
بی بی سی فارسی
اعلام طرح «کاشت یک میلیارد درخت» توسط ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری ایران
ایران از شروع طرحی برای کاشت درخت خبر داده است و میگوید تا ۴ سال آینده این طرح تکمیل خواهد شد. طرحهای مشابه زیادی با همین نام در دیگر کشورهای دنیا اجرا شدهاند یا در حال اجرا هستند؛ اما همه موفقیتآمیز نبودهاند. این اولین بار است که ایران به جرگه کشورهایی پیوسته است که بنا دارند در مقیاس میلیاردی درخت بکارند. نام طرح «کاشت یک میلیارد درخت» است.
قبل از آن که آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، در روز درختکاری امسال این سنت هر ساله را بجا آورد، دولت اعلام کرد که چنین طرحی را در دستور کار دارد. رهبر ایران هم کلی برای این طرح تبلیغ کرد:
«امسال مسئولین این شعار را مطرح کردهاند که هر ایرانی سه نهال بکارد. ما هم سه نهال امروز کاشتیم.»
اما همه این طرحها موفقیتآمیز نبودهاند. این طرح در ایران چقدر شانس موفقیت دارد؟
هدف این است که هر سال با کاشتن ۲۵۰ میلیون نهال، تا ۴ سال آینده یک میلیارد درخت در ایران کاشته شود.
برای ارزیابی احتمال موفقیت چنین طرحی، باید اول دید هدف چیست.
اهداف درختکاری، اگر درست انجام شود، متعدد است؛ که مهمترین هدف آن احیا جنگلها است.
زراعت چوب، احداث پارک و فضای سبز، احداث باغهای میوه، کمک به اقتصاد جوامع محلی، جلوگیری از فرسایش خاک، و جذب دیاکسیدکربن در هوا هم هدفهای دیگر هستند.
دستیابی به هر کدام ازاین هدفها راه و چاه خودش را دارد و شاید نایل شدن به یک هدف، هدف دیگر را دورتر از دسترس قرار دهد.
مثلا زراعت چوب شاید به اقتصاد و جذب کربن کمک کند ولی مصرف آب بالایی دارد و میتواند باعث جذب بیش از حد آب نهفته در خاک و تاثیر منفی بر روی رودخانهها شود.
یا شاید درختکاری در یک منطقه جنگلی، پوشش گیاهی آن منطقه را بیشتر کند اما لزوما به تنوع زیستی آن منطقه کمک نمیکند مخصوصا اگر همه درختهایی که کشت میشوند از یک گونه باشند.
عباسعلی نوبخت، رِییس سازمان منابع طبیعی ایران، گفته است طرح کاشت یک میلیارد درخت قرار است همه این هدفها را محقق کند.
از گفتههای آقای نوبخت چنین بر میآید که زراعت چوب یکی از هدفهای اصلی این طرح است. او میگوید این کار باعث جلوگیری از قاچاق چوب خواهد شد.
اما وعدهای که دستگاههای تبلیغاتی ایران دادهاند این است که با اجرای طرح کاشت یک میلیارد درخت، سه میلیون هکتار یعنی یک سوم جنگلهای ایران احیا خواهد شد. وعدهای بسیار بلندپروازانه در شرایطی که تقریبا هیچ کشوری در دنیا نتوانسته مدعی شود که با درختکاری جنگلهایش را احیا کرده است.

یکی از بزرگترین طرحهای جنگلکاری بعد از سیل ویرانگر چین در سال ۱۹۹۸ میلادی رخ داد.
دولت چین با دادن مزایای مالی به ساکنان مناطق مورد نظر توانست بر روی بیش از ۳۰ میلیون هکتار زمین زراعی و یا لمیزرع درختکاری کند.
این طرح عظیم به اقتصاد مردم منطقه کمک کرد و جلوی فرسایش خاک را گرفت اما پوشش گیاهی ایجاد شده، شباهتی به جنگلهایی که چین از دست داده بود نداشت: صرفا گونههای یکسان و همسال در یک گستره وسیع کاشته شدند که در احیا تنوع زیستی جنگلهای اولیه موفق نبودند.
کارشناسان به طور اصولی با درختکاری مخالف نیستند، آنها ولی معتقد هستند که دستکاری در جنگل تاثیر عکس دارد و بهتر است به جای آن عوامل تخریب جنگل را از بین برد. آنها میگویند ایجاد پوشش سبز در مناطق خشک کلی الزامات دارد، از جمله آب و درخت مناست.
کارشناسانی مثل مظفر شیروانی، که به دولتهای متعددی از جمله ایران درباره حفاظت از جنگلها مشورت میدهد، معتقد هستند بهترین و ارزانترین راه احیا جنگلها این است که عوامل تخریب آنها را از بین ببریم و جنگل را به حال خود واگذاریم تا به شکل طبیعی رویش کند.
مهمترین عامل تخریب جنگل در جهان کشاورزی و دامداری است.
در ایران نیز چنین است و علاوه بر کشاورزی و دامداری، ویلاسازی و زمینخواری و قاچاق چوب، جنگلهای هیرکانی و زاگرس را تخریب کردهاند.

در ایران برنامه این است که برای هر استان سهمیهای در نظر گرفته شده است؛ مردم باید به اداره منابع طبیعی استان خود مراجعه کنند و سه نهال رایگان برای کشت دریافت کنند.
در سال ۱۴۰۰ اعلام شد که ایران ظرفیت تولید حداکثر ۴۰ میلیون نهال دارد.
کارشناسان رقم واقعی را بسیار کمتر میدانند، ولی عباسعلی نوبخت گفته است نهالستانهای ایران به راحتی قادرهستند ۲۵۰ میلیون نهال مورد نیاز در سال را برای اجرای طرح کاشت یک میلیارد درخت ظرف ۴ سال تولید کنند.
واقعیت این است که مانند همه طرحهای بزرگ درختکاری در جهان، بعد از ۴ سال به سختی بتوان سنجش کرد که چه تعداد از یک میلیارد درخت مورد در ایران نظر کشت شدهاند، چه مقدار بار آمدهاند، و چه مقدار به هدف مورد نظر از کشت آنها جامه عمل پوشاندهاند.
هزینه این طرح ۱۸ هزار میلیارد تومان عنوان شده – بیشتر از بودجه اداره منابع طبیعی – که دولت یک ریال هم برای آن بودجه تعیین نکرده است، بلکه قرار است این هزینه با کمک صنایع ایرانی مخصوصا صنعت پتروشیمی تامین شود.
با توجه به این که صنایع ایران خود نقش برجستهای در تخریب و آلودگی طبیعت داشتهاند، منتقدانی مثل منصور سهرابی، بومشناس، میگویند طرح کاشت یک میلیارد درخت چیزی نیست جز «سبزشویی» برای این صنایع.
آقای سهرابی میگوید: «ما طرحهای شکستخورده از این دست را زیاد داریم. یکی از مهمترین آنها طرح “طوبی” بود که منجر به بزرگترین زمینخواری کشور گردید.»
آقای سهرابی عواقب مشابهی برای طرح کاشت یک میلیارد درخت پیشبینی کرد که منجر به تغییر کاربری زمینها و زمینخواریهای بزرگ خواهد شد.
از صحبتهای مقامات ذیربط چنین بر میآید که قرار نیست در روند کشت نهالها نظارت خاصی از طرف کارشناسان صورت بگیرد.
عباسعلی نوبخت به زهرا کشوری، خبرنگار محیط زیستی، گفته است: «هر کسی که در هر جایی درختی میکارد، میتواند بیاید و در این سایت آدرس و تصویر نهال را منتشر کند. ممکن است در ابتدا ناقص باشد اما قطعا تکمیل خواهد شد. از ظرفیتهای تشکلهای مردمنهاد شهرستانهای مختلف نیز برای نظارت و راستیآزمایی استفاده میکنیم.»