بیان غمناک یک حسرت

پنجشنبه, ۱۴ام آذر, ۱۳۹۲
اندازه قلم متن

hamid sadr

برای یک مصدقی واقعی یعنی کسی که راه و روش مصدق را برای در هم شکستن استبداد و تحکیم استقلال سیاسی و تامین و تضمین منافع ملی ارجح میداند، سنجش حکومتها و دولتهائی که بعد از وی بر سرکار آمدند کار سختی نیست. کافی است که تاریخ را ورقی بزنیم و بود و نبودها و سود و زیان ها را با یکدیگر مقایسه کنیم.

چندش آور مشاهده صحنه سازیهای به غایت عوامفریبانه ای است که اخیرا براه افتاده و طی آن وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، محمد جواد ظریف را، بعد از توافقات ژنو(تو بخوان لنگ انداختن رهبر جمهوری اسلامی در مقابل «دژمن») با مصدق مقایسه میکنند. کسی را که در مقابل دولت آمریکا و غرب در ژنو به معنی واقعی کلمه کوتاه آمده است را با مصدقی که درست بخاطر کوتاه نیامدن در مقابل سیاستهای استعماری آمریکا و انگلیس به نهاد مقاومت و پایداری در ایران بدل شده، و وی را “مصدق زمانه” و “مصدق جدید” نامیدن، یعنی دستبرد زدن به تاریخ؛ شوخی بی مزه ای که هیچکس به آن نمی خندد. زمانی که می بینیم در میان این جماعت غوغا سالارعده ای پیدا شده اند که خود را روزنامه‌نگار، فعال سیاسی و اصلاح طلب میخوانند، تاسف ما دو چندان میشود. کسانی که بجای تلاش برای بازخوانی درست تاریخ و ارزیابی درست از آن با عده ای جوان احساساتی در اغراق و خود فریبی هم آواز میشوند، نمیدانند که با این عمل خود نه تنها از خود شان بلکه از محمد جواد ظریف و حسن روحانی (دو بازوی اجرائی سیاست های علی خامنه ای) کاریکاتورهای خنده آوری میسازند که بجای مضحک بودن تاثر آور است. ابراز این واقعیت که حسن روحانی و محمدجواد ظریف، دو مجری و کارگزار لایق برای عملی ساختن منویات رهبرمیباشند، آیا کافی نبود خوشحالی خود را از این بابت که بالاخره جلوی ضرر گرفته شده و از این لحاظ میتواند منفعت تلقی شود، ابراز کنند؟ حتما می بایستی با غوغاسالاری خود دامن مصدق را نیز به لجن جمهوری اسلامی آلوده کنند؟

هر ناظر منصفی از خود می پرسد، حالا چرا مصدق؟ چه اتفاقی افتاده که این عده در شعار کهنه خود: «صل علی محمد، روح خمینی آمد» خمینی را حذف میکنند و مصدق را جانشین آن میسازند؟ تصور من این است که این عده در ضمیر نا خود آگاه خود از نظام جمهوری اسلامی و بنیان گذار آن بریده اند و برای نجات از زیر سلطه بختکی که خودشان ساخته اند، دنبال جانشین میگردند. ولی چرا مصدق؟ چرا باید مصدق حسرت و آرزوی برآورده نشده آنها را مبنی بر استقرار یک حکومت معقول، معتدل و متکی به مردم بیان کند؟ طی سی و چهار سال استقرار جمهوری اسلامی حتی یکنفر نبوده که روحانی و ظریف را با وی مقایسه کنند؟ ما مصدقی ها استقرار حکومت ملی را هدف مینامیم و رفرانس ما به دو دوره ای است که مصدق و بختیار زمام امور را در دست داشته اند. در این دو دوره کوشش شده مملکت از زیر سلطه استبداد و وابستگی نجات پیدا کند. سوال ما این است که چرا گروههای موصوف به سبز و بنفش بجای برخورد ریشه ای به این فقدان میخواهند با این مقایسه های بقول خودشان «مع الفارق» سر خود و دیگران را شیره بمالند ؟

مصدق برای ما مصدقی ها همواره یک راه و روش در اداره امور کشور بوده، دولتی بوده که قصد داشته بدون آدمکشی و اختلاس خدمتگذار مردم باشد؛ دولتی که منافع ملی را بر منافع شخصی، طبقاتی، حزبی و دینی و قومی ترجیح دهد. قصد ما در پشتیبانی از راه مصدق این نبوده که از وی بت بسازیم و به پرستش.آن بپردازیم. قصد ما این بوده که مدلی را ارائه دهیم تا مردم منظورمان را بهتر بفهمند. به همین علت نیز حرف ما به کسانیکه میخواهند عجولانه این آرزو و حسرت ملی را که درست به علت نابکاری جمهوری اسلامی دوچندان شده در یک کارگذار استبداد دینی جستجو کنند، این است که با تعویض اتیکت.مشکلشان حل نخواهد شد.

نهضت ملی طی این شصت سالی که از عمر آن میگذرد، توانسته است با وجود از بین بردن رهبران آن (مصدق در حصر خانگی فوت کرد ، دکتر بختیار و داریوش فروهررا در داخل و خارج از ایران به قتل رساندند) همچنان به راه خود ادامه دهد. وجود همه ممنوعیت ها و تکفیر ها جبهه ملی همچنان به عنوان تجسم یک آرزوی دیرینه ملی به حیات خود ادامه میدهد. آخرین دلیل برای اثبات این تداوم و استمرار کافی است از خود بپرسیم چرا هواداران نظام جمهوری اسلامی برای برجسته ساختن اقدام این یا آن عنصر حکومتی به نام مصدق متوسل میشوند؟ یعنی بعد از ۳۴ سال یک مثال قابل اتکاء نیز در این «نظام» پیدا نمیشود که در مقام مقایسه با مصدق بقول خمینی “ملحد” رقابت کند؟
احتمال دارد که عده ای نیز صادقانه به این مقایسه بپردازند، و در ضمیر ناخود آگاه خود از روی دلسوزی برای ایران و منافع ملی به این کار بپردازند.حرف ما این است که این چه کاری است؟ چرا دردسری به دردسرهای خود اضافه میکنند؟ آیا بهتر نیست بجای این دور زدنها به جنبش ملی بپیوندند و آن را دامن بزنند؟ تجربه به ما میگوید که باید به جنبش ملی پیوست و آن را دامن زد. مردم در زمان مقتضی آن رهبرانی را که شایسته این لقب باشند، پیدا خواهند کرد و آنها را بر دوش خود به مجلس موسسان و شورای ملی خواهند برد.

حمید صدر

۱۴ آذر ۱۳۹۲ برابر پنجم دسامبر ۲۰۱۳


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

یک نظر

  1. آقای حمید صدر، دلم نیامد با خواندن مطلب شما در مورد “مصدقی بودن” کامنتی ننویسم. چرا عزت نفس یا اصالت نفس نداشته باشیم. چرا باید خود را به یک شخصیت وصل کنیم و خود را پیرو وی بدانیم و اعتبار کسب کنیم؟ وقتی‌ عکس شما را در بالای نوشته شما میبینم، حیفم میاید که انسان والایی چون شما خود را “مصدقی” معرفی‌ کند، مثل کسانی‌ که خود را “شاهی‌” یا خمینی یی” یا خامنه‌ای یی” یا ذوب شده در آنها میدانند. روش و راه مصدق شاید در زمان وی با توجه به شرائط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی‌ یا اقتصادی آن زمان (گوئیم که موفق بوده، که نبوده) ، فکر نمی‌کنید که در این زمان کهنه است؟ راهی‌ نو می‌باید! آیا سیستم “مرجع تقلید- مقلّد در شما که گویا روشنفکر خارج نشین هستید در مغز استخونتان نفوذ کرده؟ بیاییم شخصیت پرستی‌ را کنار بگذاریم و اصالت نفس یا اینتگریتی داشته باشیم. (با عذر خواهی‌ که نمی‌خواهم معلم اخلاق باشم)