این 4 درصد غم انگیز

Monday, 24th March, 2014
اندازه قلم متن

برای هیچ کدام از ما ایرانیان، افتخار آمیز نیست که کشورمان در زمره “پناهجوفرست ترین” کشورهای جهان باشد. اگر مسوولان نیز به این عدد نمی بالند – که نمی بالند – انتظار می رود برای فروکاستن از آن ، عملگرایی مدبرانه پیشه کنند تا ایرانی جماعت، هرگز در اندیشه ترک سرزمین مادری و خاک پدری نیفتد.

عصرایران – کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان با انتشار گزارش مفصلی از وضعیت پناهندگی و پناهجویی در سال ۲۰۱۳، اعلام کرده است که ۴ درصد کل پناهجویان جهان در سال گذشته میلادی ایرانی بودند.

اگر در سال 2013 ، مردم سوریه در رأس پناهجویان جهان بودند ، علتش این بوده که این کشور درگیر یک جنگ داخلی است. یا اگر افغانستان یا عراق ، هنوز در فهرست پناهجو فرست ترین کشورهای جهان هستند ، می توان با اشاره به ناامنی داخلی این کشورها مسأله را توضیح داد. اما بالا بودن نرخ پناهجویان کشورهایی مانند ایران ، روسیه ، صربستان و … که درگیر جنگ های داخلی یا خارجی نیستند، شگفت انگیز است.

خوشبختانه با عنایت خداوند ، تدبیر مسوولان و همت مردم ، امنیت در ایران برقرار است و ناامنی هایی نظیر جنگ ، امواج تروریستی ، نزاع های داخلی و قبیله ای و … از این سرزمین دور است.بنابراین ، کسی نمی تواند با استناد به این بهانه ها ، از کشور خارج شود و تقاضای پناهجویی دهد.

بنابراین باید مساله را در محورهای دیگری باید کاوید. این که 4 در صد پناهجویان جهان در سال 2013 ، از کشور امن و با ثباتی مانند ایران باشند ، موضوعی نیست که بتوان از کنار آن با بی اعتنایی گذشت.

بی آن که بحث را سیاسی کنیم یا به ورطه بحث های اپوزیسیون برانداز بیفیتم ، اگر بخواهیم صرفاً عزت ایرانی و وجهه نظام جمهوری اسلامی را مد نظر قرار دهیم ، باید بگوییم که جا دارد این موضوع به عنوان یک مسأله بسیار مهم و راهبردی ، در سطح نهادها و مسوولان ارشد -همانند شورای عالی امنیت ملی- به عنوان یک “مسأله ملی” مورد بررسی دقیق، کارشناسانه و غیرشعاری، قرار گیرد.

البته برخی پناهندگی ها، در خصوص افرادی که به دلیل اعمالی مانند عضویت در گروه های ضدانقلابی چون سازمان مجاهدین خلق(منافقین) و ارتکاب اقدامات جنایت آمیز تحت تعقیب هستند، قابل توجیه است اما واقعیت این است که این قبیل موارد، محدود هستند و امروزه ، افرادی در سودای پناهجویی هستند که حتی یک برگ اتهام نیز علیه شان وجود ندارد و در صورت ادامه زندگی در ایران ،کسی متعرض شان هم نمی شود.

بسیاری از این افراد، برای آن که به هدف خود برسند ، ناخواسته در دام قاچاقچیان و کلاهبرداران می افتند. سرنوشت اکثر این افراد نیز نامعلوم است: عده اندکی به هدف می رسند، گروهی در آرزوی اقامت در کشوری دیگر، مالباخته می شوند ، جمعی در کشورهای واسط، رها و سرگردان می شوند و به فلاکت می افتند. عده ای جان خود را از دست می دهند، مانند افرادی که در سال گذشته در مسیر دریایی استرالیا، غرق شدند و حتی جسدهایشان هم پیدا نشد. جمعی به مقصد می رسند و بی آن که به بهشت برینی که تصورش را می کردند نائل آیند ، سر از کمپ های آوارگان در می آورند و تا مدت نامعلومی، دچار برزخ بلاتکلیفی می شوند و … .

به جمعیت پناهجویان، باید انبوه ایرانیانی که مهاجرت می کنند را نیز باید افزود تا مشخص شود که چه حجم بزرگی از جمعیت ایران، در روندی مستمر، در حال ترک کشور است.

این که این روند، صفر شود، در شرایط کنونی محال است ولی آیا نمی توان این موضوع را به عنوان یک “مسأله” بررسی علمی نمود و تا حد امکان، زمینه هایی که باعث “رفتن” می شود را اصلاح کرد؟

برای هیچ کدام از ما ایرانیان، افتخار آمیز نیست که کشورمان در زمره “پناهجوفرست” ترین کشورهای جهان باشد. اگر مسوولان نیز به این عدد نمی بالند – که نمی بالند – انتظار می رود برای فروکاستن از آن ، عملگرایی مدبرانه پیشه کنند تا ایرانی جماعت ، هرگز در اندیشه ترک سرزمین مادری و خاک پدری نیفتد.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

3 نظر

  1. روشن است که ملیون با مجاهدین هیچگونه توافقی ندارند. در عین حال واژه منافقین در مطلبی که از سایت دیگری آورده شده بوده و از عباراتی نیست که مورد استفاده ملیون باشد
    یک کار بر سایت

  2. آقایانی که عنوان ملیون را یدک می کشید چرا بااستفاده ازادبیات حاکمیت مجاهدین خلق را منافقین نامیده اید حداقل درحد فائژه هاشمی دل وجرائت داشته باشد که تحت بازداشت شش ماهه وکتک خوردن ها حاضرنشد ازواژه “منافقین” برعلیه محاهدین استفاده کند وهمچنین افرادی نظیرمهندس سحابی یا هدی رضازاده صابر
    واقعا باعث تاسف است که کسانی ادعای ملی گرایی بکنند واینگونه جلوترازحاکمیت به مخالفان آن بتازند

  3. جمشید پیمان

    ای همه فراری نه ماجراجو هستند و نه برای کشف ناشناخته های جهان، خانه و کاشانه خود را رها می کنند و از کشور می گریزند. باید دید از چه می کریزند و پناه گاهی می جویند؟
    تقاضای اصلاح زمینه هائی که باعث رفتن ناخواسته و اجباری می شود از کسانی که باعث و بانی این وضعیت هستند ، چه معنی دارد؟ این بیت شاید پاسخ گو باشد:

    ذات نا یافته از هستی ؛بخش
    کی تواند که بوَد هستی بخش