مجاور یک نفر مهندس تلفن کرد کسی در خیابان نیست واتومبیل حاضر است.

۲۳/۲ پونتیاک۱۷۸۶ ارتشی متعلق به سرهنگ بازنشسته هاشم زاده میباشد(حامل افشارتوس از جلوخانه خطیبی که راننده مهندس قره گزلو قلمدادگردیده است.)

۶/۳ بازپرس شعبه ۴ دادسرای نظامی:جسد حسین ذبیح پور کارآگاه شخص افشارتوس که از ۳/۱ مفقود بود پیدا شده است

اززندگی سیاسی مصدق- فؤاد روحانی

ص۳۲۱همان- روز۱۲ اردیبهشت (۳۲)دولت نتیجه تحقیقات(مفقود  و مقتول شدن سرتیپ افشار توس) را ازاین قرار اعلام نمود که این عمل بوسیله عده ای از افسران بازنشسته و .. با همکاری عناصر ضد دولت(با ذکر نام سرلشکر زاهدی ودکتر بقائی) انجام گرفته است..سرلشکر زاهدی در تاریخ۱۴ اردیبهشت در مجلس شورا متحصن شد….ص۳۲۲-هندرسن سفیر امریکا روز۹خرداد۱۳۳۲باشاه ملاقات کرد و مصراّ خواستار انتصاب سرلشکر زاهدی بجای دکتر مصدق گردید..

از اعلامیه فرمانداری نظامی

روزنامه اطلاعات ۲۷/۲/۱۳۳۲-…عده دیگر را که عبارت از احمد نوکرسرگرد بلوچ قرایی وامیر رستمی و افشار قاملو وشهریار برادرزاده بلوچ قرایی برای کمک حاضر کرده این عده قبل از امدن به منزل خطیبی درخیابان ارامنه منزل سرهنگ شغفی افسربازنشسته ژاندارمری  اجتماع کرده وامیررستمی را از پیش مامور خرید تناب کردند وقرار براین شده که دکتر منزه داروی بیهوشی ووسایل دیگر را حاضرنماید چهار نفر اخیر باتفاق سرگرد بلوچ قرایی وسرتیپ منزه ازخانه سرهنگ شغفی موقعی که تاریکی هوا را گرفته خارج شده و به منزل خطیبی وارد میشوند…..روزچهارشنبه ۲/۲خطیبی به سرتیپ زاهدی اطلاع میدهد که لازم است اقایان به منزل دکتر بقایی بیایند….دکتر بقایی میگوید چون نگاهداری سرتیپ مشکل است بهترین راه از بین بردن او است…(اظهارات چهار تیمسار بازنشسته دراعلامیه منعکس است ولی اظهارات خطیبی یلحاظ نامهائی که ذکر کرده و مستلزم تحقیقات بوده گزینشی است.بلوچ قرائی و دونفر گماشته او اظهار تیمسارشهید را در جواب پرسسشان  که نسبت به بقائی  مگر چه کرده ایدنقل کرده اند که گفته است دکتر بقائی و من قرار بود به یگدیگر خیانت نکنیم)

ازکهنه سربازسرهنگ مصور رحمانی

ص۳۸۹-عوامل سی.آی.ا که در توطئه دخالت مستقیم داشتند علاوه برشاه شامل خطیبی هم بود.اینها به توطئه کنندگان اطمینان داده بودند جنجال عمومی که پس از ربودن رئیس شهربانی رخ خواهد داد کابینه را ساقط خواهد کرد و سرهنگ علی اصغر مزینی که تظاهر بسیار به دوستی با افشارتوس میکرد قرارشد رل به دام افکندن او را بعهده بگیرد.مزینی به بهانه نشان دادن رد مسیر اسکناس های تقلبی که خود جزئی از برنامه بهم ریختن تعادل اقتصادی دولت بود افشارتوس را به منزل خطیبی دعوت کرد و در انجا او را مدهوشانه بمنظور اختفا به تلو- تپه های مجاور لشکرک- بردند و جون ربودن و مخفی نگاهداشتن افشارتوس به جنجال عمومی و سقوط کابینه منجر نشد توطئه گران تصور کردند که اگر افشارتوس آزاد شود تمام انان نابود خواهند شد انها از ترس جان خود تصمیم به کشتن افشارتوس گرفتند و سروان بلوچ قرائی او را به قتل رساند.

لایحه سلب مصونیت از آقای دکتر بقایی

۲۹/۲/۱۳۳۲-ریاست محترم مجلس شورایملی-مطابق گزارش وزارت دفاع ملی و دلایل و مدارک پیوست آن جناب آقای دکتر مظفربقایی کرمانی نماینده محترم مجلس شورایملی متهم است به معاونت در قتل تیمسار سرلشکر افشارتوس وچون تحقیقاتاز نامبرده با مصونیت پارلمانی میسور نیست طبق ماده ۱۸۲ آئین نامه مجلس شورایملی که مقرر داشته است….تقاضا داردمقرر فرمایند هرچه زودترجلسه علنی مجلس شورایملی تشکیل شده و مفاد ماده ۱۶۲ آئین نامه را در باره مشارالیه بموقع اجرا گذارد.

پیوست مدارک                                      وزیردادگستری- لطفی

کمیسیون دادگستری مجلس شورایملی

روزنامه اطلاعات ۲۶/۳/۳۲-وزیر دادگستری رونوشت پرونده متهمین قتل افشارتوس را بعد از ظهر دیوز تحویل کمیسیون دادگستری داد.ساعت ۹ صبح فرماندار نظامی و دادستان نظامی اصل پرونده را نیز به کمیسیون ارائه کردند.قریب ۶۰ برگ با رونوشت مطابقت شد.گفته شد بیش از ۷۰۰ برگ است و دو پرونده فرمانداری نظامی و اداره آگاهی است.

روزنامه اطلاعات ۱۰/۴/۱۳۳۲-میلانی رئیس کمیسیون دادگستری مجلس شورایملی اعلام کرد تصمیم نهائی در باره دکتر بقائی با اعضای جدید کمیسیون خواهد بود که پس از انتخاب هیئت رئیسه تعیین خواهندشد

وضعیت پرونده ربایش و قتل رئیس کل شهربانی در دولت مصدق

روزنامه اطلاعات۷/۴/۱۳۳۲-فرماندار نظامی: تا تعیین تکلیف دکتر بقائی پرونده متهمین به قتل افشارتوس به دادگاه(دادگاه جنائی فرمنداری نظامی) فرستاده نخواهدشد

اردیبهشت۱۴۰۰۰  (۲)                 ویژه۳۳۴                    از- جی.هاشمی

قتل سرتیپ افشار توس رئیس کل شهربانی

رویدادها وداوری-مسعود جازی(خواهرزاده تیمسارافشارتوس شهید)ص۴۷ -دراوایل مهرماه ۳۱ در یکی از این جلسات(جلسات فعالان و گویندگان عصر پنجشنبه)که خلیل ملکی هم در ان شرکت داشت و حدود یکصد نفردر جلسه شرکت داشتند…حادثه عجیبی رخ داد.یکی از جوانان بنام امیر مکری که پدرش در منزل قوام السلطنه خدمت میکرد پرده از روی یک راز مهم برداشت و این راز دیدار دکتر سپهبدی با قوام السلطنه بود.او گفت در این چند روز که قوام  رئیس الوزرا بود من شاهد تمام وقایعی که در منزلش روی داد بودم.از جمله شناسائی کسانی که با او ملاقات کردند که یکی از ملاقات کنندگان دکتر عیسی سپهبدی بود.این جوان در حالی این جریان را تعریف میکرد که دکتر عیسی سپهبدی هم در جلسه حاضر بود.مکری گفت وقتی سپهبدی وارد منزل قوام  شد حاضران که همه طرفداران قوام و مخالف مصدق بودند ببه حضور دکتر سپهبدی در ان محل سخت اعتراض کردند ولی دکتر ارسنجانی گفت قیل و قال نکنید اقا ایشان را می پذیرد و بلافاصله هم اجازه داده شد که دکتر سپهبدی به حضور قوام برود حدود یک ساعت ملاقات این دو نفر طول کشید.افشاگری مکری جنجالی بپا کرددکتر سپهبدی سخت مورد انتقاد و پرسش قرار گرفتو لی او مرتبامیگفت حیلی مطالب هست که من مجاز به افشای ان نیستم و نمیتوانم مطلبی که نبایدبگویم در اینجا ..کنم…اما خاضران سخت باو حمله بردند که باید حقیقت را بگوئی ولی او میگفت من حق چنین کاری را ندارم….ولی دکتربقائی حضور نداشت….درخلال این احوال راز دیگری فاش شد…راننده دکتر بقائی…بطور خصوصی به بعضی از دانشجویان گفته بود که دو روز قبل از سی ام تیر دکتر بقائی را به کاخ سعد اباد برده بوده است.دکتر بقائی در جلسه دیگری که …بدعوت خود او در …۱۷ مهر ۳۱ تشکیل شد شرکت کردو طی نطق مفصلی به تجزیه و تحلیل اوضاع پرداخت و سرانجام با این عبارات که….من در این قطار عازم مشهدهستم  و حالا حس میکنم گروهی نمیخواهند با من همراه باشند…وتا مشهد بیایند بنا بر این من از رهبری حزب و عضویت حزب استعفا میکنم.خلیل ملکی بلافاصله…به سخن پرداخت….و اضافه کرد حاضر است به هر نحوی که ممکن باشد برای سر و سامان دادن به وضع حزب همکاری و اقدام کند.بعد از پایان سخنرانی او همه منتظر عکس العملی بودند که دکتر بقائی نشان خواهد داد.در این موقع او برخاست که بیرون برود بدون انکه معلوم کند از استعفای خود صرفنظر کرده است یا نه.تشنج و جار و جنجال فراوانی روی داد که تا ساعت ۱۱ شب ادامه داشت…..در همان لحظه ما چند نفر از کمیته اصلی سازمان جوانان  تصمیم گرفتیم به هر ترتیبی هست واقعیت موضوع را کشف کنیم….مهندس صادق وفائی  ایرج زندی  امیر قلی و من از حزب بیرون امدیم تا در خارج با دکتر بقائی صحبت کنیم.حدود ساعت ۱۱ شب بود که دکتر بقائی با اتومبیلش از محل حزب رفت ما با یک تاکسی او را تعقیب کردیم …در خیابان ۳۰ متری پائین تر از میدان ۲۴ اسفند که منزل علی زهری بود پیاده شد و ماهم بلا فاصله پیاده شدیم …با دیدن ما از داخل شدن …صرفنظر کرد دو باره سوار اتومبیل شد راننده او به سرعت از محل دورشد ما با همان تاکسی او را تعقیب کردیم…بالاخره خود را…..به منزلی در خیابان خانقاه رساند اما قبل از اینکه ما باوبرسیم داخل منزل شد در منزل را زدیم..در این اثنا اتومبیلی از راه رسید و ما که او را می شناختیم ونام او حسین خطیبی و از دوستان دکتر بقائی بود از ماشین پیاده شد و ما متوجه شدیم که منزل متعلق باو است او چون ما را می شناخت بعد از احوالپرسی بداخل منزل تعارف کرد…ما وارد شدیم…دکتر بقائی…در اتاق روبرو فورا چراغ را خاموش کرد ولی قبل از اینکه بتواند به اتاق دیگر برود ما سر رسیدیم و من مچ دست دکتربقائی را محکم گرفتم و گفتم باید بگوئید جریان چیست و چرا استعفا دادید….گفت از منزل بیرون برویم.به خیابان امدیم او شروع به صحبت کرد ونتیجه گرفت که که تمام این کارها و صحبت ها توطئه خلیل ملکی علیه او است….از دیو شلی بد گوئی میکند و میخواهد او را از حزب و روزنامه بیرون کند….گفتیم بفرض که چنین باشد مگرشما که در روزنامه شاهد به بعضی از وزرای دولت دکتر مصدق مانند سرلشکر وثوق معاون وزارت دفاع حمله میکنید قصدتان حمله به دکتر مصدق است.او بلافاصله جواب داد بلی….حمله و انتقاد من به بعضی وزرای دکتر مصدق حمله به شخص او است….دیگر قدرت مباحثه و مجادله با او را ازدست دادیم…قراری برای مذاکره دو روز بعد در منزل او گذاشتیم که هیچگاه انجام نشد….                                           .

ص۶۴ همان- عصرروزشنبه ۲۹ فروردین ماه۱۳۳۲هوشنگ شغفی دانش اموزشرف عضو زحمتکشان اظهارداشت <بنابراطلاع صددرصد موثق چند نفر از امرای بازنشسته ارتش بنام های سرتیپ مزینی و سرتیپ دکتر منزه وسرتیپ بایندر و سرتیپ زاهدی امشب مشغدل توطئه خطرناکی علیه دولت هستند که باید جلو انها گرفته شود….این مطلب را ساعتی پیش باطلاع خلیل ملکی رسانیدم ایشان گفتند موضوع رافوری باطلاع شما برسانم

من بلافاصله به شهربانی کل …رفتم…تیمسار افشارتوس برای این اطلاع اهمیت خاصی قائل شد بلافاصله این اسامی را در کاغذی که ازروی میز…برداشت یادداشت کرد وزیر ان خط قرمز کشید….

سرگرد بلوچ قرائی…داماد سرهنگ شغفی افسر بازنشسته ژاندارمری بوده است وهرچند با خواهر سرهنگ شغفی متارکه کرده…بودبا این همه به منزل او رفت و امد داشته است وجلسات محرمانه را در منزل سرهنگ شغفی تشکیل میداده است.سرهنگ اخیر مشکوک میشود وگویا…عملیات غافلگیری ودستگیری را با طناب ووسایلی که اماده کرده بودند در اتاق همان منزل تمرین میکرده اند و از گفتگوها متوجه میشود که عملیات اصلی در همان شب اجرا خواهد شد…نگران میشودوبوسیله فرزند خود که در ارتباط با تشکیلات  حزب نیروی سوم بود مراتب را اطلاع میدهدشرح اعترافات مرتکبین توطئه نشان میداد که تیمسار افشارتوس قراربود همان روزشنبه ۲۹ فروردین به منزل حسین خطیبی برود ولی براثر اعلام تظاهرات توده ای ها وتشکیل جلسه مسئولان انتظامی منصرف میشود وتلفنی به خطیبی اطلاع میدهد وجلسه ملاقات به روز دوشنبه۳۱ فروردین ساعت۹ بعد از ظهرموکول میگردد.درساعت۱۰ صبح روز سه شنبه اول اردیبهشت محمد افشارتوس یکی از برادران بزرگتر تیمسار افشارتوس تلفنی به من اطلاع داد محمودخان دیشب به خانه نرفته است ودر ساعت یک بعد از نیمه شب همسر ایشان خانم فاطمه بیات که نگران میشود تلفنی به اقای دکتر مصدق اطلاع میدهد وایشان فوری دستور تحقیق میدهد ومعلوم میشود که راننده رئیس شهربانی از ساعت ۹ بعد از ظهر تا ان ساعت در کلانتری۲ واقع در میدان بهارستان منتظر رئیس شهربانی است.محمد افشارتوس از من خواست تا باتفاق به شهربانی برویم درساعت ۳۰/۱۰صبح جلوشهربانی کل بایشان پیوستم مرا یکسره نزد سرهنگ نادری برد…سرهنگ نادری رئیس اداره اطلاعات فرمانداری نظامی از چند روز قبل به دستور رئیس شهربانی در اتاق رئیس اداره اگاهی شهربانی مستقرشده و قراربود به همین سمت منصوب شود…اظهارداشت…رئیس شهربانی درخیابان خانقاه …پیاده شده..شاگرد مغازه خوار وبارفروشی …اظهارداشت…سراغ خانه کسی را گرفت…که اسم کوچک او حسین بود.من بلافاصله اظهارداشتم خانه مقابل خواربارفروشی منزل حسین خطیبی است و او از دوستان نزدیک دکتربقائی می باشد….عصر همان روز برای اطلاع ازوضع مادر بزرگ خود که مادر تیمسار افشارتوس بود به منزل او در خیابان بوذرجمهری غربی جلو پمپ بنزین است رفتم به محض انکه وارد اتاق شدم با گریه فریاد کشید که پسر مرا حسین خطیبی کشته است…گفت ۱۰ روز قبل یک روز صبح شخصی باین منزل مراجعه کرد و سراغ تیمسار افشارتوس را گرفت مستخدم خانه باو گفت اینجا تشریف ندارند بعدبرگشت و گفت این شخص میگوید من حسین خطیبی هستم و قرارملاقات …دارم اجازه بدهید به داخل منزل بیایم ومنتظر بمانم او را به اتاق پذیرائی بردیم بعد محمود امد و و با او مدتی ملاقات کرد و هنگام خداحافظی بجای اینکه از همان در خیابان بوذرجمهری که وارد شده بود خارج شود از درب پشت منزل( که به کوچه باغ باز میشود) خارج شد.از اعترافاتی که بعدا وسط متهمین بدست امد معلوم شد در همان روزحسین خطیبی چهار نفر افسر باز نشسته را در منزل سرتیپ دکتر منزه که در اپارتمان روبروی درب وردودی منزل تیمسار افشار توس در خیابان بوذرجمهری غربی جنب پمپ بنزین واقع بود جمع اوری کرده بود تا به انها نشان دهد که با سرتیپ افشارتوس ارتباط و ملاقات محرمانه دارد وبدین ترتیب انهارا اماده مشارکت  در توطئه ربودن رئیس شهربانی بنماید….در ساعت ۳۰/۸ صبح یکشنبه ششم اردیبهشت که مانند روزهای پیش باتفاق محمد افشارتوس به شهربانی کل رفتم سرهنگ اشرفی با قیافه برافروخته  به ما اطلاع داد که با کمال تاسف تیمسار افشارتوس به قتل رسیده است.

زندگی نامه سیاسی دکتر مظفر بقایی-حسین ابادیان

ص۲۱-حسین خطیبی از دوستان نزدیک بقائی بود که در عین حال با محمدرضاپهلوی و اردشیر زاهدی نیز رابطه نزدیک و صمیمانه داشت اسناد موجود آشکار میکند که که…حداقل از سال ۱۳۲۹ در راس یک سازمان مخفی اطلاعاتی قراداشت که در حزب توده دارای عوامل نفوذی بد و با عناصر برجسته اطلاعاتی ارتش پهلوی و در راس انها حسن ارفع حسن اخوی و حبیب اله دیهیمی مربط بود. این سازمان به اهر در زیر رهبری عالی بقائی قرارداشت و خطیبی خود را تابع بقائی وانمود میکرد معهذا کاوش بیشتر نشان میدهد که…در عملیات خود کاملا مستقل بود و سازمان او بخشی از شبکه هائی است که در ارتباط با سرویس های اطلاعاتی غرب و محمد رضا پهلوی قرار داشتند….این شبکه نقش مرموزی در تفرقه افکنی های انزمان داشت برای نمونه دکتر مصدق پس از اغاز زماداریش در۲۲ اریبهشت ۱۳۳۰ در مجلس اعلام نمود که فدائیان اسلام قصد ترور او را دارند.منبع مصدق شاه بود و شاه از دیهیمی عضو سازمان دکتر بقائی شنیده بود…بقائی در بازجوئی های خود پس از انقلاب اسلامی دیهیمی را مرتبط به پنتاگن معرفی میکند و میافزاید که دیهیمی در ماجرای استیضاح دولت ساعد اطلاعات نظامی مربوط به رزم ارا را در اختیار او قرار میداد….حسین خطیبی روز پنجشنبه ۳ اردیبهشت توسط مامورین فرمانداری نظامی…دستگر شد او درزدان بطور منظم با بقائی مکاتبه پنهانی داشت…در این زمان سرهنگ حسن پاکروان دوست صمیمی بقائی و خطیبی رئیس رکن دوم ستاد ارتش بود…خطیبی در چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۳۲به بقائی مینویسد….موضوع آخری فعلا ارباب قلبی است که لطفا باو بفرمایید ای نامرد….(زیر نویس: این نقطه چین از خطیبی است در نامه های خطیبی «قلبی»نام مستعار اسداله علم است و «ارباب قلبی» شاه) گمان میکنم بد نباشد به ارباب قلبی بفرمایید دنباله آن موضوع روز شنبه را هم اقدام فوری کند.( دکتر بقائی در امریکا طی مصاحبه با دکتر حبیب لاجوردی از بخش تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد گفته است شاه در یکی دو قتل آلوده است)

ص۱۶۶ همان-معلوم شد که شخص شاه ازربوده شدن افشارتوس اطلاع دارد و این امر در ملاقات سرتیپ سپه پوربا وی اشکار گردید…


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.