درياچه اروميه، كويری ديگر در راه است؟

Monday, 18th November, 2013
اندازه قلم متن

jamshid-haghgou

گفته ها و نگفته ها، استاندار اسبق استان آذربايجان غربي

درياچه بي نظير و زيباي اروميه گرفتار بحران بنيان كن خشكي پيش رونده ايست كه اگر به طور اورژانس و فوري به آن رسيدگي نشود تبديل به يك فاجعه ي زيست محيطي وحشتناكي خواهد شد كه كل آذربايجان و همه ي استان هاي همجوار آن را مورد تهديد قرار خواهد داد و در نهايت كويري ديگر انباشته از نمك در اين منطقه سبز و خرم به وجود خواهد آمد. بي جهت نيست كه اين همه دل حاميان محيط زيست را به درد آورده و مردم منطقه را به عكس العمل واداشته است.

نويسنده كه خود اهل اروميه و از دور و نزديك به مسائل اين شهر حساس بوده و پيگيري نموده است، به نوبه خود علاقمند است وضعيت فعلي درياچه اروميه را كه با زندگي تك تك آذربايجاني ها و كردستاني ها بطور عام و اروميه اي ها بطور خاص رابطه ي حياتي دارد مورد تامل و بررسي قرار دهد.

اگر بگوييم كه حوزه ي چيچست (درياچه اروميه) به همين درياچه زنده است اغراق نگفته ايم. اگر اروميه يكي از زيباترين شهرهاي ايران است بخاطر درياچه بوده است اگر اين منطقه يكي از قطب هاي كشاورزي كشور محسوب ميگردد دليل عمده اش درياچه اروميه مي باشد. اگر اطراف اروميه همچون شهرهاي اروپائي ده ها كيلومتر به شهر مانده سرشار از مزارع سبز و خرم و باغ وتاكستان است بخاطر همان درياچه است. اگر بر فراز آسمان دشت اروميه كران تا كران سبزي و خرمي است وچنان چون مزارع و مراتع سويس جلوه ميكند به علت وجود درياچه است، اگر اروميه از لحاظ انواع ميوه و محصولات كشاورزي يك شهر فراواني است باز هم به خاطر قرار گرفتن در كنار درياچه و تحت تاثير هواي مرطوب و مديترانه اي آن مي باشد .

به گفته ی محمد درويش، فعال محيط زيست و عضو هيأت علمي موسسه ی تحقيقات جنگل ها و مراتع كشور، “درياچه ي اروميه سبب شده ظرفيت ويژه ي گرمابي منطقه بالا برود و اين يعني تفاوت شب و روز كاهش پيدا ميكند. به اين ترتيب اختلاف كمينه و پيشينه دما كاهش مي يابد و يك شرايط نسبتأ مديترانه اي حاكم ميشود كه اين امكان را ميدهد كه طيف گسترده اي از ميوه ها و محصولات باغي و زراعي با راندمان بالا در منطقه كاشته شود. اگر درياچه اروميه از دست رود اين مزيت های اقليمي بتدريج از بين خواهد رفت، ظرفيت گرمابي ويژه كاهش پيدا ميكند اختلاف دمای شب و روز افزايش مي يابد و با حد اكثر دمای گرم در روز و حداقل دمای سرد در شب مواجه ميشويم كه اين سبب ميشود بسياری از گونه های گياهي، اقلام زراعي و حتي گونه هاي جانوري به تدريج نتوانند در اين شرايط زندگي كنند. در آن صورت تنوع زيستي منطقه كيفيتش را از دست خواهد داد و همان اتفاقي كه در آرال افتاد در درياچه اروميه خواهد افتاد. ميزان گرد و غبار و نمك موجود در هوا افزايش خواهد يافت و با از دست دادن اراضي كشاورزي فرسايش منطقه افزايش خواهد يافت و سلامتي مردم و زيستمندان به شدت به مخاطره خواهد افتاد يعني مردم ساكن در حوزه آب خيز درياچه اروميه هم از نظر اقتصادي و هم از نظر بهداشتي با مشكل روبرو خواهند شد.”1

سطور فوق آينده ي وحشتناكي را براي حوزه چيچست ترسيم مي كند كه واقعا تكان دهنده است. بي جهت نيست كه اين همه در محافل مختلف موضوع خشك شدن درياچه حساسيت و نگراني به وجود آورده است و توجه همگان را در شهر هاي آذربايجان و كردستان و مابين علاقمندان محيط زيست در داخل و خارج از كشور به خود جلب كرده و هركسي براي آن علتي مي جويد و راه حلي را ميطلبد. عده اي هم بي توجه به عمق فاجعه در داخل و خارج به دنبال سو استفاده هاي سياسي و بهره برداري جناحي و فرقه اي و قوم گرائي افراطي هستند . زهي بي انصافي و بي مسئوليتي!

واقعيت اين است كه درياچه اروميه بحراني ترين وضع خود را پيدا كرده است و نميتوان در يك فضاي احساسي و هيجان آميز ره به جائي برد.بايد بطور واقع بينانه و به دور از حب و بغض هاي سياسي و قومي مسئله را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم و راه حل هاي پيشنهادي در فضاي آرام مورد بررسي قرار گيرد و بايد قبول كرد كه اين بحران، مسئله ای نيست كه امروز اتفاق افتاده باشد و امروز هم رفع گردد.

مثال وضع بحراني درياچه اروميه مثال بيماريست كه بيماري او بتدريج و بطور نامحسوس در طول چندين سال در اثر بي مبالاتي و ناپرهيزي و غفلت در بدن او ريشه دوانيده و وقتي خود را نشان داده كه بيمار زمين گير شده و بيماري او به حالت مزمن و نا علاج در آمده كه به سادگي و به زور و زود قابل علاج نيست. در حالي كه اگر اين بيماراز اول با سلامت و صحت بدنش آگاهانه برخورد مي كرد و از اولين نشانه هاي جزئي ناراحتيش به فكر چاره مي افتاد، مسلمأ وضع او به اين مرحله بحراني نمي رسيد كه كاري از طبيبان هم برنيايد.

اينك درياچه اروميه چنين وضعي دارد، از سال ها قبل به علل مختلف، كم شدن آب درياچه شروع شده بود ولي آن چنان نبود كه حساسيت مردم را بر انگيزاند ، تنها كارشناسان و دست اندر كاران محيط زيست ميدانستند كه در درياچه اروميه چه ميگذرد آقاي اسدالله افلاكي در مقاله خودش بعنوان” مرثيه اي ديرهنگام براي درياچه اروميه ” مي نويسد” چه بلائي بر سر اروميه آورديم پارك ملي مان بود …رئيس ، معاون، من وشما روزنامه چي ها، همه ساكت بوديم (ديديم) هيچي نگفتيم تا اروميه به اين روز افتاد ، حالا ماتم سرائي ميكنيم. دامنه تخريب ها روز بروز گسترده تر ميشود تنها اروميه نيست دماوند را نگاه كنيد ، پارك ملي گلستان را به چه روزي انداخته اند وقتي از اين پارك عبور ميكردي عضمت و زيبائي اين پارك بيننده را مرعوب ميكرد… تا زمانيكه محيط زيست يك ارگان مستقل نداشته باشد ، تا زماني كه يك مكاني وجود نداشته باشد كه دوست داران طبيعت هر از گاهي در آن جا همديگر را ببينند ، سخنراني كنند همديگر را نقد كنند و تا روزنامه نداشته باشند نمي توانيم وضعيت بهتري را انتظار داشته باشيم واقعيت اين است كه در حال حاضر ما براي ميراث گران سنگ فرهنگي و طبيعي ارزش قائل نيستيم”2

بلي ما قدر اين نعمت خدادادی را ندانسته ايم و در طول دهه هاي گذشته از او مواظبت نكرده ايم نه تنها منابع آب آن را به تدريج از بين برده ايم بلكه در تخريب روزانه ي آن كوشيده ايم اگر تنها عدم مديريت دولت ها را مقصر بدانيم حق مطلب را ادا نكرده ايم .. واقعيت اين است كه همه مقصرند و همه در اين مسابقه تخريب سهيم هستند كم شدن آب درياچه كار ديروز امروز نيست و از سال ها پيش در مسير رودخانه ها در سر هركوره دهي آب بندي درست كرده و آب رودخانه را بيحساب وكتاب بيش از نياز خود ، حتي خارج از فصل زراعي و آبياري به طرف ده و مزرعه ي خود منحرف نموده ايم و دريغ از يك جرعه به عنوان سهم درياچه!! نه تنها آب را بروي آن بسته ايم و با حفر هزاران حلقه چاه عميق و نيمه عميق در اطراف درياچه منبع زير زميني آب آن را نيز قطع كرده ايم.

عللي كه براي خشك شدن درياچه عنوان ميشود بعضي درست و بعضي دور از واقعيت است . لازم است اين علل را واقع بينانه بررسي كنيم و در نهايت ببينيم سهم ما در اين خشك شدن چقدر است و در اين وضعيت بحراني درياچه به جاي متهم كردن همديگر ببينيم براي برگشت به يك وضعيت نرمال در درياچه اروميه چه ميتوان كرد.

1. تغييرات اقليمي

شكي نيست كه مهمترين عامل خشك شدن درياچه اروميه تغييرات اقليمي است كه در يك سال و دو سال بوجود نيامده است. اهالي اروميه خوب بياد دارند كه 20، 30 سال پيش ميزان بارندگي در اروميه و اطراف آن چقدر بود زمستان هاي طولاني با برف سنگين و بهار و پائيز پر باران، بطوريكه منطقه اروميه از لحاظ وفور آب بعد از حوزه درياي مازندران به حساب مي آمد . ولي سال هاست كه نه از آن زمستان هاي سرد و برف هاي سنگين خبري هست و نه از باران هاي سيل آساي بهار و پائيزش اثري. در نتيجه منابع آب حاصل از بارندگي هاي فصلي به شدت كاسته شده و سفره آب هاي زير زميني هم عميقا فروكش كرده است. و بموازات اين نقصان در اثر گرم شدن هوا تبخير درياچه هم به حداكثر رسيده است يك زماني آب هاي زير زميني در حوزه آبخور رودخانه ها آن چنان بالا بود كه در بهار و تابستان نيازي به آبياري باغات نبود حتي به علت وفور آب، باغات و مزارع را زهكش ميكردند.

2. افزايش جمعيت

تعداد جمعيت منطقه نسبت به سي سال بيش از دو برابر شده است ، افزايش جمعيت يعني افزايش تقاضا براي آب و نان ودر نتيجه فشار به منابع موجود و محدود آب و زمين، بطوريكه گفته مي شود در سال هاي اخير علي رغم خشكسالي هاي ممتد هر سال 5 در صد به توليد محصولات كشاورزي در استان هاي حاشيه درياچه اروميه اضافه شده است كه بگفته ي كارشناسان اين ميزان متناسب با توانمندي و ظرفيت اين حوزه نيست و بار غير قابل تحملي را براي اين حوزه ايجاد كرده است

به گفته درويش “وسعت اراضی کشاورزی این منطقه چیزی حدود 60 هزار هکتار افزایش یافته که مقدار آب مورد نیازش حدود 6/3 میلیارد متر مکعب است. این افزایش اراضی کشاورزی در شرایطی بر این حوضه تحمیل شده که منبع جدیدی از آب برای آن تعریف نشده است. کل آب قابل استحصال این حوضه حدود 7 تا 2/7 میلیارد متر مکعب است که می توانسته در طول هزاران سال نیازهای این مردم و موجودات حوضه آبخیز ارومیه را فراهم آورد ، اما الان با این تحمیل جدید تنش بسیار شدیدی به منطقه وارد شده است. علاوه بر این برای جبران کمبود آب، تعداد چاه های حفر شده مجاز و غیر مجاز، نيمه عمیق و غیر عمیق، در منطقه افرایش یافته است. فقط حدود 8000 حلقه چاه عميق و غیرعمیق در این حوزه حفر شده که باعث می شود سطح سفره آب زیرزمینی به شدت کاهش پیدا کند و دریاچه ارومیه دیگر نتواند خودش را تغذیه کند وجريان بر عكس شود به این ترتیب كه آب دریاچه با مکش شتابناکی وارد سفره های آب زیرزمینی می شود و با مخلوط کردن آب شور و شیرین، کیفیت آب کشاورزی اراضی حاشیه ای دریاچه را هم به شدت متأثر می کند” 2

3. انتقال آب زرينه رود به تبريز

به اين عامل در اعتراضات و انتقادات كمتر اشاره شده است. در حاليكه مقدار آبي كه از رودخانه زرينه رود به طرف تبريز پمپاژ مي شود بطور كلي از منطقه حذف مي گردد و باعث مي شود كه بخشي از حق آبه هاي كشاورزي پائين دست قطع و يا كاهش يابد. درحاليكه مي شد اين مقدار آب را از طريق رود ارس به تبريز رسانيد

4. سدها و آب بندها

در اغلب اظهار نظرها و اعتراضات سد هاي احداث شده روي رودخانه هاي حوزه درياچه اروميه اولين متهم هستند. تا آن جا كه بعضي ها خواهان انهدام سد شده اند! . اين ادعا نيز دور از واقعيت است . زيرا سدها نه آب را به مصرف ميرسانند و نه براي هميشه پشت خود ذخيره مي كنند بلكه سد ها جريان آب را تنظيم ميكنند واز هدر رفتن آن جلوگيري مي نمايند.امروزه در دنيا احداث سد روي رودخانه ها با توجه به محدويت منابع آبي از ضروريات است كه نه تنها براي توسعه كشاورزي و صنايع لازم است براي شرب مردم حياتي است . سدها از سيلاب رودخانه ها جلوگيري مي كنند و آب را در طول سال در مجاري خود پيوسته جاري نگه مي دارند . به عنوان مثال رودخانه شهرچاي كه از داخل شهر اروميه عبور ميكند تا قبل از سد زدن آب آن تا اواخر بهار و حد اكثر اول تابستان خشك مي شد و ديگر قابل استفاده نبود ولي بعد از احداث سد تقريبا در طول سال آب آن جريان دارد و به طرف درياچه در حركت است (طبق عكس پيوست) ، ولي مشكل اينجاست كه در مسير رود خانه تا به درياچه برسد صد ها آب بند درست كرده اند كه آب را به دهات و مزراع و باغات سر راهي هدايت ميكند و چيزي به درياچه نمي رسد.

بنا براين اين سدها نيستند كه نگذارند آب به درياچه برسد بلكه اين آب بند ها هستند كه راه آب را به درياچه بسته و مانع رسيدن آب به درياچه هستند. اين آب بند ها كه كسي از آن ها صحبتي نميكند علت اصلي نرسيدن آب رودخانه ها به درياچه هستند و نظارتي هم روي آن ها نيست .

در ماه مرداد و نيمه دوم ماه مهرجاري اينجانب از بخشي از دهستان قامت تقريبأ در نزديكي درياچه ديدن كردم و شاهد بودم كه همين الان كه نيازي به آبياري نيست جويبار هاي باغات و مزراع پر از آب بود آن چنان كه حاشيه جاده هاي روستائي و باغات در اثر وفور آب تبديل به ني زار شده ، حتي بعضي جا ها رفت وآمد را مشكل نموده است.

آب در اين جويبارها در تمام فصول بدون اينكه نيازي به آن باشد در پيرامون مزارع و باغات جاريست ، در حاليكه درياچه به شدت نيازمند آب همين جويبارهاست.

بنابراين يكي از علل عمده در هدر رفتن آب موجود منطقه تنها كمبود آب نيست بلكه، فقدان مديريت مصرف آن چه از جانب مسئولين و چه از جانب مردم است. بقول باقر زاده كارشناس تالاب هاي ايران تا زماني كه برداشت از منابع آبي روال منظمي پيدا نكند ما به تعادل نمي رسيم. متأسفانه مردم منطقه هنوز خشكسالي را در زندگي روز مره خود حس نميكنند.

از طرف ديگر در منطقه يك الگوي مشخص كشت وجود ندارد هر سال بدون برنامه ريزي بر مبناي تجربه سال گذشته كشت ميشود و سيستم آبياري هم عموما به روش قديمي غرقابي است كه پرت آب آن بسيار بالا و راندمان آبياري و كشاورزي بسيار پائين است ، و به دليل ضعف در بسته بندي و حمل و نقل و سردخانه درصد بالايي از محصولات كشاورزي استان ضايع مي شود. در اين خصوص محمد درويش پيشنهاد خوبي ميدهد ،” با توجه به پايين بودن راندمان كشاورزي و آبياري و به تحليل رفتن منابع آبي پيشنهاد مي كند كه بيائيد وابستگي معيشتي و كشاورزي را در حوزه آبخيز درياچه اروميه كاهش بدهيم اين حوضه مي تواند پتانسيل گردشگري، توريستي، و بازرگاني بالائي داشته باشد. منطقه آزاد تجاري باشد و دليلي ندارد كه اكثر مردم اين حوضه قوت لايموت خود را بطور صد در صد وابسته به كشاورزي باشد. بايد پتانسيل هاي ديگر استان را رونق بدهيم…..”4

يك تذكر

بعضي از دلايل اعلام شده برای خشك شدن درياچه آن چنان دور از واقعيت است كه اصلا قابل طرح و بررسي نيست مثل مقصر دانستن احداث پل ميانگذر، كه ربطي به كم شدن و يا افزايش تبخير آب ندارد. و يا ادعاي خشك كردن عمدي درياچه به جهت دست يابي به منابع معدني كف درياچه !

چه بايد كرد

آن چه در وضعيت بحراني درياچه اروميه بر حسب اولويت لازم است كه به فوريت انجام گيرد (البته با نظر و تائيد كارشناسان خبره) اين است كه با استفاده از منابع موجود آبي كه از طرف كارشناسان منطقه عنوان مي شود مثل رها كردن ذخيره آب سدها، برگرداندن رودخانه زاب كوچك و زاب بزرگ به سوي درياچه ، آوردن آب از ارس و كنترل چاه ها، جايگزيني آب شرب تبريز، باروركردن ابرها و غيره… آب درياچه را نخست به وضعيت نسبتا نرمال درآورد و بعد به نسبت نيازهاي تعريف شده مثل نياز كشاورزي، صنايع، شرب و زيست محيطي (درياچه)، آب منطقه را بطور عادلانه توزيع نمود. هر چند بيشتر اين پروژه ها بر فرض آغاز ، تمام شدن به موقع آنها جاي سوال دارد . در هر حال فراموش نكنيم كه اجراي هر پروژه در حال حاضر و به فوريت براي درياچه مي تواند مفيد باشد وگرنه بعد از خشك شدن باقيمانده درياچه در دو، سه سال آينده هيچ طرحي مفيد واقع نخواهد شد و تبعات اقتصادی و اجتماعي و زيست محيطي آن دامنگير استان و كل كشور خواهد بود.

1. درويش، محود، راه اصولي نجات درياچه اروميه، (انترنت)

2. همشهري 23/8/89

3. ايضأمنبع 1

4. ايضأمنبع 1

منظره ای از رودخانه شهر چاي که از داخل شهر عبور ميكند و در طول سال جاريست به سوي درياچه مي رود ولي هرگز به درياچه نميرسد اين عكس در 22 مهر 90 به وسيله نويسنده گرفته شده است:

rudkhaneh-chay

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.