
یک سال از اعتراضات تابستان ۱۴۰۰ که با اعتراض مردم اهواز به بحران بیآبی آغاز شد، میگذرد. این اعتراضات که به سرعت از اهواز به دیگر شهرهای خوزستان و ایران گسترش یافتند، به شدت از سوی نیروهای حکومتی سرکوب شدند.
«سازمان عفو بینالملل» میگوید از ۲۴ تیر تا اول مرداد ۱۴۰۰، دستکم هشت شهروند در این اعتراضات جان باختهاند.
آیا وضعیت خوزستان در یک سال گذشته تغییر کرده است. ساکنان این استان در چه حال هستند؟ آیا به مطالبات خود دست یافتهاند؟ آیا عدالتی برای جانباختهگان این اعتراضات در کار است؟
«ایرانوایر» با یک شهروند اهوازی در ایران و «شیما سیلاوی»، فعال حقوقبشر و حقوق مردم اهوازی گفتوگو کرده است تا به این سوالات پاسخ دهد.
***
یک سال پیش، در آخرین روزهای تیر ۱۴۰۰، کشاورزان و شهروندان ساکن اهواز در اعتراض به فقر، بیآبی و مدیریت ناکارآمد و تبعیضآمیز منابع آبی این استان به خیابانها آمدند. مرگ دامهایشان در اثر بیآبی، خشک شدن تالاب «هورالعظیم» و ناممکن شدن معیشت در چنین شرایطی، دلایلی بودند که باعث شدند مردم خوزستان، بهویژه شهروندان خوزستانی تشنگی خود را فریاد بزنند. آنها از حکومت میخواستند که دست از پروژههای نابخردانه انتقال آب بردارد و حقآبه رودها و تالابهای خوزستان را پس بدهد.
رفته رفته اعتراضات گستردهتر و از محلههای حاشیه اهواز، بهسرعت به شهرهای دیگر خوزستان، از جمله «حمیدیه»، «کوتعبدالله»، «بستان»، «دشتآزادگان»، «ماهشهر»، «ملاثانی»، «رامشیر»، «خرمشهر»، «سوسنگرد»، «رامهرمز»، «جراحی» و «شوش» کشیده شدند.
پاسخ اما مثل همیشه، گلوله و گاز اشکآور بود. ویدیوها و تصاویری که از آن روزها باقی ماندهاند، از ورود گسترده نیروهای امنیتی و ضد شورش از شهرهای دیگر ایران به فرودگاه اهواز خبر میدهند. همانزمان یک منبع مطلع به «ایرانوایر» گفت نظام به خوزستان لشکرکشی هوایی کرده و نیروهای سرکوب خود را از همهجای ایران با هواپیما به فرودگاه اهواز و از آنجا به سایر شهرهای خوزستان برده است.
بنا بر گزارش سازمان عفو بینالملل، از ۲۴ تیر تا روز اول مرداد، دستکم هشت نفر از شهروندان، از جمله یک نوجوان در این اعتراضات کشته شدند. عفو بینالملل بهکار بردن سلاحهای جنگی علیه شهروند معترض در این اعتراضات را تایید کرده و همان زمان خواستار توقف استفاده از این سلاحها شده بود.
همزمان، با وجود قطعی اینترنت در خوزستان، ویدیوها و تصاویری از اعتراضات اهواز به بیرون درز میکردند که نشان از سرکوب شدید و بازداشت گسترده معترضان داشتند.
این در حالی بود که شعار اصلی این اعتراضات، «سلمیّه سلمیّه» بود که تاکید بر مسالمتآمیز بودن تجمعات داشت.
خویشتنداری و صلحآمیز بودن در این تجمعات تا حدی بود که صدای زنی که با لهجه عربی خطاب به نیروهای سرکوب فریاد میزد «آقا آقا! مظاهرات سلمیه، چرا آتیش میزنی؟ تو که خاکت رو نبردن، آبت که نبردن، چرا تیر میاندازی»، به نماد اعتراضات تیر ۱۴۰۰ تبدیل شد.
با تداوم اعتراضات و تشدید سرکوب اما در روزهای بعد، تجمعهای حمایت از مردم خوزستان در تبریز، اردبیل، سقز و استانهای بوشهر، خراسان شمالی، کرمانشاه، لرستان، اصفهان، تهران و البرز تشکیل شدند. شهروندان در چند استان ایران به سرکوب هموطنان خود در خوزستان اعتراض کردند. در تبریز شعارهایی مانند «آذربایجان، عرب، فارس، اتحاد اتحاد» و در تهران نیز شعار «توپ تانک فشفه، آخوند باید گم بشه» سر داده میشد.
یک سال بعد از اعتراضات آب، اوضاع در اهواز چهگونه است؟
در یک سال گذشته، در اهواز و استان خوزستان نه تنها اتفاق مثبتی روی نداده بلکه اوضاع وخیمتر هم شده است. بحران آب در ایران در پی کاهش شدید بارندگی، عمیقتر شده است. تورم گسترده و گران شدن کالاهای ضروری برای ادامه زندگی، همه وضعیت را به نحوی تغییر دادهاند که بهنظر میرسد هر لحظه ممکن است دوباره آتش از خاکستر اعتراضات قبلی برخیزد.
البته این آتش در همین یک سال دستکم دو بار در خوزستان برافروخته شده است؛ یک بار در اردیبهشت ۱۴۰۱، در پی گران شدن نان و سه کالای اساسی دیگر و بار دیگر در فاجعه فرو ریختن ساختمان «متروپل» در آبادان. در هر دو بار، شهروندان در خوزستان در صف اول اعتراضات برای نان و مقابله با فساد سازمانیافته، مطالبهگری کردند.
«د»، شهروند خوزستانی ساکن اهواز درباره اوضاع شهر در سالگرد اعتراضات آب به «ایرانوایر» می گوید: «از آن موقع تا حالا جو امنیتی بر شهرها تقریبا حاکم است. نیروهای امنیتی هیچوقت شهرهای خوزستان، بهویژه اهواز را ترک نکردند و به صورت ۲۴ ساعته در مراکز اصلی شهر حضور دارند.»
او درباره افراد بازداشت شده در اعتراضات تیر ۱۴۰۰ نیز میگوید: «تعدادی از بازداشتیها با وثیقه به طور موقت آزاد شدند ولی عدهای هنوز در زندان هستند چون نمیتوانند وثیقه بگذارند.»
اشاره این شهروند خوزستانی به افرادی است که در اواخر تیر و اوایل مرداد ۱۴۰۰، در ارتباطات با اعتراضات در شهرهای مختلف خوزستان بازداشت شدند. مقامهای ایران هرگز آمار دقیقی از افراد کشته شده و بازداشتشدگان این اعتراضات اعلام نکردند ولی سایت «همشهری آنلاین» در ایران از بازداشت فقط ۳۰۰ نفر در شهر «خفاجیه» یا «سوسنگرد» خبر داده بود. با این وجود، فعالان حقوق بشر میگویند شمار افراد بازداشت شده بسیار بیشتر از این حرفها است.
علاوه بر این، در مرداد ۱۴۰۰، «سازمان دیدبان حقوقبشر» در بیانیهای از سرکوب خونین در خوزستان اظهار نگرانی کرده بود.
همزمان نیز صفحه توییتر «۱۵۰۰ تصویر» که اخبار اعتراضات بعد از آبان ۱۳۹۸ را منتشر میکند، از کشته شدن یکی از جوانان بازداشت شده در اهواز، بهنام «محمد الکنانی» در مرداد ۱۴۰۰خبر داده بود.
شیما سیلاوی، فعال حقوق بشر و از شهروندان اهوازی که در بلژیک زندگی میکند نیز بازداشت گسترده شهروندان معترض و تهدید خانوادههای افراد بازداشت شده برای عدم اطلاعرسانی درباره وضعیت آنها را تایید میکند.
او به «ایرانوایر» توضیح میدهد: «در این یک سال، بعضی از زندانیان با قید وثیقه آزاد شدند ولى همه زندانیان توانایى پرداخت این هزینه را ندارند.»
سیلاوی همچنین میگوید: «متاسفانه بهدلیل این که جمهوری اسلامی در این منطقه به شکل جمعى معترضان و خانوادههای آنها را تنبیه میکند، اطلاعرسانى و ارتباط گرفتن با سازمانهاى حقوق بشرى برای خانوادهها هزینه سنگینى دارد و در این حالت، ما اطلاع دقیقى از سرنوشت این عزیزان در بند نداریم.»
این عضو سازمان حقوقبشر اهواز تاکید میکند: «سازمان حقوق بشر اهواز توانست اسم ۳۰۰ نفر بازداشتى را جمعآورى کند ولى رقم اصلى بر اساس گفته فعالان در اهواز، بیشتر از این تعداد است.»
شیما سیلاوی همچنین به جانباختگان اعتراضات آب در خوزستان نیز میپردازد و میگوید: «سازمان عفو بینالملل تعداد کشته شدگان را هشت نفر اعلام کرده ولى بر اساس آمار فعالان محلى، این عدد بین ۱۰ تا ۱۲ است.»
به گفته او، «فرزاد فریسات»، «محمد کروشات»، «میثم عچرش»، «محمد الکنانى»، «هادى بهمنى»، «عیسى بالدى»، «مصطفى نعیماوى» (عساکره)، «قاسم خضیرى»، «محمد الچنانى» و «مهدى السارى»، برخی از جانباختهگان این اعتراضات هستند.
یک سال بعد از اعتراض تشنگان، آیا آب به خوزستان بازگشت؟
«د»، شهروند خوزستانی اهل اهواز به «ایرانوایر» میگوید علاوه بر وضعیت امنیتی، اوضاع از لحاظ محیط زیستی نیز وخیمتر شده است.
او توضیح میدهد: «از پارسال، تجاوز به حریم کارون و تنگ کردن عرض کارون بی وقفه ادامه داشته است. کرخه خیلی خشک شده است و میتوان گفت که در پایین دست، کاملا خشک است. در هورالعظیم، به خاطر خشکی تالاب، آتشسوزیها ادامه دارند و رود دز هم در پایین دست، کاملا خشک است.»
او با تاکید بر این که این بحران دست در دست بحران قطعی برق در خوزستان داده و مردم را به کوچ اجباری وا داشته است، میگوید: «هم به دلیل کم آبی و قطع برق و هم عدم وجود امکانات مناسب برای زندگی، عدهای کوچ کردند به حاشیه شهرهای بزرگ خوزستان، بهویژه اهواز.»
او همچنین میگوید: «اغلب آنهایی که کوچ کردهاند، فعالیت کشاورزی داشتند، دام داشتند اما حالا در نبود آب، دامها تلف میشوند و کشاورزی هم تعطیل شده است. بنابراین مردم چارهای ندارند جز این که بروند حاشیهنشین شوند.»
او با تاکید بر این که مشکل همچنان با تمام قدرت پابرجا است، میگوید: «تلفات دام و بدبختی مردم هنوز ادامه دارد ولی کمتر منعکس میشود، چون ترس هست.»
اگر اوضاع بدتر شود، اعتراضات ادامه خواهند یافت؟
شیما سیلاوی، فعال حقوقبشر ساکن بلژیک معتقد است که چون مطالبات مردم خوزستان همیشه با سرکوب حکومت مواجه شده و به هیچیک از آنها پاسخ داده نشده است، این اعتراضات ادامه خواهند یافت.
او با اشاره به برخی از خواستههای مردم خوزستان و بهویژه مردم اهوازی توضیح میدهد: «خواستههای مردم در اعتراضات تابستان ۱۴۰۰، مطالباتی بوده که بهویژه در این دهه اخیر مرتب تکرار شده است.»
او میگوید: «ما این خواستهها را در زنجیرههاى انسانى براى حفظ رود کارون و اعتراضات علیه انتقال آب بارها دیده و شنیدهایم. اعتراضات سال پیش هم امتداد همان خواستهها بودند که شامل حفظ هورالعظیم و احترام به حقآبه آن و دیگر تالابها، جلوگیرى از نابودی کشاورزى در پاییندست و توقف طرحهاى انتقال آب میشدند.»
به باور این فعال حقوقبشر، تلنبار شدن این خواستهها روی هم، مردم خوزستان را در صف اول اعتراضات علیه سیاستهای حکومت ایران قرار داده است.
او همچنین میافزاید: «شهروند خوزستانى که به خیابان میآید، نه فقط برای آب بلکه براى مجموعه مطالبات خود به خیابان آمده است. برای اعلام موضع خود با عدم اشتغال نیروهاى بومى در صنایع منطقه، براى اعلام حمایت از حفظ محیط زیست خود و براى توقف برچسب تجزیهطلبى که به هرگونه اعتراضى که او و سایر افراد در آن مشارکت دارند، زده میشود. در واقع، برای همه اینها است که اعتراض میکند.»
سیلاوی با تاکید بر نقش حکومت ایران در دامن زدن به فقر در استان خوزستان میگوید: «مردم خوزستان همیشه در خط مقدم اعتراضات بودهاند و دلیلش هم همانطور که ذکر کردم، تلنبار شدن مطالباتی است که جواب آن همیشه سرکوب بوده است.»
او در پایان نیز میگوید: «شکى نیست که منطقهاى که با این همه ثروت و منابع طبیعى اینگونه به سوى حاشیه و فقر رانده شده است، شاهد اعتراضات دیگرى خواهد بود، چرا که به مطالبات مردم آن رسیدگى نمیشود.»