میر شهبیز شافع: وضع موجود و شکست نهاد وکالت

سه شنبه, 20ام اسفند, 1392
اندازه قلم متن

میر شهبیز شافع، وکیل پایه یک دادگستری

در هر انتخابات چالش اساسی، شناخت صحیح معیارهای انتخاب است و انتخابات کانون وکلای دادگستری نیز از این امر مستثنا نیست. هرچند اینجانب خود نیز از کاندیداهای بیست‌وهشتمین دوره انتخابات کانون وکلای دادگستری مرکز هستم، اما در اینجا به‌عنوان متخصص مباحث MBA به بررسی اجمالی مناسب‌ترین معیارها برای انتخاب افراد واجد شرایط برای هیات‌مدیره کانون وکلا می‌پردازم؛ در دوره‌های MBA و ذیل عنوان رهبری سازمانی، به تفصیل درخصوص اینکه اعضای هیات‌مدیره هر سازمان را بر پایه چه معیاری باید انتخاب کرد، بحث می‌شود. در این میان شیوه عملکرد «جک ولش»- مدیرعامل شرکت جنرال‌الکتریک و مدیر برتر سازمانی در کل قرن بیستم- مبنای این بررسی قرار گرفته است، فردی که به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین تئوریسین‌های مدیریت، تفکر استراتژیک و راهبر سازمانی مورد تحسین قرار گرفته است.

۱- بر اساس مدیریت مدرن مبتنی بر به‌کارگیری آموزه‌های MBA، انتخاب مدیر یک سازمان هرگز بر‌مبنای تخصص در کار حرفه‌ای نیست، بلکه تخصص در مباحث مدیریتی است. در جنرال‌الکتریک، جک ولش، هرگز بهترین مهندس نبود، بلکه بالاترین توان مدیریتی را از خود نشان می‌دهد.

در انتخابات کانون وکلا نیز قرار بر این نیست که مشخص شود چه وکیلی بهترین لایحه را می‌نویسد یا کدام وکیل بهترین استاد حقوق دانشگاه است، بلکه معیار نخست آن است که کدام وکیل مسلط به مباحث مدرن مدیریتی است.

۲- مدیریت موفق، نسل بعد از خود را آموزش می‌دهد. زمانی که جک ولش به مدیریت عاملی جنرال‌الکتریک رسید، جوان‌ترین مدیرعاملی بود که در جنرال‌الکتریک به این سمت نایل شده بود. در طول دوران مدیریتش، جک ولش دست به اجرای برنامه‌های آموزشی مفصلی زد، به‌گونه‌ای که در زمان ترک پستش، تعداد زیادی مدیر شایسته در آن مجموعه پرورش یافته بود که به‌راحتی می‌توانستند جای او را پر کنند، ضمن آنکه بسیاری از آنان مدیریت عاملی بسیاری از موسسات دیگر را برعهده گرفته بودند. جک ولش نیز خود هرگز بعد از بازنشستگی از جنرال‌الکتریک، با وجود پیشنهادات گوناگون، به هیچ سازمان دیگری نرفت و صرفا به مشاوره و آموزش در حوزه‌های مدیریت ادامه داد. نگاهی به فهرست کاندیداهای انتخابات کانون وکلا نشان می‌دهد که بسیاری در سنین بالا و با وجود حضور پیشین و متوالی در دوره‌های گذشته، مجددا از طرف گروه‌های مختلف کاندیدای عضویت در هیات‌مدیره شده‌اند. این امر نشان می‌دهد که در تمامی این گروه‌ها، دومین ویژگی مدیریت موفق به چشم نمی‌خورد، چراکه در صورت برخورداری از این ویژگی، در طول سالیان طولانی از ۱۳۷۶ تاکنون موفق به کادرسازی و تربیت نسل جدید مدیران می‌شدند.

۳- مدیریت موفق، نیازمند تیمی قوی و موفق است. موفقیت جک ولش هرچند تاحدود بسیاری مدیون هوشمندی و توانایی شخصی اوست، ولی وی خود اذعان می‌دارد که تیمی قوی او را پشتیبانی می‌کند. به این ترتیب، تنها انتخاب یک‌نفر مدیر قوی که در هیات‌مدیره در اقلیت باشد، برای تحول در کانون کافی نیست. از سوی دیگر نگاه به بسیاری از فهرست‌های انتخاباتی نیز نشان می‌دهد که مغز متفکر گروه مربوط، این اصل مهم مدیریتی را هم مدنظر قرار نداده است، که این خود برخورداری این فرد از قابلیت مدیریت موفق را زیر سوال می‌برد. بدون تردید، پابرجابودن کانون در حال حاضر، مدیون تلاش‌های بسیاری از کسانی است که در دوره‌های پیشین عضو هیات‌مدیره بوده‌اند. همان‌گونه که ایساک نیوتن می‌گوید: «ما بر دوش غول‌ها ایستاده‌ایم.» هرچند بزرگان باسابقه می‌توانند مشاورانی مناسب برای اعضای هیات‌مدیره آتی باشند، ولی به نظر نمی‌رسد رای‌دادن به افراد، بدون آنکه آنان با مدیریت مدرن آشنا باشند، در این شرایط انتخاب مناسبی باشد. راه‌حل مشکلات کنونی تنها انتخاب حقوقدانانی است که به فنون نوین مدیریت آشنا و واقف باشند.
از: قانون


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.