ما چنين ملتی هستيم؟

Tuesday, 5th November, 2013
اندازه قلم متن

bijan-safsari

امروز ديگر همه می‌دانند که دولت منتخب آقای روحانی تنها با يک مأموريت به صحنه آمده است، مأموريت بازسازی روابط بين‌الملل نظام با جهانی که بر او سخت گرفته است؛ آن هم با روی خوش نشان دادن در مذاکرات هسته‌ای به اميد لغو تحريم‌ها که با افاضات اين چنين رهبری به نظر محال است که نتيجه مثبت داشته باشد

پس از غيبت صغرای آقای خامنه ای در دو هفته گذشته که منجر به رواج شايعاتی درمورد بيماری صعب العلاج وی شده بود ، افاضات دشمن شاد کن ايشان بار ديگر شنيده می شود و اين بار به مناسبت سالگرد ۱۳ ابان در جمع گروهی ازطفلان دانش آموز و دانشجو در باره مذاکره با آمريکا حرف هايی می زنند که نه تنها سر تيتر اخبار مهم کشور می شودبلکه مورد توجه رسانه های خارج از کشور هم قرار می گيرد .

افاضات جديد آقای خامنه ای گويی به ضرب و زور دولت منتخب بوده ، چرا که دولت اقای روحانی هنوز به دليل مذاکره و گفتگوی تلفنی با رئيس جمهور امريکا در مظان اتهام گروه های تند رو حاکميت قرار دارد و مدام مورد سر زنش و انتقاد قرار می گيرد ، از اين رو با شکايت بردن به نزد رهبری از او می خواهد تا بار ديگر با موضعگيری مولوکانه خود در باره مذاکره با امريکا دولت تدبير و اميد را از آماج اين حمله ها بر هاند وايشان هم به توصيه و خواست شيخ حسن به منبر می روند و چون هميشه ضمن فحاشی و بد و بيراه گفتن به آمريکا و متحدانش ، با گوشه چشمی به تلاش های دولت منتخب برای مذاکره با دشمن سی و چند ساله نظام می فرمايند « همانطور که در مشهد هم گفتم،به مذاکره خوشبين نيستم، ولی باذن الله از اين مذاکرات ضرری هم نمی‌کنيم و اين تجربه،ظرفيت فکری ملت ما را بالا خواهد برد،اگر مذاکرات به نتيجه برسد که چه بهتر، ولی اگر نتيجه نگرفتند معنايش اين باشد که کشور بايد روی پای خودش بايستد» بعبارت روشن تر يعنی مذاکراه با امريکا با هر نتيجه ای که باشد بی فايده است چرا که وابستگی در پی خواهد داشت بنابر اين بايد از هم اکنون فاتحه اين مذاکرات را خواند و به روش گذشته خود باز گرديم تا روز از نو، روزی از نو شود .

الغرض گفته های اخير آقای خامنه ای حرف تازه ای نيست و مثل هميشه حاوی يک پيام است آن هم “عسس بيا مرا بگير”، اما آنچه اين بار واژگان سخيف آقای خامنه ای را بر صدر اخبار داخل و خارج می نشاند ، نشانه های روشن از فريب تغيير مشی نظام است که با شعبده انتخابات، و لانسه کردن دولت شيخ حسن روحانی بعنوان دولت منتخب ، سعی بر القا آن در بين مردم و جامعه جهانی داشتند تا بدانجا که با تجربه ترين فعالين سياسی از خيل مخالفين نظام نيز ادعای تغيير مشی رژيم را باور کرده وحتی برخی از اپوزيسيون غربت نشين هم به تکاپوی بازگشت به کشور افتاده و با نوشتن مقالات سوزناک، و ناليدن ازغم دوری وطن، برای دريافت اجازه ورود به کشور چراغ سبز ميدهند اما هر روز که ميگذرد پرده ای از اين شعبده فريب برداشته می شود و اميد های واهی به تغيير مشی رژيم و دولت منتخب وی کم رنگ تر می گردد.

بی شک به دور از انصاف است دولتی که عمری بيش از صد و چند روز ندارد و هنوز فرصت بازسازی در همه امور را نداشته مورد نقد و ملامت قرار گيرد اما به حکم آن ضرب المثل شيرين پارسی که می گويد سالی که نکوست از بهارش پيداست ، دولت شيخ حسن روحانی حائز شرايط هر گونه نقد و انتقاد ازهمين آغاز راه است چرا که در اولين گام در تحقق وعده های انتخاباتی خود پيمان می شکند و درمورد وعده ازادی زندانيان سياسی خلف وعده می کند طرفه آنکه وزير خوش سابقه دادگستری کابينه دولت منتخب به صراحت اعلام می کند که دولت در ماجرای ازادی دو تن از رهبران محبوس شده جنبش سبز دخالت نخواهد کرد .

امروز ديگر همه ميدانند که دولت منتخب اقای روحانی تنها با يک ماموريت به صحنه امده است ، ماموريت بازسازی روابط بين الملل نظام با جهانی که بر او سخت گرفته است آن هم با روی خوش نشان دادن در مذاکرات هسته ای به اميد لغو تحريم ها که آن هم با افاضاتی اين چنين رهبری به نظر محال است که نتيجه مثبت داشته باشد ،والسلام ، بقيه انتظارت و توقعات از دولت منتخب توهمی بيش نيست و همه آن عده های داده شده در شعبده انتخابات برای الغا اين تصورغلط بوده که باز هم می توان به اصلاح نظام اميدوار بود و آب رفته را به جوی بازگرداند که البته تا به امروزچنين نشانه ايی از عملکرد دولت منتخب ديده نشد و هر روز که ميگذرد پرده ای ازفريب نظام برداشته می شود ودر نهايت منجر به طرح اين پرسش می گردد که پس چه بايد کرد ؟ايا بازهم بايد دور تسلسل مبارزه بر عليه حاکميت بی سوال را از ابتدا آغاز کرد ؟ ايا بازهم بايد منتظر ماند تا بعد ازيک دوران سکوت و قهر مردم ، جنبش و حماسه ای از سوی اصحاب قدرت براه بيفتد و عاقبت دولتی بی اختيارترازدولت منتخب امروز با سلام و صلوات بر ما تخميل شود ؟ اين بارمقصر چه کسی خواهد بود ؟ از چه کسی و يا جريانی بايد ناله سر دهيم ؟ کاری که درهمه طول تاريخ خود (که به آن می باليم) انجام داد ه ايم و همواره از وضعيت و شرايط حاکم بر آب و خاکمان ناراضی بوديم ، هميشه در پی مقصرهايی بوديم تا دليل عقب ماندگی و نارضايتی ما باشند ازحمله اعراب در ۱۴۰۰ سال پيش گرفته تا تحت سلطه دولت های آمريکا و انگليس ….که البته اسلام و حمله اعراب در صدر مقصرين اصلی عقب ماندگی ما بوده اند ، گويی همين ديروزبود که حمله اعراب اتفاق افتاده است و طی اين ۱۴۰۰ سال دست و پايمان برای هر گونه تغيير شرايط تحميلی بسته بود ، در حاليکه بعد هجوم اعراب و غالب شدن اسلام در اين اب و خاک تا به امروزهزاران قهرمان و دانشمند و فيلسوف و هنرمند داشته ايم ..
استاد فرزانه ی المانی که دوستدار تمدن و فرهنگ ايرانی است می گفت “خوب می دانم حکومت شما خوب نيست اما خوب تر می دانم که آنها متعلق به يک کشور ديگر نيستند و جزئی از کل همان مردمان هستند ونکته جالب در مورد شما ايرانيان اين است که اگر شما نخبه باشيد ، فراری می شويد ، اگر بی پول باشيد جنايتکار، اگر معمولی باشيد سکوت کنندگان بزرگ، اگر بی سواد باشيد دين دار و انقلابی و اگر ثروتمند باشيد فراری از هويت واقعی تان هستيد….. براستی ما چنين ملتی هستيم ؟

بيژن صف سری
http://bijan-safsari.com/

از: گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.