نسرین رضایی: دموکراسی تزریقی

یکشنبه, 17ام فروردین, 1393
اندازه قلم متن

حامد کرزای نخستین دولتمرد تاریخ افغانستان است که با پای خود از کرسی قدرت پایین می‌آید و کلید کاخ ریاست‌جمهوری را به جانشینش واگذار می‌کند. او که از زمان سرنگونی حکومت طالبان تاکنون رییس‌جمهوری افغانستان بود اکنون به واسطه «دموکراسی تزریقی» به اولین دولتمرد تاریخ افغانستان و حتی آسیای میانه بدل شده که پایبندی خود به بدیهی‌ترین اصول دموکراسی را به نمایش گذاشته است. گرچه دموکراسی تنها صندوق‌های رای نیست و نهادهای قوی مدنی، طبقه متوسط و… همه و همه در کنار هم تکمیل‌کننده پازل واژه دموکراسی هستند، اما می‌توانیم صندوق‌های رای را بخشی – هرچند مهم – از روند حرکت به‌سوی دموکراسی قلمداد کنیم. صندوق‌ها و شرایطی که امروز در افغانستان به‌واسطه شرایط ساخته شده یا همان شرایط تزریقی خارجی شاهدش هستیم و نه به‌واسطه گذر زمان و تجربه واقعی.

با این حال، شاید همین «دموکراسی تزریقی» قدمی باشد مثبت برای حرکت به سمت‌وسوی دموکراسی واقعی در کشوری چون افغانستان. در افغانستان معاصر قدرت همواره در فرآیندی خشن دست‌به‌دست شده است. کودتا علیه ظاهر شاه نخستین نمونه بود. محمد ظاهر با مرگ پدر، در هشتم نوامبر ۱۹۳۳ به پادشاهی افغانستان دست یافت و آخرین‌بار در سال ۱۹۷۳، زمانی که در ایتالیا به‌سر می‌برد، عموزاده او، سردار محمد داوودخان با کودتای سفید، شاه را از قدرت خلع کرد و با پایان‌دادن به نظام شاهی، در افغانستان نظام جمهوری اعلام کرد.

داوودخان که با حزب دموکراتیک، به‌ویژه شاخه پرچم روابط نزدیکی داشت و از آنها در پیروزی کودتا استفاده کرده بود، در اواخر سال‌های قدرتش از مسکو و چپی‌ها فاصله گرفت و حتی در صدد نابودی آنها بر آمد. این اقدام وی باعث شد تا حزب دموکراتیک خلق دست به کودتای هفتم اردیبهشت ۱۳۵۷ بزند و در همان سال او و ۳۹ نفر از اعضای فامیلش را به قتل ‌رساندند. داوودخان هم در ۲۷ آوریل سال ۱۹۷۸ در جریان کودتا در شهر کابل کشته شد.

اما شاید پر بیراه نباشد که کرزای را حتی اولین دولتمرد تاریخ آسیای میانه بنامیم که با پای خود کنار می‌رود و کرسی قدرت را واگذار می‌کند. آسیای میانه‌ای که نه در ترکمنستان و ازبکستان و تاجیکستانش و نه در قزاقستان و قرقیزستانش تاکنون اینگونه شاهد چنین روند انتقال قدرتی نبودیم. دولتمردانی رفتند یا بهتر بگوییم مجبور به ترک قدرت شدند، نه به روش صندوق‌های رای که به‌واسطه مرگ، قیام و کودتا. «نورسلطان نظربایف» رهبر زمان کمونیسم قزاقستان پس از استقلال این کشور به ریاست‌جمهوری قزاقستان رسید و همچنان در این منصب باقی‌مانده ‌است.

«امامعلی رحمان» از سال ۱۳۷۱ ریاست‌جمهوری تاجیکستان را بر عهده دارد. او پس از پایان دوره پنج ساله، دوباره در سال ۱۳۷۸ به مدت هفت سال دیگر به این مقام برگزیده شد. «اسلام کریموف» بیش از ۲۰ سال رییس‌جمهور ازبکستان است و گلنار کریموف که یکی از دو دختر رییس‌جمهور ازبکستان است، تا مدت‌ها به‌عنوان جانشین احتمالی پدرش شناخته می‌شد. قرقیزستان پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، مستقل شد و عسگر آقایف، رهبر حزب کمونیست قرقیزستان، به ریاست‌جمهوری این کشور رسید. آقایف از آغاز استقلال این کشور تا سال ۲۰۰۵ میلادی قدرت را در دست داشت و می‌خواست تا پایان عمر در مقام ریاست‌جمهوری باشد. اما در اوایل فوریه ۲۰۱۰ به‌دنبال مجموعه‌ای از شورش‌ها قربان‌بیک باقی‌اف، رییس‌جمهور قرقیزستان سرنگون شد. «عسگر آقایف» به روسیه پناهنده شد و «قربان‌بیگ باقی‌اف» به جای او به ریاست‌جمهوری رسید و انقلاب لاله‌ای قرقیزستان به وقوع پیوست. پنج سال بعد در سال ۲۰۱۰ میلادی مردم قرقیزستان در اعتراض به فساد مالی و گرانی قیمت برق به خیابان‌ها ریختند و دولت قربان بیگ باقی‌یف را سرنگون کردند.

اما در ترکمنستان «صفرمراد نیازاف» اولین رییس‌جمهور کشور بود. پس از مرگ نیازاف، بر اساس قانون اساسی اداره کشور پس از مرگ یا برکناری رییس‌جمهور برعهده شورای امنیت‌ملی است و گمان می‌رفت «گلدی آتایف» که ریاست شورای امنیت‌ملی را برعهده داشت به قدرت برسد ولی ناگهان پرونده‌های جنایی آتایف گشوده و از صفحه قدرت کنار زده شد .رییس‌جمهور کنونی کشور قربان قلی بردی محمداف است. افغان‌ها پیش از این یک دوره کوتاه‌مدت را که به «دهه به اصطلاح دموکراسی» معروف شد در ۱۰سال پایانی دوره پادشاهی محمد ظاهرشاه تا کودتای سال ۱۳۵۲ داوودخان تجربه کرد اما آیا حالا «دموکراسی تزریقی» ۲۰۱۴ کابل را به سمت و سوی «دموکراسی طبیعی» سوق خواهد داد؟
از: شرق


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.